دلتنگی های همسرم و شاکی شدن به خاطر وقت و کنارهم بودن


سؤال :

بسم الله الرحمن الرحیم با سلام جناب آقای دکتر بنده طلبه هستم و برای تحصیل به شهر قم رفتم و اقامت پیدا کردم اول اینکه : با دلتنگی های شدید همسرم چه کنم دوم : من باید ساده زیست باشم و هزینه های زیادی نداشته باشم با اینکه همسرم این را می داند و قبول کرده است اما نمی تواند آن را عملی کند و بسیار بسیار برایش سخت است سوم :همسرم به شدت علاقه مند است صبح تا شب کنارش باشم ! در صورتی که من باید کتابخانه باشم و شاید نیاز به حد اقل 10 ساعت مطالعه باشد و از وقتی که حدود دو سال است ازدواج کردم نمی توانم حتی چند ساعت به خاطر دلتنگی های همسرم مطالعه کنم . باید چه کنم چهارم : فرزندمان بسیار انرژی می گیرد چون گریه های زیادی دارد و من برای انرژی دادن با توجه به شرایط بالا باید چه کنم ممنون


جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم اولین چیزی که از این چه کار کنم شما پیدا می شود ، ظرفیت کم روانی و تحمل پایین است که با چند مسئله ساده ، دچار چه کنم چه کنم و سردرگمی و بی حوصله گی می شوید! ثانیا اکنون که زن را از خانواده اش دور کرده اید ( که می توانستید در ابتدای تصمیم گیری برای زندگی به این موضوع توجه بیشتری کنید ) ، لازم است فشار این فاصله را برای همسرتان ، با ایجاد معاشرتهایی تازه کم کنید . برای شما ضروری است با دوستان و همفکرهایی که همسرتان معاشرت با همسران آنها را دوست بدارد و راضی اش کند ، جمع و معاشرت برقرار کنید ضمنا تند به تند شرایط دیدار خانواده اش را فراهم کنید ( با هم بروید - او را به دیدار خانواده اش بفرستید - خانواده اش را به قم دعوت کنید ) یک دلیل عمده درخواست همواره زن از حضور و حمایت بی وقفه شما برمی گردد به همین که اینجا کسی را برای معاشرت ندارد . تازه شما چه جور طلبه ای هستی که باید همسرت از کمبود معاشرت شاکی باشد ؟ مگر کار اصلی یک روحانی ، ایجاد همین جمع های زندگی ساز نیست؟! در مورد فرزندتان توضیح کمی داده اید که چه سنی دارد و بیتابی هایش چیست؟

عکس مشاور
مشاور: حمید حبشی
کارشناس حوزه خانواده

email

کلید واژه ها:


#طلبه