چطور میشه فردی که نماز خون بود و یه دفعه میگه خدایی وجود نداره و بعد از 4 سال که از زندگی مشترک میگذره به خانمش میگه من تو این 4 سال فقط باهات لج کردم چون فکر میکردم میتونم عوضت کنم. با چنین آدمی چطور میشه رفتار کرد؟؟؟


سؤال :

سلام شب بخیر یه آشنایی دارم که چند سال ازدواج کرده، دختر فارس و پسر ترک اختلاف فرهنگی در ابتدا زیاد بچشم نمیومد ولی بعد ازدواج بیشتر مشخص شد خانواده دختر از نظر مالی کمک حال بودن و از داماد برای خرید جهیزیه، عروسی و ... توقع زیادی نکردند و حتی خانه ای که داشتن و دست مستجر بود نیز به دختر و داماد دادن تا اول زندگی اجاره نشین نباشن اوایل زندگی خوب و عالی بود تا یک سال و نیم بعد از اردواج دختر دیسک کمر میگیره و بدیل تشخیص ناصحیح پزشک ها 10 ماه درگیر مریضی بودن، تو این 10 ماه دختر بیشتر خونه پدرش بود و زندگیش خیلی بهم ریخته شد، شوهرش نیز بیشتر به سمت دوستاش گرایش پیدا کرد. چند ماه بعد از بهبود دختر متوجه میشه باردار شده و زندگی دوباره شاد شد ولی متاسفانه شوهرش که اهل خدا و نماز بود چند ماهیه که نماز ترک کرده و میگه خدایی وجود نداره که نماز بخونم، با وجود اینکه خانمش بارداره خیلی خانمش با کارهاش، حرفاش اذیت میکنه و بعد پشبمون میشه، حتی به خانواده خانمش هم بی احترامی میکنه و اون ها چیزی نمیگن و به ظاهر میگن ما متوجه نشدیم. جدیدا هم اعتراف کرده که تو این 4 سال زندگی من فقط باهات لج میکردم چون فکر میکردم میتونم تغییرت بدم. خانواده پسر بسیار مردسالار هستن، طوری که همه کارها و تصمیمات با مردهاست ولی دختر از اول تو یه خانواده بزرگ شده که حق انتخاب داشته و مستقل بوده و در زمان خواستگاری هم همه چی گفته شده و داماد قبول کرد.


جواب :

سلام توصیه میکنم خانم مورد نظر خودش به مشاور رجوع کنه چون نیاز به توضیحات بیشتری میباشد

عکس مشاور
مشاور: محمد کاظم جباریان

email kjabaryan@yahoo.com

کلید واژه ها:


#عصابنیت
#دیر آمدن به خانه
#رفتارهای بد