ادامه ی بحث


سؤال :

آقای دکترحرفاتونو کامل قبول دارم...ولی دقیقا یه جای حرفتون که گفتین اشکال اونجایی هست که تو متوقف در این میل بمانی و این خواستن بشود فکرت ، روحت ، آرامشت ، به هم ریختگی ات ، افسردگی ات و ...)دقیقا دوست داشتن من بیش از اندازه شده...یه مدتیم که میخواستم این افکار و علاقه رو بزارمش کنار اصلا نشد انگار یه چیزی مثل جاذبه منو میکشه طرف اون...استاد یعنی چنین چیزی ممکن نیست که من بتونم به فرد مورد نظرم برسم؟؟..فکر کنم تنها دلیلشم میتونه معروف بودن اون باشه که غیرقابل دسترسه...استاد دقیقا حرفاش,ادعاهاش,زیباییشه که منو جذب خودش کرده و حتی این علاقه ی من تاجایی بود که هروقت اومد شهرمون من باذوق رفتم دیدنش...وقتی میدیم این همه طرفدار داره افسرده میشدم وتیم میرفت تایه مدت طولانی افسرده بودم و گریه میکردم....فکرمیکنم مشکل من قابل حله آقای دکتر..باسختی روزمو شب میکنم


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم اشکال تو در همین تشخیص غلطت است که گمان می کنی آدمها آن چیزی هستند که نشان میدهند اگر مامور به حفظ حریم افراد نبودم توضیح میدادم که چه اختلالات و ناهنجاری های روان رفتاری در بسیاری از این هنرپیشگان هست اگر برای دختر من یک نظافت چی خواستگار شود و یک هنرپیشه معروف ، من برای آرامش دخترم و سلامت زندگی اش ، نظافت چی را ترجیح میدهم

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#تربیت در نوجوانی