مراسم عروسی


سؤال :

با سلام و خسته نباشید من حس میکنم خانواده همسرم مخالف ازدواج ما بودن (البته همسرم این رو قبول ندارن و میگن که با رضایت کامل بوده) ولی من از رو رفتارشون این برداشت رو میکنم که خیلی هم راضی نبودند چون خودشون رو از ما بالاتر میدونن شاید ما از لحاظ وضع مالی خیلی خوب نباشیم ولی همیشه زندگی خوبی داشتیم و خداروشکر هیچوقت نیازمند کسی نبودیم و منم تو زندگیم کم نداشتم ولی مادر همسرم چون همیشه تو رفاه بودن خودشون رو از ما بالاتر میدونن من با اخلاق مادرهمسرم و خانواده مادرشون مشکل دارم حتی حس میکنم همسرم از مادر و خاله و دخترخالش میترسه و همیشه وقتی پیششون باشیم دوس نداره ب من توجه کنه پیش اونا و رفتارش کاملا با وقتی که تنهاییم فرق میکنه این من رو عذاب میده برای همین هیچ رغبتی به برگزاری عروسی ندارم چون حس نمیکنم که بخاطر رفتار مادر و خانواده مادرشون تو روز عروسی با من، من بتونم خیلی خوشحال باشم چون من رو تحویل نمیگیرن همچنین تمام خرج مراسم عروسی رو باید همسرم بدن، حتی خانواده اش کمکی نمیکنند من نمیتونم دلایل مخالفتم با عروسی گرفتن رو به همسرم شفاف بگم چون قطعا قبول نمیکنن این دلایل رو و ناراحت میشن نمیدونم چی کار کنم من دوس ندارم مادرم ببینن که مادرهمسرم با من گرم نیستن


جواب :

در ماههای ابتدایی برخی از این رفتارها دیده میشه و در این مواقع سعی کنید ارامش خودتون را حفظ کنید هیچ واکنشی نشون ندید رفتارهای سال اول زندگی در ذهن خانواده هاتا اخر باقی میمونه . فقط بعد از مراسم عروسی منزلتون به خانه همسرتان نزدیک نباشه که حس شما تشدید بشه و اگر رفتارها ادامه پیدا کرد بعد از ازدواج با همسرتون صحبت کنید اگر همسر شما تک پسر یا بچه اخر باشه به هیچ وجه بین اون و مادرش قرار نگیرید. فقط الان زمان مناسبی برای برخورد با اونها نیست.

عکس مشاور
مشاور: مهدی یار علامی

email mahdiyar270@yahoo.com

کلید واژه ها:


#عروسی
# رفتار خانواده شوهر
سؤالات مرتبط