خودآگاهی

خودآگاهی

بسم الله الرحمن الرحیم

خودآگاهی

· آگاهی از نقاط قوت

· آگاهی از نقاط ضعف

· تصویر خود واقع بینانه

· آگاهی از حقوق و مسئولیت ها

· توضیح ارزشها

· انگیزش برای شناخت

خودآگاهی

خودآگاهی توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات نقاط ضعف و قوت، خواسته ها، ترسها و انزجارهاست.

برای بیشتر ما توصیف ویژگیهای اخلاقی و رفتاری خود و دیگران کار سخت و دسواری می باشد، به عنوان مثال ممکن است پاسخ به این سئوال که چه کسی هستیم سخت و دشوار می باشد.

بیشتر ما فقط در مورد ویژگیهای کلی و عمومی خود از جمله سن، جنس، نام خانوادگی، تحصیلات، وضعیت شغلی و. . . خود صحبت می کنیم، و از ویژگیهای شخصیتی و رفتاری خود اطلاعات کافی و مناسبی نداریم.

به عنوان مثال: نمی دانیم که چه کارهایی را خوب می توانیم انجام دهیم. چه ویژگیهای اخلاقی خوب و مثبتی داریم. چه ویژگیهای منفی اخلاقی داریم. چه اهداف و آرزوهای برای زندگی خود داریم. چه علایقی داریم و الویتهای زندگی ما چیست. چه چیزهایی ما را ناراحت یا خوشحال می کند و . .

رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولا پیش شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی موثر و همدلانه است. به طور کلی در مهارت خودآگاهی می آموزیم که:

1- با تکیه بر نقاط قوت برای بهبود نقاط ضعف خود تلاش کنیم. آگاهی از نقاط ضعف باعث می شود که فرد بتواند تسلط بیشتری بر خود داشته باشد.

2- احساسات خود را بشناسیم. چون فردی که از احساسات خود آگاه می شود می تواند آنها را کنترل کند. ناتوانی در کنترل و مهارت احساسات می تواند به اعتیاد، خشونت و . . . بینجامد.

3- از نیازهای خود اطلاع پیدا کنیم و یاد بگیریم که از مسیرهای سالم نیازهای خود را مرتفع سازیم.

4- در زندگی خود اهداف واقعی را دنبال کنیم، و از دنبال کردن اهداف غیر واقعی تخیلی و کمال گرایانه پرهیز کنیم، چرا که اهداف غیر واقع بینانه باعث ناکامی و به تبع آن خشم و خشونت می شود.

5- در نهایت خود آگاهی باعث ارزشمندی ما می شود، و به ما کمک می کند تا به جای ارزش های کاذب به دنبال ارزش های واقعی باشیم و رضایت کامل از زندگی داشته باشیم.

تکنیک های شناخت نقاط قوت و ضعف مان

در صورتی که ما از استعدادهای خود تا حد امکان استفاده کنیم، احتمال موفقیت خود در زندگی را افزایش می دهیم. همچنین مشکلات کمتری را تحمل می کنیم اگر ضعفهای خودمان را بشناسیم و آنها را طوری مدیریت کنیم تا مشکلی در کارهای ما ایجاد نکنند.

لابد می پرسید چگونه باید این ضعفها و قدرتها را بشناسیم و فرصتها و تهدیدات ناشی از آنها را تجزیه و تحلیل کنیم؟ تجزیه و تحلیل SWOT تکنیک قدرتمندی برای این منظور است. آنچه که این روش را قدرتمند می کند این است که می تواند با کمی تفکر فرصتهایی را برای شما آشکار کند که قبلا در نظر نگرفته بودید. وبا شناخت نقاط ضعف می توانید تهدیداتی را از خود دور کنید که به توانائی شما را برای حرکت به جلو ضربه می زده است.

چگونه از این وسیله استفاده کنیم

برای اجرای SWOT آنالیز شخصی. ابتدا جدول مربوط به این کار را ترسیم نمایید و جواب سوالات زیر را در آن درج کنید.

نقاط ضعف

در چه کارهایی ضعیف هستید؟
کجا منابع شما از دیگران کمتر است؟
دیگران چه ضعفهایی در شما می بینند؟

نقاط قوت

چه کارهایی را خوب انجام می دهید؟

به چه منابعی دسترسی دارید؟
دیگران چه توانمندیهای در شما سراغ دارند؟

تهدیدات

چه تهدیداتی ممکن است به توفیق شما صدمه بزند؟
رقیبان شما چه می کنند؟
نقاط ضعف، شما را در معرض چه تهدیداتی قرار می دهد؟

فرصت ها

چه فرصتهایی در سر راه شما قرار دارد؟
چه روندهایی وجود دارد که می توانید از مزیتهای آن استفاده
کنید؟
چگونه می توانید نقاط ضعف خود را به فرصت تبدیل کنید؟

نقاط قوت

شما چه مزایایی دارید که دیگران ندارند؟ (مثلا مهارتها، گواهینامه ها، تحصیلات، یا ارتباطات)

چه کاری را بهتر از دیگران انجام می دهید؟

به چه منابع شخصی می توانید دسترسی داشته باشید؟

دیگران (بخصوص رئیستان) چه توانمندیهای در شما می بینند؟

به کدامیک از دستاوردهای خود بیشتر افتخار می کنید؟

به چه ارزشهایی باور دارید که دیگران از نشان دادن آنها عاجزند؟

آیا شما عضو شبکه ای هستید که دیگران در آن حضور ندارند؟ اگر اینطور است آیا با افراد ذی نفوذ ارتباط دارید؟

به این سوالات از دید خود و از دید اطرافیانتان پاسخ دهید. در این زمینه فروتنی و خجالت را کنار بگذاربد.

اگر مشکلی برای این کار دارید، لیستی از ویژگیهای شخصی خود تهیه کنید. بخشی از این ویژگیها حتما نقاط قوت شماست.

توصیه:
نقاط قوت خود را نسبت به اطرافیان خود در نظر بگیرید. مثلا اگر شما ریاضیدان برجسته ای هستید و اطرافیان هم همینطور. به احتمال زیاد این نقطه قوت شما نیست, بلکه الزام کار شماست

نقاط ضعف

معمولا از انجام کدام وظایف سرباز می زنید زیرا احساس می کنید که اعتماد به نفس لازم را برای انجام آن ندارید؟

اطرافیان شما چه چیزهایی را نقطه ضعف شما می دانند؟

آیا نسبت به تحصیلات و مهارتهایی که کسب کرده اید اعتماد دارید؟ اگر نه، ضعف شما در کجاست؟

عادتهای منفی شما چیست؟ ( مثلا آیا دیر حاضر می شوید، بی نظم هستید، کم حوصله هستید یا نمی توانید استرس خود را مدیریت کنید)

آیا ویژگیهای شخصیتی خاصی دارید که شما را عقب نگه می دارد؟ بطور مثال اگر شما موظفید که جلسات را بطور منظم اداره کنید، ترس از صحبت در جمع یک نقطه ضعف بزرگ است.

نقاط ضعف خود را نیز مانند نقاط قوت از دید خود و از دید اطرافیان خود بررسی و شناسایی کنید. آیا دیگران ضعفهایی در شما می بینند که خود قادر به دیدن آنها نیستید؟ آیا همکاران شما را از انجام فعالیتهای کلیدی دور نگه می دارند؟ واقع گرا باشید. بهتر است که هر چه زودتر با واقعیتهای ناخوشایند مواجه شوید.

فرصتها

چه فناورهای جدیدی می تواند به شما کمک کند؟ آیا می توانید از دیگران از طریق اینترنت کمک بگیرید؟

آیا کسب و کاری که در آن هستید در حال رشد است؟

آیا شبکه ای از ارتباطات راهبردی برای کمک به شما وجود دارد؟ آیا افراد این شبکه ها می توانند با تمابل دارند که شما را به دیگران توصیه کنند؟

چه گرایشاتی (چه مدیریتی وچه در موارد دیگر) در شرکت یامحیط اطراف خود می بینید، چگونه می توانید از مزایای آنها استفاده کنید؟

آیا رقبای شما از انجام امور مهمی غافل هستند؟ اگر اینطور است آیا می توانید از اشتباه آنها به عنوان مزیت استفاده کنید؟
آیا در شرکت شما و یا کسب و کارتان نیازهایی هست که کسی به آنها توجه ندارد؟

آیا مشتریان و یاعرضه کنندگان کالا و خدمات به شما از چیزی در کسب و کار یا شرکت شما شکایت دارند. اگر اینطور است آیا می توانید فرصتی برای ارائه یک راه حل بوجود بیاورید.

شما ممکن است فرصتهای سودمندی در موارد زیر به دست بیاورید:

اتفاقات شبکه ( مثلا جلسات انجمن صنفی)، کلاسهای آموزشی یا کنفرانسها و سمینارها

همکاری دارید که قرار است به مرخصی طولانی مدت برود. آیا میتوانید برای کسب تجربه بخشی از پروژه های او را در دست بگیرید؟

یک وظیفه یا پروژه تازه که شما را وادار می کند که مهارتهای جدیدی را بیاموزید مانند صحبت در جمع یا ارتباطات بین الملل.

توسعه شرکت یا خرید یک شرکت دیگر. آیا شمامهارت خاصی (مانند دانستن زبان دوم ) دارید که به این فرآیندها کمک کند.

مهمتر از همه اینکه به نقاط قوت خود نگاهی بیاندازید واز خود بپرسید که آیا این توانمندی ها فرصتهایی را به روی شما می گشاید و همچنین نگاهی به ضعفهای خود بیاندازید و ببینید که حذف هر کدام از ضعفها برای شما فرصتی ایجاد می کند؟

تهدیدات

در کار خودبا چه موانعی روبروهستید؟

آیا همکاری دارید که با شما سر دست یابی به یک پست یا مدیریت یک پروژه رقابت کند؟

آیا شغل شما یا تقاضا برای کاری که شما انجام می دهید در حال تغییر است؟

آیا تحولات فناوری شغل و یا کسب و کار شما را تهدید می کند؟

آیا نقاط ضعف شما برای شما تهدیدی ایجاد می کند؟

این تجزیه و تحلیل معمولا اطلاعاتی کلیدی برای شما فراهم می کند و می تواند مشکلات را به شما نشان بدهد و مشخص کند که چه کارهایی باید انجام بدهید.

نمونه ای از SWOT آنالیز شخصی

با هم مروری به یک SWOT آنالیز شخصی که مربوط به یک مدیرتبلیغات است می اندازیم:

نقاط قوت

من بسیار خلاق هستم. اغلب مشتریانم را با ارائه زاویه دید جدید از برندشان تحت تاثیر قرار می دهم.

با مشتریان و همکارانم به خوبی ارتباط برقرارمی کنم.

توانایی پرسیدن سوآلات کلیدی برای یافتن روشهای بازاریابی دارم.

من کاملا متعهدبه موفقیت برند مشتریانم هستم.

نقاط ضعف

کارها را با عجله انجام می دهم تا لیست کارهای روزانه ام خالی شود که گاه این عجله به کیفیت کارم لطمه می زند.

همین عجله برای انجام کارها زمانی که خیلی کار دارم منجر به استرس می شود.

در هنگام ارائه ایده ها به مشتریان عصبی می شوم واین ترس از صحبت در بین جمع موجب کاهش شور و اشتیاقم در ارائه می شود.

فرصتها

یکی از مهمترین رقبای ما در مورد خدمات ضعیف به مشتریان کوچک شهرت بدی پیدا کرده است.

من ماه دیگر در یک کنفرانس مهم بازاریابی حضور خواهم داشت که به من فرصت شبکه سازی خوبی را می دهد.

مدیر هنری ما بزودی برای مرخصی زایمان می رود و این فرصتی است برای من تا با انجام وظایف او مسیر پیشرفت شغلی خود را هموار کنم.

تهدیدات

یکی از همکارانم که در صحبت کردن از من قویتر است بامن بر سر پست مدیر هنری رقابت می کند.

به علت کمبود کارمند، من اغلب بیش از حد کار می کنم و این تاثیری منفی بر خلاقیت من گذاسته است.

وضعیت اقتصادی فعلی رشد صنعت بازاریابی را کاهش داده است. بسیاری از شرکتها کارمندانشان را کم کرده اند و شرکت ما نیز تقلیل نیرو را در برنامه دارد.

در نتیجه این تحلیل مدیر تبلیغات فوق تصمیم گرفت که به همکارش که با وی بر سر جانشینی مدیر هنری رقابت داشت پیشنهاد بدهد که با همکاری یکدیگر وظایف مدیر هنری را پوشش بدهند و از تواناییهای همدیگر استفاده کنند. همکار وی که به توانایی خلاقیت او باور داشت این پیشنهاد را قبول کرد و آنها با یکدیگر یک تیم تشکیل دادند که یکی در خلاقیت و طرح ایده های نو قوی بود ودیگری در ارائه و سخن گفتن و آنها فرصت پیدا کردند که خدمات بهتری به شرکتهای کوچکتر بدهند ودر این مورد نسبت به رقیب اصلی خود از موقعیت بهتری برخوردار شوند.

احساسات خود را بشناسیم

.

  • از عوامل مهمی که به ما کمک می کند زندگی خوب و موفق داشته باشیم این است که خود را بشناسیم، احساس خوبی در مورد خود داشته باشیم و از کسی که هستیم، شاد و راضی باشیم.
  • فکر می کنید کسی که احساس خوبی نسبت به خود دارد چه ویژگی هایی دارد؟ تعدادی از ویژگی های چنین فردی به شرح ذیل است:
  • خصوصیات مثبت، توانایی ها و استعدادهای خود را می شناسد و به آن ها افتخار می کند.
  • خصوصیات منفی و نقاط ضعف خود را می شناسد، می پذیرد و سعی می کند آن ها را اصلاح نماید.
  • موفقیتها و شکستهای خود را می شناسد و می پذیرد.
  • به خود و دیگران احترام می گذارد.
  • برای رسیدن به اهداف خود تلاش می کند.
  • مسئولیت اعمال ورفتارخود را می پزیرند
  • شما چه احساسی در مورد خود دارید؟ آیا از کسی که هستید، شاد و راضی هستید و احساس خوبی در مورد خود دارید؟
  • آیا تا بحال شده فکر کنید دیگران از شما بهتر هستند و دوست داشته باشید ای کاش جای آنها بودید؟
    برخی اوقات افرادی که به ما نزدیک هستند بیش از خود ما راجع به نکات قوت و آنچه که ما را منحصر به فرد می سازد می دانند. بنابراین برای پی بردن به خصوصیات مثبت خود بهتر است فعالیت زیر را انجام دهید.

برادر یا خواهر


یکی از والدین


خودم


یک استاد


نام خود را بنویسید


یک بزرگسال


یک همکلاسی دختر


یک همکلاسی پسر


یک هم اتاقی


· در جدول بالا در خانه مرکزی نام خود را در فضای خالی بنویسید.

· در خانه «خودم« سه خصوصیات را که در مورد خود می پسندید یادداشت نمایند.

· از گروههای زیر (حداقل چهار نفر را بیابید که شما را به خوبی می شناسد)، بخواهید سه خصوصیت را که شما می پسندید نام ببرند. سپس پاسخهای آنها را در خانه های مربوط بنویسید. حالا بیندیشید:

· از پی بردن به اینکه افراد چه خصوصیاتی را در شما می پسندند چه احساسی پیدا می کنید؟

· آیا به نکات قوتی در خود پی برده اید که از آن اطلاع نداشتید؟

· آیا موردی وجود داشت که هیچ کس به نقطه قوتی که خود آن را مهم می پندارید اشاره ای نکرده باشد و شما از آن احساس ناامیدی کرده باشید؟

· چگونه می توان دیگران را از این نقطه قوت آگاه ساخت؟

· آیا موردی وجود داشت که در آن بیش از یک نفر به یک خصوصیت مثبت شما اشاره کرده باشد؟

· و در نهایت به این سوال پاسخ دهید کسی که احساس خوبی نسبت به خود دارد در مورد خود چطور فکر می کند و چگونه رفتار می کند.

· علاوه بر شناخت خصوصیات مثبت، شناخت نقاط ضعف خود نیز در آگاهی ما نقش مؤثری ایفا می کندشناخت نقاط منفی خود، پذیرش آنها و تلاش برای اصلاح آنها نیز می تواند احساس خوبی در ما بوجود آورد.همه ما ممکن است یکسری خصوصیات منفی داشته باشیم و یا در انجام بعضی از کارها و یا دروس ضعیف باشیم.

...اگر به جای اینکه به خاطر این نقاط ضعف خود را سرزنش کنیم و یا خود را آدم بد و بی استعدادی بدانیم سعی کنیم آن ها را تغییر داده و یا اصلاح کنیم، آن وقت این نقاط ضعف تبدیل به خصوصیات مثبت و نقاط قوت می شود و احساس خیلی خوبی نسبت به خود پیدا می کنیم، آنگاه از کسی که هستیم شاد و راضی می شویم


در جدول زیر 3 مورد از خصوصیات منفی و یا کارهایی که در آن ها ضعیف هستید، بنویسید. سپس اضافه کنید که چطور می توانید آن ها را تغییر دهید و یا اصلاح کنید و اگر چنین کاری انجام دهید چه احساسی در مورد خود پیدا خواهید کرد.

نقاط ضعف من

نحوه اصلاح آن

نوع احساس پس از اصلاح

اهداف خود را بشناسیم

افراد عادی در مسیر تند باد حوادث و عوامل جبری جامعه و محیط و تاریخ، خود را می بازند و تسلیم شرایط موجود می شوند و منتظر می مانند تا آن عوامل آنان را به سمت و سویی بکشاند.

اما انسان های بلند همت حتی زمانی که موفقیتی هم به دست می آورند، کوشش می کنند با انتخاب هدف های عالی تر و کوشش های جدی تر آن را وسیله تکامل بیشتر قرار داده و از آن عبور کرده به موقعیت بهتری دست بیابند.

یک نوجوان و جوان باید در نظر بگیرد در آینده می خواهد چه نقشی را در جامعه ایفا کند؟ چه کاره شود؟ به کدام سو برود و از چه راهی زندگی اش را تأمین کند؟ چه شغلی در آینده شایسته است برگزیند؟ در کدام شهر زندگی کند و چگونه برای خود و جامعه اش مفید باشد؟ باید اهداف مقطعی و دراز مدت خویش را در آغاز راه با فکر و اندیشه و مشورت با دیگران مشخص کند تا در تصمیم گیری دچار تردید و خطا نشود.

اگر انسان ها در زندگی خود روش های متفاوتی دارند به این دلیل است که هدف های مختلفی را دنبال می کنند. هر قدر این هدف ها با ارزش تر و والاتر باشد، به همان اندازه زندگی انسان از ارزش و کیفیت عالی تری بهره مند خواهد شد.

به همین دلیل، امروز روی بحث تمرکز بر هدف صحبت می کنیم. ما 3 نوع هدف داریم که این اهداف در راستای هم هستند: کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت و برای رسیدن به اهداف میان مدت و بلندمدت باید از هدف کوتاه مدت رد شویم.

نکته ای که جای تامل دارد این است هدفی که واقع بینانه و دور از دسترس باشد نه تنها باعث پیشرفت نمی شود سبب نامیدی و دلسردی می شود.

هدف های بلند مدت

این سه هدف در راستای هم هستند و ابتدا به هدف کوتاه مدت باید برسیم و بعد میان مدت و بعد بلندمدت اما توصیه می کنم ابتدا از هدف بلندمدت شروع کنید و کار را از پایان ببینید. هدف بلندمدت شما می تواند این باشد که در رشته مورد نظرتان قبول شوید. توصیه ما این است که هدف بلندمدت خود را روی رتبه و دانشگاه در نظر نگیرید. چون رتبه فقط براساس عملکرد شما نیست بلکه به عملکرد دیگران هم مربوط است. چرا هدف گذاری روی دانشگاه کافی نیست چون ممکن است رشته های متعددی باشند که آینده شغلی خوبی برای شما داشته باشند.

بهتر است شما هدف گذاری بلندمدت را روی رشته مورد نظر خودتان یا معدل نیم سال دوم در امتحانات خرداد در نظر بگیرید.

هدف میان مدت

فرض کنید اتوبوسی از تهران به سمت مشهد راه می افتد مقصد نهایی مشهد است اما بسته به ساعت حرکت ممکن است برای صرف نهار و شام توقف هایی در شهرهای دیگر داشته باشد این شهرهای میانی نقشی مشابه هدف میان مدت دارند. اگر تا زمان های مشخصی به مقصدهای بین راه نرسید قطعا نمی توانید به مقصد نهایی برسید. در همین راستا از دانش آموزانمان می خواهیم بنویسند که در پروژه 5 چندنمره افزایش تراز خواهند داشت و این هدف گذاری را از روی هدف گذاری های چند تا از ده تا انجام دهند. یا هدف میان مدت می تواند براساس نمرات مدرسه مثلا نتایج میان ترم در مدرسه باشد به این صورت که دانش آموز می گوید در این درس ها به این اندازه پیشرفت خواهم کرد.

هدف کوتاه مدت

دانش آموزان می توانند آزمون بعدی را به عنوان هدف کوتاه مدت ببینند و برای پیشرفت به روش چندتا از ده تا برای یک دو درس هدف گذاری کنند. ولی چرا یک یا دو درس را توصیه می کنیم؟ چون وقتی همه چیز مهم است هیچ چیز مهم نیست. چرا به روش چندتا از ده تا؟ چون هدف گذاری به این روش ملموس و قابل درک و دست یافتنی است و سبب افزایش انگیزه می شود و چون با این روش به تعداد مشخصی سوال جواب می دهید و به سوالات شک دار جواب نمی دهید اشتباهات شما کاهش می یابد. این روش هم چنین در مدیریت زمان به شما کمک می کند. مثلا وقتی هدف گذاری شما پاسخ گویی 3 تا از ده تاست نگران نتیجه نباشید و فقط سوال هایی را که مسلط هستید را پاسخ دهید. چرا که این روش سبب کاهش استرس نیز می شود.


امتیاز شما به این مطلب کدام است؟

هانيه سادات می گوید:
عالی