هوالحق


سؤال :

سلام استاد خسته نباشید موقع ازدواج من و شوهرم به تفاهم رسیده بودیم تو شهر خودمون ( یه شهر کوچک هست ) زندگی نکنیم چون کار هر دومون در شهر خودمون نیست ولی الان شوهرم هر روز میگه کاش برگردیم شهر خودمون ، میگه من آرزوم هست دوباره برم شهر خودمون و...رفته اونجا زمین خریده تا در آینده خونه درست کنه /بهش میگم چرا اون موقع میگفتی دوست دارم از شهر خودمون دور باشم؟! آخه من رو حرفت حساب کرده بودم میگه چیکار کنم نمی تونم جای دور زندگی کنم حتی چند بار سر این موضوع دعوامون شده / استاد من اصلا دوست ندارم برگردم شهر خودمون ، چون هم کارم تو شهر خودمون نیست هم خانواده ی شوهرم هم آدم هایی هستند که اهل دخالت کردن هستند اگه برگردم مشکلاتم چند برابر خواهد شد / الانم هم تو شهری که زندگی میکنیم فقط نیم ساعت با شهر خودمون فاصله داره حالا من چیکار کنم شوهرم از برگشتن به شهر خودمون منصرف بشند؟


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم سلام اتفاقا شوهرتونم دنبال راه حلی برای راضی کردن شما برای برگشتنه خوب کدومتونو راهنمایی کنم درسته که اول باهم قرار گذاشتین وآقاتون برای اینکه به شما برسه قبول کرده ولی الان میبینه که نمیتونه وشما دلائل شونو میدونید شما هم دوتا دلیل دارین یکی کارتون که بانیم ساعت رفت وآمد حل میشه ودوم دخالت خانواده شون که اگر باشه باهزار کیلو متر هم حل نمیشه ولی شما بوسیله همراهی باشوهرتون میتونین راه هرگونه دخالتی روسد کنین وجلوی حرف همه با کمک شوهرتون بایستین یعنی اگه شما الان چن قدم باشوهرتون همراهی کنین بعد انشاالله میتونین تا آخر عمر اونو همراه خودتون ببرین زندگی هنوز خیلی ادامه داره خودتون وشوهرتونو ناراحت نکنین اگه راضیش کردین با مهربونی که بمونین چه بهتر وگرنه برین باهاش وهیچوقت ازش فاصله نگیرین بار زندگی رودوش مرده تا آخر عمر ولو شما هیچ کاری نکنین

عکس مشاور
مشاور: محمد کاظم جباریان

email kjabaryan@yahoo.com

کلید واژه ها:


#محل زندگی
سؤالات مرتبط