حق با کیست؟ پدرم یا مادرم


سؤال :

پدر و مادر من آنطوري كه شنيده ام از اول زندگي شان اختلاف داشته اند و دارند. من هيچوقت نتوانسته ام به درستي تشخيص بدهم كه حق با كدام است . پاي صحبت هر كدام كه مي نشينم مي بينم حق با اوست. پدرم بد اخلاق است و مادرم وسواس. پدرم مي گويد كه فاميل مادرم نبايستي طرفداري اونو بكنند و هميشه مي گويد دايي ها و ديگران علت اختلافاتند، ولي پدرم اغلب كتك ميزند. من نمي دانم چرا دادگاه و قاضي ها اغلب طرف پدرم را مي گيرند؟


جواب :

دانشجوي گرامي؛ خوب ميدانيم كه مسأله اختلاف والدينتان تا چه حد براي شما آزار دهنده است؛ اميدواريم نه تنها خانواده شما، بلكه تمام خانواده هاي ايراني از تبعات چنين فضاهاي ناسالمي در روابط خود مصون بمانند. همانطور كه در نوشته خود اشاره نموديد موارد متعددي از جمله وسواس مادرتان، دخالت اطرافيان، بداخلاقي پدرتان و ... در روابط والدينتان به عنوان آسيب و علّت به وجود آورنده اختلاف و درگيري وجود دارد كه هر كدام به تنهايي شأنيّت آن را دارد كه ساحل زندگي هر زوجي را به آشوب بكشاند، بماند كه با توجّه به ريشهدار بودن چنين مسائلي در زندگي والدينتان و رديابي اختلافات آن ها به نخستين روزهاي زندگي متأسّفانه باعث گرديده كه آن ها در چرخه اي معيوب قرار گيرند، به گونه اي كه مي توان چنين تحليل كرد كه دخالت اطرافيان مادرتان قطعاً باعث تشديد بداخلاقي هاي پدرتان گشته و فضاي جنگ و جدال نيز بر وسواس مادرتان خواهد افزود. به هر حال يقين داشته باشيد در چنين شرايطي به هيچ وجه نمي توان اميد بهبودي داشت؛ بنابراين دل تان را به اين خوش ننماييد كه اگر مثلاً قضات دادگستري پدرتان را توبيخ مي نمودند يا ... وضع بهتر از اين مي شد. حقيقت آن است كه شناخت عوامل اصلي اين اختلافات براي انتخاب شيوه بهتر برخورد با آنها از اهميّت بسيار زيادي برخوردار است كه جايگاه بررسي آن در مراكز مشاوره است نه دادگاه؛ زيرا غالباً وقتي يك زوج در كنار يكديگر زندگي مشترك خود را آغاز مي نمايند از تجربيات و نحوه تعامل در زندگي مشترك بي بهره ويا كم بهره هستند كه خود اين امر مي تواند موجب نزاع و دعوا بين آنها گردد، حال بماند كه نحوه آشنايي آن ها براي ازدواج، داشتن روابط قبل از ازدواج، تحميل ازدواج بر هر يك از آن ها و ... نيز در بروز و استمرار نزاع و درگيري بسيار مؤثّر است. امّا چه بايد كرد ؟ با توجّه به موارد فوق به نظر مي رسد، بهتر باشد : 1- از علني كردن اختلافات والدينتان بين خانواده هاي طرفين جلوگيري كنيد : در نگاه كلّي به مبحث آسيب شناسي خانواده،‌ يكي از مهمترين عوامل گسست خانواده ها دخالت بي مورد و ناخواسته اطرافيان مي باشد؛ بنابراين جا دارد نسبت به اين قضيه با احتياط برخورد نمود تا ماجراي اختلاف همسران به سر زبان فاميل و اطرافيان نيفتد؛ زيرا گاهي اوقات مسأله اي كه ممكن است با گذشت زمان حل گردد،‌ تنها به دليل اينكه ديگران از آن مطلع شده اند فرد را به لج بازي كشانده و مسأله را حل ناشدنى و حتّى تشديد مى كند. شايد همين مسأله را در مورد پدرتان به تجربه دريافته باشيد. 2- مادرتان را متقاعد كنيد كه براي درمان وسواس به مركز مشاوره مراجعه نمايد. اگر دقّت كنيد درمي يابيد كه خود وي نيز از چنين موضوعي در عذاب است؛ امّا از مراجعه طفره مي­رود؛ بنابراين تمام همّت خود را به اين موضوع معطوف سازيد؛ زيرا وسواس وي نشانه اضطراب بالاي اوست كه با توجّه به عدم درمان آن تا به امروز قطعاً باعث گرديده در رفتار، گفتار و برخوردش با اطرافيان تأثيري سوء برجاي گذاشته باشد. 3- به هيچ وجه بين آن ها قضاوت ننموده و جانب يك طرف را نگيريد، حتّي اگر مي دانيد كه مثلاً در جريان درگيري امروز حقّ با يك طرفشان بوده؛ زيرا همين كه طرف ديگر ماجرا ببيند شما به نفعش حكم صادر نكرديد از شما مأيوس مي گردد؛ بنابراين اشتباه نكنيد، قضاوت كار شما نيست، شما بايد تا مي توانيد صحبت هر كدام از آن ها را شنيده و با آن ها همدردي نموده و با ترغيب آنان به عدم برگشت به مسائل اختلافي گذشته كم كم دامنه بحث را به زمان حال معطوف داشته و غير مستقيم كاري نماييد كه هر كدام از آن ها به بررسي نقش خود در اختلاف و درگيري فعلي بپردازد. در گام بعدي ( همزمان با التزام به موارد 1 و 2) آينده اي فارغ از وضعيّت فعلي را به رويشان بگشاييد و سهم هر يك را در ساختن آن وضعيّت معيّن نماييد. به عنوان مثال مي توانيد از مادرتان بخواهيد خودش سعي كند بر مشكلاتش غلبه نمايد و از دخالت دادن ديگران در ماجرا خودداري نمايد و مي توانيد از اين راهبرد براي قانع نمودن وي استفاده نماييد كه تا به امروز از اين نوع برخورد چه فایده اي نصيبش گشته؛ بد نيست بدانيد كه در ايران 27 درصد از متقاضيان طلاق، دخالت نابجاي خويشاوندان و آشنايان را علّت تقاضاي جدايي دانسته اند. به پدرتان نيز بگویید كه چگونه ممكن است تندخويي و پرخاش وي باعث گردد بيماري مادرتان( وسواس) تشديد گردد؛ لذا از او بخواهيد كه اگر نمي تواند مطالب خود را در فضايي آرام و عاري از تنش به مادرتان منتقل نمايد اين كار را مدّتي به شما محوّل نمايد. يقين داشته باشيد كه اگر موفّق گرديد فراواني اختلاف و درگيري را مثلاً از 5 بار در ماه به 3 بار كاهش دهيد و يا از شدّت آن نظير کتک به كم محلّي و .. تقليل دهيد، خواهيد توانست با دعوت آنان به چنين پيشرفتي آن ها را به ادامه فرايند درمان در مراكز مشاوره نيز متقاعد سازيد. بد نيست به اين واقعيّت نيز توجّه داشته باشيد كه اختلافات كوچك، مي تواند زمينه ساز تفاهم هاي بزرگ باشد به شرط آنكه به خوبي مديريّت گردد. 4- در حقّ پدر و مادرتان در نماز، مراكز مذهبي و زيارتگاه ها دعا نماييد. 5- با زيركي هم كه شده پدرتان را به بهانه هاي مختلف نظير روز تولّد مادرتان، سالگرد ازدواج و ... به بازار برده و براي مادرتان هديه اي مناسب تهيّه نماييد، در مقابل نيز همين كار را براي پدرتان انجام دهيد. اين هديه ها بين آن ها محبّت ايجاد مي كند. 6- با اطرافيان خود به گفتگو نشسته و به آن ها تفهيم نماييد كه اگر خواهان اصلاح رابطه پدر و مادرتان هستند، آن ها را به حال خود واگذارند تا به اين نكته واقف گردند كه خودشان بايد مشكلشان را حل نمايند. به آنها اطمينان دهيد كه راه براي مداخله آنان هر وقت كه بخواهند ( گرچه آسيب بزرگي است) باز است، پس اندكي دندان روي جگر بگذارند و باري مضاعف در اختلافات پدر و مادرتان نباشند. بد نيست آنان را از طريق اين سؤال كه « تا به امروز از اين نحوه برخورد چه نتيجه اي به دست آورده اند؟» به تفكّر واداريد تا انشاء الله ظرفيّت خود را در جهتي مناسب تر در خدمت گيرند. 7- ترتيب دادن سفرهاي برون شهري و يا حتّي داخل شهري به اين ترتيب كه مثلاً ناهار روز جمعه را به اتفاق والدين تان به يك نقطه خوش و آب و هوا مسافرت نماييد، تأثير بسيار خوبي در تمدّد اعصابشان خواهد گذارد؛ بنابراين از اين نكته غفلت نورزيد. 8- كم كم اين اصول را بدان ها آموزش دهيد كه در هنگام درگيري، به هيچ وجه تصميم گيري نكنند. به عنوان مثال ممكن است تا به امروز اين گونه اتفاق افتاده باشد كه پدرتان به مادرتان در جريان دعوا و درگيري مثلاً مي گفت : برو خانه پدرت و يا ما ديگر به درد هم نمي خوريم، بايد جدا شويم و ... . يادآور شويد كه اگر هم در عصبانيت چنين جمله هايي گفته شد و يا مادرتان تهديد به دخالت برادران و ... كرد، لازم نيست پيگيري كرده و تعصب بي جا داشته باشند و بگويند چون گفتم بايد تا آخر دنبال كنم، بلكه به آن ها آموزش دهيد به هم بگويند «آنوقت عصباني بودم و جدي نگفتم ». موفق باشید. منتظر مکاتبات بعدی شما هستیم. نویسنده : رضا وظیفه مند

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#اختلاف والدین