همسرم خيلي به من گير مي دهد ...


سؤال :

همسرم خيلي به من گير مي دهد. نسبت به همه افراد خيلي با احترام و گذشت است ولي با من نه؛ به من خيلي ايراد ميگيره و گیر می دهد و همش يك ذره بين دستش هست روي كارهاي من. اعصابم به هم ریخته و تحملم دیگه تموم شده. راهنماییم کنید که با این شوهر چکار کنم؟


جواب :

مخاطب گرامي؛ از اين­كه باري ديگر با اعتماد به راهكارهاي پرسمان سؤالات و دغدغه­ هاي زندگي­تان را با ما در ميان مي ­گذاريد، سپاسگزاريم. گرچه مي ­دانيم كه تحمّل چنين مسائلي در زندگي زناشويي به ويژه براي شما به عنوان يك زن بسيار سخت است، امّا توجّه داشته باشيد كه اين مسأله اختصاص به شما نداشته و ندارد، بلكه اگر اندكي جستجو نماييد در همان محل زندگي خود دوستان و آشنايان زيادي را خواهيد يافت كه چنين مسائلي را در روابط خود با همسر يا والدين خود تجربه نموده اند؛ لذا به هيچ وجه احساس نكنيد كه كاري از شما بر نمي­ آيد، فقط كافي است: 1. بر اعصاب خود مسلّط باشيد. 2. به بازشناسي مسأله موجود در روابط خود و همسر­تان بپردازيد. 3. از حوادث و اتفاقات گذشته تجربه كسب نماييد. 4. به مهارت­هايي مجهز گرديد كه شما را به سازگاري بيشتر با همسرتان رهنمون گردد. بدين منظور معيّن نماييد دامنه مسأله­ اي كه شما با اصطلاح «گير دادن و ايرادگيري همسرتان» بدان اشاره مي­ نماييد چه ميزان است؛ زيرا ممكن است لفظ گير دادن همسرتان حالت احساسي در شما به وجود آورده باشد كه قدرت عكس­ العمل صحيح را از شما بازستانده باشد و به اصطلاح در نظر شما فاجعه جلوه نموده باشد؛ بنابراين توجّه داشته باشيد كه «اصطلاح گيردادن ­هاي تكراري همسرتان» همان «انتقاد» همسرتان از شما است كه مي­ تواند حتّي زمينه­ پرخاشگري، عصباني شدن و فرياد زدن فردي در شرايط شما را نيز فراهم سازد. اي كاش به مصاديقي از مواردي كه همسرتان از رفتار، گفتار و ... شما ايراد مي­ گرفت اشاره مي­ نموديد تا با بصيرت بيشتري در خدمت مي­ بوديم؛ زيرا براي اينكه مطمئن شويم كه رفتارهاي شوهر شما با شما به معناي ايرادگيري هست يا نه، بايد به چند نكته توجّه گردد. به عنوان نمونه بايد دريابيم كه بيان ايراد از سوي همسرتان نسبت به شما با چه شدتي انجام مي ­گيرد و چه هيجان­ هايي (خشم، نفرت و يا تركيبي از آنها) همراه آن است. تعداد و فراواني آن نيز بسيار مهم است؛ زيرا ممكن است همسرتان از تعداد زيادي از موضوعات مربوط به شما نظير نوع لباس پوشيدن، نوع معاشرت، نحوه گفتگو، آشپزي و ... ايراد بگيرد و يا اين­كه از يك موضوع واحد نظير سليقه شما در خانه ­داري چندين بار ايرادگيري كند. به هر حال خواهش مي­كنم دريابيد كه اتفاق خاصي در روابط شما و همسر­تان رخ نمي ­دهد كه گمان كنيد قابل حل نيست؛ زيرا به قول شما گير دادن يا همان «انتقاد» به معناي مخالفت همسر­تان با ايده، نظر و يا عملكرد شماست كه شايسته است در گام اوّل دريابيد بيشتر در چه مواقعي با اين برخورد همسر­تان مواجه مي ­شويد و به اصطلاح عامل راه ­انداز چنين برخوردي از سوي وي چيست؟ به عنوان مثال ممكن است زماني كه درحال آشپزي، صحبت با تلفن و يا ديدن فيلم مي باشيد، همسر­تان شما را صدا بزند و با تكرار صدا زدن، شما نيز از كوره در رويد. مسلّم است كه همسر­تان بايد موقعيّت­ شناس و وقت­ شناس باشد تا چنين مشكلاتي پيش نيايد؛ امّا توجّه داشته باشيد كه حتّي اگر «انتقاد كننده» به اصول انتقاد آشنا نيست و تحمل انتقادش سخت است، شما چگونه مي توانيد در مقام كسي كه به عقيده و يا رفتارش انتقاد مي­شود از كوره در نرفته، درست عمل نماييد و سعي نكنيد فوراً جوابي براي قانع كردن وي بيابي و خداي ناكرده مسأله به دعوا و قهر ختم نشود. در ادامه به چند پيشنهاد كاربردي در جهت افزايش ظرفيت پذيرش انتقاد از سوي همسر­تان اشاره مي ­گردد: 1- شايد بارها اتفاق افتاده باشد كه وقتي به اصطلاح شما همسر­تان در حال گير دادن به شما هست، از اين نكته شاكي مي­شود كه چرا گوش نمي­كني و توجّهي به حرف من نداري؟!؛ بنابراين گرچه سخت است، امّا يادتان باشد كه قرار شد اگر طرف مقابل به اصول انتقادگري آشنا نيست، مجوّز آن نيست كه شما نيز در مقام انتقاد شونده بي ­هنر بمانيد؛ لذا به طرف مقابل خود نشان دهيد كه به حرف­هايش گوش مي­ دهيد. 2- از وي بخواهيد در مورد بخشي از حرف­هايش برايتان بيشتر توضيح دهد تا هم ريتم انتقادش فروكش نمايد و هم اين­كه موضوعات خيلي شفاف مطرح شوند؛ البتّه زياد به حرف وي نپريد كه احساس كند ماجرا را به شوخي گرفته ­ايد و نمي­ گذاريد او حرفش را تمام نمايد. 3- حتي اگر همسر­تان عصبي شده باشد، شما سعي نماييد با تمركز بر عمل دم و بازدم توجّه خود را از موضوع مورد انتقاد منحرف ساخته و با تنفس عميق آرامش يابيد. مطمئن باشيد آرامش شما او را هم آرام مي­كند. 4- به جاي موضع گرفتن در برابر انتقاد همسر­تان، سعي كنيد هدف اصلي اين انتقادها را پيدا كرده و راه ­حل موضوع را بيابيد. بپرسيد كه آيا پيشنهادي براي حل اين موضوع دارد يا نه؟ سعي كنيد نقاط مشتركي بين ديدگاه خود و انتقادهاي همسر­تان بيابيد و بر آن اساس با وي وارد بحث شويد. شما هم سعي كنيد نظرات خود را به روش ­هاي مختلف بيان كنيد تا طرف مقابل دريابد سعي داريد به يك وحدت نظر برسيد. 5- با هم كلامي و گفتگو با همسرتان به او كمك كنيد تا به راحتي احساسات منفي و نارضايتي ­اش نسبت به رفتار و يا گفتار شما را بيان كرده و از اين طريق بار هيجانات منفي ­اش را كاهش دهيد؛ بنابراين بهتر است به طور ماهرانه از كلمات استفاده نماييد؛ مثلاً به او بگوييد: «مي‌دانم ناراحتي، حق با توست؛ به نظر تو، چه كار كنم تا شرايط بهتر شود»؛ حتي گاهي از ارتباط غيركلامي براي كاهش سريع تنش همسرتان استفاده نماييد. مثلاً به چشمانش نگاه كنيد و يا دستانش را بگيريد و ... . *** نكته نهايي پرسشگر گرامي؛ اگر دقّت نموده باشيد هيچ يك از راهكارهاي ارسالي ما در جهت تحمّل اين وضعيّت به شما ارائه نشده، بلكه معتقديم راه چاره تحمّل نيست، بلكه پذيرش واقعيّت­هاي طرف مقابل و مسائل موجود در روابط­تان است تا به موقع فضاي روابط خود را در جهت مناسبي هدايت نماييد. در حقيقت ما انسان­ها اگر در برابر يك موضوع آن را بپذيريم يا تحمل كنيم، واكنش احساسي و رفتاري متفاوت از خود نشان خواهيم داد. به اين معني كه وقتي وضعي را پذيرا مي‌شويم، يك يا چند ويژگي طرف مقابل هرچند برخلاف ميل‌مان باشد را پذيرفته، با موضوع مسئولانه روبه‌رو شده و محترمانه و با انصاف با وي برخورد كرده، از عملكردش نمي‌رنجيم و در صدد انتقام برنمي‌آييم؛ زيرا آن شرايط را پذيرفته‌ايم، در حالي‌كه وقتي موضوعي را تحمل مي‌كنيم، از عملكرد طرف مقابل دلگير شده و احساس دلسردي، ضعف، درماندگي و فشار كرده و دچار تشويش و اضطراب مي‌شويم و انگار تصور مي‌كنيم در حق ما، ظلم مي‌شود. در اين شرايط است كه ممكن است حالت دفاعي به‌ خود گرفته و براي اين‌كه ثابت كنيم حق با ماست، آگاهانه يا ناآگاهانه خود را در مسير زندگي تلخي قرار ‌دهيم. اگر وي به رفت و آمدها و سبك معاشرت شما با ديگران معترض است بر اساس مطالبي كه در مكاتبات قبلي خود با پرسمان مطرح گرديده اين احتمال وجود دارد كه همه اين مسائل به دليل برونگرايي شما و شخصيّت درونگرايي همسرتان رخ داده باشد. در برخي موارد نيز مي ­توان گفت: «كمال ­گرايي» مي­ تواند راه­ انداز رفتار و گفتار فردي باشد كه هميشه در حال ايراد گرفتن از ديگران است؛ زيرا افراد كمال­ گرا الگوهايي از پيش تعيين شده و انعطاف ناپذير در ذهن خود دارند كه باعث مي ­شود گمان كنند براي انجام هركاري، فقط يك راه حل وجود دارد؛ لذاست كه اگر كسي راه ديگري در پيش بگيرد در نظر آنها يك جاي كار ايراد دارد و شروع به ايرادگيري مي­ كنند؛ اينجاست كه لازم است در مراجعه حضوري به مراكز مشاوه ياد بگيرند هركاري، فقط يك راه حل ندارد، بلكه بايد از نگاه ديگران هم به ماجراها نگاه كرد و با فاصله گرفتن از آرمانگرايي، به واقع­ گرايي برسد. همچنين بايد ياد بگيرند همان­طور كه خودشان بارها در زندگي اشتباه مي­ كنند، ممكن است ديگران هم اشتباه كنند و نبايد از آن­ها ايراد گرفت. نویسنده : رضا وظیفه مند

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#تعارض همسران