سوال:سلام؛ دیروز با همسرم رفتی

سوال:
سلام؛ دیروز با همسرم رفتیم خونه پدر شوهرم و بعد از خوش و بشی بحث اینکه چرا دیروز نیومدید خونه خاله واسه مراسم عقد پسر خاله شوهرم راه افتاد و من گفتم ما که دعوت نداشتیم ولی دختر خاله منو امروز دیده گلایه کرده چرا نیومدید!! با همین حرف بحث بین شوهرم با پدر شوهرم و برادر شوهر بالا گرفت تا اینکه من چند بار خواستم شوهرمو ببرم بیرون تا آروم بشه ولی نمیتونستم!! دوباره به شوهرم گفتم برو بیرون تا آرومتر شی که یهو برادر شوهرم پرید به من و شروع کرد به بد و بیراه به من گفتن!! این دفعه چندم بود که این کارو میکرد! و منم با ناراحتی گفتم تو عادت کردی به من بی حرمتی کنی. من 8 سال از اون بزرگ ترم خیلی ناراحت شدم و اومدم خونمون!! خیلی حالم بد بود احساس کردم که دیگه قلبم هم داره میلرزه شوهرم اومد خونه با من دعوا کردن که چرا رفتی اقای دکتر باور کنین داشتم از حرارت میسوختم فقط گفتم حالم خیلی بده تا امروز هم همین حالو داشتم بلند میشدم میخوردم زمین! حالا هم شوهرم گذاشت رفت. چکار کنم.

پاسخ:
هیچ بدبخت نشده اید و فقط کافی ست برخوردهایتان را اصلاح کنید در روابط بین خانوادگی همسر هیچ ورودی نداشته باشید. اگر در اتفاقات بین آنها ساکت بودید خانم فهمیم و با وقار و عاقلی بودید که دیگران هم از شما برای مسایلشان راهکار می گرفتند. یعنی اگر پیش شما بین شوهر و سایر اعضاء خانواده اش کتک کاری هم شد، وارد نشوید و بگویید من به خودم اجازه نمی دهم در مسایلی که مربوط به من نیست وارد شوم از قهری که کرده اید از همسرتان عذرخواهی کنید و بگویید من نباید آنجا را ترک می کردم ولی چون فشار روحی حرفهای برادرتان برایم قابل تحمل نبود خارج شدم که اتفاق و برخورد بدتری پیش نیاید این اتفاق را در روابط با خانواده همسر دخیل ندهید و آنگونه عمل کنید که شوهرتان انتظار دارد.


امتیاز شما به این مطلب کدام است؟