خیلی درمانده و مستاصل شدم


سؤال :

سلام خدمت شما بنده بخاطر توهین و بی احترامی زنم و خانوادش و شکستن غرورم و اقتدارم و یه سری مشکلات مالی دچار کاهش شدید اعتماد بنفس شدم و حالا چون مسبب همه اینهارو خانواده همسرم مخصوصا پدرش میدونم و مسلما خود زنم بهشون اجازه همچین کاری رو داده الان که همسرم میخاد به هر قیمتی ازم جدا بشه نمیتونم با خودم کنار بیام و اینو بپذیرم. رک بگم یه حس انتقام تمام وجودمو گرفته میگم اگر خانمم برگرده حاضرم بخاطرش گذشت رو فراموش کنم اما اگر نیاد و بر طلاق پا فشاری کنه برای احیای اعتماد بنفسم و جبران اذیتاشون منم باهاشون تلافی کنم و اذیتشون کنم میدونم ارزش زندگی بیش از اینه و شخصا ادم منطقی هستم اما در شرایط سختی قرار گرفتم چون بخاطر حفظ همسرم خودمو به اب و اتیش زدم اما اون راحت منو پس زد و رفت حالا من موندم با احساس ترد شدگی و غروری شکسته و احساسات بی ثمر و یه دل پر از کینه..... کمکم کنید...


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم در مورد تصمیم به طلاق مسیر درست همان است که در سئوال قبلی تان توضیح دادم (‌در صورت تنفر حسی زن از مرد به تشخیص مشاوری مجرب ) اما در مورد این احساس تلافی کردن و آزاردادن ،‌ باید بدانید ما بنده خداییم و خلایق مخلوق اویند ،‌ حق نداریم در خصوص تنبیه آنان آنطور که میل و نظرمان ایجاب می کند ،‌اقدام کنیم . این به معنی آن است که من به منتقم بودن خداوند بی اعتنا یا ناباور هستم . و یا به معنی آن است که با وجود ایمان به آنکه خداوند اجازه نمی دهد ذره ای ستم به دیگری بدون پاسخ بماند ،‌ من بواسطه تحریک عصبیت و فشار روانی بخواهم دست به عملی ببرم که خداوند آنرا ستم می داند و مرا بواسطه آن مواخذه خواهد کرد . که در هر دو شکل برای انسان مسلمان معتقد ، این کار بشدت غلط است و خسران بزرگی بدنبال دارد

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#تعارض و اختلاف در موضوع خاص