ازدواج


سؤال :

سلام و عرض ادب خدمت شما .دختری هستم ۲۳ ساله ،احساساتی و شاعر و پایبند به اصول و قواعد و دوستدار خانواده .احترام به خانواده برام خیلی مهمه .ادم انعطاف پذیری هستم و سریع با شرایط خودم رو وقف می دم .روحیه حساسی دارم و دلم نمی خواد هیچ کس از دستم ناراحت بشه همیشه تا جایی که در توانم باشه اگر کسی ازم کمک بخواد کمکش می کنم اما نمی دونم چه گناهی مرتکب شدم یا تقاص چه چیزیو دارم پس می دم .بر سر دوراهی قرار گرفتم .دو سال پیش از طریق فیس بوک یه پسر هندی مداح برای من فرند ریکوست فرستاد .برام عجیب بود که هند گاو پرست هم شیعه داشته باشه .من قبولش کردم .اون به زبان انگلیسی حرف می زد بعد از یک هفته صحبت با هم ازم خواستگاری کرد .منم گفتم باید خانوادمو در جریان بذارم .هم زمان با ایشون دو نفر دیگه هم از من خواستگاری کردن که پدرم با یکیشون موافق بودن اما من هندی رو دوست داشتم به خاطر همین با پدرم مخالفت کردم .وقتی پدرم متوجه شدن که من هندی رو می خوام به طرز ناباورانه ایی انگار دشمن من شده بودن .پدری که من حتی وقتی از سر کار میومدن پشت پاهاشونو با اب و صابون می شستم و با حوله خشک می کردم و با قربون صدقه باهاشون رفتار. می کردم این بار دیگه به من می گفتن باید همین الان بکشمت قبرتم تو حیاط بکنم چالت کنم . به فاطمه زهرا (س) قسم تا قبل از این پسر من با هیچ پسری در ارتباط نبودم .اما جوری شد که پدرم من رو طرد کردن منم روز به روز وابستگیم به اون پسر بیشتر میشد .می گفتم حالا که دیگه بابام منو نمی خواد و منو می خواد از شناسنامش حذف کنه پس بهتر با کسی باشم که عاشقمه .گذشت و گذشت تا عید امسال پسره اومد ایران با یک مترجم ولی بابام تهدید کرد که می دمش به پلیس یا می کشمش .من از طرز همون روز سه بار استفراغ کردم و با اینکه یک هفته تا پریودیم بود ولی با یه سرفه به شدت لباس زیرم خیلی عذر می خوام خونی شد .حتی گوشی منو گرفت که بهش خبر ندم که می خواد زنگ بزنه پلیس .خلاصه برادم راضیشون کرد که به عنوان خواستگار قبولش کنیم یک ساعت بشینه بعد بره پی کارش .منم از ترس شب خواستگاری گفتم هرچی بابام بگه .ایشون هم با هزار و یک شرط سنگین ردشون کردن .تا شش ماه بی خبر از هم اما دوباره با هم در ارتباطیم .اما به قران فقط از حال هم با خبریم و همه ی شعونات رو به خدا امام زمان حفظ می کنیم هردو به این پایبندیم .


جواب :

سلام درمورد مشخصات طرف هیچی نگفتین ولذا نمبشه درمورد انتخابتون قضاوتی کرد ولی چیزی که مشخصه این جور ازدواج کردن بعید به نظر میاد سرانجام جالبی داشته باشه کاش درباره خواسگارای دیگه تون هم مشورت می کردیم

عکس مشاور
مشاور: محمد کاظم جباریان

email kjabaryan@yahoo.com

کلید واژه ها:


#بر سر دوراهی گیر کردم