هیچ کس حریفشان نمی شود


سؤال :

مادرم پزشك و پدرم مهندس و بازنشسته است. هر دو متولد سال سی و هشت اند. سه برادر دارم. برادر بزرگم يك رقمي كنكور سال هفتاد و نه بود. دانشجوي پزشكي سال چهارم شهيد بهشتي ام. رشته ام را پدرم انتخاب كرد. به رشته خاصي علاقه نداشتم ولي از پزشكي متنفر بودم. دليل دوري از مادر را در كودكي همين رشته مي دانم. بیست و یک ساله ام و بسيار مذهبي و مي دانم جهاد اكبر من والدينم هستند اما ديگر نمي توانم با آنها مدارا كنم. از آنها خسته ام. از طرفي خواستگاران مناسبم هم به خاطر اينكه هم رشته نيستند رد مي شوند در حاليكه من حتي آماده ترك تحصيلم و پدرم براي خواستگاران شرط ادامه تحصيل حداقل تا تخصص مي گذارد. من از مادرم متنفرم؛ متنفر؛ بارها توبه كرده ام بارها خواسته ام عوض شوم ولي حالم از نگاه ها؛ طعنه ها و ... هايش به هم مي خورد و مي دانم وقتي زجر مي كشم ولي به او لبخند مي زنم خدا از من راضي است بر خلاف لحظه اي كه در جواب تيكه آزار دهنده اش فرياد مي كشم. برادرم مجرد است. او هم از رفتارهاي مامان خسته است و مي گويد من با اين خانواده زن نمي گيرم. مي ترسم از اينكه مثل تمام ديگر زندگي ام؛ همسر و آينده زندگي ام را هم آنان انتخاب كنند ... هيچ كس حريف مادرم نمي شود هيچ كس. چون همه مان پاي بند مذهبيم و راه ساكت كردن مامان فرياد است و معدود دفعاتي كه اين حالت رخ داده به روز نكشيده پشيمان شده ايم. بقيه را نمي دانم اما من ديگر نمي توانم. دچار افسردگي بودم دكتر فلوكستين برايم تجويز كرد بعد یک هفته ديگر نخوردم چون هم خواب هاي بد مي ديدم و هم ريشه مشكلم را بي هيچ تغيير پا برجا مي ديدم. مادرم راجع به لباس پوشيدنم؛ كجا نشستنم در مجلس و همه چيز من شديدا دخالت مي كند. حتي اگر برادرم مي خواهد دو پيس عطر بزند مي گويد يك پيس بس است. خلاصه دينم به من اين اجازه را نمي دهد كه جوابش را بدهم و الا از بعد احساس ٱن قدر سرشار از تنفر هستم كه بتوانم هر كاري بكنم. چه مي شود كرد؟ كمكم كنيد. راه را نشانم دهيد ...


جواب :

نامه اتان را دقيق مطالعه كردم، صبر و تحمل و نيز پاي بندي به اصول اخلاقي و خانوادگي اتان را ستودم هر چند فشارهاي زيادي را از ابتدا و كودكي اتان متحمل شده ايد و مطمئن باشدي با اطلاع و آگاهي اي كه ما از وضعيت زندگي شخصي و خانوادگي دانشجويان و جواناني نظير شما در سينه خود داريم، احساس شما را درك مي كنيم. مشكلاتي را از امثال شما جوانان سراغ داريم كه اگر بخواهيم و اجازه داشته باشيم برايتان ذكر كنيم مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود كه از شدت سختي چندين برابر آنها، چه بسا مشكلات خود را فراموش كنيد و بگوئيد مشكلات من در برابر آن همه مشكلات چقدر اندك است. بله ممكن است بگوئيد سختي هاي من هم زياد است و در اين نامه آنها را ذكر نكرده ام ولي مطمئن باشيد وضعيت بدتر از شما نيز وجود دارد. بنابراين به عنوان اولين نكته كه مي تواند نقش تسكيني كننده داشته باشد اينكه: هر گاه در برابر مشكلات و سختي هاي گذشته و حال و حتي آينده تان مي انديشيد و مواجه مي شويد. ذهن و فكرتان را معطوف ديگر افرادي كنيد كه وضعيت بدتري دارند. هر چند نمونه هايي را الان درذهنتان نداشته باشيد ولي مطمئن باشيد افراد با وضعيت بدتر از شما فراوان هستند كه گاهي ممكن است قادر به شنيدن مشكلات آنها نباشيد. دومين نكته كه از نوشته هاي شما بدست مي آيد شما و خانواده محترمتان كاملا به اصول اخلاقي، ارزشي وديني و خانوادگي پايبند هستيد گرچه برخي ناملايمات در تعامل با يكديگر داريد يا والدين تان نتوانسته اند برخي نيازهاي شما را درك يا پاسخ مثبت دهند اما در مجموع سعي مي كنيد با تحمل صبر به بسياري از اصول اخلاقي عمل كنيد و اين بزرگترين ارزش است از اين نعمت ارزشمند غفلت نكنيد و آن را پاس داريد. بله بخاطر تحمل زياد ممكن است بگوئيد كاسه صبرم پر شده است بايد چكار كرد؟ جواب به عرضتان خواهد رسيد. ولي اين نعمت را قدر بدانيد. مطمئن باشيد وضعيت به همين شكل ادامه پيدا نخواهد كرد واين مشكلات از بين خواهد رفت و حل خواهد شد ولي اگر از كوره به در رويد و به روش غيرصحيح عمل كنيد و پا روي اين ارزش ها بگذاريد، سختي ها در آينده دو چندان خواهد شد، پس آن را ارج نهيد و از آن نگهباني كنيد و استمرار بخشيدن به آن ضرري نخواهد داشت. نكته سوم به نظر ما اين مشكل تنها مشكل نيست بلكه مشكل خانواده و تمام اعضاي خانواده است به عبارت ديگر ما و هر روان شناسي و متخصص و مشاور ديگر نيز وقتي با اين مشكل روبرو مي شود سعي نمي كند به حل و درمان مشكل شما به تنهايي اقدام كند بلكه به حل و درمان مجموعه سيستم خانواده مي پردازند. پس بايد خانواده درماني شود چون در ارتباط با والدين مشكل پيدا كرده ايد پس بايد به حل ارتباطي( از سابقه دور و كودكي تا به حال) شما با والدين تان نمود و اين كار در يك مشاوره حضوري و با توافق و تمايل جدي تمام اعضاي خانواده براي حل مشكل، امكان پذير است. تا هر يك از اعضاي خانوواده با وظايف شخصي و ارتباطي با ديگران آشنا شده و با همدلي و همكاري نزديك و جدشان با يكديگر به حل مشكل و مشكلات همت گمارند. گر چه ممكن است هر يك از اعضاء هم بتوانند به تنهايي بخشي و سهمي از مشكلات را حل كنند و تا حدودي تأثير گذار باشند ولي چه خوب است شما سعي كنيد موضوع را والدينتان كه از ميزان تحصيلات خوبي هم برخوردارند، در ميان گذاشته و آنها را براي گرفتن مشاوره از يك متخصص و روانشناس مذهبي و قابل اعتماد تشويق كنيد. هر چند آنها تحصيل كرده اند ولي تخصص در زمينه مسائل روانشناس مذهبي و قابل اعتماد تشويق كنيد. هر چند آنها تحصيل كرده اند ولي تخصص در زمينه مسائل روانشناسي ندارند و نمي توانند ادعا كنند خود مي دانيم يا مطالعه مي كنيم پس با بياني آرام و با كمال احترام به اعضاي خانواده تفهيم كنيد كه مشكلات ارتباطي را با يك فرد متخصص در ميان گذاشته و هر كدام در اصلاح آن تلاش كنيم. مطمئنا خود شما نيز در برخي ارتباطها دچار سوء‌رفتار بوده ايد كه بايد اصلاح گردد. ديگران نيز همين طورند. پس اولين تلاش شما مراجعه جمعي اعضاي خانواده(حداقل شما و والدين گرامي اتان) به يك كارشناس مسائل خانوادگي و ارتباطي است. حال اگر حاضر نشدند به مشاور روانشناس به طور رسمي مراجعه كنند، از يكي از اقوام نزديك و با تجربه و قابل اعتمادتان كمك بگيريد دائي، عمو، پدربزرگ ، روحاني با تجربه محل يا ... كمك بگيريد و از آنها بخواهيد موضوع را پي گيري كنيد. كسي كه محرم اسرارتان باشد و دلسوزانه به شما و خانواده تان بتواند كمك كند نه آنكه به آن دامن زند يا اسرار خانوادگي تان را در سطح فاميلي و اقوام فاش كند. دليل اين پيشنهاد ما آن است كه معمولا فرزند به خاطر جايگاهي كه در خانواده دارد، كمتر مي تواند مستقيما روي والدين خود تأثيرگذار باشد و براي اين امر بايد از ديگران و اعضاي خارج از خانواده كمك بگيرد ضمن اينكه خود فرزند نيز از نكات پيشنهاد آنها استفاده خواهد كرد و به اصلاح رفتارهاي خطاي خود اقدام خواهد كرد. نكته چهارم اينكه اگر روابط تان با پدرتان عادي و مناسب است، مسائل و مشكلات خود را با وي در ميان گذاريد و از وي بخواهيد با مادرتان صحبت كند و اندكي با پدرتان درد دل كنيد. شايد او بهتر بتواند به شما كمك كند و يا با برادرتان به گفتگو نشسته و ببينيد چگونه مي توانيد از برخوردهاي مادرتان به راحتي عبور كنيد چقدر از صحبت ها و رفتارهاي او منطقي است و چه اندازه غير منطقي. چون و شما و برادرانتاان هم درد هستيد بهتر مي توانيد به يكديگر كمك كنيد.پس چه خوب است با يكديگر صحبت كرده و به دنبال حل آن باشيد. در اين گفتگوها چه بسا نكات خوبي بدست آوريد نقاط ضعف و قوت خودتان يا رفتار اطرافيان را شناسايي كنيد. نكته پنجم: هر چند از برخي رفتارهاي والدين تان رنج مي كشيد ولي مطمئن باشيد دلسوزترين و علاقمندترين افراد، پدر و مادر و بخصوص مادر هر فرد است. شايد الان اين نكته قابل درك نباشد ولي پس از مادر شدن اين موضوع وجداني تر خواهد شد. هر چند خود شما هم گفته ايد اين جهاد اكبر است كه آنها را تحمل كني، ولي تأكيد مي كنم سرتعظيم فرودآوردن، سكوت كردن، احترام گذاشتن بهتر مي تواند به شما كمك كند علاوه بر اينكه يك وظيفه اخلاقي و خانوادگي و ديني شما نسبت به والدين تان است. نكته ششم: هر گاه سختي ها براي شما غيرقابل تحمل شد بنشينيد نعمت ها، ارزشها، توانمنديها و موفقيت هاي گذشته و حال خود را روي كاغذ بنشينيد تا احساس يأس و نااميدي بر شما غلبه نكند، احساس غم و اندوه شما را فرا نگيرد. نگوئيد ظرفيتم تكميل شده زيرا انسان بيش از آنچه گمان مي كند توانمند است. حضرت علي(ع) مي فرمايد: اتزعم انك جرم صغير وفيك انطوي العالم الاكبر يعني آيا گمان مي كني تو همين جرم كوچك هستي و حال آنكه در تو يك عالم بزرگ تري نهفته است. پس در مقابل ناملايمات هرگز احساس ضعف و سستي نكن و به آينده بر موقعيت خود بيانديش و هرگز غم ها و غصه هاي آينده را به مشكلات كنوني خود اضافه نكن كه نه تنها به حل آنها كمك مي كند بلكه اراده تان را ضعيف و كمتر مي كند و توان مقابله را كاهش مي دهد. پس در كاغذي در دو ستون جداگانه يكي ستون موفقيت هاي گذشته و ديگري توانمنديها و نعمت ها خود را با دلالت كرده و هر روز آن را مطالعه كرده و اگر توانمندي يا موفقيتي را فراموش كرده بوديد، به آن ليست اضافه كرده و روزهاي بعد آن را به ياد آوريد. نویسنده: محمد رضا احمدی

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#اختلافات فرزندان با والدین