اجاقی که کور است!

مصائب زندگی بدون فرزند

اجاقی که کور است!

معمولا هیچ دختر یا پسری پیش از آن که ازدواج و اقدام به بارداری کند، نمی تواند پیش بینی کند که مشکل باروری دارد یا خیر، جز در موارد خاصی که اختلال یا ناهنجاری خاصی به طور مادرزاد یا در سنین قبل از ازدواج برای شخص به وجود آمده باشد.


بچه

شاید اغراق نباشد، اگر بگوییم ناباروری یکی از تلخ ترین تجربیات زندگی و بحرانی است که اگر بدرستی با آن برخورد نشود، می تواند بر زندگی زناشویی تاثیرات ناخوشایندی داشته باشد. طبق مطالعات انجام شده، بسیاری از زوجین پس از تشخیص نابارور بودن با مشکلاتی از قبیل کاهش اعتماد به نفس، احساس تنهایی و طرد شدن، اختلال در عملکرد جنسی، احساس افسردگی، وسواس فکری در مورد بچه دار شدن، ناامیدی، خستگی، گیجی، عصبانیت و احساس گناه و انزواطلبی مواجه می شوند.
زن و شوهری که نمی توانند خود را از عوارض منفی بچه دار نشدن دور کنند، احساس می کنند روابطشان با یکدیگر رو به وخامت است، مثلا زوجی که یکدیگر را به علت ناباروری سرزنش می کنند، معمولا به کوچک ترین رفتار همدیگر حساس شده و همین باعث اختلاف شان می شود. بعضی هم به خاتمه رابطه تمایل دارند یا می ترسند که همسرشان چنین فکری را داشته باشد.

اضطراب و استرس

مشکل اینجاست که برخی از مردان واقعا نمی دانند که چگونه می توانند در این شرایط حامی همسرشان نباشند و در این کار قصد و عمدی هم ندارند. تربیت مردان به گونه ای است که قاعدگی، تولید مثل و ناباروری را مشکل زنانه می دانند

محققان معتقدند اغلب زوج های نابارور به اضطراب دچار می شوند، چراکه ناباروری می تواند به صورت یک بحران در زندگی، بحران هویت، بیماری مزمن، علتی برای افسردگی، یک تجربه عمیق یا ترکیبی از این موارد باشد. درواقع گرچه زن و شوهر هر دو از ناباروری و تنها بودن خسته و ناراحت می شوند، اما معمولا خصلت زنان به گونه ای است که آنها سریع تر و بیشتر از مشکلات تاثیر می پذیرند و به این دلیل زنان آسیب پذیرتر از مردان هستند و تنشی که در وجود زنان شکل می گیرد خیلی بیشتر از مردان است.

احساس تنهایی و از دست دادن

انسان وقتی موفقیت خود را در آینده مبهم ببیند، احساس درماندگی می کند. این مساله در مورد زوجین نابارور نیز صادق است. برای زوجینی که احساس کنند موقتا بچه دار نمی شوند، شاید تحمل برخی مسائل و مشکلات آسان باشد، اما وقتی احساس کنند تا آخر عمر نمی توانند بچه دار شوند، بشدت غمگین و آشفته حال می شوند. در واقع ناباروری و حتی ترس از باردار نشدن مهم ترین مساله ای است که زوجین را آزار می دهد و احساس تنهایی و از دست دادن زندگی را در آنها تقویت می کند. با تشخیص ناباروری در ابتدا زوج احساس ناامیدی، غم و اندوه و عصبانیت می کنند که با گذشت زمان بدتر هم می شود.

شکاف ارتباطی بین زوجین

ناباروری می تواند روابط بین فردی، بخصوص رابطه بین زوجین را تحت تاثیر قرار دهد. هرچند در برخی موارد فشار روحی ناشی از ناباروری موجب نزدیکی و صمیمیت روابط زناشویی می شود، ولی ممکن است برخی دیگر از زوجین در طول درمان با مشکلات جانبی زیادی مواجه شوند. گاه زوجین نسبت به یکدیگر، نسبت به والدین شان و حتی نسبت به پزشک معالج خود احساس خشم و دلخوری پیدا می کنند. برخی از زوجینی که پس از سال ها زندگی، صاحب فرزندی نمی شوند، کم کم طلاق عاطفی می گیرند.
مشکل اینجاست که برخی از مردان واقعا نمی دانند که چگونه می توانند در این شرایط حامی همسرشان نباشند و در این کار قصد و عمدی هم ندارند. تربیت مردان به گونه ای است که قاعدگی، تولید مثل و ناباروری را مشکل زنانه می دانند و صحبت کردن در این باره برایشان مشکل است و به این دلیل هم توانایی همدردی لازم را ندارند. پس لازم است که زوجین تفاوت های روانی یکدیگر را درک کنند و به اشتباه قضاوت نکنند.
حال دقیقا از لحظه ای كه فهمیدید همسرتان نمی تواند بچه دار شود، باید چه رفتاری داشته باشید و چگونه به لحاظ روحی و روانی خودمان را آماده چنین شرایطی كنید؟

اگر زن ناتوان باشد

بهترین کمک اطرافیان این است كه اطرافیان و به ویژه والدین اجازه بدهند، زوج ها خودشان در مورد بچه دار شدن شان یا ماندن و نماندن در كنار همسرشان یا هر راه دیگری مانند فرزندخواندگی تصمیم بگیرند

این مشكل در مورد زنان كمی متفاوت است. آنها اغلب زودتر ناتوانی خود را می پذیرند و سعی می كنند به گونه ای با آن كنار بیایند و معمولا به همسر خود حق انتخاب می دهند تا خودش تصمیم بگیرد چه راهی را انتخاب كند. البته در این هنگام مردان نیز نباید همسران شان را تنها بگذارند و باید به آنها ثابت كنند كه مایل نیستند آنها را ترك كنند و به آنها اطمینان بدهند كه می توانند مشكل موجود را درك كنند و راه حل مناسبی برای آن بیابند.
مرد وظیفه دارد با گفتن جملاتی تسكین دهنده مانند اینكه «عزیزم ما همه تلاش مان را می كنیم تا با روش های درمانی مشكلمان را حل كنیم« یا اینكه« هر چه بشود من كنارت هستم.« و یا حتی اینكه «زندگی ما از این لحظه به بعد هیچ تفاوتی با گذشته نخواهد داشت.« همسرش را برای تداوم زندگی زناشویی تشویق كند.

وقتی فهمیدیم نمی توانیم صاحب فرزند شویم چه كنیم؟

در واقع یكی از عوامل تقویت كننده دلبستگی در ازدواج، داشتن فرزند است اما اگر به دلایلی هم این امر نتواند محقق شود، نمی تواند از شدت و علاقه دوطرف به یكدیگر چیزی كم كند. بهترین كار این است كه با شنیدن خبر بچه دار نشدن همسرمان صمیمانه به او بگوییم: «این مشكلی است كه برای هر دوی ما پیش آمده. ما هر دو می توانیم به كمك هم از پس این مشكل بر آییم. ما تمام تلاشمان را می كنیم و اجازه نمی دهیم هیچ كس بتواند خللی در رابطه ما به وجود بیاورد. در نهایت اگر تمام راه ها را امتحان كردیم و نتوانستیم به نتیجه برسیم، می توانیم كودكی را به فرزندی بپذیریم. مهم این است كه ما یكدیگر را داریم. اگر بتوانیم حساسیت مان را نسبت به این موضوع كمتر كنیم، به نتیجه بهتری هم خواهیم رسید.«

اگر مرد ناتوان باشد

زنان در این هنگام می توانند به همسرانشان بگویند:«مهم نیست كه نمی توانیم بچه دار شویم. هیچ تقصیری به گردن تو نیست و خودت را سرزنش نكن. ما می توانیم از جنبه های دیگر زندگی خود لذت ببریم. بیشتر برای همدیگر وقت بگذاریم، به سفر برویم و در كنار هم اوقات خوشی داشته باشیم؛ درست مانند زمانی كه تازه با یكدیگر آشنا شده بودیم. «علت تصمیم من برای زندگی كردن با تو تنها بچه دار شدن نبود. اخلاق، معرفت، منش و رفتار و شخصیت تو بیش از هر چیز برای من مهم است«؛ یعنی به نوعی می توان توانایی ها و داشته های فرد را برجسته و پررنگ و به او خاطرنشان كرد كه تنها نخواهد ماند.

نقش اطرافیان

هنگامی كه مشكلی مانند بچه دارشدن برای زوجی به وجود می آید، بیشترین ترس زوجین از مطرح كردن آن با آشنایان است؛ «حالا باید چگونه به خانواده خود یا همسرم بگویم كه نمی توانیم بچه دار شویم. آنها در مورد من چه فكر می كنند. حتما می گویند فرد ناتوانی هستم و...«. بهترین کمک اطرافیان این است كه اطرافیان و به ویژه والدین اجازه بدهند زوج ها خودشان در مورد بچه دار شدن شان یا ماندن و نماندن در كنار همسرشان یا هر راه دیگری مانند فرزندخواندگی تصمیم بگیرند، چون زوج ها با وجود این مشكل، خودشان آنقدر مضطرب و نگران هستند كه درست نیست هیچ گونه فشار و تحمیل نظر دیگری از بیرون بر آنها وارد شود. بهتر است اجازه بدهیم خودشان تصمیم بگیرند.


امتیاز شما به این مطلب کدام است؟