طلاق


سؤال :

سلام من یک سال است که عقد کرده ام (پارسال من دانشجوی ترم سه فوق لیسانس و همسرم که تازه از سربازی برگشته بودن دانشجوی ترم اول کارشناسی ناپیوسته بودن درحال حاضر من فارغ التحصیل شده ام و ایشون به بهانه کار کردن این ترمشون رو نصف نیمه رها کردند و الان هم می گویند می خواهند یه سری مهارت های خود را بهتر و کامل تر کنند بعد دنبال کار بگردند تازه بدون هیچ کلاس و آموزشی و خودشان در خانه می خواهند مهارت هایشان را کامل کنند!!! این کار ایشون تنبلی و فرار از مسءولیت نیست؟ تابستان امسال پدرشون یک کار بدون حقوق در مغازه دوستشان براشون پیدا کردن که ایشون روز دوم سوم بود که به طرز بچگانه ای دیگر سرکار نرفتند می گفتند صاحب مغازه حرفای سیاسی میزنه من خوشم نمیاد!!! به صاحب مغازه گفته بودن من جایی کار دارم میرم برمیگردم و رفته بودن خونه و دیگه برنگشتن اونجا، ایشون از اینجور رفتارهای فرارگونه و دروغ گفتن های بچه گانه و از سر ترس زیاد دارند، کلا نظر من در این مدت یکسال در مورد ایشون اینه که ایشون فردی بی مسءولیت، تنبل، بی تدبیر، بی عرضه و فوق العاده بی اعتماد به نفسی هستند که اگر این ها را قبل عقد می دانستم هرگز با ایشون ازدواج نمی کردم مخصوصا فاکتور اعتماد به نفس که جزو فاکتورهای اصلی من بود.) حال تصمیم دارم قبل برگزاری جشن عروسی از ایشون جدا شوم چون اصلا نمی توانم به مردی این چنین بی عرضه و بی مسءولیت تکیه کنم و اصلا ایشون احساس آرامش و حتی نیاز جنسی من را ارضا نمی کند. می خواستم از شما بپرسم راهی به جز طلاق هست یا جدایی بهترین راهه؟ ممنون. من و همسرم هم سن هستیم ایشون دو ماه از من بزرگترند و هر دو 26 سالمونه، و دختر دایی پسر عمه هستیم، من به دلیل علاقه با ایشون ازدواج نکردم مهم ترین ازدواج من این بود که همیشه دوست داشتم مشهد زندگی کنم و ایشون این شرایط رو دارن و هیچ علاقه ای نسبت به ایشون نداشتم و اما الان دیگه مثل قبل دوست ندارم مشهد زندگی کنم و نسبت به همسرم احساس تنفر دارم احساس می کنم عمرم داره پای بچه بازی های احمقانه اش تلف میشه رفتار عین دختربچه های مامانی 3،4ساله است، بهش میگم الان ما یه ساله عقد کردیم نهایتا باید تابستون عروسی بگیریم و تو باید کار پیدا کنی و ... میگه دنبال کار هستم ( اما از صبح تا شب تو خونه اس) میگه آمادگی زندگی مستقل ندارم از همین بچه ننه بودنش به شدت متنفرم به نظر من اون از بچه سه چهار ساله هم کم عقل تر و بی عرضه تره، مهم ترین دلیل ازدواجم همونی بود که گفتم و چون فامیل بودیم و قبل ازدواج جلوی خیلی چیزا رو رعایت میکردن و بهمون نمیگفتن خیلی از مساءل رو بررسی دقیق نکردیم و زود عقد کردیم هم من و همسرم عجله کردیم هم بزرگترا، خلاصه من شوهر بی عرضه بچه ننه بی خرد بی مسءولیت نمی خوام پیشنهاد طلاقم رو مستقیما به خودش بگم یا به پدرم بگم؟


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم سلام بااین توضیحات چاره ای جز طلاق نیست واگر اقدام کنین میگن 6 جلسه برین مشاوره خوب خودتون اقدام کنین برین دونفره پیش مشاور تابعد پشیمون نشین وکارتونم جلو بیافته

عکس مشاور
مشاور: محمد کاظم جباریان

email kjabaryan@yahoo.com

کلید واژه ها: