افسردگی و پرخاشگری


سؤال :

سلام؛ الان که براتون مینویسم ساعت 3 نیمه شب است و من حسابی مستاصلم. من بعد از فوت مادر و آمدن زن بابا و بعد ازدواج ناموفق دچار افسردگی شدم و بعد ازدواج با پسرخاله ام و رفتم تهران به مدت 8 سال که من تو این زمان به سختی فوق دیپلم حسابداری گرفتم و یک زایمان داشتم که دخترم مرد و بعد دوباره خدا به من دختر داد که الان برگشتیم مشهد زندگی میکنیم و دخترم 3.5 هست. من خیلی عصبی و بی انگیزه و مدام دخترم را میزنم و هیچ کاری حتی کارهای روتین زندگی را درست انجام نمیدم. دارم به مرض دیوانگی میرسم. از خودم بدم میاد که با عزیزترینم دارم همچین بلایی میارم. شوهرم خوبه ولی اونم دیگه مثل گذشته صبور و من را تحمل نمیکند و یک جورایی به شکل من در آمده. التماس میکنم کمکم کنید. من یک سال در بیمارستان ابن سینا مشهد تحت نظر دکتر عبتس ناظریان بودم که قرص دادن ولی باعث میشد مدادم دندان قروچه کنم. الان یک ساله قرص مصرف نمیکنم و به خاطر هزینه های پزشکی نزد دکتر هم نمیرم. من برای دخترم نگرانم. خودمو زنجیر شده در بیمارستان تصور میکنم. کمکم کنید. خواهش میکنم. چه کار کنم. قرص بخورم یا..ممنونم اگه جواب من را زود بدهید.


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم رها کردن سیر درمانی تان درست نبوده است لازم است مجددا به آقای دکتر ناظریان مراجعه کنید و یا تحت درمان روانپزشک دیگری قرار بگیرید تا دوره درمانی تان کامل شود و به بهبودی برسید

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#افسردگی