زناشویی


سؤال :

سلام من ۲۷ سالمه و تقریبا۱.۵ ساله ازدواج کردم شوهرم از هر نظر عالیه مشکل خودمم و مشکلم اینه که چون تو زندگی شخصی خودم در زمان مجردی پدر و مادرم همیشه دعوا داشتن من هم همیشه مثل مادرم رفتار میکنم و واکنش دارم گاهی باعث دلخوری همسرم میشم اما دست خودم نیست به مردا بد بینم و همش رفتارهای پدرم رو تصور میکنم پدرم ادم مومن و نماز خونیه اما عصبیه و پرخاشگر و به خانوادش بیشتر اهمیت میده تا بچه ها و همسرش و در زمانی گذشته بی اطلاع مادرم پس انداز و .... به خانوادش میداد یا کلا همه چی رو واسه اونا می خواست من باید چیکار کنم که قدر شوهرمو بدونم یه اخلاق بد دیگه ای که دارم و نمیتونم ترکش کنم اینه که بی اجازش بیرون میرم و خرید میکنم و به دروغ میگم قبلا داشتم البته از پس انداز خودم احساس تعهدم کم شده من دانشجوی ارشدم و ترم سوم که اصلا تعهدی ندارم به درس خودن و کلاس رفتن اما به دروغ به همسرم میگم میرم کلاس و به زندگیم هیچ ذوقی ندارم همیشه بهم ریخته و ساختمان خسته شدم از خودم دوست دارم بمیرم و خودمو بکشم تورو خدا بهم کمک کنید


جواب :

سلام از قدیم گفتن ادب از که آموختی ..... زن وشوهر جوان قرار نیس مثل خونوادشون زندگی کنن بلکه باید زندگی سومی رو تشکیل بدن البته بدون نکات منفی که توخونه خودشون داشتن تا بتونن ازوالدینشون قشنگتر زندگی کنن درمورد دروغ اگه کم کم شوهرتون شروع کنه به شما دروغ بگه خوشحال میشین اگه مامان وباباتون خوشبختن راهشونو ادامه بدین وگرنه باید برعکس اونا عمل کنین اگه بعدا بفهمین کس دیگه ای پیدا شده باهاش صداقت داره وبیشترازشما بهش محبت میکنه چه اتفاقی خواهد افتاد شاید اون وقت لازم باشه از شر خودتون خلاص بشین قدرشو بدونین اگه مثل پدرتون نیس شما هم مث مامانتون نباشین باهاش صادق باشین تاحالتون بهتر بشه بهش محبت کنین تااونم بیشردوستون داشته باشه شیطونو خیلی لعنت کنین تا عامل جدایی وبدبختیتون نشده اگه خواستین تماس بگیرین 09155045498 حاج کاظم

عکس مشاور
مشاور: محمد کاظم جباریان

email kjabaryan@yahoo.com

کلید واژه ها:


#دروغ
# شک
# افسردگی