تا ده ریشتر مقاوم شوید

گرایش به معنویات در آیین های مختلفی دیده می شود. تمایل به معنویات می تواند نقطه ی اشتراکی برای زوجین ایجاد کند

تا ده ریشتر مقاوم شوید

گرایش به معنویات در آیین های مختلفی دیده می شود. تمایل به معنویات می تواند نقطه ی اشتراکی برای زوجین ایجاد کند.

تا ده ریشتر مقاوم شوید

در گرایش به معنویات همیشه نیرویی بازدارنده در فرد وجود دارد که رفتارهای او را در شرایط دشوار کنترل می کند. افرادی که معنوی گرا هستند به اخلاقیات معتقدترند. معنویات می تواند افراد را از وسوسه ها ایمن بدارد و افراد معتقد به معنویات قابل اعتمادتر هستند. اما افرادی که حتی در یک مکتب قرار دارند و به معنویات معتقد نیستند، در برابر وسوسه ها مقاومت کمتری دارند و نیروی بازدارنده معنوی به کمک آن ها نمیآید. این افراد به همسران خود نمی توانند اعتماد کنند و این کاهش اعتماد آغازگر آسیب های متعدد در روابط آنان است.

معنوی گرایی ساختاری بیش از تمایلات مادی در ذهن فرد به وجود می آورد که بنا بر باورهایش، خود را از وسوسه ها ایمن می کند. زوجینی که باورهای یکدیگر را شناسایی کرده اند، بنا به میزان معنوی گرایی همسرشان می توانند رفتارهای او را پیش بینی کنند و این پیش بینی به آن ها کمک می کند که در روابط شان با تنش های کمتری مواجه شوند. در صورتی که فردی باورهای همسرش را بشناسد، اما او را از معنویات دور بداند، نمی تواند پیش بینی کند که باورهایش چقدر او را از وسوسه ها در امان نگه می دارد. بنابراین به او اعتماد نمی کند و سعی در کنترل او یا محیط اطرافش می کند که به مرور علاوه بر اثرات مخرب بی اعتمادی، نوعی دلزدگی ایجاد می کند.

معنوی گرایی و اعتقاد به مسائلی بیش از حواس و مادیات ، روحیه ی فرد را تقویت می کند و به او قدرت خویشتن داری می دهد، اما از سوی دیگر در صورتی که در حد افراطی به وجود آید، او را مستعد برخی آسیب ها مانند خرافه گرایی یا رهبانیت و زهدگرایی می کند. خرافه گرایی همسر به مرور منطق را از بین می برد و رفتارهای منطقی، قدرت تفکر و تصمیم گیری را کاهش می دهد.

همسر خرافی مورد اعتماد همسرش نیست؛ زیرا مبنای تصمیماتش منطق و اندیشه نیست و نمی توان مسیری که خرافه پیشنهاد می کند را حدس زد. در چنین شرایطی اعتماد از بین می رود و آسیب های ناشی از بی اعتمادی گریبان خانواده را می گیرد. معنوی گرایی افراطی همچنین با افزایش زهدگرایی مانعی برای تلاش و فعالیت محسوب می شود. به ویژه اگر این افکار مورد تأیید سایر اعضای خانواده نباشد، افراد خانواده از او فاصله می گیرند و او باز به زهد خود پناه می برد و به مرور از زندگی خانوادگی حذف خواهد شد. همچنین این تمایل افراطی به معنویات اثر منفی در تمایلات مثبت فرزندان و اعضای خانواده به معنویات دارد و دوری از معنویات، آن ها را در معرض پیروی از خواسته های مادی و فیزیکی می کند و آسیب های مرتبط را به دنبال می آورد.

در زندگی مشترک و در فضای خانواده، معنوی گرایی به عنوان عاملی برای کنترل نفس و ندادن عنان زندگی و رفتارها به تمایلات مادی و فیزیکی می تواند ایفای نقش کند. معنوی گرایی می تواند تحمل شرایط دشوار مادی را سهولت بخشد و بالارفتن از سربالایی های زندگی را میسر کند. این امر با افزایش قدرت تحمل، انعطاف پذیری افراد را تقویت می کند و تمام مزایای انعطاف پذیری را برای خانواده به ارمغان می آورد.

مجموعه تغییراتی که معنوی گرایی در رفتار و روحیات افراد ایجاد می کند، آن ها را توانا تر و معتمدتر می کند و شرایط را برای بهبود روابط و امنیت روانی بیشتر فراهم می نماید

در تغییرات محیطی شرایط متعادل تری برای روحیه و رفتار افراد فراهم کرده و آن ها را در برابر مشکلات محکم تر می کند. مجموعه تغییراتی که معنوی گرایی در رفتار و روحیات افراد ایجاد می کند، آن ها را توانا تر و معتمدتر می کند و شرایط را برای بهبود روابط و امنیت روانی بیشتر فراهم می نماید. برعکس دوری از معنویات منجر به افزایش بی اعتمادی و واکنش های منفی به تغییرات محیطی می شود و بحران های محیطی را به طور تقویت شده به خانواده منتقل می کند.

به طور کلی باورها، افکار و طرحواره های ذهنی ما در بروز این اختلافات نقش بسزایی دارند. چرا که باورها، شناخت ها و اسطوره های موجود در ذهن ما در نحوه ارتباطات مان تأثیرگذار است ««باورها«« گویای نگاه ما به هستی و چیزهایی هستند که با آنها موافقیم. ما براساس باورهایمان رفتار و عمل می کنیم. باورهای مذهبی، سیاسی و اجتماعی ما را به رفتارهای خاص یا کاربرد گونه ای خاص از زبان هدایت می کند. داشتن بارهای معنوی شبیه به هم و پایبندی به ان می تواند در داشتن یک زندگی آرام کمک کننده باشد. در ضمن فراموش نکنیم که حضور معنویات مهم ترین عامل ارامش بخشی به فرد است.



امتیاز شما به این مطلب کدام است؟