خانوادگی


سؤال :

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما الآن حدود دوسال است که پدرم به مادرم تهمت خیانت و داشتن رابطه باعمویم را میزند و البته میگوید که این موضوع ماله ۱۵،۱۶،سال پیش است و وقتی از او میپرسیم چرا اکنون به یاد این موضوع افتادی بعضی وقت ها پاسخ می دهد که اکنون برایش اثبات شده و بعضی وقت ها می گوید این همه سال سکوت کرده که به زندگی من و خواهرم در اثر جدایی لطمه نخورد ولی الآن دو سال است که میگوید دیگر نمیتواند تحمل این زندگی را داشته باشد(در مدت این دوسال مادرم در خانه ی مادربزرگم زندگی می کندو هرچندوقت یکبار به خانه خودمان می آید) مادرم می گوید تا بتواند صبر میکند و قانونی طلاق نمیگیرد چرا که اعتقاد دارد در صورت طلاق شرایط برای ازدواج من که ۲۲سال دارم و خواهرم که ۱۸ سال دارد خیلی سخت می شود. الان دوسال است که پدرم نتنها با اون عمویم بلکه بادیگر برادر و خواهرانش هم رابطه خانوادگی را قطع کرده است و حتی به تلفن های آنها هم برای احوالپرسی پاسخ نمیدهد. تنها حرفی که میزند میگوید من از این موضوع اطمینان کامل دارم وگرنه زندگیمو خراب نمیکردم آقای دکتر لطفا راهنمایی ام کنید،پدرو مادرم اکثرا درحال گریه هستند و من نمیتونم اینجوری ناراحتیشونو ببینم،به نظر شما خودم پیشقدم بشوم برای طلاق تا هردو کمی راحتتر زندگی کنند؟؟


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم سلام شما نباید تواین زمینه اقدام کنین باید یه پدربگین برفرض حرفتون درست باشه وهمه این سالهارو بخاطر آینده فرزندانتون تحمل کردین لطفتونو کامل کنین تا بچه هاتون سروسامان پیدا کنن چون الان سن ازدواجه وجدایی این زمان وضع رو خراب میکنه کمی دیگه صبر کنین تا حاصل زندگیتون هدر نره بعد هر تصمیمی میخاین بگیرین البته معلومه که حال پدر خیلی خرابه اگه میتونست بره مشاوره براش خوب بود

عکس مشاور
مشاور: محمد کاظم جباریان

email kjabaryan@yahoo.com

کلید واژه ها: