شکسته شدن اقتدار


سؤال :

سلام آقای دکتر من 25 سالم و 4 ماه ازدواج کردم من قبل ازدواجم همیشه تو این فکر بودم یک زندگی خیلی عاشقانه و محبت آمیز داشته باشم تا اینکه ازدواج کردم و و همه تلاشم کردم و به شدت خانومم غرق در محبت کردم به خاطر مطالعات فراوانی که داشتم در باره خانوما تقریبا شناخت خوبی داشتم و خیلی کارا کردم برای خانومم کارایی که اگر بگم شاید شاخ دربیارید فقط در یک مورد من به خاطر خوشحال کردن خانومم در یک روز از قم رفتم مشهد و چند ساعت بعد برگشتم و .... ولی در عوض اون محبتی رو که من برای خانومم میگذاشتم اون نمیذاشت یعنی محبت داشت ولی شاید نصف منم نه همینطور بود تا اینکه یک روز که حرف پیش اومد خانومم بهم گفت تو هم یک مردی هستی مثل بقیه و خیلی کار خاصی نکردی برام وقتی این گفت مثل یک پوتک روی سرم خراب شد و خیلی سرد شدم و کلا انگیزمم از دست دادم حالا خانومم خیلی معذریت خواهی میکنه برای حرفش و درخواست میکنه مثل سابق باشم و منم بخشیدمش و از دستش ناراحت نیستم ولی دیگه انگیزه ندارم مثل سابق باشم یعنی حتی حوصله دادن یک پیام عاشقانه رو هم ندارم الان باید چی کار کنم به نظرتون


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم مردی که تامین کنندگی ( بویژه تامین عواطف ) را ارزش و تکلیف خود می شناسد ، با یک عبارت اینقدر به هم نمی ریزید شما اقتدارت نشکسته است ، بلکه روحیه ضعیف و حساس و زودرنجی داری و علاوه بر آن درگیر عقده و کینه هم می شوی!

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#رشد فردی