از زندگیم لذت نمیبرم


سؤال :

سلام و خسته نباشید.میخواستم اگه امکانش باشه خواستار مشاوره حضوری ام چون مشکلم فکر نمیکنم حل شه با پیام.25 سالمه فوق دیپلم طراحی و دوخت .ودرحال حاضر شاغل .از زندگی خسته شدم ارزومیکنم بمیرم تحت هیچ شرایطی از زندگیم لذت نمیبرم.هرچی توسل به درگاه خدا وامام ها کردم نتیجه نگرفتم .احساس میکنم خدا من رو فراموش کرده یا محلم نمیده .من مشکل خیلی بزرگی که دارم واز کودکی هم باهاش درگیربودم مشکل پوستی کک و مک که روی صورت و بدنم واختلاف پدر و مادرم هست.دعواهای بدی میکنن سرموضوعات بی اهمیت و جزیی .مثلا چای دم کردن یا... .ما هر شب دعوا داریم بعضی اوقات به کتک کاری میرسه .اگه من کمک نکنم کار به جای باریک میکشه .همه فامیل هم میدونن مشکل دارن .حاضر هم نیستن جداشن از هم. بهترین موقعیت ازدواج و درس رو به خاطر این پدر و مادر از دست دادم .پدرم بی مسعولیت وبی سوادهست .به نظافتش و مسواک زدن اهمیت نمیده نماز هم نمیخونه ،ده ساله بازنشست شده .اصلا دلش نمخواد بره سرکار شب تا صبح بیاره صبح تا شبم خواب.من هیچ وقت نفهمیدم معنی پدر یعنی چی.من از این موضوع رنج میبرم و عذاب میکشم مادرم هم مریض شده به خاطر این موضوعات.ناراحتی اعصاب داره.همیشه دوست داشتم ازسرکار که تعطیل میشم خونمون نرم.با این همه تمام دوستام دوست پسر دارن و رابطه دارن باهم .ولی من به خودم اجازه ندادم دستم به دست پسری بخوره حتی.حسودیم میشه هر روز با دوست پسراشون بیرون میرن.عصبی و بد اخلاق شدم .اصلا توی کارم نمیتونم تمرکز کنم.دوست دارم همش بخوابم.چرا خداجواب منو نمیده من چرا نباید از جونیم لذت ببرم.منکه خودم با این جامعه الان اینقدر محدود کردم حقم نیست واقعا با ی پسر پاک مثل خودم ازدواج کنم.نه کسی که دخترای مختلف رو تجربه کرده این موضوع هم عذابم میده.خیلی دوست دارم در اینده بچه های خوبی تربیت کنم خواهش میکنم راهنماییم کنید .هرسال به این ارزوهم که امسال ازدواج کنم ولی باز خبری نمیشه دوست دارم به ارامش برسم


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم سلام نگفتین چرا خاسگارارد شدن بهتون تبریک میگم که تاحالا خودتونو پاک نگاه داشتین وشیطون نتونسته فریبتون بده حتما فکرکردین که اونایی که .الان دنبال تفریح حرام هستن بعد با عذاب وجدان ودرآخرت باعذاب جهنم چکار میکنن مشکلات پدر ومادر هم یک راه حل داره واونم اینه که هردوشون کمبود محبت دارن ونیازدارن نفرسومی بهشون محبت کنه دعوا وپرخاشگریشونم به همین دلیله یه هفته سعی کنین باهاشون بصورت جداجدا محبت کنین ببینین حالشون عوض میشه خدا به خاطراونا یه خواسگار خوب براتون میفرسته ازهیچکی یادش نمیره شیطونو زیاد لعنت کنین اما مشکل پوستی هم بجای اینکه فکرتونو خراب کنه برعکس شمابابقیه فرق دارین ومنحصرین أقایونم بعضی همینطورن خدا درو وتخته رو باهم جورمیکنه یه کتابی هست به نام حال خوب اگه پیداش کنین بخونین خیلی خوبه موفق باشین

عکس مشاور
مشاور: محمد کاظم جباریان

email kjabaryan@yahoo.com

کلید واژه ها:


#عصبانیت
#نداشتن اعتماد به نفس ترس از اینده