رمز موفقیت: دوست داشتن هوو

سازگاری و قبول کردن سلیقه و عقیده همسر در خوشبختی ازدواج مۆثر ومهم تر از آن است که زن وشوهر دارای عقیده مشترک باشند

رمز موفقیت: دوست داشتن هوو

سازگاری و قبول کردن سلیقه و عقیده همسر در خوشبختی ازدواج مۆثر ومهم تر از آن است که زن وشوهر دارای عقیده مشترک باشند.


همسر

آقای مشاور شوهرم کبوتر دارد ، هرروز مدت فراوانی را با کبوتر هایش می گذارند وبه من توجه نمی کند. وهر چه به او می گویم که : « تو دیگه زن داری وباید به من هم توجه کنی !! « ، با پاسخ های سرد من را از خودش دور می کند . ازاین وضیعت به شدت عصبی هستم وخسته شدم می خواهم طلاق بگیرم ؛ به نظر شما چه کار کنم که شوهرم به من توجه کند ؟

مشاور : آیا می خواهی طلاق بگیری ؟

ـ اگر عوض نشود چاره ای ندارم دیگه تحمل ندارم وخسته شدم !

مشاور : آیا به آثار بعد ازطلاق فکر کرده اید ؟ با توجه این که شما بار دار هستید ؟

ـ ( با گریه بلند ) آیا راه دیگری دارم ؟

مشاور :اگر بخواهی بله !

ـ چه راهی ؟

مشاور : بیا مسئله را یک بار باهم تجزیه وتحلیل کنیم . شما کبوتران شوهرت را مانند « هوو« نگاه می کنی ؛ وآنها را مزاحم روابط خودتان می دانید ، لذا عصبانی می شوید وبا تندی از شوهرتان می خواهید دست ازاین کار بکشد ؛ اوهم به خاطر علاقه به کبوترانش و« عدم همراهی « شما ، با عصبانیت وتندی عکس العمل نشان می دهد ؛ بر خلاف نظر شما ، وقت بیشتری به کبوترانش اختصاص می دهد . این موجب می شود که هردو از یکدیگر ناراحت وعصبانی باشید ، روحیه عشق بازی نسبت به هم را نداشته باشید ( درحالی که نیاز شدید دارید ) ؛ این امر بر عصبانیت وافسردگیتان روز به روز افزوده شود .

ـ بله تقریباً همین طور است که می فرمایید

مشاور : بیاییم مسئله را به گونه دیگری بنگریم . کبوتران شوهرتان بجای آن که « هوو « خود ببنید ،مانند« فرزند« مشترکتان ببینید که هر دو به آنها علاقه مند هستید ؛ وباهم از آنها پرستاری می کنید، واز صحنه پرواز آنها لذت می برید . این نگاه به مسئله ، اولاً شما از حضور کبوترهای شوهرت عصبانی نمی شوید وبلکه پذیرای وضیعت موجود می شوید . ثانیاً از همه مهمتر علاقه شوهرت را به خودت را بیشتر می کنی ، درنتیجه به شما توجه می کند ونیاز روحی شما را بر طرف می شود ؛ شاید هم بعد مدتی حداقل تعدادکبوتر ها را تقلیل دهد . بخصوص پس از به دنیا آمدن فرزند تان ، که مقداری از وقت شوهرتان را بازی با فرزندتان پر خواهد کرد .

ـ آیا ممکن است این گونه نگاه کردن ، موجب آرامش و علاقمندی شوهرم به من شود ؟

با دیگران طوری رفتار کنید انگار در همان حدی که باید باشند ،هستند .به آن ها کمک کنید تا به آنچه می توانند ولیاقتش را دارند تبدیل شوند

مشاور : قطعاً این نگاه موجب آرامش خودت وجلب شوهرت خواهد شد . حالا برای آن که این نگاه را به شوهرت نیز نشان دهید این کارها را انجام بده :

ـ امروز زیر لانه کبوتران تمیز کن وآب ودانه به آنها بده ومنتظر آمدن شوهرت باش وحتی با آغوشی گرم ،به استقبالش برو وخوش آمد گویی کن ؛ ولی راجع به کاری انجام دادید چیزی نگو .

ـ همراه شوهرت پیش کبوترها برو حتماً او از دیدن تغیرات تعجب می کند ومی پرسد چه کسی این کارها را کرده است ؟ با محبت جواب می بده: « عزیزم من انجام دادم « در برابر تعجب بیشتر او با محبت می گویی « من دیدم اشتباه می کنم این رسیدگی به این حیوانات زبان بسته باعث خشنودی خدا وشوهرم می شود ؛ پس چرا انجام ندهم ؟«

ـ مطمئن باش شوهرت بازخورد مناسبی به این رفتار شما خواهد داد.

چند روز بعد....

مشاور : آیا نسخه تأثیر داشت ؟

ـ (با لبخند رضایت مندانه ) بله از شما متشکرم که زندگی من را نجات دادید !

*******

مشاوره فوق را با دقت و تأمل دوباره بخوانید ؛ آیا شما با همسرتان، این گونه درگیری مانندعلاقه به مسابقات فوتبال یا سریال ها وهرچه دیگری که احساس می کنید شوهرتان را شما به موجب آن کمتر توجه می کند ،دارید ؟ آیا واکنش شما در « مقابل قرار گرفتن« بوده یا در آن که «کنارش بودن « ؟

فکر می کنید کدام واکنش جواب مثبت می دهد ؟

همسر

به جمله زیبای آقای هاری استین متز متخصص امور زناشویی دقت نمایید :

سازگاری وقبول کردن سلیقه وعقیده همسر در خوشبختی ازدواج مۆثر ومهم تر از آن است که زن وشوهر دارای عقیده مشترک باشند. (آیین همسرداری، ،ص190).

برای آن که همسرتان را با خودتان همراه کنید ،کوتاه ترین و بهترین راه آن است ، که در« کنار« شوهرتان قرار بگیرید نه در« مقابل « او .به عبارت دیگر آن که :

پذیرش شوهرتان نخستین گام در راه زنده کردن اوست وگامی است کار ساز . این آزادی باعث می شود که به صورت یک مرد کامل در آید . او توانایی بالقوه یک مردکامل شده را داراست ولی تا وقتی که شما به او اجازه نداده اید که او خودش باشد ، قادر به رسیدن به آن مرحله نیست . اورا بپذیرید، همان گونه که امروز هست . نقاط ضعف وقدرت او را بپذیرد(زن کامل ،ص 58).

«با دیگران طوری رفتار کنید انگار در همان حدی که باید باشند ،هستند .به آن ها کمک کنید تا به آنچه می توانند ولیاقتش را دارند تبدیل شوند «(اسماعیل بیگی ،ص،282).

شما با درمیان گذاشتن تجربیات زندگی خود ، چه از آثار سوء در« مقابل « همسرتان که ایستادید ویااین که در « کنار« او بودید ، بر تجربیات ما وکاربران بیافزاید ؛ تا با ایمان وباور بیشتر همواره در «کنار « همسرمان باشیم نه در « مقابل « او !!



امتیاز شما به این مطلب کدام است؟