پرفكشنيسم (تمام خواهي)


سؤال :

يه مسئله هست كه ميخوام با كمك شما حل كنم ... من 22 سالم دارم وتا الان به هر چي خواستم رسيدم( ... ورود به دانشگاه تيپ يك، اعزام به حج از طريق دانشگاه، معافيت از خدمت سربازي، متأهل ، بلا فاصله بعداز فارغ التحصيلي مشغول به كار شدم، ظاهر زيبايي هم دارم ...) ولي با اين وجود اصلا از خودم واين وضع راضي نيستم....يا بهتره بگم از زندگي زياد لذت نمي برم ... پر توقع هستم...در حالي كه خودم كامل نيستم دوست دارم نامزدم بي عيب و كامل جلوم ظاهر بشه،وهمين امر باعث شده ايشون اذيت بشه....در حالي كه فوق العاده به من علاقه مند هستش ... فقط مي خوام بدونم چرا نمي تونم از زندگي لذت ببرم؟


جواب :

باسلام و آرزوي ايامي سرشار از ياد خدا در اين ايام پر بركت و پربار براي آن عزيز، پرسشگر گرامي اگر در مورد مشكل خود توضيحات بيشتري مي‌داديد و مثال هايي از زندگي خود كه اين مشكل نمود بيشتري در آنها داشت مي‌آورديد و قطعاتي از خاطرات دوران كودكي و تحصيل خود را براي ما تعريف مي كرديد و نيز مقداري در مورد پدر مادرتان و سبك زندگي آنها براي ما مي‌گفتيد؛ مي توانستيم بصورت دقيق تري در خدمت شما باشيم و اگر امكان مراجعه حضوري به يك كلينيك مشاوره و روان درماني را داريد توصيه ي ما به شما اينست كه حتما به آنجا مراجعه نماييد تا مشكل شما بصورت دقيق تري مورد بررسي قرار گيرد. بهر حال ما سعي خواهيم كرد كه با توجه به تجارب باليني خود، رهنمود هايي به شما ارائه نماييم. در روان شناسي بحثي به نام پرفكشنيسم وجود دارد، كه به معناي«تمام خواهي» است، پرفكشنيسم صفتي منشي است كه دارنده آن بدنبال تمام و كامل همه چيز در زندگي هستند؛ اين گونه افراد چون بدنبال كامل و تمام هرچيزند، هرگز از زندگي لذت نمي‌برند! نه از غذا، نه از مسائل جنسي با همسر خود، و نه از........؛ زيرا هيچگاه چيزي كه در عالم واقع بدان دست مي يابند، هرگز منطبق برآنچه كه از كامل آنچيز در ذهنشان است، نمي شود. لذا از ازندگي لذت نمي برند مثلا وقتي غذايي مي خورند چون در ذهنشان اين است كه مثلا اين قورمه سبزي همان قورمه سبزي كامل كه در ذهن من است نمي باشد، لذا من نمي توانم از آن لذت عالي و تام وتمامي ببرم. پرفكشنيستها هميشه روي لذت شماره صد يا صفر متمركز مي شوند و لذت هاي ما بين اينها را اصلا لذت نمي دانند، و چون اكثر لذت هاي زندگي بين صفر و صد هستند، لذا اينان از لذات زندگي بهره ي چنداني نمي برند. يكي از اساتيد تعريف مي كرد كه: روزي يك دانشجوي پرفكشنيست به من مراجعه كرد و با حالت تندي گفت: من به نمره خود م اعتراض دارم! چرا به من نمره ي75/ 19 داده ايد! به او گفتم چون فلان اشكال را داشتي، و آن دانشجو گفت يا به من بيست بدهيد يا صفر كه بتوانم دوباره امتحان بدهم! زيرا من اصلا نمره كمتر از بيست ندارم، و نمره كمتر از بيست براي من با صفر فرقي ندارد! همانطور كه گفته شد اين افراد از لذت جنسي هم بهراي نمي برند زيرا آنچه كه از لذت جنسي كامل و تمام در ذهن دارند هرگز با آنچه كه در خارج به وقوع مي پيوندد منطبق نمي شود. و به لذت هاي بين صفر و صد نيز اصلا بهايي نمي‌دهند و از آن لذت نمي برند. اين افراد در تعامل با سايرين نيز مشكل دارند مثلا يك شخص عادي كه پرفكشنيست نيست از يك پرفكشنيست در كوچه اي آدرس يك خانه اي را مي پرسد، فرد پرفكشنيست چون مي‌خواهد تمام كارها را تمام و كامل انجام دهد دست ان شخص را مي گيرد و تا دم دربي كه آن شخص ادرس آنرا پرسيده بود مي برد و آن شخص نيز كه يك فرد نرمال است، يك تشكر ساده از او مي كند و مي رود؛ در اين حال پرفكشنيست كه توقع دارد، ديگران نيز با او تمام و كامل رفتار نمايند، خيلي ناراحت مي شود و با خود مي گويد: مردم چقدر عوضي و نمك بحرام هستند با اينكه من راهنمايي اي به اين كاملي را براي او انجام دادم اما او اصلا حق مرا بجاي نياورد و از من قدرداني نكرد. و لذا روحيه ي خاصي در مقابل ديگران كه بسيار منفي است پيدا مي كنند. پرفكشنيستها بسيار توقعي هستند چه در رابطه با ديگرا و چه در رابطه با خانواده ي خود، مثلا يك هديه اي كه به نظر خودشان خيلي عالي است براي همسرشان مي‌خرند و در قبال آن انتظار دارند كه همسرشان براي تشكر به پاي آنها بيافتد و از خوشحالي در پوست خود نگنجد و در تشكر كردن سنگ تمام بگذارد. اما همسر وي كه يك پرفكشنيست نيست، نمي‌تواند توقع او را برآورده سازد، لذا كم كم از دست همسر خودشان نيز دلخور مي‌شوند زيرا با خود مي گويند كه او آدم قدر نشناس و نفهمي است، و همين موجب آغاز درگيريها ي گسترده بين زن و شوهر ها و خانواده ها مي شود. از ديگر ويزگي هاي افراد پرفكشنيست اينست كه از لذات و خوشبختي هاي كوچك زندگي محروم هستند چون هميشه چشم براه خوشبختي ها و موفقيت هاي بزرگ در زندگي هستند كه شايد هيچگاه از راه نرسد! چون آنچه در ذهن آنهاست با آنچه كه در بيرون تحقق مي يابد فاصله ي زيادي دارد. مثلا افراد عادي عصر جمعه به پارك مي روند و يك فلاكس چاي و مقداري تنقلات و نان پنير و يا اش با خود به همراه مي برند و تا شب هنگام كلي مي گويند و مي خندند و احساس خوشبختي و رضايت و لو كوچك مي كنند و اعتقاد دارند كه خوشبختي در زندگي همين چيزهاي كوچك است كه وقتي در كنار هم جمع مي شوند به احساس رضايت كلي از زندگي منجر مي شود. اما يك پرفكشنيست تفكر يا همه و يا هيچ و صد يا صفر را دارد، لذا اصلا به خوشبختي هاي كوچك توجه نمي كند و اصلا آنها را خوشبختي نمي داند، لذا هميشه از روال زندگي ناراضي است و ناراضي هم مي ماند زيرا هرگز آنچه از خوشبختي تام و تمام در ذهن اوست تحقق نمي يابد لذا فرد پرفكشنيست كم كم دچار ياس و افسردگي مي شود و فكر مي كند كه خداوند نعوذ بالله در حق او كم لطفي كرده زيرا انچه را كه مي خواسته به وي نداده است. اگر اين افراد سبك زندگي خود را عوض نمايند و عينك پرفكشنيسم را از چشم بردارند دنيا را بسيار زيبا خواهند ديد و طعم لذائذ و خوشبختي ها ي زندگي را خواهند چشيد. در نگرش اسلامي نيز ديد يا همه و يا هيچ و صد يا صفر، محكوم است و ما روايات بسياري داريم كه مي گويد حتي وقتي آب مي خوريد شكر كنيد و اين به معني اينست كه حتي در مقابل نعمت كوچكي كه به شما مي رسد آنرا خوشبختي و لو كوچك بدانيد و هيچوقت روحيه طلبكاري از خداوند نداشته باشيد. و اما براي درمان اين مشكل تكنيكها و راهكارهاي زير پيشنهاد مي شود، اما نظر به اينكه پرقكشنيسم يكي از مشكلاتي روحي و رواني اي است كه درمان آن به پيگيري وجديّت ويژه نياز دارد، لذا پيشنهاد مي شود در صورت مشاهده علائم آن در خودتان، درمان آن را در يك كلينك مشاوره و روان درماني پي گيري نماييد.

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#سایر موارد اختلالات