بیکاری


سؤال :

سلام وقتتون بخیر و خسته نباشید...من 3 ماهه عقد کردم که همسرم فقط یک ماه اول سر کار میرفت.بعدش به دلایلی کارش رو ول کرد و کار دیگه ای رو داره شروع میکنه که خیلی زمان می بره تا به نتیجه برسه.من با این کارش مخالف نبودم ولی گفتم در کنار یه کار دیگه انجامش بده...الان هم بی پولیش اذیتم میکنه چون وقتی بیرونیم حتی اگه یه آبمیوه بگیره من با عذاب وجدان میخورم هم اینکه دائما تو خونه هست و منتظر نتیجه دادن کارشه...کلا مشکل من اینه که بیش از حد صبوره تا حدی که حس میکنم از بیخیالی و بی فکریشه نه صبوریش...شرایط مالیشم جوری نیست که وقت برا تلف کردن داشته باشه...از طرفی من پدر ندارم و چند ساله که روی پای خودم بودم و دیگه از این وضع خسته شدم...دوست دارم برای یه مدتم که شده به یه نفر تکیه کنم یه نفر که خیالم راحت باشه داره برای من تلاش میکنه...از استقلال بدون تکیه گاه خسته شدم. چون قبل ازدواجم ایشون رو میشناختم و دیدم که بارها کاری رو شروع کرده و نتیجه نگرفته الان نمیتونم بهش اعتماد کنم...نمیتونم رو حرفش حساب کنم و آروم بگیرم...دائما فکرم درگیره و هربار بهش میگم که سرعت کاراشو ببره بالا میگه بسپار به من و نگران نباش...بارها بهش گفتم با این همه شکست دیگه برام قابل اعتماد نیستی... حتی هنوز به خانوادم نگفتم که بیکاره...مادرم اگه بفهمه هم از بیکاریش ناراحت میشه هم از پنهان کاری من...


جواب :

سلام توزندگی مشترک وتقسیم کار مردباید چرخ اقتصادی زندگی رو بچرخونه وحرص خوردن شما نه تنها فایده ای نداره بلکه همونطور که گفتین اعتماد به نفس شوهرتونو ازبین میبرین درحالیکه مرد نیازمند روحیه است تا کم کم روپای خودش بایسته علاوه بر این اوائل زندگی دوره باهم بودن و لذت بردن از زندگیه بابد اخلاقی خرابش نکنین بجاش بهش روحیه بدین تا حس مرد زندگیه شماش همون تکیه گاهی که ازش انتظار دارین اصلا زن ومرد هستن که همو میسازن سعی تونو بکنین با محبت واحترام بیشتر .

عکس مشاور
مشاور: محمد کاظم جباریان

email kjabaryan@yahoo.com

کلید واژه ها:


#بیکاری_تکیه گاه