ابراز علاقه


سؤال :

با سلام؛ 25 ساله ام و از زمان دبیرستان تا آخر دوران دانشجویی متوجه شدم (برخی) از دوستانم(که تعدادشان کم هم نبود)، افراد فامیل و حتی نزدیکانم بعد از مدتی رابطه ی معمولی و روتین دوستانه به قدری به من وابسته میشوند که حتی ساعتی دور بودن یا بیخبر ماندن یا دیدن حتی کمی سردی از من به شدت پریشانشان میکرد و درخواست رابطه ای عمیق و انحصاری از من میکردند به طوری که کاملاً واضح بود از حالت طبیعی خارج است و این موضوع من رو که آدم مستقلی بودم به شدت آزار میداد و نسبت به رابطه ی حتی عادی هم با آنها سرد میکرد و از آنها هرکسی که بودند در ذهن من یک آدم ضعیف و غیر منطقی ترسیم میکرد. نمیدانم چه عاملی در رفتار من علت این مسئله بود من فقط سعی میکردم و میکنم که رفتارم با اطرافیان بر اساس سفارشات دینی باشد که قطعاً خطا رفتم که چنین مسئله ای پیش آمده، فکر میکنم همین مسئله باعث شده در مقابل ابراز علاقه ی شدید همسرم واکنش منفی نشان بدهم به این صورت که شوهرم برعکس اکثر مردها علاقه اش را ابراز میکند اما از دیدگاه من افراطیست مثلاً اوبارها و بارها در طول روز گاهی بیش از ده بار فقط به من میگوید دوستم دارد. دوست دارد مادامی که با هم هستیم من در آغوشش باشم و مرا بفشارد و ببوسد و معاشقه کند و من هم در مقابل چنین کنم. البته من خودم بسیار عاطفی هستم و به او و تمام کسانی که دوستشان دارم در کنار رفتار حتماً ابراز کلامی هم دارم اما طوری شده که از رفتار همسرم حالت بدی به من دست میدهد. گاهی فکر میکنم یک دختر نوجوان است گاهی هم یک بچه است که مدام خودش را به مادرش میچسباند و طلب شیر میکند تا یک مرد که به همسرش محبت میکند. با شما مدتی پیش صحبت کردم گفتید با خودش به صورت طرح نیاز درمیان بگذارم. گفتم و این را هم تاکید کردم که به مقدار متعادلش را نه تنها دوست بلکه نیاز مبرم دارم اما شوهرم میگوید اگر تو بخواهی نمیکنم اما من اینطور لذت میبرم و دوست دارم پس نیاز من چه میشود؟ و در ضمن ممکن است من اگر سعی کنم کمترش کنم ممکن است کاملا فراموشش کنم. نمیدانیم که شکل ابراز مردانه و حد متعادل ابراز علاقه و محبت چقدر است. آیا این حالت من اصلا به مسئله ای که ابتدا گفتم ارتباطی دارد؟ البته اختلافات دیگه ای هم بین ما هست که تلاش میکنیم برطرفشون کنیم آیا ممکنه این حالت به اونها هم برگرده؟


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم اولاً آن مسایلی که در دوستانت می دیدی اختلال وابستگی بوده و رابطه دوستی نبوده است و این شکل از اختلال منحصر به نوع برخورد شما نبوده و اختلال رایجی بخصوص در سنین نوجوانی ست اما ارادت بخشی شوهر به زن هیچ ربطی به این اختلال ندارد و تو بر حسب تصویر مسمومی که از گذشته داشته ای (که البته کار خیلی درستی در برابر آن تمایلات اختلالی داشته ای و بهترین کار همان فاصله ای بوده که شما به سردی از آن یاد کردی)، هر ارتباط و کششی را در همان راستا ترجمه می کنی. در حالیکه این تمایلات عاطفی و حتی جنسی شوهر به زن برمی گردد به میزان شوق و رضایتی که مرد به زنش دارد از تشابه حسی که پیدا می کنی دوری کن و براحتی و با نشاط واکنش منطبقی به شوهرت بده و علاوه بر آن نگذار همیشه او بسراغت بیاید و بیشتر موراد پیش دستی کن. مثلاً بجای آنکه او تو را در آغوش بکشد خودت را در آغوش او بنشان اگر هم دفعی در برابر این شوق و کشش مرد داشته ای، از وی عذرخواهی کن

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#وابستگی