خانواده شوهر


سؤال :

سلام، ۶ ماه ازدواج کردم تک فرزند خانواده ھستم . پدر مادرم زیاد بھ مھمانی و مھمون دارن، و دوست دارن عروس باھاشون اکثر وقت باشھ. مشگل دقیقا اینجاست که بیشتر جاھا میرن، اینا میگن ما شما با ما بیان من بر خلاف پدر و مادرم ادم معتدلی ھستم زیاد اھل ریخت و پاش و درورھمی نیستم و ھمچنین ھمسرم.و البته کاری داریم یا خسته ایم نمیرسیم حالا این موضوع باعث شده رابطھ بین پدر و مادرم و ھمسرم مخصوصا مادرم خراب بشه.(مادرم در عصابانت ھمھ چیز میگھ پیش ھمسرم)به طوری که رابطشون شکرآب شده و ھمسرم رو انها درا مده بی ادبی میکند. منم طاقت این موضوع رو ندارم و ابرویش رو میبرم و میگم حق بی احترامی نداری سکوت کن ما کار خودمونو انجام میدیم. فوقش کار داریم باھاشون مھمونی نمیریم،البتھ قابل ذکر کنم کھ باھاشون خیلی جا ھا رفتیم. بھش گفتم مگھ من رو اول نگفتم من فقط بھ جز پدر و مادر دارم کسی دیگھ رو ندارم و اونا خط قرمز منن، مگھ پدر مادرم نگفتن ما دختر نداریم تو دختر ما شو. میگھ عروسی کردیم من زیاد یا اصلا نمیرم یا حداقل با تو میرم خونتون. اصلا خونھ ما براش جھنمھ میاد اروم قرار نداره و سریع میره اتاقم درو میبنده. بھ زور میاد خونمون. اصلا مادرم یھ عروسی میخواست کھ زبون تعریفیش خوب باشھ(پارچھ خواری) ودور ورشون باشھ. ھمسرم برخلاف اینا خصلت رو نداره. و اگھ ازشون ناراحت باشھ از زندگی دلسرد میشھ ، ھمسرم و مادرم نسبت بھ ھم حساس شدن کھ روی روابطمون وحتی روابط دو تا خانواده تاثیر گذاشتھ. در ضمن مادرو پدرم بیسواد و ما تحصیل کرده ایم. ھمیشه از پدر و مادرم( مخصوصاازمادرم) پیش من گلھ میکنه. بھشون بی ادبی میکنھ و بھش گفتم اگھ این طوری رفتار میخواھی بکنی باید فکراتو بکنی من تورو ھم دوست دارم و تو الویت اول زندگ من هستی و بهت حق میدم اونا خواستهایی دارن که ما نمیتونیم خیلی همشونو بر اورده کنیم ولی اونا رو نمیتونم ولشون کنم،چون ھیچ کسی رو جز من ندارن. الانم کم تر میاد خونمون و بیشتر به من زنگ میزنه میگه بیا منم که دوست دارم زنم خونه ما بیاد.ولی من با این هال بازم میرم و اونو میارم.ولی من خونه نباشم سختشه متاسفانه. احساس میکنم کنترلش از دستم داره خارج میشه. اینا رو تعریف کردم به من با مثال راه درست به من بگین. باتشکر


جواب :

سلام اینکه گفتین اولویت اول زندگیتون همسرتونه تنها راه حل مشکلتونه یعنی اگه میبینین که مادرتون بهش کم لطفی میکنه لازمه که از خانم عذر خواهی کنین ودلشو بدس بیارین نه اینکه طرف مادررو بگیرین در مورد جایی رفتن هم با همسر هماهنگ کنین وبرای خانواده بهانه بیارین وسعی کنین برنامه ریزی کنین که خانم خونتون تنها نمونه واین را بدانید که این رفتار شما هم اختلافهارو حل میکنه هم خانم با خانوادتون آشتی خواهد کرد این تنها راه حله یک مدت عمل کنین نتیجه اش براتون خیلی جالبه واینا به معنای بی احترامی به پدر ومادر ورها کردن اونا نیس بلکه دل خانمتونو بدس میارین تا با والدینتون کنار بیان

عکس مشاور
مشاور: محمد کاظم جباریان

email kjabaryan@yahoo.com

کلید واژه ها: