گفت و گو؛ حلقه ی مفقوده ی تفاهم

عدم تفاهم یا سوء تفاهم در زندگی امروز که به طلاق منجر می شود اغلب با این تفکر غیرمنطقی ایجاد می شود که زن و شوهر همیشه در همه حال باید تفاهم داشته باشند در صورتی که قدری عدم تفاهم در زندگی باعث رشد می شود چرا که اگر هیچ عدم تفاهمی نباشد. جایی برای بحث و گفتگو و تبادل نظر باقی نمی ماند و بالندگی و رشدی به وجود نخواهد آمد. بنابراین عدم تفاهم به ذات بد نیست. مشکل از زمانی آغاز می شود که عدم تفاهم ریشه در همه ی زندگی بدواند و همه چیز را در برگیرد

گفت و گو؛ حلقه ی مفقوده ی تفاهم

عدم تفاهم یا سوء تفاهم در زندگی امروز که به طلاق منجر می شود اغلب با این تفکر غیرمنطقی ایجاد می شود که زن و شوهر همیشه در همه حال باید تفاهم داشته باشند در صورتی که قدری عدم تفاهم در زندگی باعث رشد می شود چرا که اگر هیچ عدم تفاهمی نباشد. جایی برای بحث و گفتگو و تبادل نظر باقی نمی ماند و بالندگی و رشدی به وجود نخواهد آمد. بنابراین عدم تفاهم به ذات بد نیست. مشکل از زمانی آغاز می شود که عدم تفاهم ریشه در همه ی زندگی بدواند و همه چیز را در برگیرد.


نگاه مشترک

« از چه رنگی خوش تان می آید؟«، «غذای مورد علاقه تان چیست؟« «ای وای، چه جالب! شما هم اهل سینما رفتن هستید؟« اینها بخشی از حرف های دختران و پسران دم بخت است که در جلسات اول آشنایی مطرح می شود. با وجود آنکه هم سلیقه بودن و نگاه مشترک به امور داشتن، می تواند زمینه ساز ایجاد تفاهم شود، برای دستیابی به تفاهم در زندگی زنا شویی کافی نیست. چرا که زوج ها در آغاز آشنایی فقط در باره چیزهایی که دوست دارند، حرف می زنند در واقع روی نقاط مشترک خود تأکید می کنند و از تضادها و تفاوت ها حرفی به میان نمی آورند. به این ترتیب وقتی وارد زندگی مشترک می شوند، ناگهان با اختلاف عقاید و تفاوت دید گاه های یکدیگر، رو به رو می شوند و اینجاست که مشکلات شروع می شود. البته تفاهم مطلق نیست بلکه امری نسبی است چرا که افکار و نظرات فرد در طول زندگی تغییر می کند. بنابراین خیلی از مسائلی که ممکن است در ابتدای زندگی مشکل ساز باشند، در سال های بعد، دیگر مسئله ساز نیستند و بر عکس مسائل جدیدی در زندگی مطرح می شوند در رویارویی با بسیاری از مسائل، وقتی فرد جوان است، انعطاف بیشتری دارد و در برخی موارد نیز برعکس این صادق است و فرد وقتی سنش بالاتر می رود، انعطاف بسیاری نشان می دهد و از قدرت پذیرش بالاتری برخوردار است بنابراین در نگاهی کلی، تفاهم میان زن و شوهر، به این معناست که آن ها در باورها، عقاید، شناخت، رفتار و آنچه در پیرامون زندگی شان وجود دارد، به نقطه ی نسبتاً مشترکی رسیده باشند و ارتباط سالمی بین شان شکل گرفته باشد.

در واقع، عدم تفاهم یا سوء تفاهم در زندگی امروز که به طلاق منجر می شود، اغلب با این تفکر غیرمنطقی ایجاد می شود که زن و شوهر همیشه و در همه حال باید تفاهم داشته باشند. در صورتی که قدری عدم تفاهم در زندگی باعت رشد می شود. چرا که اگر هیچ عدم تفاهمی نباشد، جایی برای بحث و گفتگو و تبادل نظر باقی نمی ماند و بالندگی و رشدی به وجود نخواهد آمد، بنابراین، عدم تفاهم به ذات بد نیست.

مشکل از زمانی آغاز می شود که عدم تفاهم ریشه در همه ی زندگی بدواند و همه چیز را در برگیرد. در اینجا مشکل، عدم تفاهم زوج نیست، بلکه نحوه ی حل کردن آن است. بعضی زوج ها وقتی مشکلی روی می دهد سکوت می کنند، بعضی قرار را ترجیح می دهند و محیط را ترک می کنند، برخی با دعوا و درگیری روی موضوع سرپوش می گذارند و... اینجاست که عدم تفاهم و سوء تفاهم مسئله ساز می شود و به قول معروف گرهی که با دست باز می شود، با دندان هم باز نخواهد شد.

گاهی مشکل در حوزه ی مدیریت خانواده است، به عنوان مثال با وجود اینکه زن هم همراه مرد کار می کند و شاغل است اما در امور مالی خانواده نقشی ندارد و همه ی تصمیم ها را مرد می گیرد

اما عدم تفاهم در چه حوزه هایی وجود دارد؟ اولسون مینوچین می گویند در چند زمینه ممکن است، سوء تفاهم با عدم تفاهم وجود داشته باشد.

عدم تفاهم در گفتگو: وقتی زوج نحوه ی صحبت کردن با یکدیگر را ندانند و سبک های گفتگو را نشناسند و در نتیجه نمی تواند با یکدیگر گفتگو کنند.

عدم تفاهم در برخورد با یکدیگر: وقتی روش برخورد خلاقانه با مشکل را ندانند تا مسئله را به موقع حل کنند.

عدم تفاهم در صحبت کردن

وقتی به لحاظ ابراز علاقه و محبت: مشکل داشته باشند، همیشه یکی از آنان سلطه گر و قدرتمند و دیگری سلطه پذیر و ضعیف است و نمی توانند ارتباط برقرار کنند و به لحاظ عاطفی از هم دورند.

سوء تفاهم در مسائل جنسی: یعنی نسبت به نیازهای جنسی یکدیگر شناختی نداشته باشند.

عدم تفاهم در نحوه ی گذران اوقات فراغت: یعنی وقتی زوج ندانند چگونه اوقات فراغت شان را بگذرانند که رضایت هر دو تأمین شود.

عدم تفاهم در توانایی کنترل خانواده و ممانعت از دخالت دیگران.

عدم تفاهم در مدیریت مالی و تصمیم گیری بر سر نحوه ی خرج کردن

عدم تفاهم در اولویت بندی اقتصادی.

عدم تفاهم در ارزش های اخلاقی و مذهبی

گفت و گو

برای حل مشکل در هر کدام از این زمینه ها، راه های مجزایی وجود دارد که نیازمند بررسی و تشریح جداگانه است و باید به آن ها در فرصت های دیگر، به طور کامل پرداخت اما به طور خلاصه، می توان به راه کارهای زیر اشاره کرد:

**برای گفت و گو ارزش قائل شوند، گفت و گوی بدون تحقیر، توهین همراه با گوش دادن فعال. گفت و گویی که در آن طرفین به هم احترام بگذارند، از هم تمجید کنند و رضایت متقابل را افزایش دهند. اگر نمی توانند خودشان مشکلی را حل کنند، از درمانگر کمک بگیرند. بعضی زوج ها ابراز صمیمیت را بلد نیستند یا خجالت می کشند محبت شان را نشان دهند، در این موارد درمانگر و مشاور می توانند به آن ها کمک کنند و مهارت های ارتباطی را یادشان بدهند.

گاهی مشکل در حوزه ی مدیریت خانواده است، به عنوان مثال با وجود اینکه زن هم همراه مرد کار می کند و شاغل است اما در امور مالی خانواده نقشی ندارد و همه ی تصمیم ها را مرد می گیرد.

در صورتی که وقتی مردی می پذیرد همسرش بیرون خانه کار کند، باید بپذیرد سهمی از مدیریت را هم به او بدهد. اگر هم در عقاید و افکار و باورها اختلاف دارند، لازم است راجع به آن صحبت کنند و انتظار نداشته باشند مشکلات خود به خود حل بشود. این موضوع در مورد مشکلات جنسی هم صدق می کند، که زوج باید برای حل مشکلات دنبال راه حل باشند و فکر نکنند مرور زمان باعث حل مشکلات می شود.

در حیطه ی گذران اوقات فراغت نیز، قبل از تصمیم گیری باید با هم صحبت کنند و اگر هم سلیقه نیستند، هر بار طبق نظر یکی کار کنند. مثلا این هفته به گلاب گیری و هفته ی بعد به کویر مرنجاب بروند. در واقع قبول کنند به جای مقابل هم قرار گرفتن، در زندگی برای هم سهم قائل شوند و به خواسته ی هم احترام بگذارند و مسائل را با توافق پیش ببرند.

**در مورد دخالت دیگران نیز، باید یاد بگیرند حد و مرز رابطه ی خودشان را با خانواده و دوستان مشخص کنند.

** لازم است مهارت های حل مسئله را یاد بگیرند و در مورد باورها و ارزش ها با هم به توافق برسند.

اگر فکر کنیم سوء تفاهم ها حل نمی شوند، شرایط بدتر خواهد شد. بنابراین اگر کسی فکر می کند خودش توانایی رفع مشکلات و حل مسائل را ندارد، به مشاور و درمانگر مراجعه کند و راهنمایی بگیرد.

به طور کلی بخشی از عدم تفاهم به مسئله ی رشد بر می گردد و نمی توان همیشه آن را در آسیب ها و بیماری ها دسته بندی کرد. اگر بخواهیم افراد رشد یافته تر شوند و در تعاملات شان سنجیده تر عمل کنند، باید رابطه بررسی و مشکل ریشه یابی شود. وقتی معلوم شد مشکل در کدام زمینه است، آن وقت باید با تمرکز بر آن به دنبال راه حل های مناسب بود. توجه داشته باشید نگاه به سوء تفاهم و عدم تفاهم باید نگاه حل کننده باشد. اگر فکر کنیم سوء تفاهم ها حل نمی شوند، شرایط بدتر خواهد شد. بنابراین اگر کسی فکر می کند خودش توانایی رفع مشکلات و حل مسائل را ندارد، به مشاور و درمانگر مراجعه کند و راهنمایی بگیرد.



امتیاز شما به این مطلب کدام است؟