نمی گذارد عشق تان سقوط کند

ازدواج امر عجیبی است. تا قبل از ازدواج، شخص، پدر و مادر و دوستان بسیار صمیمی ای دارد که تصور نمی کند تحت هیچ شرایطی حاضر به رها کردن آن ها باشد؛ اما با ورود همسر به زندگی فردهمه ی حلقه های او، که ماه ها و سال ها وقت برده تا به این شدت رسیده است، تحت الشعاع علاقه به همسرش قرار می گیرد

نمی گذارد عشق تان سقوط کند

ازدواج امر عجیبی است. تا قبل از ازدواج، شخص، پدر و مادر و دوستان بسیار صمیمی ای دارد که تصور نمی کند تحت هیچ شرایطی حاضر به رها کردن آن ها باشد؛ اما با ورود همسر به زندگی فردهمه ی حلقه های او، که ماه ها و سال ها وقت برده تا به این شدت رسیده است، تحت الشعاع علاقه به همسرش قرار می گیرد.

همسر

سه مورد از مواردی که ، مودت نامیده می شود را در مقاله ای با نام هدیه خداوند به زوج های جوان بررسی کردیم،

و اما آخرین مورد :

** دوست داشتن فرد به خاطر خودش باشد؛ نه به خاطر مقام، موقعیت، پول و ... .البته گاهی دیده ایم که دو نفر به خاطر چیزهای دیگر با هم ازدواج می کنند؛ اما با جاری شدن صیغه ی عقد چنان محبتی بین آنها ایجاد می شود که فراموش می کنند از آغاز برای چه با هم ازدواج کرده اند و نمی توانند از یکدیگر دست بکشند.

علاقه از ظاهر صفات عبور می کند و به عمق می رسد؛ به گونه ای که زن و شوهر واقعاً یکدیگر را دوست دارند و نمی توانند بدون هم زندگی کنند و هنگام فراغ همواره بهانه ی یکدیگر را می گیرند.

مردی به خدمت رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) رسید و گفت: یا رسول الله، کاری برای من خیلی تعجب انگیز است؛ مردی و زنی یکدیگر را ندیده و نشناخته اند، بعد از این که یک روز از ازدواج شان بگذرد و صحبت کنند چنان یکدیگر را دوست دارند که از آن عظیم تر ممکن نباشد. حضرت رسول (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: این از طرف خداوند مهربان است و آیه «و من آیاته... و جعل بینکم مودة و رحمة« را خواندند. [1]

ازدواج امر عجیبی است. تا قبل از ازدواج، شخص، دوستان بسیار صمیمی ای دارد که تصور نمی کند تحت هیچ شرایطی حاضر به رها کردن آن ها باشد؛ رابطه اش با پدر و مادر یا با درس و زندگی اش هم این گونه است؛ اما با ورود همسر به زندگی فرد- همسری که شاید تا چند ماه پیش نمی شناخت و حتی اطلاعی از او نداشت- همه ی حلقه های او، که ماه ها و سال ها وقت برده تا به این شدت رسیده است، تحت الشعاع علاقه به همسرش قرار می گیرد. دلبستگی و رابطه ی ما با پدر و مادرمان یک عمر پشتوانه دارد؛ اما با کمال تعجب این رابطه با زن و یا مردی که فقط چند روزی است که پس از جاری شدن صیغه ی عقد با او ارتباط داریم، چگونه به دلبستگی شدید می انجامد؟ این محبت فوق العاده، طبیعی نیست؛ بلکه هدیه ی الهی است که از سوی خداوند به همسران پیشکش می شود.

«رحمت« یک علاقه ی یک طرفه است. در این علاقه، انسان به کسی محبت می کند که محبتش را پاسخ نمی دهد و حتی ممکن است استحقاق و لیاقت این محبت را نیز نداشته باشد

ویژگی‌های رحمت

هدیه ی دیگر «رحمت« است؛ یعنی یک نوع دوستی با کارکرد و ویژگی های کاملاً متفاوت از «مودّت«. در واقع «رحمت« حکم کلیه دوم را دارد که در صورت کار افتادن کلیه اول همچنان به کارش ادامه می دهد.

«رحمت« یک علاقه ی یک طرفه است. در این علاقه، انسان به کسی محبت می کند که محبتش را پاسخ نمی دهد و حتی ممکن است استحقاق و لیاقت این محبت را نیز نداشته باشد. اصلاً در «رحمت« به طرف مقابل نگاه نمی شود؛ فقط بدون هیج توقعی از سوی یکی به دیگری انوار محبت تابانده می گردد.رحمت کاری است خدایی! خداوند متعال هم بدون توجه به اعمال بندگان خودش چه نیک رفتار و چه گناهکار، روزی همه را از قبل مشخص کرده و با دیده محبت و رحمت به آنها می نگرد.

بارها شاهد بوده ایم که فردی تعریف می کند من برای همسرم فلان کار را انجام دادم، یا فلان هدیه را خریدم. دیگران می پرسند مگر او برای تو چه کرده؛ یا او که اصلاً کاری برای تو انجام نمی دهد! اما می بینید وی اصلاً توجهی ندارد که چگونه همسرش به محبت هایش پاسخ می دهد!

در قرآن کریم در سوره ی تغاین دستوراتی بیان شده است که می توان ویژگی های «رحمت« را از آن به دست آورد. [2]

همسر

البته در این قسمت فقط نام آن ها برده شده است این ویژگی ها و دستورات عبارتند از:

- عفو کنید؛ یعنی نسبت به یکدیگر و فرزندان گذشت نمایید.

- چشم پوشی کنید؛ یعنی خود را به تغافل بزنید، بگویید اصلاً ندیدم، نشنیدم، اشتباه طرف را اصلاً به رخش نکشید.

- جبران کنید؛ یعنی اگر او کم کاری کرده وظایفش را انجام نداده است، شما جبران کنید.

حتماً دیده اید در کوه نوردی، کوه نورد طنابی در دست دارد که یک سر آن در دست نفر دیگر است. در واقع این طناب «مودّت« است. اما گاهی این طناب پاره می شود یا اصلاً سر کوهنورد به سنگی می خورد و بی هوش می شود، اما با تعجب می بینیم که کوهنورد سقوط نمی کند.

وقتی با دقت نگاه می کنیم در می یابیم که وی طناب دیگری به کمر دارد که از سقوط وی جلوگیری کرده است؛ این طناب، طناب «رحمت« است.



امتیاز شما به این مطلب کدام است؟