سرزنش شدن بخاطر خانواده از طرف همسرم


سؤال :

سلام.بنده حدود یک سال و نیم است که عقد کردم به علت شرایط ومحل کارم هر روز با همسرم هستم با این که هنوزجشن عروسی نگرفتیم.همسرم اجازه نمیدهد که به خانه پدرم بروم و میگوید خوشم از آنها نمی آید و بنده هم سکوت میکنم ودو ماهی یک بار من را به دیدن آنها میبرد.همیشه کاری کردم که همسرم راضی باشد اما میترسم سواستفاده کند.لطفا کمکم کنید که چگونه با همسرم در خصوص خانواده ام رفتار کنم.


جواب :

در ابتدا از اعتماد به ما و مطرح نمودن سوالي كه مربوط به مهمترين تصميم زندگي مي شود از شما تشكر مي نماييم. در مورد موضوعی که مطرح کردید بايد خدمت شما عرض نماييم در عين ساده بودن اما جوانب مهمي را در بر دارد و بعلت عدم توضيح بيشتر دچار ابهام است. یکی از مهمترین ارکان مشاوره مخصوصاً در زمینه راهنمايي که باعث می گردد نتیجه مطلوبی از آن حاصل گردد میزان اطلاعاتی است که شما باید در اختیار مشاور قرار دهید ؛ زیرا به هر حال تفاوت های فردی افراد در وضعیت و شرایط خانوادگی ،محیطی ،شخصیتی ،جنسیتی و ... ایجاب می کند که مشاوره ها با فرد مورد نظر و شرایط وی مطابقت داشته باشد؛ اما متاسفانه مكاتبه شما اطلاعات كافي به ما نمي دهد. مثلا دليل رفتار همسرتان و اينكه با خانواده شما اختلاف پیدا کرده چيست؟ آيا از ابتدا اين اختلاف وجود داشته؟ اگر نه، كي به وجود آمده؟ نسبت به چه رفتارها و گفتارهاي خانواده تان حساس است؟ حق با آنها است يا همسرتان؟ روابط جنسی وعاطفي شما با همسرتان چگونه است؟ روابط عاطفي شما با خانواده همسرتان چگونه است؟و ... . با اين حال سعي مي كنيم تا با توجه به اطلاعات اندك موجود در مكاتبه شما به سوالتان پاسخ دهيم. پرسشگر گرامي؛ وضعيتي را كه در ارتباط با همسر خود با آن مواجه هستيد به خوبي درك كرده و خوب مي¬دانيم كه ممكن است خواه ناخواه با برخوردها و حرفهاي شوهرتان نسبت به خانواده خود و درخواست قطع ارتباط با آن¬ها آزرده شده باشيد؛ زيرا علاوه بر آن¬كه بر اساس حقيقت پدر و مادر، منحصر به فردترين افراد زندگي هر فردي هستند و هيچ كس نمي-تواند بيش از يك پدر و مادر داشته باشد بايد گفت كه چنين رفتارها و گفتارهايي از سوي شريك زندگي كشنده عشق و محبّت در محيط خانواده است.به هر حال اميدواريم به لطف خدا و درايتي كه از خود بروز خواهيد داد هر چه زودتر اين گونه مسايل از زندگي شما رخت بر بندد. شما اكنون چند كار مي توانيد انجام دهيد براي اينكه زندگي خود را تغيير دهيد؛ و يا اينكه آن را محك بزنيد و متوجه شويد اين روند به چه شكلي قرار است ادامه پيدا كند: 1. در گام اول لازم است كه علت اصلي رفتار همسر خود را شناسايي كنيد و زمينه هاي بوجود آمدن چنين رفتارهايي را از بين ببريد. با دقت بررسي كنيد چه چيزي موجب شده تا او نسبت به خانواده شما احساس خوبي نداشته باشد؟ ممكن است برخورد سرد همسرتان با خانواده شما به گونه اي به رفتار خودتان برگردد. مثلا ممكن است او از شما يا خانواده تان انتظاري داشته و شما آن را برآورده نكرده ايد و او به خاطر اينكه نمي تواند به صورت مستقيم به شما بگويد، غير مستقيم در رفتارش آن را نشان مي دهد. پس كمي در رفتارهاي خود دقت كنيد و انتظارات او از خودتان را در نظر بگيريد؛ ببينيد عيب كار كجاست. لطفا نگوييد كه من همه كار براي او كرده ام و اينها بهانه است و... . شايد در كنار اين همه كار، يك كار نكرده و يك عيب نديده هم وجود داشته باشد. شايد به نظر شما توقع او انتظار بيجايي باشد؛ حرفي نيست؛ اما تأمين همين توقع بيجا، اگر باعث سر و سامان دادن به زندگيتان شود، كار بزرگي است و استفاده ارزشمندي از آن مي توان نمود. حتي مي توانيد در اين زمينه با خود او صحبت كنيد و از او بخواهيد تا انتظاراتش را از شما و خانواده تان برايتان بگويد. در يك شرايط عادي و با زيركي و زمينه سازي مي توانيد اين مطلب را از زير زبان او بيرون بكشيد. 2. به شوهرتان احترام بگذاريد. مراقب باشيد رفتار شوهرتان با خانواده تان شما را از برخورد خوب با او باز ندارد. هيچ گاه با شوهرتان بر سر نحوه برخورد او با پدر مادرتان جر و بحث نكنيد و با او به مقابله به مثل نپردازيد. 3. مراقب باشيد شما هم در صدد تلافي كردن بر نياييد و با والدين و بستگان شوهرتان رفتار بد نداشته باشيد. نه تنها هيچ كمكي به شما نمي كند بلكه باعث بدتر شدن وضعيت مي شود. از اين رو, توصيه مي كنيم با بستگان شوهرتان به بهترين وجه رفتار كنيد. از او بخواهيد كه در مسافرت ها و گشت و گذارها والدين خود را همراه شما بياورد. در طول مسافرت نيز با آن ها برخورد مناسب داشته باشيد. شما با ديدن والدين شوهرتان چهره در هم نكشيد و برخورد بدي نداشته باشيد. از رفتن به خانه پدرشوهرتان اجتناب نكنيد. و...اين كارها مي تواند تغيير اخلاق شوهرتان با خانواده تان را به همراه داشته باشد. 4. رفتارهايي را كه شوهرتان از پدرمادرتان به عنوان بدي در حق خود برمي شمارد, توجيه كنيد و دليل اين رفتار آن ها را به او بگوييد. به او بگوييد كه در مورد آن ها خيلي سخت نگيرد. به او بگوييد: «به هر حال, آنها پدر مادر شما هستند و رعايت احترام ایشان و ناديده گرفتن اشتباهات ایشان, رفتاري خداپسندانه محسوب مي شود.» 5. شوهرتان را با ديگران مقايسه نكنيد و او را به دليل رفتارهايش سرزنش ننماييد. 6. از زبان پدر مادرتان خوبي هاي شوهرتان را بازگو كنيد. به او بگوييد كه «خانواده تان از داشتن دامادي مثل شما, بسيار راضي و خشنودند.» 7. با حسن تدبير مي توانيد زدايندۀ آفتهاي فكري و آسيبهاي رفتاري بين خانواده وهمسر خود باشيد. 8. مراقب رابطه تان با شوهرتان باشيد. مواظب باشيد از ميزان صميميت شما كاسته نشود. سعي كنيد رفتارهاي بد او را به گونه اي توجيه كنيد. به هر حال, او اكنون ( با همه خوبي ها و بدي هايش) شوهر شماست. نهايت تلاشتان را در حفظ رابطه صميمانه با او به كار بگيريد و از هر اقدامي كه مي تواند اين رابطه با متزلزل كند اجتناب كنيد. به هر حال, شوهرتان دير يا زود به اشتباه بودن رفتار خود پي خواهد برد و از اين كار دست برخواهد داشت. 9. سعي در ايجاد تغيير ناگهاني در تصميم و رفتار همسرتان نسبت به خانواده تان و بالعكس نداشته باشيد؛ زيرا برخوردهاي تند و عجولانه نه تنها ممكن است هر يك از آنها را به سوي مخالفت بكشاند، بلكه ممكن است ناسازگاري را در آنها به صورت لجاجت آميزي تشديد نمايد. 10. به طور كلّي نقش شما در كنار آمدن خانواده و همسرتان با يكديگر، مي¬تواند بسيار تأثيرگذار باشد. يادتان باشد كه در هر رابطه خوب و مناسب همه سختي‌ها آسان و در هر رابطه بد، هر مشكل كوچكي به بحراني بزرگ مبدّل خواهد شد؛ لذا شايسته است از هرگونه اقدامي كه به بهبود رابطه خانواده تان با همسرتان و بالعكس منجر مي¬گردد، دريغ ننماييد. مثلاً زماني كه مادر خود را ملاقات مي¬نماييد از قول همسرتان از وي احوالپرسي نموده و بالعكس تا كم¬كم فضاي عاطفي مناسبي را در طرفين نسبت به همديگر به وجود آوريد. 11.به اين نكته اعتقاد داشته باشيد كه در هر شرايطي مي¬توانيد از زندگي در كنار يكديگر لذّت ببريد، به شرط آنكه شيوه حل اختلاف را بلد بوده و مرزها را حفظ نماييد. به عنوان مثال ببينيد چه چيزي باعث دلخوري مادرتان از همسرتان گرديده و چه برداشتي از وي دارد. مسلّم بدانيد كه با شناخت دليل اصلي، بهتر خواهيد توانست راهكارهاي بهينه¬سازي روابط آنها را در پيش بگيريد. 12.همسر باهوش و دورانديش بايد بداند كه چگونه بين «زن خوب بودن براي شوهر» و يا «فرزند خوبي بودن براي خانواده¬ » ، حد فاصل ايجاد كند. ايجاد تعادل در اين كار مثل ميله تعادل بندبازان به ظرافت خاصي نياز دارد. قلق يادگيري اين كار و مشكل اين است كه هميشه به حرف¬هاي طرف مقابل هم گوش كنيد و سپس قضاوت كنيد. برخي اوقات ممكن است هر دو طرف حقيقت را بگويند البته آن طور كه خودشان فكر مي¬كنند. اينجاست كه شما بايد نقش خود را ايفاء نموده و سعي كنيد هر يك از طرفين به نيمه پر ليوان نيز در برخورد با طرف مقابل بنگرد. 13. وظايف خود را در قبال همسرتان انجام دهيد و هيچ گاه در برآورده كردن خواسته جنسي او كوتاهي نكنيد. 14.بدانيد كه شما حلقه اتصال و پيوند عاطفي بين خانواده و همسر خويش هستيد و بيشترين مسؤوليت را در تأليف قلوب و تنظيم حسن روابط برعهده داريد.لذا سعي نماييد رابطه عاطفي خويش را با خانواده خويش بيشتر نماييد و همواره تلاش كنيد دوستي و محبت همسرتان را نيز به طور مستقيم و غير مستقيم نثار آنان نماييد. 15. هرگز ضمن قدرداني و تمجيد وجود گرامي همسر و اظهار محبت و دوستي نسبت به وي، از تعظيم و تكريم شخصيت بزرگوار و ارجمند والدین خود غافل نشويد. 16.هرگز ذره اي از كاستيها و نارساييهاي زندگي مشترك و ضعفها و كوتاهيهاي احتمالي همسر خويش را به خانواده مادري خود انتقال ندهيد. 17.هرگز گله هاي احتمالي والدین تان را به همسرتان انتقال ندهيد و در عوض، از تعريف و تمجيد آنان نسبت به شخصيت خوب دامادشان سخن بگوييد. 18.هرگز اجازه ندهيد كه فرصتي فراهم شود تا جمعي زبان به غيبت گشوده، شخصيت همسر يا خانوادۀ ايشان يا خانواده شما را مورد نقادي و تحقير قرار دهند. 19.در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستين فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازيد تا به فرآيندى مخرب و پيشرونده تبديل نشود . 20. به هر طريق ممكن رفتارهاى مطلوب همسرو خانواده تان را مورد توجه و تاييد قرار دهيد؛ به گونه‏اى كه آنها بفهمند برايشان ارزش قائل هستيد . 21. تشويق، تاييد و بيان نكات مثبت، ‏به طور آشكار يا در جمع باشد و تذكر نكات منفى و انتقاد به طور محرمانه و در تنهايى صورت گيرد. 22.در روابط كلامى، عاطفى، اقدام‏ها و تصميم‏گيرى‏ها به افكار و خواسته‏هاى هردو توجه كنيد. نكته پاياني سعي نماييد اين نكته را در زندگي خود عملي سازيد كه عروس و داماد با ازدواج پيوند جديدي با خانواده طرف مقابل خود پيدا مي كند و يكي از اعضاي خانواده جديد مي شود. و به معناي دقيق تر، بر خانواده هاي طرف مقابل فردي اضافه مي شود. اگر چنين تصوري از ازدواج و پيوند خانواده ها داشته باشيم، در واقع پدر و مادر هر يك از زوجين، پدر و مادر ديگري نيز محسوب مي شود رسم زيبايي بين برخي خانواده هاست كه پدر و مادر همسر خود را به پدر و مادر،‌بابا و مامان يا به تعابيري شبيه آن نام مي برند. و پيوند عاطفي خود را دو چندان مي كنند.واقع امر هم چيزي جز اين نيست. همان طور كه در روايات نيز آمده است كه هر انساني 3 پدر و مادر دارد: 1. پدر و مادري كه از آنها متولد شده است. 2. پدر و مادري كه با ازدواج و رابطه سببي ارتباط پيدا مي كند. 3. پدر و مادري كه دانش و علم از او مي آموزد يعني كساني كه از نظر معنوي و علمي پدر يا مادر فرد محسوب مي شوند «أب ولدك، أب زوجك و أب علّمك» پس آنها نيز از فرهنگ ديني ما پدر و مادر تلقي مي شوند رعايت ادب و احترام و حقوقي كه براي والدين حقيقي بيان شده است، نسبت به آنها نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. بنابراين اگر با اين ديد به آنها نگاه شود و روابط عاطفي و اجتماعي مناسب و در همان سطح باشد، تكليف و وظيفه هر يك از زوجين در برابر خانواده ديگري روشن مي شود. در صورت نياز باز هم با ما مكاتبه نماييد. موفق باشيد.

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#نحوه برخورد