برخورد با خونواده همسر


سؤال :

سلام.من و شوهرم یک سال و پنج ماهه ک عقد کردیم.بخاطر نداشتن شغل فعلا نامزدیم.رابطمون باهم خیلی خوبه یه وقتایی سر موضوعاتی باهم بحثمون میشه ولی وقتی صحبت میکنیم متوجه اشتباهمون میشیم.من به خونواده همسرم خیلی احترام میزارم.اونام منو خیلی دوست دارن.مشکل من اینه ک خونواده همسرم توقع زیادی دارن ازش.چون تک پسره همه کارارو باید تنهایی انجام بده.خانواده همسرم ۶ماه اول سال،آخر هفته ها میرن کوه و چون باغ دارن مشغول اونجان.من موقع عقد با همسرم صحبت کردم ک ی وقتایی برا تنوع بریم کوه شما و همیشه من نمیتونم بیام.آب و هواش بهم نمیسازه.اونم قبول کرد.ولی برخلاف قولی ک بهم داد خونوادش مجبورش میکنن ک هر هفته باید بره و کاراشونو انجام بده.من خیلی وقتا همراش رفتم ک تنها نمونه اما دیگه خسته شدم.توقع زیادیه ب نظرم چون ما نامزدیم و طبیعتا خونواده منم دوس دارن با اونام باشین.یا وقتی مهمونی میرن یا مهمون دارن دوس دارن حتما ما باشیم.اگرم من نتونم شوهرمو تنها میبرن.اگرم شوهرم باهاشون مخالفت کنه ناراحت میشن.از روی علاقشون به ماست ک دوس دارن همراهشون باشیم ولی خب منم ی وقتایی دوس دارم با شوهرم تنها باشم یا دوس ندارم مهمونی برم.این در صورتیه ک خواهرای همسرم بدون شوهرشون جایی نمیرن حتی میگن اشکال نداره هرچی شوهرتون گفت.اوایل سعی میکرم برناممو جوری تنظیم کنم ک باهاشون باشم ولی الان دیگه خسته شدم.طولانی شدن دوران نامزدی بخاطر نداشتن شغل همسرم منو خیلی عصبی کرده.انگار بهشون بدبین شدم و اونارو مانع باهم بودن خودمو همسرم میدونم.ولی باز حواسم به احترام گذاشتن هست.اینجوری فقط من دارم اذیت میشم.میترسم این رفتارشون بعد عروسی هم ادامه داشته باشه و زندگی من و شوهرمو خراب کنه.چون شوهرم نمیتونه بهشون نه بگه و انگار از ناراحت شدن اونا میترسه.


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم سلام رفتار خواهر شوهراتون درست تره زن وشوهر باید همه جاباهم باشن واگه خودتونو جای شوهر بزارین بهش حق میدین حالا که کار نیس لااقل کارای خانواده رو انجام بده وشاید به دعای خیر پدرومادرش کار خوبی گیر ش بیاد غصه آینده رو هم نخورین بچسبین به شوهرتون ازاین ایام لذت ببرین دیگه برنمیگرده شیطونوهم زیاد لعنت کنین تا اذیت تون نکنه

عکس مشاور
مشاور: محمد کاظم جباریان

email kjabaryan@yahoo.com

کلید واژه ها: