خسته و دل شکسته ام


سؤال :

مي خواستم از شما راهنمايي بگيرم. اگر كسي از طرف اعضاي خانواده اش بارها مورد ظلم واقع شود، چه بايد بكند. مادرم بارها به من ظلم كرده اما دست آخر همه چيز را كتمان مي كند. من 7 سال از برادرم بزرگترم اما وقتي دعوايي مي شه مادرم حق رو به اون مي ده، حتي اگر حق با من باشه. مادرم بارها و بارها اين رفتار تبعيض آميز رو داشته. اگر من كوچكترين توهيني به برادر كوچكتر بكنم جلوي جمع خانواده يعني جلوي خواهر و برادر كوچكترم من رو تحقير مي كنه و به من معترض مي شه كه چرا چنين كردم اما وقتي كه برادرم كه 18 سال داره، به من فحشهاي زشت مي ده و يا حتي لگد پراني مي كنه و از قدرت زور خودش براي زدن من استفاده مي كنه، مادرم چشمهايش را مي بندد. در حالي كه با كوچكترين اعتراض مادرم، برادرم بر سر جايش مي نشيند. نمي دانم چرا؟ خود برادرم علنا مي خندد و مي گويد كه ببين مامان به تو توجهي نمي كنه. مادرم از قدرت ماليش و اينكه به پولش براي ادامه تحصيل و نيازهاي روزمره احتياج دارم، سوءاستفاده مي كند و هم ظلم مي كند و هم در آخر اين من هستم كه با وجود بزرگتر بودن از خواهر و برادرم بايد به او رجوع كنم. چرا كه خصلتا هم تحمل قهر با ديگران را ندارم و دلرحم هستم. خسته و دلشكسته ام و از برادرم حالم بهم مي خوره و از مادرم خشمگين و عصبانيم چرا كه اگر يكبار به برادرم اعتراض مي كرد كه چرا اين قدر براي من كه فعلا دختر بزرگتر او هستم دردسر درست ميكنه، او سرجايش مي نشست و اين فتنه ها مي خوابيد. لطفا بگيد من چه كنم؟


جواب :

دانشجوي گرامي؛ نامه ارساليتان را به دقّت خوانده و موقعيتتان را درک مي نماييم، اميدورايم هر چه زودتر مسايلي را که با آن مواجه هستيد به خوشي حل گردد تا زندگي شاد و با نشاطي را در کنار خانواده خود سپري نماييد. در متن ارسالي خود به موارد متعددي از جمله رابطه خود با مادر،‌پدر،‌خاله و برادرتان اشاره نموديد که شايسته بود در مورد بعضي از آنها نظير رابطه شما و برادرتان توضيحاتي ارائه مي نموديد تا فضاي بحث کمي روشن تر مي شد. در قسمت هاي پاياني متن ارسالي خود چنين نوشته ايد كه « در واقع اذيت و آزارهاي برادرم نيست كه من را به رنج مي آورد، اين بي تفاوتي و چشم بر هم گذاشتنهاي مادرم كه عين خود ظلم كردن است قلب مرا به آتش مي كشاند». شناخت ريشه اصلي مسائلي كه با آن درگير هستيد گام نخستي است در راستاي اينكه با بصيرت بهتر و كاملتري انر‍‍‍‍ژي رواني خود را براي برون رفت از وضعيتي كه در آن قرار گرفته ايد،‌ تجميع نموده و به كار گيريد. اگر به نيكي بنگريم،‌ با توجه به نوشته هاي شما به نظر مي رسد علّت اصلي و عمده دغدغه هاي شما در محيط خانواده به نوع رابطه شما و برادرتان بر مي گردد؛ زيرا آنجايي هم كه فضاي روابط خود و مادرتان را توصيف مي¬كنيد به نظر مي¬رسد،‌ عامل اصلي اخلال در آن به ‌نوع تعامل شما و برادرتان برمي¬گردد. به جملات خود در قسمت هاي مختلف متن ارسالي بنگريد:« وقتي دعوايي مي شه مادرم حق رو به اون مي ده، حتي اگر حق با من باشه- مادرم بارها و بارها اين رفتار تبعيض آميز رو داشته- اگر من كوچكترين توهيني به برادر كوچكتر بكنم جلوي جمع خانواده يعني جلوي خواهر و برادر كوچكترم من رو تحقير مي كنه و به من معترض مي شه – خود برادرم علنا مي خندد و مي گويد كه ببين مامان به تو توجهي نمي كنه - از مادرم خشمگين و عصبانيم چرا كه اگر يكبار به برادرم اعتراض مي كرد ...- من بارها از بي تفاوتي مادرم به خشم آمدم». همه اين جملات حكايت از آن دارد كه فضاي ارتباطي نامناسب شما و مادرتان متأثر از نوع رابطه شما و برادرتان است كه خود اين مسأله واكاوي جدّي اي را مي¬طلبد. به اين نکته اساسي توجه داشته باشيد که گرچه ممکن است نتوانيد تمام شرائط و امكانات موجود در خانواده را بر وفق مراد خود فراهم نماييد ولى مطمئنيم كه شما به عنوان فردي تحصيکرده و متديّن مى‏توانيد خود را با شرائط موجود به گونه اي مناسب و فعّال وفق داده و هماهنگ سازيد که نه تنها از وضعيت موجود به درآييد بلکه با ابتكار ، خلاقيت و بهره‏مند شدن از توانمنديهاى خود زندگي شاد و با نشاطي را براي خود و خانواده تان رقم زنيد؛‌ لذا شايسته است به جاي آنكه مادرتان را مقصر بدانيد بر رابطه خود و برادرتان متمركز گرديد و سعي كنيد زمينه هاي روابط خود را با وي بهبود بخشيد. توجه داشته باشيد که بينش افراد نسبت به يکديگر در روابط اعضاي خانواده نقش اساسي دارد؛ ‌لذاست که رابطه سالم با سوء تفاهم و يا زخمهاي گذشته ارتباطي ندارد. به نظر مي رسد نگرشي که شما به برادرتان داريد، زمينه ساز نوع رابطه شما در محيط خانواده است به گونه اي که مستقيماً روي آرامش خاطر خود و اطرافيانتان تأثير گذاشته است. اختلاف نظر در همه موارد و حتي در ميان اعضاي خانواده امري طبيعي است. اين شما هستيد که بايد سعي نماييد با توجه به اين كه فرد تحصيل كرده اي هستيد با مديريت صحيح کشمکش ها و نزاع هاي خود با برادرتان به سازگاري مطلوبي با وي دست يابيد. اين اصل کلّي را به خاطر داشته باشيد : کساني كه ارتباطات سالم و درستي با ديگر اعضاي خانواده دارند، استرس كمتري را تجربه مي‌كنند و شادتر بوده و راحت تر مي توانند به خواسته هاي خود برسند. البته ما هرگز در صدد آن نيستيم که بگوييم واقعيت هاي موجود در رفتار و برخوردهاي برادرتان را كه باعث رنجش خاطر شما شده،‌ ناديده انگاريد ؛ ولي اين توقّع را از شما داريم که به شکلي منطقي با واقعيت هاي زندگي برخورد نماييد تا لااقل تحمّل شرايطي که باب طبع شما نيست برايتان ممکن گردد. نکته كليدي ممکن است با مطالعه پاسخ ارسالي با خود بگوييد که چرا نوک پيکان به سمت من نشانه رفته و از من خواسته شده که براي بهبود روابط در فضاي خانواده چنين و چنان کنم و يا اينکه با خود بگوييد اينها نيز مرا درک نکردند. واقعيّت امر اين است که در موارد اينچنيني که فضاي ارتباطي (مخصوصاً در محيط خانواده) با ديگران با مشکل مواجه مي شود ، هريک از اعضاء بايد فارغ از سعي و تلاش طرف مقابل براي برقراري ارتباط پيشقدم گردد(مخصوصاً آن کسي که احساس نياز بيشتري کرده و اقدام به مشاوره نموده ؛ زيرا با اين عمل خود به نوعي نشان داده که متعهّد به رعايت موارد ارسالي از سوي مشاور است ) و الّا در فضايي که افراد نسبت به يکديگر حس خوبي ندارند و يا حتي اينکه حس خوبي دارند ولي اين حس خود را به طرف مقابل انتقال نمي دهند ،به صراحت مي توان گفت که موقعيتي شبيه به وضعيت فعلي شما در خانواده اجتناب ناپذير است. به نظر مي رسد قدم اول در برون رفت از چنين وضعيتي که بدان دچار شده ايد، فارغ از همه اختلافات و تنش ها مادر و برادرتان ، اين است که سعي کنيد در ارتباط خود با آنها مثبت انديش باشيد. براي اينکه بهتر بتوانيد با شرايط موجود در خانواده کنار بياييد؛ توجه داشته باشيد که: 1. اختلاف نظر ميان اعضاي خانواده امري طبيعي است؛ زيرا اعضاي خانواده کپي همديگر نيستند . نبايد انتظار داشته باشيد که بقيه نيز مثل شما بينديشند. 2. خود را مسئول سرنوشت رابطه خود و برادرتان دانسته و تقصيرها ، کمي و کاستي هاي روابطتان را به گردن ديگران از جمله مادرتان نيندازيد. 3. زندگي در اين دنيا براي هيچ کس کامل نيست . بدون شک زندگي (( داشته ها ))و (( نداشته ها))ي فراواني دارد.اگر انسان به داشته هاي خود توجه کند و از آنها لذّت ببرد، راحت تر مي تواند نداشته ها را تحمّل کند، اما اگر کسي داشته هاي خود را نبيند ،زندگي را يکسره محروميت مي داند و در آن ،هيچ نقطه اميدي نمي يابد و همه زندگي ،يکپارچه براي او سختي و تلخي است و واقعاً چنين زندگي اي را نمي توان تحمّل کرد. انسان موفّق کسي است که از سويي از آنچه دارد،آگاه بوده ، نسبت به آن شاکر باشد و از سوي ديگر ،نسبت به سختي ها بردبار بوده ، از بي تابي کردن بپرهيزد. کسي که شاکر نيست ، از آنچه دارد، بي خبر است و يا آنچه را دارد ، نعمت نمي داند و لذا از آن لذّت نمي برد و کسي هم که بردبار نيست ،سختي ها را تحمّل نمي کند و بي تاب مي گردد و همين مشکل او را افزايش مي دهد و در مجموع ،نبود سپاس گزاري و بردباري ،موجب نارضايتي از زندگي مي گردد. بنا براين : سعي کنيد نسبت به نعمت ها سپاس گزار بوده و از بي تابي نسبت به سختي ها و مسايلي كه در خانواده با آن مواجه هستيد ، بپرهيزيد. 4. به اين نکته اساسي توجه داشته باشيد که گرچه ممکن است شما نتوانيد تمام شرائط موجود در خانواده را بر وفق مرادتان فراهم نماييد ،اما چنين فضايي که شما در خانواده خود با آن مواجه هستيد، به عنوان تمريني است که هر گاه در اجتماع با چنين موقعيتي مواجه شديد خود را نبازيد و با چنين موقعيتي از قبل آشنايي داشته باشيد . 5. از تجربيات چند ساله خود در ناسازگاري با برادرتان در جهت اصلاح روابط خود و وي بهره گيريد. سعي كنيد زمينه هايي را كه باعث دعواي شما با وي مي¬گردد شناسايي و از آن موقعيت ها اجتناب نماييد. به عنوان مثال يکي از مسائلي که باعث مي شود افراد يک خانواده با يکديگر به نزاع بپردازند اين است که حريم خصوصي ديگران رعايت نمي گردد . در واقع لزومي ندارد که خود را مسئول همه رفتارهاي طرف مقابل خود دانسته و سعي کنيم در همه مواردي که به نظر ما شايسته نيست به وي تذکر دهيم ؛ زيرا اين عمل ما باعث مي گردد که طرف مقابل در قبال ما موضع تدافعي گرفته و گارد بگيرد. در يک جمله بايد گفت :يک رابطه سالم با اعضاي خانواده بر مبناي احترام متقابل پايه ريزي شده است؛ لذاست که نه تنها بايد سعي کرد از ديگران ايراد نگرفته و سرزنششان نكرد، بلکه بايد هر چه بيشتر خوبي‌هاي آنها را ديد تا با تقويت نقاط قوت ، انگيزه فرد مقابل را براي اصلاح نقاط ضعفش بالا برد . 6. ارتباط ميان فردي مؤثر زماني برقرار مي شود که از مثبت گرايي نسبي بهره مند باشيد. واقعيت اين است که هر انديشه مثبت يا منفي که در ذهن انسان جاري مي شود بر سرنوشت او اثر مي گذارد؛ ‌لذا مطمئن باشيد جملاتي نظير« از برادرم حالم بهم مي خوره و از مادرم خشمگين و عصبانيم » در نگرش شما در روابط با آنها تأثير گذار است. يادتان باشد که اگر برادر و يا مادرتان مشکل و نقصي در فضاي ارتباطي خانواده ايجاد مي¬كنند نبايد شما با اعمال و يا احساسات خود ضربه اي ديگر بر پيكره آن وارد ساخته و نتيجه را مساوي نماييد. 7. برقراري چنين ارتباطي با آنها با توجه به شرايط حاكم بر خانواده شما زمان بر است ؛‌ لذا نبايد در ادامه مسير مأيوس گرديد . 8. يك رابطه سالم با ديگران احساسات صميمانه و دوستانه را مي‌طلبد ؛‌زيرا صميميت نقش بسيار مهمي‌در ارتباطات بين فردي دارد؛ ‌لذا با افراد خانواده خود به ويژه مادر و برادرتان فارغ از هر نوع كاستي و نقصي كه دارند صميمي رفتار نماييد. 9. يك رابطه سالم، گفتگوي سالم مي‌طلبد؛ ‌لذا سعي كنيد با افراد مورد نظر بر سر مسائل گوناگون با ملايمت و نرمي سر گفتگو را باز نماييد. توجه داشته باشيد كه هيچ كس دقيقاً همان چيزي نيست كه خواهان آن هستيد. گاه ممكن است آنها با اعمالشان شما را نا اميد ‌كنند. يك رابطه سالم به اين معناست كه ديگران را به همان صورتي كه هستند بپذيريد و قصد تغيير آنها را نداشته باشيد. 10. شنونده خوبي براي آنها باشيد و با گوش جان صحبت‌هاي آنها را بشنويد. 11. يك رابطه سالم با اعضاي خانواده بر مبناي احترام متقابل پايه ريزي شده است؛‌ لذا از آنها ايراد نگيريد و سرزنششان نكنيد. 12. به احساسات منفي و غيرقابل كنترل خود در مورد آنها اجازه بروز ندهيد. 13. يادتان باشد كه هر چه بيشتر خوبي‌هاي آنها را ببينيد ، روابط بهتري با آنها برقرار خواهيد نمود. 14. مناسبات خود با آنها را بر 3 اصل عدالت ،احسان و محبّت استوار نماييد. 15. هرگز نسبت به وضع موجود اکتفا ننموده و سعي نماييد خود را به وضع مطلوب تري ارتقاء دهيد اما نه از راه سرزنش خود و ديگران كه انرژي لازم را براي پيشرفت و كمال از شما مي گيرد . 16. گرچه از عبارات مختلفتان پيداست كه چه اندازه به افراد خانوده تان علاقه¬مند هستيد‌؛ لذا سعي كنيد در رفتارتان نيز اين احساس خود را اشكار نماييد.از 3 صفت کينه ،نفرت و خشم به دور باشيد . 17. در همه حال قدر خوبي ديگران از جمله مادرتان را بدانيد و خدا را بخاطر نعمت هايش شاکر باشيد . نویسنده: رضاوظیفه مند

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#اختلافات فرزندان با والدین