turned_inصفحه اصلی contactsمشاوره ها mode_editمقالات recent_actorsدوره های آموزشی
verified_userاخبار و تصاویر ازدواج دانشجویی 88
verified_userایده ها
استاد معماریانی و دنیاهای متفاوت زن و مرد

متن کامل کارگاه استاد معماریان در نوزدهمین دوره ازدواج دانشجویی

استاد معماریانی و دنیاهای متفاوت زن و مرد

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

آغاز سخن یاد خدا باید کرد

خود را به امید او رها باید کرد

ای با تو شروع کارها زیباتر

آغاز سخن تو را صدا باید کرد

گفتار مرا تو باید آغاز کنی

آغاز سخن مرا سرافراز کنی

در غیبت تو گره به گفتار من است

با حضرت خود بنده گره باز کنی

با نام تو می شود به صحراها زد

با نام تو می شود به دریاها زد

ما اهل گذشته ایم و امروز ولی

با نام تو می شود به فرداها زد

هر کس که به نام تو سخن می گوید

در طول سخن از تو مدد می جوید

باغ سخنی که باغبانش باشی

هر گوشه ز خاک آن سخن می گوید

با عزم تو ماهیان به دریا زنده

با عزم تو مرغان به هوا پرنده

در خدمت بنده هر کجا جنبنده

این بنده ولی پیش تو شرمنده

با نام خدا و با بسم الله همه کارهاتون رو انجام دهید. وقتی من میخواهم با بسم الله صحبت کنم، خداوند کمک می کند که در صحبت من خلوص، زیبایی، صفا، عزمت ، درک حکمت، عدالت،... همه چی هست.

پس وقتی من با بسم الله برخورد می کنم تمامی اسامی خدا تو رفتار من باید دیده شود. این مقدمه ای هست که خواستیم گفته شود. این مصراع تقدیم می کنیم به همه شما و همه شما که انشاءلله مادر خواهید شد.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: بهشت زیر پای مادران است.

محبت به همسر از اخلاق پیامبران است، محبت شاه کلید زندگیست. آقایونی که می خواهند اقتدار واقعی پیدا کنند، کلیدش محبت است. هر کسی کشف کنه بهترین راه محبت به همسرش چی هست.مردی که بتواند به همسرش محبت کند، قلب همسرش را در اختیار گرفته است وگرنه مجبور است فقط جسم او را در اختیار بگیرد.

محبتی با توجه به بافتی که زن و مرد دارند، محبت به همسر معنای خاص خودش را پیدا می کند که انشاءلله در ادامه عرض خواهیم کرد.

پیامبرمان فرمودند که نزدیک ترین شما به من خوش خلق ترین و خوش رفتارترین شما با خانواده اش هست.

به هم محبت کنید حتی اگر به چشم نیاید. محبت کردند یعنی کاشتن دانه هایی برای رویش درخت زندگی. اگر درخت زندگی می خواهید به هم محبت کنید. محبت عملی و محبت قلبی و محبت زبانی

خانم ها نیاز دارند بشوند دوست دارم را، البته همه نیاز دارند. خانم ها بیشتر نیاز دارند. محبت سه ضلع دارد: هم زبانی، هم عملی و هم قلبی.

این خیلی مهمه. اگه شما محبت کنید، حتی محبتی کنید که پاسخی رو در قبالش دریافت نکنید. بعضی وقت ها آدم احساس می کند وقتی محبتی کرد و پاسخ نگرفت، از دست رفت.

این اسلاید رو ببینید خیلی قشنگ و زیباست

بعضی وقتها ما محبت می کنیم و احساس تنهایی می کنیم. تمام رفتارهای ما مثل این دانه هاست. دانه کوچک بود کسی او را نمی دید. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه کوچک بود. دانه دلش می خواست به چشم بیاید. ما خیلی وقت ها دوست داریم ما رو ببینند. دوست داریم همه بفهمند توی قلبم چی می گذرد، چون خیلی وقت ها نیت های ما را همسر ما متوجه نمی شود. باور کن امروز بخاطر اون زود اومدم ولی اون به من میگه تو همش داری دیر میای. اتفاقا امروز که زود اومدم با یه نفر بخاطر زود اومدنم دعوام شد تو اداره. امروز من رنجی دارم و همسرم میگه تو همش دیر میای. یعنی اون یک ذره رو نمی بینه. ببینید ما خیلی وقت ها .... یا امروز خانم رفته جلوی آینه مرتب کرده ولی مرد انگار نه انگار. یعنی کارهای ما توسط همسر ما خیلی وقت ها دیده نمی شود و ما برای درک این اذیت می شویم. این اسلاید رو من برای این میگویم.

این دانه می خواست دیده شود، به چشم بیاید، اما نمی دانست چگونه؟!

گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت، گاهی خودش را روی زمینه روشن برگ ها می انداخت. گاهی فریاد می زد و میگفت من هستم، من اینجا هستم ولی هیچکس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوغه زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجهی نمی کرد. دانه خسته بود از این زندگی. از این همه گم بودن و کوچکی. یه روز رو به خداوند کرد و گفت نه این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمیایم. کاش کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می آفریدی.اما خدا گفت ای عزیز کوچکم تو بزرگی. بزرگتر از آنچه که فکر می کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای. راستی یادت باشد، تا وقتی می خواهی به چشم آیی، دیده نمی شوی. خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی.

دانه کوچک معنی حرف های خدا را خوب نفهمید. اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد، رفت تا به حرف های خدا بیشتر فکر کند و سال های بعد دانه کوچک سپیداری بلند و باشکوه بود که هیچ کس نمی توانست نادیده اش بگیرد. سپیداری که به چشم همه می آید. کوچکترین محبت و لبخند و حرکت و سکون شما در زندگی بچه های شما، در زندگی نسل شما، در زندگی خانواده شما، تأثیر این چنینی دارد. الان ممکن است تأثیری نداشته باشه پس تا می توانید محبت کنید.

یه شعری با همدیگر بخونیم، دستای همدیگر را بگیرید. با محبت این شعر را با هم بخونیم. با توجه کامل شعر رو بخونید.

من قسمت اولش رو میگم، شما قسمت دومش رو. این خیلی مهم است که فرکانس گوینده و شنونده یکی باشد. همسر شما از بیرون اومده وقتی با انرژی گفت سلامممم. شما هم با انرژی بگو سلامممم. نگو علی تویی، فکر کردم گربه است! مواظب باش وقتی اون میگه خداحافظ بگو خداحااااافظظ... . نگو یک چیزی بخوری بری. بچه ها نسبت به هم واکنش نشان بدید.

خانم ها توی گوش دادن خیلی بهم خوب واکنش نشان می دهند. وقتی با هم صحبت می کنند، احساسشون حرف می زند. میگویند: آه، اوا. خدا مرگم بده. آخیش. اونقد این حرف ها رو می زنند. اما آقایان، وقتی از بحث خطرناکی صحبت می کنی. میخواستم برم زیرماشین!! در جواب میگویند: عه بدشانسیم دیگه نرفتی. آقایان وقتی می خواهند حتی محبت کنند، خشن محبت می کنند. میگه دوستت دارم بیشگون میکنه. تو میگی آخ میگه جاااان!! وقتی مرد میخواد تمامی عشقشو به شما ابراز کنه، نقشه میکشد که چطور شما رو بترساند. و با ارادت خشن خودشان تمامی ارادتشان رو به شما ثابت می کنند!

پس تیپ محبت ها با هم فرق می کند اما اصل محبت ها مهم هستند.

از محبت خارها گل می شود و ز محبت سرکه ها مل می شود

از محبت خارها گل می شود و ز محبت سرکه ها مل می شود

خانم ها هواسشان باشد، وقتی خواستید به آقاهاتون چیزی بگویید دستور ندهید. بگو تشنمه نیاز به آب دارم. و مرد میگه من کسی هستم که می توانم نیازهای زنم را برطرف کنم. این فوت دستور دادن هست. این را امتحان کنید. یعنی اگر فقط به او بفهمانید که او می تواند و تو نمی توانی. ولی بعضی از خانم ها دقیقا برعکس هستند. میگویند اتفاقا تو نمی توانی، من می تونم. به تو هم می گویند مرد، نگاه کن اون پسر عموتو! نگاه کن همون نصف توئه. باز خدا پدر دفتر نهاد رو بیامرزه، اگه اونها نبودند که تو نمی تونستی من رو توی مشهد تو هتل ها بیاری. لطفا با مرد این گونه صحبت نکنید.

آیا تا به حال فکر کردید که چقدر زندگیتان متفاوت خواهد شد، اگر لااقل همانگونه که با تلفن همراهتان برخورد می کنید، با همسرتان برخورد کنید. این همسر همراه شماست. بهترین همراه شما همسر شماست. ما ازدواج کردیم که تنها نباشیم. ازدواج کردیم که همدیگر را تکمیل کنیم. ازدواج کردیم که همدیگر را بپوشانیم. ازدواج کردیم عیب پوشی کنیم نه اینکه عیب جویی کنیم. هواستون خیلی باشه. ازدواج کردیم که همدیگر را بپوشانیم. هن لباس لهم و انتم لباس لهن. آنها لباس شما هستند، شما لباس آنها. این را خیلی دقت داشته باشید. آیا هر روز همدیگر را شارژ می کنید. همسرتان را چگونه شارژ می کنید. هر کس باید روشش رو پیدا کند. مردها به طور کلی دوست دارند ازشون تعریف بشه. به تو افتخار می کنم، شارژ می شوند. واقعا وقتی می بینند مرد تو این سن 23 یا 24 سالگی جرأت کرده ازدواج کند، این همه آدم بیکار ولی تو توی این سن ماشالله تونستی ازدواج کنی، این باعث میشه قوی بشه، شارژ بشه. نه اینکه به همسرش میگه: امروز بهم تقدیرنامه دادند. تقدیرنامه؟!؟ فعلن که اجاره خونه ات عقب افتاده! این تقدیرنامه ها به چه درد می خوره، فعلن که من مانتو ندارم، حالا به تو ده تا تقدیرنامه بدن. همسرتان را تشویق و تمجید و تحسین شارژ کنید و در سمت دیگر خانمتان را با توجه، صمیمیت، با احترام، با نوازش شارژ کنید. برید و بگردید و ببینید که چه راه هایی برای شارژ کردن همدیگر وجود دارد، راه هایش را پیدا کنید. مرد برای شارژ کردن همسرش باید.... ؟! این نقطه چین ها را کشف کنید. کاری ندارد. بلاخره شما یک سال با ازدواج کنید، قلق همدیگر را پیدا می کنید، همانطور که نقطه ضعف هایش رو خوب می شناسید.

ما الان از سمت مخالف خوب بلدیم، چگونه حرصش را دربیاریم که داد بکشد. چطوری کاری کنم که دیگه ساکت بشود. بجای اینکه انرژی هامان را صرف کنیم سر خالی کردن سر همدیگر، انرژی هامان را صرف کنیم سرشارژ کردن همدیگر.

آیا هر روز با همسرتان صحبت می کنید. اشاره کردند آقای مقدم. خانمها دوست دارند حرف بزنند. خانم هایی که حرف نمی زنند سالم نیستند. منتها ما وقتی که ازدواج کردیم قرار شد که اگه خانم قرار هست که سه ساعت حرف بزند، دو ساعت حرف بزند و اگه آقا قراره ده دقیقه حرف بزند، نیم ساعت حرف بزند. لتسکنوا الیها به سمت یک نقطه ای حرکت کنند تا آرامش زندگی شکل بگیرد. پس زن و مرد با هم ازدواج می کنند تا به تعادل برسند. چون آقایان که اصلا حرف نمی زنند. پسر من رفته بود سربازی. آموزش سربازی. دو ماه و نیم بعد برگشت. پرسیدم کجا رفتی؟ گفت آموزش دیگه. چطور بود؟ هیچی رفتیم آموزش، آمدیم. خب دیگه. هیچی خوب بود. خب بازم بگو، بپرس بگم. دختر می رود مدرسه وقتی خانه به می آید، ولش کنید، هنوز کیفش رو نگذاشته زمین، از بحثای همون روز تا شب حرف می زند. یک صفر دو و نصفی روزه اگه خانم ها بروند آنقدر حرف دارند.... ! آنها دنبال گوش مجانی هستند که حرف بزنند. آقایان دقت کنند، دو تا گزینه هست یکی رو انتخاب کنید. یا 20 تا 25 دقیقه با تمام توجه به حرف های همسرتون گوش کنید، (بدون اینکه روزنامه بخونید یا با موبایل کار کنید یا کار دیگری انجام بدهید) با تمامی شش دنگ هواستون20 دقیقه به حرف های همسرتون گوش کنید، 23 ساعت و 40 دقیقه راحتید. وگرنه 24 ساعت همسرتان روی مختان خواهد بود! از این دو گزینه یکی رو انتخاب کنید.

و اگه خانم ازتون سؤال کرد تستی جواب ندهید. کمی حرف بزنید. مثلا اگه خانم میگه کجا بودی؟ نگویید کار .... خو.... نه! کارخونه! هر روز وقتی میام نگو کجا بودی. کارخانه ام. کار... خا.... نه!

وقتی همسرتان می گوید که کجا بودی، میخواهد تا حرف بزنید. بگویید آره، ساعت 2:15 شد، ساعت رو نگاه کردم دیدم خانمم منتظره، اومدم بیرون. ماشین رو روشن کردم، از پارکینگ اومدم بیرون، سوار سرویس شدم. آقای فلانی کنارم نشسته بود. توی مسیر سه تا چراغ قرمز بود. اولین چراغ قرمز داشت زرد میشد که سریع گاز دادم و سومین چراغ قرمز یه نفر رو دیدم که شبیه پسر دائیت بود، منتها ابروهاش با پسردائیت فرق می کرد. خانم ها حرف میزنند که حرف زده باشند، در حالی که آقایان حرف می زنند تا چیزی را منتقل کرده باشند. این دو تا قرار است کنار هم زندگی کنند. دقت کنید که تفاوت های هم را بشناسید. اگر بشناسید همدیگر را قضاوت نمی کنید. این ها به عنوان نقص و قوت مطرح نیست، این ها به عنوان ضرورت و اقتضاء مطرح است. دقت کنید. یعنی خداوند اینگونه آفریده است که مرد مرد باشد و نقش مردانگی ایفا کند و زن زن باشد و نقش زنانه ایفا کند. فکر نکنید این صفت ها برتری دارد. اما شناختش به ما کمک می کند که به تفاهم بیشتر برسیم، همدیگر را قضاوت نکنیم، بدبین نباشیم. همدیگر را بتوانیم راحت تر حضم کنیم و تحمل کنیم. اینه که صحبت کردن با همسر را باید یاد بگیریم. هم آقایان باید یاد بگیرند که با خانم ها چطور صحبت کنند و هم خانمها باید یاد بگیرند که با آقایان چطور صحبت کنند. فرقی نمی کند. من چند تا مثال بزنم. ببینید این انتقال پیام ها رو دقت بکنید. ببینید چند تا مثال ساده را که میتواند به شما کمک کند. بخاطر بافتی که مردها دارند. مردها اساسا به دنبال اقتدار هستند. به جای اینکه به مردها بگویید شما هیچ کاری در خانه انجام نمیدی. بگویید من به کمک شما برای تمیز کردن خانه نیاز دارم. یعنی وقتی میخواهید پیامی رو منتقل کنید، پیام رو بگونه ای منتقل کنید که خواسته خودتون رو به عنوان نیاز مطرح کنید. بجای اینکه دستور بدهید و بجای اینکه قضاوت کنید که تو همیشه دیر میای، بجای این بگویید: آن وقت هایی که زود میای، احساس امنیت می کنم. یعنی این جمله رو عوض کن. تو همیشه دیر میای، تو اصلا به فکر من نیستی. اون مقداری که تو برای رفیق هات وقت میذاری، یک صدمش برای من وقت نمیذاری. خوب دیشب با مادرت چق چق میکردی. من اونجا انگار نه انگار که زنم داری. چون خانمها اصلا نمی توانند ببینید که شما با هیچ خانمی حتی دو دقیقه صحبت کنید. نامحرم نه، آن که گناه است، محرم منظورمه. خانمها چیزی دارند به نام حساسیت. خدا این را قرار داده. خب بعضی ها می گویند حسادت مخفیانه. وقتی تو خواهرت حرف میزنی همسرت اذیت می شود. وقتی با مادرت حرف میزنی، همسرت اذیت می شود. وقتی با همسرت حرف میزنی، مادرت اذیت می شود. اینها اینجوری هستند. و شما باید بلد باشید. یکی از سیاست های بعضی از مردها این هست که می رود خونه مادرش و شروع به تعریف از همسرش می کند. مادرجان، خانو م من چه غذاهای خوشمزه ای درست می کند. مادره میزنه تو سرش که بیا بچه بزرگ کن، یه عروس نیم وجبی هنوز هیچی نشده اومد جای من رو گرفت. چه خون دل هایی خوردم، معلومه دیگه نو که اومد به بازار کهنه شود دل آزار. این ها رو مادر تو دلش می گوید. تو کافیه 10 بار پیش مادرت از زنت تعریف کنی و برعکس پیش زنت از مادرت تعریف کنی. مادرم طفلک. زن با خودش می گوید: من که هیچی، مادرش طفلک. کاش یک صدم محبت مادرتو به من هم میداد. آقایان عزیز، فدای شما شوم، پیش مادر رفتی از مادر تعریف کن، پیش خواهر رفتی از خواهر تعریف کن، پیش خانمت رفتی از خانمت تعریف کن. این نحوه مدیریت روابطه. اگه همه با هم بودند، تقسیم کن، عادلانه. یا اصلا موضوع رو عوض کن. اونجا درمورد موضوع اقتصاد صحبت کن! اونجا اصلا چیز دیگری بگو. پس این خیلی مهم است. این که شما چگونه صحبت کنید، با چه تقسیم بندی ای این کار را انجام دهید. خانمه دانشجو بود و فوق لیسانس می خوند و همسرش هم دانشجوی من بودند. می گفت شوهر من هفته ای چند بار به من میگه تو زشتی! آدم تحصیل کرده به خانمش میگه تو زشتی؟! گفتم بی انصاف این چه طرز ادبیات تو به خانمت گفتی؟! گفت چی گفتم؟! گفتم چرا به خانمت میگی تو زشتی؟ گفت به خدا نگفتم. خانمش میگه به خدا گفته. تا حدی به زندگیشان سرک کشیدیم و فهمیدیم که این آقا چند بار به خانمش گفته که چشمای خواهر من قشنگه و خانم این رو چه شنیده؟ چشمای تو اصلا قشنگ نیست. وقتی تو به خواهرت میگی چشمای خواهر من درشته، اون چیز دیگه می شنوه. زنت می شنوه چشمای تو زشته. اینا این جور جانورایی هستند. حالا از سمت دیگر هم می گوییم که مردها چه آدم هایی هستند!

این مهم است. اگر شما نگاه کنید بسیاری از این مشکلات ارتباطی سر همین مسائل عدم فهم دنیای همدیگر است. دو طرف همدیگر را دوست دارند، عاشق همدیگر هستند، میمیرند برای هم، دلشان تنگ می شود برای همدیگر ولی متنفرند از ریخت همدیگر. حس های متضاد یعنی همین احساسات. حس های متضاد، یعنی تو غیر از این کس دیگه ای رو نمیخوای ولی دلت ازش پره و نمیدونی که چه کار کنی؟ مرد با پرخاش این را نشان می دهد. فکر می کند که میدونه! عزیز من زن گله، زن ریحانه است، زن لطیفه. داد نکش سر زنت. این مهم است. خانم ها اصلا حرف ها رو جور دیگه ای می شنوند. بخشی را گفتم و بخش دیگر را هم بگویم. میرود از خونه بیرون و قبلش به زنش میگه تو اصلا نمی فهمی. بعد تو میری سرکارت. با اولین ترافیک همه چیز یادت رفته، چون مشکلات بزرگتری داری. خانمها هستند که صبح تا شب به همسرشان فکر می کنند. دو ماه پیش گفته من ماکارونی با رب فلان دوست دارم. طفلک دو ماه و نیمه که تو گوگل سرچ می کند که کی فرابرسه که این رو برای همسرش درست کنه. خانم ها صبح تا شب به همسرشون فکر می کنند. آقایان یه وقت هایی به خانمشون فکر می کنند. این باعث می شود که وجودشون متراکم می شود با صحبت های شما. حالا تو موقع رفتن بگو تو اصلا نمی فهمی! حالا ببین خانم چی میگه. خانم ها تعمیم می دهند. مردها تعمیم نمی دهند که. به مردها بگو تو نمی فهمی، بهت میگن که تو نمیفهمی! باز خدا رو شکر یه آدمی مثل تو به من گفت تو نمیفهمی، خیالم راحت شد. اصلا خیلی خوشحال شدم. با دهانش، با دستهاش، با گوشه لبش، با چشماش چنان طرف رو پرت می کنه که جرأت نمیکنه دفعه بعد بگه که تو نمیفهمی. حالا مرد رفته و این زن میخواهد بقیه خوابش رو بخوابد. همش تو گوشش این هست که تو نمیفهمی و قیافه دیوناک همسرش رو توی ذهنش میاره و با خودش میگوید که به من گفت که تو نمیفهمی! موقع ظرف شستن هم باز تو ذهنش میاد که به من گفت تو نمی فهمی. استکانها رو می شکنه. 20 بار بعد تو نمیفهمی. نمیفهمی. بعد مرحله بعد تفسیر هست! یعنی نفهمم، درست فهمیدی نفهمم دیگه. آخرین نفهمیم دیشب بود همه کیمیا نگاه می کردند، من.... . خوب فهمیدی علی جان، من نفهمم که میرم ظرف های مامانت رو می شورم. اصلا نفهمیم موقع خرید رو شد. همه گفتند این حلقه رو بردار، من نفهم. نفهمم. نفهمم ... ! باز خدا کنه همین جا تموم بشه. باز خانواده اش رو هم فکر میکنه نفهمند! به اونا چیکار داری؟! اونا چه گناهی کردند و بعد از 200 بار علی ظهر به خونه اش می آید و میگوید: سلاااام خانم. اوه بمب اتمه. بچه ها دقت کنین. با خانمها درست صحبت کنید. گفتم که با گل این چنین صحبت نمی کنند. خیلی مرتب. میخوای انتقاد کنی، با ظرافت. من احساس میکنم امروز غذا یه ذره ای غذا شور شده بود.

واقعا خانمها همینطوری هستند. ممکن است تا به حال اتفاق افتاده باشد که با مادرتان درمورد تربیت برادر کوچکتان انتقاد کرده باشید، چون معمولا کسایی که دانشجو می شوند، برای تربیت پدر و مادرشان نسبت به برادرهاشان اشکال می گیرند. میگن تو بلد نیستی برادر من رو تربیت کنی، بده دست من. بعد مادر فکر می کند که 30 سال اشتباه زندگی کرده!

اصلا از جنس زن میخوای انتقاد کنی، با احتیاط تفکیک کن تا بهم نریزه وگرنه اون اشتباهی فکر می کند که بدنیا آمده!

پس اینها روش های صحبت کردن با زن هست. با مرد هم این نکته ها رو باید رعایت کنید. مثلا اصلا به من نمیگی دوستت دارم. دوست دارم گاهی اوقات به من بگویی دوستت دارم. دقت کنید که لفظ رو عوض کنید. یعنی به جای اینکه از ضمیر مخاطب بگین از خودتون بگین. این روش ارتباطی اساسیه. یعنی کلید ارتباطی این هست که بجای اینکه بگی تو مرا عصبانی می کنی. نگاه کنید دو بار به سمت مخالف انتقاد کردید و یه بار به خودتان اشاره کرده اید. تو.... مرا.... عصبانی.... می کنی. بگو من بواسطه بعضی کارها عصبانی می شوم. ببینید یعنی احساس خودتون رو بگید بجای اینکه به طرف برچسب بزنید. این یک اصله. تو هر ارتباطی به جای اینکه به طرف برچسب بزنید، احساس خودتون رو بگید، یا مثلا پاشو بریم خونه مادرم. زن اگه به مرد اینطوری بگه، مرد میگه که کجا؟! هیچی خونه مادرت. خونه مادرت؟! نه امشب صلاح نیست. ببینید مرد با این ژست ها کیف می کنه. مرد همان کسی است که وقتی به دوران نوجوانی میرسه میگه میرم بیرون کار دارم. کاری هم نداره ها ولی ژست است دیگه. این جنس باید بگه من. این جنس وقتی در دوران جوانی میخواهد سفره جمع کنه (فردا وقتی میخواهید بچه تربیت کنید، تفاوت بین دختر و پسر را در تربیت حس می کنید) تمام استکان ها رو روی هم میذاره و ما بهش میگیم تنبل جان، دو بار برو. این اصلا موضوع تنبلی نیست. این میخواهد بگه که من می توانم اینا همه رو یکبارگی ببرم، میذاره. اینا رو میذاره دستش، دست دیگه اش تو جیبش. و تو وقتی این پسر رو اشتباهی تشویق می کنی و میگی که چقدر پسر مؤدبی هست. از فردا این کار رو نمیکنه، میگه من رو اشتباه تشویق کردی. اصلا من به ادب کار ندارم. من قویم. شما با این جنس باید.... . اگر جنس مرد این نباشد، زن عاصی می شود، اشتباه نکنید. فکر نکنید اگر مردتون ظریف شد یعنی خوب. نه بذارید مرد همینطور خشن بمونه. مرد اگر ظریف بشود، لطیف شود، برای هر چکش میاد جلوی شما گریه می کنه. چی شده؟! فردا چک دارم... ! میخوای چیکار کنی این مرد رو؟! پس بذارید ابهت مرد در خانواده حفظ بشه و بذارید لطافت زن در خانواده حفظ بشه. زن یعنی مظهر جمال خدا و مرد مظهر جلال خداست. وقتی ازدواج می کنید، این بافت فکری و روحی و روانی رو باید تو وجودمون کاملا درک کنیم، خیلی زندگی راحت می شود، وگرنه دو طرف فکر می کنند عین هم می فهمند. موجودات متفاوتی هستند. اصلا انگار نه انگار من مادر دارم. اینجوری نگو! بگو دوست دارم بریم خونه مادرم، دلم براشون تنگ شده. الان می برمت. تموم! همین که احساس کنه من باید تو رو ببرم. من اجازه... . بذار احساس کنه، چی از تو کم میشه. برو کیف کن. نه من میخوام همین رو به من گفتند گربه رو دم هجله بکش. به من گفتند توی سالهای اول همدیگر را بکوبین. اصلا تو خرید یاد دادند این کار رو بکنید. ما فرهنگ غلطی داریم که انگار قراره دو نفر با هم دعوا کنند. قراره دو تا نسل با هم دعوا کنند. این درست نیست. قرار است که با هم زندگی کنیم. قرار است این بارها را با هم برداریم. از دست خودخواهی ها و بی توجهی های تو کلافه ام. از این ناراحتم که نگفتی به من که دیر به خونه میای. ببین بجای برچسب زدن، بجای بزرگ نمایی. آره از این ناراحتم که به من نگفتی دیر میای. دیگه برچسب نزن، نگو حتما فلان هست که نگفتی... ! فردا تو تربیت فرزند هم هست. با بچه اش اینطوری حرف می زد. ببخشید معذرت میخوام. عصبانی شده بود و میگفت: احمق، تنبل کودن نفهم چرا درس نمیخونی. میگه به همون دلایلی که فرمودید. این آدم که با این ویژگیها درس نمیخونه.

به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیایید. مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

هویت همدیگر را لازم نیست تخریب کنید. وقتی از دست هم ناراحتید برچسب نزنید واقعه را بیان کنید. موضوع را بیان کنید. دقت کنید که این خیلی روش خوبی برای ارتباط هست. موضوع را آنچنان که اتفاق افتاده و بدون قضاوت بیان کنید. با درک روحیات همدیگر. یعنی مرد با زن بود، با لطافت. زن با مرد بود با مقداری درک اقتدار. این می شود روش صحیح ارتباط.

خب پس این روش صحیح صحبت کردن، ژست صحبت کردن، اینکه از چه واژه هایی استفاده می کنید، ابتدای کلام رو با چه کلمه ای آغاز می کنید. اینا همه مهم است. اینها رو کمی تمرین کنید. پیام هاش رو هم دقت کنید.

پیام های زن و مرد با هم فرق می کند، من چند تا از این ها رو بیان می کنم.

خانمها وقتی حرفهایی رو می زنند معنای دیگری دارند. نه تا کلمه ای خانمها خیلی زیاد می گویند.

اولیش خب هست! خانم ها خب، از این کلمه برای پایان دادن به مکالمه هایی استفاده می کنند که در حق با آن هاست و شما باید موقتا خفه شوید.

دو پنج دقیقه. اگر مشغول لباس پوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت ولی وقتی شما به او میگویید که پنج دقیقه از فوتبال مونده، پنج دقیقه یعنی دقیقا پنج دقیقه!

سه هیچی، این آرامش قبل از طوفان است. معنی و مفهوم آن این است که یعنی بایست کاملا گوش به زنگ باشید، بحث هایی که با هیچی شروع می شود غالبا با خب تمام می شود. پس بیایم کمی با ادبیات و فضا و گفت و گویی همدیگر آشنا شویم.

چهار بفرمایید، بفرمایید اصلا به معنی جواز انجام کاری نیست. معنای اصلی آن این است که اگر جرأت داری.

پنج آه بلند، این در حقیقت یک کلمه است که درست فهمیده نمی شود. آه بلند یعنی او در آن لحظه احساس می کند که شما یک آدم بیخود و بدردنخوری هستید و او نمیداند که چرا دارد وقت خودش را با جر و بحث با شما تلف می کند.

شش اشکال نداره، این یکی از خطرناک ترین عباراتی است که ممکن است خانم به شما بگوید. اشکال ندارد یعنی او به زمان بیشتری نیاز داره تا تصمیم بگیرد شما چگونه باید تابان این اشتباهتان را پس بدهید. اشکال نداره یعنی باید فکر کنم.

خانم ها از یک توانمندی برخوردارند، این را اگر در جهت مثبت یاد بگیرند که استفاده کنند، همه چیز تمومه، خوشبخت می شوند! این توانمندی رو خداوند به خانمها داده، علتش رو نمیدونم، به آقایان این توانایی رو نداده. صفت الهیه. به خانمها هدیه داده. آقایان اصلا این کار را بلد نیستند، هر وقت این کار را می کنند خراب می کنند. سه کلمه ایه، مال خداست داده به خانمها. اگر خانمها بلد باشند از این استفاده کنند، تمومه. هر مردی را به زانو درخواهند آورد، هر مردی با هر ادعایی. سه حرف است. این فقط مختص خانمهاست. مکر. ومکروا مکرالله و الله خیرالماکرین.

این مکر مال خداست، فکر نکنید این مکر یعنی مکر روباره مکار، نه! این مکر یعنی مدلی که تو را دور بزند و سرت را با پنبه چنان ببرد که... . مثل خانمهای قدیم که این کار را می کردند، با مکری که داشتند کت طرف رو می گرفتند، اونم احساس می کرد خیلی کسی هست واسه خودش. تا آخر عمر براش می دوید و خانمهای الان این را یاد ندارند، ببینید:

درس خوندی؟ درس خوندم، لیسانس داری؟ فوقش را دارم. پول درمیاری، پول درمیارم. اضافه چی داری بدی، ها!؟!

عزیز من، با مرد این طوری صحبت نکن! خیلی دقت کنید. خب بگذریم...

هفت ممنون، ممنون می تواند نشان دهنده خطر بالقوه باشد. وقتی همسرتان از شما تشکر می کند، فقط بگویید خواهش می کنم و هیچ حرف اضافه ای نزنید.

هشت اصلا هرچی، معنای آن این است که دخلت درآمده!

نه، نگران نباش عزیزم، خودم انجام میدم. جمله ای بسیار خطرناک دیگر است به معنای آن که این کار به دفعات متعدد توسط شما انجام شده و تو نتونستی. این حالت معمولا منجر به این می شود که شما بپرسید چی شده؟ و او بگه هیچ چی، بعد بگه خب و ماجرای قبلی... !!!

خب این هم چند تا پیام که گفتم و طنزگونه بود ولی خب، بعضیاش جدی بود.

خب پیام ها:

باید هزینه کنیم برای پیامها، هزینه کنیم. این ها را من سریع رد می شوم. نقاط آسیب زای همدیگر را بفهمید. در روابط بهداشتی و جنسی هم کشف این نقاط از نظر نقاط روحی، نقاط عاطفی، نقاط جسمی و... این ها نیز خیلی مهم هستند که انشاءلله در کارگاه بعدی اساتید کاملتر به شما خواهند گفت.

به فکر هم باشید: وقتی داری فکر می کنی (این خواسته زن هست)، وقتی داری فکر می کنی که من دارم فکر می کنم که تو داری فکر می کنی که من به چی فکر می کنم، دلم می خواد که فکر کنی که من به تو فکر می کنم. این سیستمیه که از آخر هم گیج می شود و کلاقه می شود و نمیفهمد... ولی زن می خواد تصاحب کنه مرد را. سیستمش اینه و خداوند این سیستم را برای اون درست کرده که بتونه بچه را جمع کنه. این خصلت برای مادر شدن لازمه. پرحرفی برای مادر شدن لازمه. اگر او حرف زدن بلد نباشد، یکی از معجزات هستی اتفاق نمی افتد، آن هم این است که ناباورانه شاهد این هستیم که یک بچه ای که هیچی نمی فهمه، در کمتر از دو سال یک زبان مادری کامل را توسط همین زن یاد می گیرد و زبان دوم را 20 ترم می رود و یاد نمی گیرد! دقت می کنید؟! این هست که انیشتین می گوید اگر فرآیند تکلم و یادگیری و آموزش و آموختن بچه ها را می توانستیم کشف کنیم و رابطه ای که بچه با مادرش داره را می توانستیم کشف کنیم، همه آدمها نابغه می شدند. این خیلی عجیبه. اگه دست من مرد بدهند که این بچه به زبان دربیاد، مگر من حوصله این کار را دارم؟! مادر است که میگه بگو ماماااان. بچه نمیگه. باز دوباره... بعد نیم ساعت حرف می زنه باز دوباره مامااااان. بااااباااا. بعد ظهر باباش میاد خانه، میگه نگاه کن میگه بابا. خیل خب ما هم بچه بودیم، می گفتیم و مرد اگر بخواد به این بچه زبان یاد بدهد، با منطق. چون مرد منطقیه. پسرم نیگا کن، میگی بابا یا اگه نگفتی لال میشی. از این دو راه یکی رو انتخاب کن، میگی یا نه!!!؟؟

اگه مرد بخواهد بچه را زبان یاد بدهد، بچه ها تلگرافی بار می آیند! تو اجتماع بلند می شوند و میگن: من اصلا نه. اصلا یاد نداره حرف بزنه. می شود رباط. پس بنابراین اگر زن پرحرف است، اقتضای مادر شدنش هست. اگر می خواهد تصاحب کند، اقتضای مادر شدنش هست. دقت بکنید. من تأکید دارم که این تفاوت ها را روی مبنا بفهمید، چون خیلی ها این تفاوت ها را می فهمند ولی نمی فهمند قصه چیه! نه این تفاوت ها، تفاوت هایی بر اساس نظام حکیمانه الهی که باید تو زندگی ما عدل جاری بشه و ما بدانیم چه کاری را در چه زمانی، به چه کیفیتی، چقدر انجام بدیم. اینجاست که بوی خوشبختی و سعادت از این خانه بیرون می آید. اگر این فهم شکل بگیرد. او توجه دارد، او می بیند، او می فهمد. از چشم های بچه می فهمه که الان در چه مرحله ای قرار داره و سریع برمیداره ولی مردها این گونه نیستند. وقتی بریزه فکر می کنند آبه! بعد هم که اشکال نداره که شلنگ می آرند که... . برای خانمها به این شکل نیست. پس بنابراین خانمها دائما دارند فکر می کنند، حرف می زنند، اصلا دنیای عجیبی دارند و تو باید بتوانی با ظرافت وارد دنیای آنها بشوی تا قلبش را بتوانی تسخیر کنی. شباهت هایی هم با هم دارند. در اصل و ریشه برابرند. هم مرد و هم زن انسان هستند. هر دو باید به خداوند جواب بدهند. در قابلیت نظام ارزشی برابرند. ان اکرمکم عندالله اتقاکم زن و مرد با همدیگر فرقی ندارند. با تقواترین شما گرامی ترین شما نزد خداست. در قابلیت کمال و بالندگی با هم برابرند. در حقوق انسانی با هم برابرند. حقوق انسانی. بعضی ها می گویند پس چرا دیه ما نصف دیه مرد هست!؟ این حق جزو حقوق اقتصادی است. حقوق انسانی نیست وگرنه فیل گران تر از آدم هست. بنز فلان هم گرون تر از آدم هست. بحث اقتصادی چیز دیگری است. حقوق انسان... هر دو نیاز به تکریم دارند، نیاز به احترام دارند، نیاز به عظمت دارند، نیاز به رشد دارند. این ها حقوق انسانی است و زن و مرد هیچ فرقی با هم ندارند.

اما تفاوت ها، اگر تفاوت ها را بتوانیم خوب بفهمیم... . پیامبر می فرماید: حقیقت خلقت زن، مثل دندنه حلالی شکل است، حساس، ترد و شکننده. اگر در اندیشه آن باشی که آن را راست کنی، می شکند. باید بپذیری. زن را باید همانطور که هست، بشناسی و مدارا کنی. مدیریت به این می گویند. حالا روشش فقط محبته. نوازش و یک سری ویژگی های دیگر هم که تفاوت های زن هست. حالا دقت کنید. تفاوت ها که جذاب هست، اتفاقا تفاوت می تواند جذاب باشد. تفاوت فیزیکی زن و مرد. قدرت جسمی مردان و ساختار ماهیچه ای آنها قوی تر هست. این هست که کارهای ظریف را خانمها انجام می دهند و کارهای سخت مثل جمع کردن میز و ... را باید آقایان انجام بدهند. و خانم نباید خیلی به این کارها دست بزند، مگر کارهای ظریف. تقسیم کار خانه هم همین طوری هست. در کارهای ظریف، ظریف کاری ها آقایان کمتر دخالت کنند، بگذارید خانمها چینش را در داخل مدیریت کند، چون صبح تا شب او می خواهد با این چینش زندگی کند. پوست ضخیم تر، به کار بستن قدرت، مفاصل قوی تر، علاقه مندی به فعالیت هایی با سرعت بالاتر. اصلا اگر وقتی مرد راه می رود. اگر زنی بخواهد پشتش راه برود هیچ زنی نمی تواند پشت سرش راه برود. تصور کنید که خانمها بخواهند پشت این مرد راه بروند. اصلا نمی توانند. اصلا مرد با سرعت گره خورده. این هست که توی ده نفر اول کنکور به ندرت خانمها را می بینید، چون موضوع تمرین سرعت و مسابقه سرعت است. آنجایی که تو با سرعت سر و کار داری، با خانمها اصلا مشورت نکن. جایی که می خوای سریع تصمیم بگیری با خانم مشورت کنی بهم می ریزه. چون خانم نمی تونه سریع تصمیم بگیره، چون دنیاش ریزه. باید تک تک این ها رو معادله اش رو حل کند، با مادرش مشورت کند، تمامی فامیل رو مطلع کند، بازخورد بگیرد و ببیند که چه خبر است و ... . بعد گفتند با این زن مشورت نکن. پس جایی که با سرعت سروکار دارید اصلا با خانمها مشورت نکن. جایی که با ریزبینی و دقت سروکار دارید، حتما با خانمها مشورت کنید. چون آنها می توانند ببینید. الان به خانمها بگویید پنجاه تا اشکال از قیافه ما درمی آورند! ولی آقایان می گویند: نه آدم است دیگه!!

آقایان کل نگرند، اینجاست که وقتی می روید و خانه انتخاب کنید، اولین خانه که معرفی می کنند، مرد می پسنده. چون از دید مرد خانه تعریف کلی دارد. خانه جایی است که سقف دارد باران نیاید، در دارد که دزد نیاید. پنجره دارد باد بیاید. از همه مهمتر حمام دارد، به درد می خورد. آشپزخانه دارد. اتاق دارد... خانه هم هست. چون ما تو خانه گوساله ندیدیم، همه آدم بودند. طویله که نبود، خانه است دیگه. خانم خوبه دیگه. خانم اخماش میاد تو هم. از نفهمی مرده که اصلا هیچی درد نمی کند. خوبه؟! نه خوب که میگم یعنی... .خوبه؟! حالا مرد بدبخت اصلا نمی فهمد این چی می گوید!؟ نه بگو خوبه؟! خوب نیست؟! برای چی خوب نیست؟! اگه بگی خوب نیست هم او مؤاخذه ات می کند، تو باید بفهمی برای چی خوب نیست. مرد میگه من نمیفهمم. اما زن چرا می گوید خوب نیست؟! چون خانه از دید او اصلا چیز دیگری است. دو سال و نیم پیش خانه دختر خاله بود، از دخترخاله پرسید یخچالت برای چی اینطوری شده و او گفته بوده که: یه خانه گرفته بودیم راه پله هاش تنگ بود و این پیچید. این تو ذهنشه. تمامی توصیه های فامیل از بدو تولد تا الان می خواد در این خانه تجلی پیدا کند. همه را نگاه می کند. درش این سمتی باز میشه، بعد ممکنه خواهرت بخواد چادرش رو عوض کنه از اونوری بعد کله هاشون بخوره به... . زن ها به چیزهایی فکر می کنند که شاید عقل جن هم بهش نرسه! این هست که وقتی می خوای سریع تصمیم بگیری با این فرد (زن) مشورت نکن ولی وقتی میخوای خانه انتخاب کنی از سه ماه قبل شروع کن، ولی آقایان می گویند خیل خب من گفتم که 10 شهریور می برمت دیگه. انشاءلله 8 شهریور میریم دنبال خونه دیگه!

اصلا تاریخ برای زن و مرد خیلی متفاوت است. یعنی وقتی میگه تابستون، برای زن اول تیر هست و برای مرد 29 شهریور است. این سیستم تاریخ است!!

مرد سریع است. کجا می خوای بری؟ میرم کفش بگیرم. انگار میره نون بگیره. میره کفش میخره برمیگرده. خانم کفش خریدم، دو تا هم خریدم. حوصله ندارم، چون کفش یعنی چیزی که پا توش برود دیگه. ولی خانم وقتی بخواهد کفش بخرد یک پروژه است همراه با یه پروسه پیچیده و الگوریتم چند مرحله ای. اول تمام فامیل مطلع می شوند که او میخواهد کفش بخرد. همدردهای او زن هایی هستند که می فهمند درد کفش خریدن یعنی چی. مصیبت را می فهمند، زنگ می زنند. خاله جون شنیدم میخوای کفش بخری، میفهمم چی می کشی. ما نمی فهمیم، آنها می فهمند. بعد از سه روز مرد می گوید: هنوز کفش انتخاب نکردی؟! زن میگه: این هم که اصلا هیچی نمی فهمه. ولش کن، تو نمیفهمی. تو الان سر به سرم نذار، من کفش میخرم. چهار روز بعد گوگل تصویری. تلگرام، تمامی گروه ها و کانالهای کفش. حالا سه روز می رود تو خیابان ها، برمیگرده و بلاخره یه هفته بعد کفش می خرد و اولین نفری که اشکال می گیرد، زن میگه: حمید جان، میری این رو پس بدی. زن اصلا نمی تونه تحمل کند. زن براش مهم است که بهش توجه شود، وقتی بهش کارت عروسی ببرین ظهر به خانمتون بدین. اخماش تو هم می رود. برای چی می رود تو هم. اصلا نمی گوید کی هست و چی هست! میگوید چه بپوشم؟! ولی مرد می رود تو تالار و جوراب هاش رو پاش می کند و میگه: این هم جورابام. اصلا مهم نیست برای او. پس بنابراین این دو تا باید دقت بکنند. و خدا نکند که زن بعد از این همه گرفتاری و این همه مشورت و برود و لباس بخرد و وارد تالار بشود... . تمام فکرش این هست که خدا کنه کسی نپوشیده باشه این مدلی. و بعد وارد تالار می شود و... عروسی امشب بهم خورد.! این رو یکی پوشیده بود. تمامی هستی اش رو بر باد رفته می بیند! این آدم را مدیریت کردنش با زور و چمبه و فلان نیست. کلی نقشه می خواهد و کلی کتاب می خواهد و کلی فکر میخواهد در دنیای پیچیده امروز. آقایان دقت کنند. اگر می خوای مادر سالمی برای بچه هات درست بکنی، پر از محبت و عشق و نثار تمامی آن چیزی که در اختیار داری. وقتی مرد شنیده، پدر و برادرش رو یادش هست. تصویر دیگه ای ندارد، سالم هاش این طوری هستند. حالا می خواهد تطبیق بدهد این را با وجود تو... خیلی کار دارد و تو باید بتوانی در او احساس امنیت ایجاد کنی. مردی که می تواند احساس امنیت در خانمش ایجاد کند، مقتدر می شود وگرنه باید با قدرت نمایی خودتان را ثابت کنید. پس اقتدار را هم آقایان دقت کنند و هم خانمها، مرد باید اقتدار داشته باشد، تو الفاظ باید دقت کنید. مرد می خواهد بگوید من سریع هستم، سریع انجام می دهد. این هست که وقتی رانندگی می کند سریع حرکت می کند و می رود و وقتی زنش بهش میگه علی جان یه کم آروم تر. چی سرعت ندیدی. به مرد وقتی می گویی یواش. حتما کمی گاز می دهد تا به تو ثابت کند که تو اصلا معنی سرعت را نمی فهمی. وقتی آدرس گم می کند، شش بار ته خیابان ها را بپرس، نه پیدا می کنم. نیم ساعت بعد. خب از یکی بپرس. بپرسه وزنش می آید پایین و باید خودش راه را پیدا کند. کمی همدیگر را درک کنید.

این چند عبارت را با هم بخوانیم که سطح انرژی برود بالا تا آماده بشوید برای کلاس بعدی، با همدیگر محکم تکرار کنیم:

خدایا، محبوبمان تویی. تکیه گاهمان تویی. امیدمان تویی، یاریگرمان تویی. دل هایمان به یاد تو زنده است...

و این عبارت دیگر را محکم تر بگویید:

خدایا برای تو حرکت می کنیم، تمام سعی خود را بکار می گیریم، هدفمند و پرشور گام برمی داریم و فردا را به تو می سپاریم.

در خاتمه برای آن عزیز سفر کرده که صبح ها می آید برای امضای رزق برتر، ایمان، عشق، توکل، قناعت، مهربانی، تقوا. این ها صبح ها امضا می شود بین الطلوعین. امیدوارم که سحرخیز باشیم. برای سلامتی آن سحرخیز همیشگی، وجود مقدس آقا امام زمان (ع) صلوات بفرستید.

نظرسنجی

نظر شما درمورد این پست چیست؟