رابطه با همسر


سؤال :

سلام وقتتون بخیر تقریبا۹ماهه که عقد کردم. همسرم تک پسر وفرزند اول خانواده هستند و متاسفانه پدرشون در جوانی به رحمت خدا رفته اند.۷سال از مرگ پدرشوهرم میگذرد و همسرم نقش پدر برای خواهر متاهلش و نقش همسر برای مادرش را ایفا میکند(تنها یک خواهر متاهل دارد). مادرشوهر۴۶ساله و بسیار به همسرم وابسته است. همسرم ساکن تهران و مادرشوهرم ساکن شهر دیگر است و بنده هم ساکن شهر دیگر(ازدواج فامیلی است).منو همسرم فقط اخرهفته ها امکانش هست همدیگرو ببینیم و بعضی هفته ها همسرم به خانه مادرشان میرود. مشکل بنده اینجاست که وقتی منم همراه همسرم به خانه مادرشوهرم میروم حال روحیم بهم میخوره. چون همش همسرم کنار مادرش است و کارهای مادرش راانجام میدهد و بنده ۲۴ ساعته باید کار کنم. و ازم خیلی توقع دارند. همش داستان عروس های دیگرو برام تعریف میکنند و... با همسرم نمیتونم تنها باشم. با همسرم نمیتونم بیرون برم. همش دستور کار بهم میدن. توقع زیاد از من و خانوادم دارند. منم چون همسرم روی خانوادش حساس است به خانوادش خیلی میرسم و احترامشون رو دارم. نمیدونم راه حل چی؟ دیگه همسرمو دوست ندارم. احساس میکنم همسرم منو گرفته که فقط کارهای مادرشو بکنمو و نیاز جنسی اش رو برطرف کنم. ضعف مدیریت همسرم ازارم میدهد.


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم سلام چرا زودتر عروسی نمیکنین تا مستقل بشین این دوره دوران برزخه وشاید نشه کاریش کرد البته نکته ای رو که شمارعایت میکنین خوبه برای اینکه آینده زندگی تون خراب نشه وقتی شما کار میکنین دارین دل خانواده رو بدست میارین واین زحمت هازندگی تونو بیمه میکنه درمورد نیاز جنسی هم خوبه بدونین که هروقت زن وشوهر اختلاف پیدا میکنن اول رابطه جنسی شون بهم میخوره وفکر نکنین بی ارزشه اینو فکر کنین که بعد از عروسی آقاتون دراثر محبتهای شما درخدمت تون باشه جقدر خوب میشه ناامیدی کاروسوسه های شیطونه به خدا پناه ببرین موفق باشین

عکس مشاور
مشاور: محمد کاظم جباریان

email kjabaryan@yahoo.com

کلید واژه ها:


#ضعف مدیریت