س


سؤال :

سلام.خسته نباشین دختر18ساله ای هستم .مدتی است احساس بی انگیزگی میکنم ب هرکاری دست میزنم بی فایده است از محیط خانه بیزارم از درس خواندن مدرسه رفتن شک و نگرانی های بیش ازحد مادروپدرمخسته شدم.یکبار دس ب خودکشی زدم متاسفانه نتیجه نداد ودیگر جرئت نمیکنم.اززندگیم خستم کمکم کنین


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم دخترم ! همه 17 ، 18 ساله های نوجوان ، کم و بیش مثل تو مشغول این افکار درخود تنیده حزن ساز هستند . و این یکی از نشانه های مال همین دوره سنی ست . فکر می کنند تنهایند و حتی تنها را هم ت.ن.ه.ا می بینند!! قسمتی از این ویژگی طبیعی مال این است که آدمی به درون خودش سفری بکند و به هویت خویش و چیستی و چرایی دور و برش دست پیدا کند کتاب بخوان ، حرفهایت را بنویس ، خودت را پیدا کن ، ببین منظور از بودنها چیست ، ببین باید دنبال چه باشیم ، ببین خرج چه می شویم و باید خرج چه بشویم ، آدمها و تقلاهایشان را ارزیابی کن و ... مثلا وقتی پدر و مادرت را در مسئله ای مشغول جنگ می بینی ، بجای رنج بردن و حرص خوردن و مضطرب شدن ، یاد بگیر تحلیل کنی ، درس بگیری ، عبرت بگیری ، و به رشد خودت بپردازی

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#تربیت در نوجوانی