درگیری ذهنم به روابط همسرم و عدم وجود نقاط مشترک


سؤال :

باسلام خدمت استاد گرانقدر یک سال و نیم پیش به طور اتفاقی تصویر بی حجاب یکی از همکاران همسرم را در موبایلشان دیدم، به هم ریختم و پرسیدم که داستان از چه قراره ، با توجه به شناخت قبلی من از آنخانوم که دید مثبتی نبود ، ایشان گفتن که چند بار این خانم عکس هایی را ارسال کرده که بعد هم گفته اند که اشتباه ارسال شده و گفتند رابطه ای نبوده و من به ظاهر پذیرفتم و خواستم اون خانم رو از شرکتشون بیرون کنند ، که اول به بخش دیگری منتقل کردند و بعد هم اون خانم بیرون رفتن ولی همسرم تقریبا هیچ وقت نپذیرفتن که نگفتن این ماجرا قبل ازینکه من بفهمم کاراشتباهی بوده ، مسئله من اینجاست که بعد از یک سال و نیم من هنوز کمی به ایشان بی اعتمادم ، کار زیاد و جلسات و روابط تلفنی و غیره موجب آزارم میشود و میدانم حساسیت زیادی به خرج میدهم که بروز نمیدهم تا موجب ناراحتی همسرم نشوم اما در درون موجب آزار خودم شده است! و سوال بعدی من در مورد این است که همسر من هیچ گونه علاقه مندی خاصی ندارد و همین باعث شده که نقاط مشترک زندگی ما کم باشد ، موضوعی برای صحبت نداریم ، یا کار مشترکی برای انجام دادن ، نه کتاب خواندن نه فیلم دیدن نه بحث درمورد مسایل دینی و اجتماعی و ... و همسرم میگویند بخاطر مشغله کاری نمیتوانند ذهن خود را درگیر موضوع دیگری بکنند و من نمیدانم چطور میتوان این مسئله را حل کرد? با تشکر فراوان


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم در مورد آن مسئله چنانچه از مرد نشانه دیگری که موید آن سابقه باشد ندارید ، بی جهت ذهن و فکرتان را درگیر نکنید . عذرخواهی ایشان بسیار مفصل تر و جدی تر از کسی بوده است که به زبان بیان عذرخواهی می کند ، ایشان با تغییر لازم ، مسیر امنیت بخشی شما را فراهم کرده است برای احساس زندگی مشترک و همسری و همدلی نیازی نیست کارکردها یکسان باشند ، می باید اعتنا و محبت ورزی ها مفصل باشد و ارائه خدمات دلنشین باشد . وقتی شما مثلا یک پذیرایی توام با انس و محبت می کنید و نمی گویید که چایی می خوری؟! می توانید براحتی این انس و ارتباط را ارتقاء بدهید

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#روابط بعد از ازدواج