homeصفحه اصلی contactsمشاوره ها descriptionمقالات video_libraryدوره های آموزشی descriptionاخبار و تصاویر ازدواج دانشجویی۱۱۴
chatارسال بازخورد یا ایده navigationقوانین و شرایط contact_phoneتماس با ما person_pinدرباره ما phonelink_setupدریافت اپلیکیشن
مسگرخانه های شبانه روزی در مغز همسران

تصور کنید کسی که در ذهن و قلب و روانش، مسگرخانه ای به پا شده است. این فرد حتی اگر بخواهد زمانی برای دیگری اختصاص دهد جز صدای مسگرخانه خود، صوت و صدای دیگری نخواهد شنید

مسگرخانه های شبانه روزی در مغز همسران

تصور کنید کسی که در ذهن و قلب و روانش، مسگرخانه ای به پا شده است. این فرد حتی اگر بخواهد زمانی برای دیگری اختصاص دهد جز صدای مسگرخانه خود، صوت و صدای دیگری نخواهد شنید.

ارتباط با همسر

یک: امروز معمول شده است و بسیار می شنویم از زبان مشاوران و روانشناسان که مشفقانه و دلسوزانه از زوج ها می خواهند با همه مشغله هایی که در طول روز دارند و این مشغله ها هم از دوشغلگی ها و سه شغلگی ها و آشفتگی های بیرون می آید با این همه زمانی برای هم بودن کنار بگذارند. راهکار هم ارائه می کنند که وقت آن رسیده است دستگاه ها و ابزارهایی که زمان با هم بودن را از ما می گیرند و زمان های عاطفی و عاشقی ما را می بلعند مهار کنیم.

امروز سر و صداهای زیادی بالا رفته است که هر روز وسیله ای به نام "ارتباط با همدیگر" به "مجموعه زمان خورها" اضافه می شود. یک روز اگر نگرانی ما در ماهواره و تلویزیون خلاصه می شد امروز وسایل دیگری به این سبد آمده اند به نام ارتباط اما ما را از هم دور می کنند.

دو: امروز روانشناس ها و مشاورها به زوج ها توصیه می کنند گوش شنیدن داشته باشند و وقتی همسر آن ها با آن ها سخن می گوید با تمام وجود به او گوش بسپارند تا حس امنیت را به او بدهند تا حرف های او در هوا رها نشود یا صرفا به تکان خوردن صوری و از سر باز کنی سر منتهی نشود. آن ها به ما می گویند در شبانه روز ساعات یا دقایقی را برای هم کنار بگذارید و خارج از سوال و جواب های کلیشه ای یک جمله ای و دو جمله ای، عمیقا احوال هم را جویا شوید.

سه: اما سوال این است که چرا ما در این زمینه کم تر به کامیابی می رسیم؟ آیا همه تقصیرها را باید به گردن ابزارها بیندازیم و خودمان را خلاص کنیم؟ آیا می توانیم همه اتهام ها را متوجه ابزارهای فناوری کنیم؟ یک متهم به نام وایبر؟ یک متهم به نام تلفن همراه؟ یک متهم به نام فضای مجازی؟ آیا ما همان طور که امروز در غذاهای جسمی مان به واسطه کم تحرکی های روزمره زندگی شهری به مختصرخوری و رژیم گرفتن رسیده ایم آیا در خوراک های ارتباطی و اطلاعاتی مان هم باید به چنین قاعده و ترفندی متوسل شویم و "از همه چیزخواری به گزیده خواری ارتباطی و اطلاعاتی" برسیم؟ پاسخ این سوال مثبت است ما اگر می خواهیم دچار "اضافه وزن ارتباطی بیرون از خانه" و "لاغری ارتباطی در خانه"نشویم چاره ای نداریم جز این که به این پرهیز آگاهانه و خودداری تن بدهیم اما آیا این نسخه به تنهایی می تواند کامیابی ما را تضمین کند؟

چهار: مثل این می ماند کسی برای این که بتواند به وزن ایده آل خود برسد صرفا به کم کردن میزان غذا، وعده ها و پرهیز از غذاهای پرکالری کم ارزش مثل نوشابه های گازدار یا فست فودها بسنده کند اما اعتنایی به تحرک و ورزش نداشته باشد. اگر چه مراقبت های غذایی و کاستن از میزان انرژی ها و کالری های دریافتی در طول روز، شرط لازم برای کاستن از اضافه وزن است اما شرط کافی نیست. به این معنا که آنچه این نسخه را برای سلامتی کامل می کند و به مثابه شرط کافی عمل می کند، قرار دادن برنامه ورزشی برای ورزیده کردن اندام ها و کالری سوزی به واسطه تحرک و پویایی جوارج و اندام ها است.

امروز روانشناس ها و مشاورها به زوج ها توصیه می کنند گوش شنیدن داشته باشند و وقتی همسر آن ها با آن ها سخن می گوید با تمام وجود به او گوش بسپارند تا حس امنیت را به او بدهند تا حرف های او در هوا رها نشود یا صرفا به تکان خوردن صوری و از سر باز کنی سر منتهی نشود

پنج: در حوزه ارتباطی زوج ها هم ما به چنین نسخه ای نیاز داریم. اگرچه پرهیزها و انتخاب های سختگیرانه ما از اپلیکیشن های ارتباطی و ابزارهای روز برای رسیدن به زمانی برای با هم بودن در خانه ضروری است اما آنچه اینشرط لازم را به شرط کافی پیوند می زند این است که ما به آن ورزش و ورزیدگی ذهنی و روانی و ارتباطی رسیده باشیم. مثل این می ماند که شما زمانی را برای با هم بودن خالی می کنید اما نمی دانید در این ظرف زمانی چه خواهید ریخت؟ چه محتوایی می تواند در این قالب جا بگیرد و اگر شما نتوانید محتوایی برای آن قالب فراهم کنید عملا آن قالب هم از دست خواهد رفت.

مثل این می ماند که شما تلویزیون را روشن می کنید و می بینید هیچ چیزی جز برفک در صفحه تلویزیون ظاهر نمی شود. خب نمی شود انتظار داشت مخاطب پای تلویزیون بنشیند و مثلا دو ساعت با اشتیاق تمام، برفک بازی تلویزیون را تماشا کند، بنابراین او ترجیح خواهد داد تلویزیون را خاموش کند. قالب زمانی اختصاص یافته برای با هم بودن زوج ها هم از چنین خصلتی برخوردار است به این معنا که اگر زوج ها همه پارازیت ها و مزاحم ها و وقت خورها را کنار بگذارند وزمانی برای با هم بودن اختصاص دهند تا زمانی که محتوایی برای این قالب فراهم نشود نمی توان امیدوار بود میوه شیرینی از این با هم بودن به ثمر بنشیند.

شش: حال وقت آن رسیده است با هم به این موضوع فکر کنیم که آن شرط کافی و محتوایی که قرار است در این ظرف زمانی با هم بودن ریخته شود چیست. احتمالا بسیاری از ما پاسخ را می دانیم با این همه بارها و بارها با بی اعتنایی از کنار پاسخ عبور کرده ایم. اجازه بدهید بگویم شرط کافی یا هم بودن چیزی جز رسیدن به سکوت درونی و ذهنی نیست. این همان متاع کمیاب امروز ماست که اجازه نمی دهد ما کنار هم باشیم و به هم گوش بسپاریم.

هفت: تصور کنید کسی که در ذهن و قلب و روانش، مسگرخانه ای به پا شده است. این فرد حتی اگر بخواهد زمانی برای دیگری اختصاص دهد جز صدای مسگرخانه خود، صوت و صدای دیگری نخواهد شنید. بسیاری از ما امروز مسگرخانه های متحرکی شده ایم که در عایق صوتی پوست مان پنهانیم و کسی صدای این مسگرخانه را از بیرون نمی شوند اما وقتی از زیر آن پوست به داخل آدم ها گریز می زنید صداهای یک مسگرخانه تمام عیار را می شنوید صداهای چکش ها و پتک هایی که بر ذهن و روان و قلب ما فرود می آید و اجازه نمی دهد، صدای دیگری را بشنویم چون شرط اول شنیدن و گفتگو با دیگری این است که ما اول در درون خود آن حرکت پاندول وار چکش ها و پتک ها را متوقف کنیم و از مسگرخانه بیرون بیاییم.

ما امروز بیش از هر وقت دیگری به سکوت نیاز داریم. منظور از این سکوت نه این است که به گوشه ای بخزیم و مثلا چراغ ها را خاموش کنیم و ارتباط مان را با دنیای بیرون قطع کنیم. نه! یعنی روبروی کسی قرار بگیریم در حالی که انگار یک پیاله خالی هستیم و منتظریم او ما را با نگاه ها و حرف هایش پر کند اما وقتی این پیاله لبالب پر باشد چگونه می توان پرش کرد؟


نظر شما درمورد این پست چیست؟