homeصفحه اصلی starشرکت در مسابقه contactsمشاوره ها descriptionمقالات video_libraryدوره های آموزشی descriptionاخبار و تصاویر ازدواج دانشجویی۱۱۴
chatارسال بازخورد یا ایده navigationقوانین و شرایط contact_phoneتماس با ما person_pinدرباره ما phonelink_setupدریافت اپلیکیشن
حریم سومی هم هست، خدا فراتر از دوست داش

حریم سومی هم هست، خدا فراتر از دوست داشتن بنده اش پیش آمد، عشق بنده اش رو عرضه کرد، گفت بیا حریم سومه رو تو بذار. اصن من خدا نمیذارم،هر چی تو میخوای بذار. هرچی تو گذاشتی، منتها تو چون پیش من عزیزی، من از این حریم تو حمایت جانانه میکنم. همه آنچه که در فقه شیعه تحت عنوان عقود گفته میشه، عقدهایی که بین دو تا مسلمان بسته میشه، توی این حریم سومه، مثل چی؟ مثل اینکه رضا میخواد با زهرا ازدواج کنه، میگه زهرا خانوم شما با چه شرطی؟ میگه مهریه با 14 سکه، درست؟ میگیم سوسن خانوم، شما چطور زن آقا سیامک میشی؟ میگه من 1400 سکه. نگفتم چه چیزی منع، گفته هر چی میخواد بذاره،شاخه گل گذاشتن، بال مگس گذاشتن، شنیدید دیگه. درست؟ یه خانومی اخیرا همسرشو به دادگاه فراخواند که مطالبه مهریه کرده بود، مطالبه مهریه اشم این بود که باید شوهر باید رباعیات باباطاهر عریان رو حفظ میکرد، نکرده بود. بعد کوتاهی کرده بود، سستی کرده بود، خانوم مراجعه کرده بود به دادگا، مهریه اشو مطالبه کرده بود، دادگاه آقا رو خواست، گفت ظرف چقدرحفظ میکنی، شش ماهه بهش اجازه داد بره، مرد محکوم میشه به مطالبه خانوم. مهریه ام عند المطالبه است. گفته هر چی میخوای بذار. البته اون هر چی میتونه از حریمای اول و دوم باشه؟ نه. مثلا میتونه مثلا خانومه بگه مهریه من سر مادرت؟ این مال خداست. ملک اونه، جان اون مال پروردگارست. میتونه بگه مهریه من ماشین بابات؟ این متعلق به پدر است، مال من نیست که بتونم اجازه اشو بهت بدم. ولی یه چیزی در اختیار منه، در حد منه، مانع ملک الهی و دلیلم نداره، آره میذارم، منعی هم نداره، با اینکه خداوند بین این دو مهریه به کدومش نزدیکه، به این (14سکه نه 1400 سکه)، چرا؟ چرا میگیم خدا به این نزدیکه؟ نبی گرامی اسلام فرمود: مهریه ثقلیه پیش من منفور است. اینا خواستن باهم جدا شن به هر دلیلی یا مطالبه مهریه کردند، رضا 14 سکه میده به زهرا پاس میشه. اگه سیامک 1200 تا بده، 200 تاشو نده، از سوسن بپرسی: راضی شدی؟ بگه نه، 200تاشم میگم. امام صادق (ع) گفت: روز قیامت این 200 تا آتش میشه، میچسبه به بدن سیامک. عشق پروردگار رو ببین... بنده من عقد کرده، بنده من قرار گذاشت. نکته جالب، اینکه میگم خدا عاشق بنده اشه، یکی بیاد این حریم اول رو بشکنه، مثلا گفته خودارضایی نکنی، رفت کرد. بدن مال منه، یه وقت با این بدن جسارت نکنی، این مال منه، این رو پاک و حصیص نگه داره، آلوده اش نکنی به کسی و چیزی، رفت کرد. نذاری دست نامحرمی به این برسه، رفت گذاشت، نذاری چشم نامحرمی به این بیفته، رفت گذاشت. به فروجت کسی نزدیک نشه، رفت گذاشت. بعد اومد گفت پروردگارا معذرت میخوام غلط کردم، منو ببخشید، میگه پاکت کردم. توبه پاکی نصوحی کردی، بیا شستمت مثله روز اول. ولی اگه سیامک بره همه مفاتیح رو بخونه، همه سال رو روزه بگیره، از سجده در نیاد، تا 200تا سکه سوسن رو نده، بخشش خبری نیست. این است که خداوند از حق الهی خودش میگذرد، اما به این چی میگن؟ حق الناسی بنده هاش نمیگذرد


امتیاز شما به این مطلب کدام است؟