کمبود محبت دارم


سؤال :

من يه دختر جوون هستم...يه زموني فكر ميكردم مشكلم فقط مامانمه ولي بعدها ديدم بابام هم اضافه شد...من تك فرزندم...اونا اصلا به من احترام نميذارن ولي انتظار احترام از منو دارن...خونواده ما خيلي كم جمعيته...تنها خانواده اي كه باهاشون رفت وآمد داريم مامان بزرگمو اینا هستن...مامان، باباي من بيشتر سعي ميكنن نياز مادي منو برطرف كنن...نميدونن شدم مث گدايي كه ازصبح تا شب ازشوم محبت گدايي ميكنمو هيچي جز بدرفتاري و بي احترامي نصيبم نميشه...مامانم با هيچ كس راه نمياد...توبچگي هميشه منوكتك ميزد...هنوزم جاي ناخوناش رو هردو دستم مونده...معمولا سعي داره منو پيش بابام بد كنه...نشده تاحالا كاري از من سر بزنه وبه بابام نگه...من كسي رو ندارم باهاش درد و دل كنم...وقتي دوستام ميگن با ماماناشون چه شوخياي ميكنن يا درمورد چيا حرف ميزنن واقعا غبطه ميخورم...با اينكه دختر جوونی هستم بازم گاهي اوقات ولي كم منو ميزنه...خانوادم هيچ وقت باعث پيشرفتم نشدن...هيچوقت...معمولا مانعش ميشن...بيشتر به اين توجه دارن كه مبادا من منحرف شم...من حتي حق آرايش تو يه مهموني هم ندارم ولي تازگيا دور از چشمشون ميكنم...درسته من دختر جوونی هستم ولي خدا ميدونه چقد عصبي شدم...شما نميدونين، وقتي مامانم حتي يه ٍثانيه ميخنده حاضرم جونمو واسش بدم...اون مثلا ميخواد بهم زياد رو نده تا پررو نشم ولي من دارم تو كمبود مهر و محبت دست و پا ميزنم...من دختر شروشوري نيستم...خدا رو شكر يه چيزايي سرم ميشه كه از مامانم الگو برندارم چون و الا بدبخت ميشم...اطرافيان همه منو دوس دارن...چون من آدم دورويي نيستم و با همه از صميم قلبم دوس ميشم و حرف ميزنم...متاسفانه خيلي خيلي احساساتي و عاطفي هستم و اين روحيمو داغون ميكنه...تاحالا نشده وقتي گريه ميكنم مامانم يا بابام نوازشم كنن...منم آدمم...دخترم...بهم كمك كنين ... .


جواب :

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نياز مي كشم ناز يكي تا به همه ناز كنم خواهر خوبم؛ متن ارساليت رو با دقت خوندم و با دغدغه هات تو خونواده آشنا شدم و احساست رو نسبت به پدر و مادرت تا حدی درك مي كنم، اميدوارم كه به لطف خدا اين جور مسايل از زندگي شما و جووناي ديگه اي كه تو اين سن حساس نيازمند مهر، عاطفه و اطمينان بيشتري از طرف والدينشونند و بيش از هر زماني به كانون گرم و با نشاط خونواده نيازمندند، رخت برببنده. از اونجايي كه شما خيلي خوب و راحت مشكلتو مطرح كردي منم اجازه ميخوام راحت و خودموني باهات حرف بزنم. فكر ميكنم مهمترين مشكل تو اينه كه رابطه خوبي با والدينت نداري بنابراين تو پاسخ به نامه ات اول نكاتي درباره نحوه بهبود روابطت با والدينت رو مطرح مي كنم. * اگه ميخواي روابطتو با والدينت بهبود ببخشي به چند نكته اساسي بايد توجه داشته باشي. 1- گرچه ممكنه شما نتوني تمام شرائط و امكانات موجود تو خونواده رو بر وفق مرادت فراهم كني، ولى مطمئنم كه به عنوان يه دختر مهربون و متديّن اين توانايي رو داري كه خودت رو با شرائط موجود به شكل مناسب و فعّالي وفق بدي و هماهنگ كني كه نه تنها از وضعيت موجود بيرون بيايي، بلكه با ابتكار، خلاقيت و بهره‏مند شدن از توانمنديهات زندگي شاد و با نشاطي رو براي خودت در كنار خونوادت رقم بزني. 2- يادآوري، فكر كردن و بيان گذشته منفي نوع روابطت با والدينت ، جز احساس منفي چيزي را برات به ارمغان نمياره كه اين احساس منفي هم مهمترين مانع براي بهبود روابطت با اونها براي حال و آيندت ميشه؛ بنابراين اگه واقعاً ميخواي زندگيت تغيير كنه و دگرگون بشه؛ از همين الآن تصميم بگير در مورد اينكه والدينت قبلاً چجور باهات رفتار كردن و چرا اونجور بودند؛ مطلقاً صحبت و تفكر نكني؛ در واقع هيچ لزومي نداره كه به محاسبه تعداد دفعات بداخلاقي هاي پدر يا مادرت تو سالاي گذشته بپردازي؛ چون يادآوري همچين مسائلي نقش اصلي را تو كشتن اعتماد به نفس تو وجودت بازي مي‌كنه و حتي ممكنه تو رو به سمت خود سركوبي و سرزنش خودت هم بكشونه و تو آيندتم تاثير منفي بذاره. 3- سعي كن خاطرات منفي روابط خودتو والدينت رو تو ذهنت مرور نكني و دائم تصوير اونو تو ذهنت ترسيم نكني. در واقع به جاي اون سعي كن روي نكات مثبت والدينت (كه اگه خوب فكر كني ميبيني كه كمم نيست) تكيه داشته باشي و با برجسته سازي اين نكات، به نوعي باعث تشويق والدينت در جهت استمرار روابط مثبتشون با خودت بشي. دختر خوبم به اين نكته فكر كن كه در كنار همه مشكلات و ناراحتيها مطمئنا لحظات خوب و خوشي هم با والدينت داشتي و بين همه بديها مطمئنا خوبيهاي بيشماري رو هم مي توني نام ببري. اما ما آدما با اومدن كمترين مشكل، بزرگترين خوبيها و خوشيها رو فراموش مي كنيم. سعي كن تو لحظات خلوت با خودت اين قسمت زيباي زندگيتم بياد بياري. مثلا يه كاغذي رو بصورت يك جدول آماده كن و بعد منصفانه اين روشي رو كه ميگم پياده كن. مطمئنا تو وقتايي كه تنها هستي به گذشته فكر كردي و تونستي علّتايي رو براي رسيدن به اين نقطه كه حالا توش هستي پيدا كني. اونا رو بصورت فهرست وار بنويس. بعد تو رديف بعدي نوع واكنشي رو كه خودت انجام دادي رو بنويس. بعد تو يه زمان و فرصت ديگه اي تو رديف بعدي رفتار جايگزيني كه الان به ذهنت ميرسه رو بنويس. با اين روش متوجه ميشي كه اولا چه عواملي تو وضعيت فعليت دخيل بوده و سهم تو، تو بوجود اومدن اين وضعيت چي بوده؛ در ثاني چه واكنشايي صورت گرفته كه نه تنها مشكل رو حل نكرده بلكه به تشديدشم كمك كرده. هميشه سعي كن در برابر حرفايي كه والدينت مي گن صبر، متانت و برخوردى پرمهر و عاطفه و منطقى داشته باشي و هيچ زمان مقابله نكني. اگه اعضاي خونواده در برابر هر خشونتى عكس العملى محبت‏آميز داشته باشن به تدريج رفتار طرف مقابلشون تغيير ميكنه. تو ادامه پاسخت يه سري راهكارايي رو عنوان ميكنم كه اميدوارم عمل به اونا آرامش رو بر فضاي خونوادت حاكم كنه: 1- چون رفتار و روحيه والدين با گذر عمر به صورت يه صفت ثابت شخصيتي در اومده لذا سخت تغيير ميكنه و متحول كردن چنين افرادي دشواره اما امري شدنيه و نيازمند صبر و حوصله و همين طور تدبير و هوشياري و ظرافتاي رفتاري خاصي از طرف بچه هاست. بنابراين هرگز سعي تو ايجاد تغيير ناگهاني و برخورداي تند و عصباني نداشته باشي كه اين شكل رفتار نه فقط اونا رو به سوي مخالفت مي كشونه بلكه ناسازگاري را به صورت لجاجت آميز تشديد ميكنه. 2- احترام گذاشتن به والدين چه پدر و چه مادر يه ضرورت تغيير ناپذيره و هيچ چيزي نمي تونه مجوز بي حرمتي نسبت به والدين بشه. مطمئن باش با احترام گذاشتن، اونا نرم خوتر و مهربونتر ميشن. 3- هر جا و تو هر موقعيتي كه نيازمند كمك تو هستن سريعا و با كمال احترام به خصوص تو حضور ديگران به كمكشون برو. 4- بهترين وسيله براي سالم كردن زمينه تأثير بر روي رفتار والدين، محبت كردن به اونا, تحويل گرفتن و احترام گذاشتن به اوناست اونم احترام بدون قيد و شرط. 5- برخورد شما با اونا بايد نشون دهنده محبت, عشق و گوش بفرمان بودن و خدمت كردن و دلدادن و حريم قائل شدن باشه و از هر برخورد مستقيمي كه نتيجه اي غير از اين داشته باشه خودداري كني و هيچ وقت مرتكب رفتاري كه پيامي غير از موارد بالا رو داره, نشي. 6- براي اينكه به اهداف رفتاريت در مورد والدينت برسي بايد از روش غيرمستقيم استفاده كني كه اونم دوتا مكانيزم داره: اول بايد سعي كني اخلاق و رفتار خودتو خوب و قشنگ كني تا والدينت از عمل شما متأثر بشن نه از حرفت و اين بهترين شيوه اصلاح بزرگتراست. و بعد از افرادي كه رو والدينت نفوذ دارن و مي تونن تأثير بذارن (مثل روحاني محل، معتمداي محل، اقوام و خويشان دلسوز يا حتي همين مامان بزرگي كه ميگي ...) استفاده كني. چون بعضي از والدين بر خلاف اخلاق تندي كه تو خونه دارن بيرون از خونه، بخصوص پيش بعضي افراد نرم و حرف شنو هستن لذا از طريق اونا مي توني به اهدافت تو زمينه اصلاح اخلاق والدين ، برسي. 7- پاداش زيادي كه خدا در قبال احسان به والدين وعده داده بيشتر شامل موارديه كه آدم از نيكي كردن كراهت داره يا خوش رفتاري براش هزينه برداره. 8- بهترين كار كنار اومدن با مشكل و انتخاب بهترين راهه. 9- هر چي تنش ها و اصطكاك ها بيشتر بشه راه مسدود تر ميشه. پس راه محبت و سازش رو پيش بگير، چون با اين كار هم به دستورات دين عمل كردي و ماجور هستي و هم مشكلاتت تا حد زيادي حل ميشه. 10- براي نجات از عذاب روحي عينك بد بيني رو كنار بذار و به همه چي خوش بين باش چرا كه خونواده و پدر و مادر جزيي از خودت هستن و مطمئن باش زندگي بدون اونا خيلي خيلي سخته و در صورت فقدان يكي از اونا آرزوي يكي از حرف هاي تند شونو خواهي داشت. 11- دعا رو فراموش نكن و هميشه مصالح خودتو از خداوند طلب كن. 12- روي مشكلاتت بيش از اندازه فكر نكن و سعي كن ذهن خودت رو از اين مشكلات دور كني و افكار مثبتو جايگزين اونا كني. 13- داشتن يه رابطه صميمي بين اعضاي خونواده نيازمند زمينه هاي قبليه كه از جمله اونا وجود رابطه عاطفي بين والدينه. اگه فضاي اوليه بين پدر و مادر رابطه صميمانه و عاطفي مثبت باشه، به تدريج به بقيه اعضا و به رابطه بچه با هر كدوم از والدينم سرايت مي كنه. اما اگه اون رابطه اوليه مخدوش باشه و صميمت وجود نداشته باشه فرزند به سختي مي تونه اون ويژگي را تو خونواده ايجاد كنه. پس نقش اول رو والدين و چگونگي رابطه اونا با همديگه ايفا مي كنه. 14- براي گسترش يا ايجاد صميمت بين خودت و بقيه اعضاي خونواده از فردي شروع كن كه فكر مي كني بهتر مي توني با اون يه همچين رابطه صميمانه اي داشته باشي. مثلا نسبت به پدرت كه از نظر روحي و اخلاقي با اون تشابه و قرابت بيشتري داري شروع كني و به تدريج به مادرتم سرايت بدي. 15- انتظار نداشته باش اين رابطه صميمانه بلافاصله و سريعا بين تو و والدينت شكل بگيره. بلكه نيازمند زمانه و به تدريج به هدفت ميرسي. 16- انتظار نداشته باش همون رابطه اي كه بين تو و يكي از دوستاي صميميت خارج از خونه، وجود داره همان نوع رابطه بين تو و والدينت برقرار بشه. چون علاوه بر جايگاه خاص والدين و رابطه والد – فرزند، فاصله سني بين تو و اونا به طور معمول يه مانع طبيعيه و اجازه داشتن همون رابطه صميمانه بين دوستا رو بهت نمي ده. 17- اگه امكان برقراري روابط دوستانه گسترده رو نداري، سعي كن از بين دوستات كسي رو كه ملاكاي يه دوست خوب و مناسبو داره و مي توني بهش اعتماد كني انتخاب كني و بعد سعي كن بين خودت و اون صميميت بيشتري ايجاد كني. با اين كار سنگ صبور خوبي داري كه هر وقت احساس نياز به درددل داشتي، ميتوني با صحبت كردن با اون به آرامش برسي. براي اين كارم لازم نيست كه همه ارتباطاتون حضوري باشه بلكه ميتونيد بيشتر از طريق تلفن و پيامك با همديگه ارتباط داشته باشيد. 18- شركت تو ورزش و فعاليتاي گروهي بسيار آرامش بخش و سازنده ست. توصيه مي كنم حتما تو فعاليتاي ورزشي و علمي گروهي شركت كني. همچنين ميتوني به امور هنري مورد علاقه ات بپردازي اين كارا باعث ميشه حالت بهتر بشه و احساس بهتري داشته باشي. 19- خدا رو هميشه به ياد داشته باش و بدون كه شركت تو نماز جماعت و همچنين شركت تو مجالس اهل بيت(عليهم السلام) و فعاليتاي گروهي فرهنگي و مذهبي يكي ديگه از راههاييه كه باعث ميشه حالت خيلي خيلي بهتر بشه. اميدوارم با عمل به چيزايي كه گفتم حالت هر روز بهتر و بهتر بشه و بتوني روابط صميمانه تري با والدينت برقرار كني و زندگيتم مثل اسمت شاد شاد بشه. فاطمه سادات حسین پور

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#اختلافات فرزندان با والدین