homeصفحه اصلی starشرکت در مسابقه contactsمشاوره ها descriptionمقالات video_libraryدوره های آموزشی descriptionاخبار و تصاویر ازدواج دانشجویی۱۱۴
chatارسال بازخورد یا ایده navigationقوانین و شرایط contact_phoneتماس با ما person_pinدرباره ما phonelink_setupدریافت اپلیکیشن
بخش بیست و دوم2 آقايي

بخش بیست و دوم

2 آقايي كه تا بالاي اين مقطع سني به دنبال اقتصاد رفته طبيعي كه ذهنيتش چي شده، چون در حوزه هاي اقتصادی بیشتر از سود و زیان حرف میزنن، ذهنیت این آدم "ذهنیت مادی" شده، کسی که رفته است با تاخیر آمده تا درآمدی را جذب بکند - توی حوزه بازار اقتصاد هم که عواطف انسانی شرعی دینی خیلی جاری نیست آدم ها گاهی برای سود و زیان خودشون همدیگر رو میزنن - این آدم اگر بخواهد توی اقتصادی آدم نسبتا موفقی هم باشد، این آدم برای این که بتونه بهره هاش رو از حوزه اقتصاد بکشه باید دائما سر سود و زیان جر و بحث میکرد و درگیر میشد، حالا آمده تشکیل زندگی داده؛ طبیعیه توی این حوزه به جای همسر دیدن نگاه می کنه میگه ما در این زوجیت سود بیشتری رو به دست آوردیم یا ضرر کردیم؟! بیشترین درگیری های آقایونی که ازدواج کردن از کجا شروع میشه؟ از خرید بازار؛ تا مسائل اقتصادی نیامده دو تا خانواده قربان صدقه هم میشن به محض اینکه اولین مهمانی رو بدن - دیدی چی دادن، - دیدی چطوری پذیرایی کردن، - این میوه بود خریده بودن، - این باشگاه بود گرفتن، - برای چند تومان گرانتر چه چونه ای میزد به مغازه دار؛

این نگاه، نگاه اقتصادیه، یک وقت یک دوستی میخواست ازدواج کنه به من گفت با من میای؟ من میخوام برم برای خرید بازارم این مغازه های خیابان خسروی هم دیدید وقتی نگاه می کنند داماد آمده و خانواده عروس، اول زوجیت طبیعی که به نظرشون برسه که اینجا هر چی قیمتا رو بالا هم بگن کسی جرات نه ندارد، مجبوره تو ملاحظات اول زوجیت بخرد، گفت شما پشت سر من بیا من این وسایلی که خریدن رو میزاریم ما میریم بیرون تو حساب کتاب هاشو بکن که بتونی حسابی با این آدم چونه هاشو بزنی و انصافا این کار رو کردیم حساب کردیم با قیمتی که اونا گفتن 250 هزار تومن زیر قیمت شد ... بعد خواستمش یک وقتی با هم صحبت کردیم گفتم تو دردت یک چیز دیگه است این که میگی بهانه است، چیه؟ گفت آقای دکتر اینا 400 تومن بهم بدهکارن گفتم یعنی از شما پول دستی گرفتن ندادن؟ گفت نه پول که نگرفتن، گفتم پس چی؟ گفت من خرید بازارم شده یک و دویست اونا خرید بازارشون شده 800، 400 تومن رو برگردونن تا من ...، من حسم اینه که من اینجا سرم کلاه رفته، ببینین نگاه نگاه اقتصادی شده، بعد احساس میکنه من توی این دنیا چی گیرم آمد، و یا وقتی هزینه میکنه دائما این رو تعریف میکنه و روحیه و روان مخاطبش رو توبیخ میکنه، برات اون پیراهنی که خریدم، اون سفری که بردم، همین یک مسافرت حضرتعالی اینقدر خرج برداشت؛ ذهنیت مادی میشه.

ادامه دارد...



امتیاز شما به این مطلب کدام است؟