کنترل افکار گناه آلود


سؤال :

سوالي در مورد افكار گناه داشتم. از نظر من فكر و عمل يكي هستند و مدام شك مي كنم كه نكند كار بدي انجام مي دهم و خودم را گناهكار مي دانم؛ تكليف من چيست؟


جواب :

پرسشگر گرامي، خوشحاليم از اينكه به پاسخ ما اعتماد داريد. بايد از اعتماد به نفستون درطرح چنين مسأله اي قدرداني كنيم ؛ چرا كه خيلي افراد ديگه اي كه مثل شما از چنين افكاري رنج ميبرند ، پريشانى و ناراحتي شون رو به عنوان يه مسأله خصوصى، پنهان نگه مي دارند و گاهى هم چندين ساعت دور از چشم ديگران صرف افكارخودشون مي كنند. اما شما خوشبختانه با طرح مشكلتون، نيمى از راه درمان رو پيموده ‏ايد. قبل از هر چيزي گفتني است كه فكر گناه تا به مرحله عمل نرسيده، اگر چه ممكن است زمينه گناه را فراهم آورد و از اين نظر بايد به شدت از آن احتراز شود، ولي در عين حال خود آن گناه نيست؛ برخلاف نيت و فكر كار نيك كه اگر به وسيله مانعي به مرحله عمل هم نرسد، در نزد خدا به منزله همان عمل خوب شمرده مي شود. فرقي كه ميان كار خير و كار شر هست، از اين جهت است كه اگر انسان تصميم به كار خير بگيرد ولي بعد موفق به انجام آن نشود، برايش ثواب مي نويسند، ولي در كار بد، اگر شما در مرحله تصميم باشيد و خودِ كار صورت نگيرد، به پاي شما گناه نوشته نمي شود، و از اين جهت نوعي عفو و اغماض وجود دارد؛ از سوي ديگر انسان هرگز نمي تواند لحظه اي را بدون فكر و خيال بگذراند، اما اينكه چه انديشه و خيالي را به ذهن خود خطور دهد و آن را در ذهنش بپروراند و يا اينكه از ورود و گسترش چه افكاري به ذهنش جلوگيري كند مختار است. وجود زمينه و گرايش هاي فكري خاص، خواهش ها و تمايلاتي كه در اعماق وجود انسان نهفته است، نگراني و اضطراب بيش از حد و ... مي تواند سبب پريشاني فكر و خطور افكاري ناپسند به ذهن انسان گردد. بنابراين ريشه يابي افكار ناروا كاري است كه هركس مي تواند در باره خودش انجام دهد و با از بين بردن علل و ريشه ها از شر اينگونه افكار خلاصي يابد. اكنون كه شما براي ريشه يابي و خلاصي از اينگونه افكار اقدام نموده ايد، مي توان گفت كه نيمي از راه را پيموده ايد و انشاء الله با راهكارهايي كه در ادامه عرضه مي گردد نيم ديگر راه را نيز طي كرده و به آرامش خواهید رسید. قبل از بيان راهكارهاى عملى جهت كنترل افكار گناه آلود، توجهتان را به چند نكته كليدي جلب مى‏ كنيم : اولا : چنانچه تكرار اين افكار و شك زياد به حد افراط رسيده و هميشگي است و بدون اختيار و ناخود آگاه در ذهن شما رخ مي دهد ومدت مديدي نيز هست كه گرفتار آن هستيد بايد بگوئيم كه شما متأسفانه دچار نوعي وسواس فكري خاصي گشته ايد كه البته قابل درمان نيز هست ؛ ولي اگر اين افكار به اين حد نرسيده و گاه گاهي اتفاق مي افتد خوب است بدانيد شما الحمد لله هنوز گرفتار وسواس فكري نشده ايد هر چند بايد با مبارزه و تلاش به پيشگيري از آن بپردازيد . ثانيا : شرط اساسى كنترل و درمان اين گونه شك زياد ، همكارى صميمانه و نزديك شماست؛ نبايد پنداشت كه با بيان يكى دو نكته همه چيز درست مى ‏شود و همچنين نبايد گمان كرد كه با اولين قدم و بدون پى‏گيرى مستمر، مى ‏توان يك شبه، همه‏ افكار را از ذهن خود دور كرد. ثالثا : به شما توصيه مي‌كنيم اگر اين افكار وسواسي شما را به شدت آزار مي‌دهد و اضطراب شديدي بر شما وارد مي‌كند، حتما به يك روان‌شناس باليني متعهد مراجعه كنيد. در غير اين صورت با اجراى راهكارهاى ارائه شده و گزارش آن به ما، موضوع و حل مشكل را پى‏گيرى نمائيد. و اما با توجه به اين نكات و با توجه به لحن سوالتان كه البته كمي ابهام آميز هست به نظر مي رسد ما بايد اول نكاتي را در مورد وسواس فكري خدمتتان ارائه نمائيم و سپس راهكارهاي عملي جهت مبارزه با اين نوع فكر را برايتان بیان کنیم. اميد است كه پاسخ ما راهنماي كامل و مفيدي براي شما واقع گردد . وسواس : وسواس عبارت است از يك فكر تكراري يا تصوير ذهني سمج كه به صورت ناخواسته و ناخوانده و تكرارشونده روي مي دهد. وسواس ها به هيچ وجه به صورت ارادي روي نمي دهند، بلكه فكرها و تصويرهايي هستند كه فارغ از خواست شخص، ضمير خودآگاه او را دست خوش تاخت و تاز مي سازند. موضوع فكر وسواسي ممكن است ناراحت كننده، متناقض، كفرآميز، شرم آور، شهوت انگيز، قبيح، غيراجتماعي و يا همه اينها با هم باشد. فرد نه طالب آنهاست و نه آنها را خوش دارد، بلكه بر عكس كوشش خود را بكار مي برد تا به هرترتيبي خود را از چنگ آنها رها كند. وسواس يك تجربه غيرفعال است يعني به زور بر ذهن فرد تحميل مي شود. روان شناسان وسواس را نوعى بيمارى از سرى نِوروزهاى شديد مى ‏دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بيمار سلب مي كند و او را در سازگارى با محيط دچار اشكال مى ‏سازد و اين عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است. روانكاوان نيز وسواس را نوعى غريزه وا خورده و ناخودآگاه معرفى مى ‏كنند و آن را حالتى مى ‏دانند كه در آن، فكر، ميل، يا عقيده‏ اى خاص، كه اغلب وهم‏ آميز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى ‏گيرد، آنچنان كه اختيار و اراده را از او سلب مي كند و بيمار را وا مى ‏دارد كه حتى رفتارى را برخلاف ميل و خواسته ‏اش انجام دهد و بيمار هرچند به بيهودگى كار يا افكار خود آگاه است اما نمى ‏تواند از قيد آن رهايى يابد. بنابراين وسواس فكري مي تواند مشكلات متعدد و مسايل آزار دهنده بسياري را براي شخص مبتلا و اطرافيانش به همراه داشته باشد. در اين حالت شخص مبتلا ممكن است تصاويري ذهني به شكل صحنه هاي وحشتناك و ناراحت كننده بسياري داشته باشد كه هر چه بيمار سعي در مقاومت در مقابل آنها دارد، نمي تواند از آنها خلاص شود. اين وسوسه فكري از موضوعات بسيار كلي مانند سوال ذهني درباره اينكه : چه كسي خدا را آفريده ؟ هدف از زندگي چيست ؟ گرفته تا افكار گناه آلوده جنسي و ترسهاي مرضي و... متفاوت است و تقريبا همه اين افكار، بيمار را در وضعيت وحشتناكي قرار مي دهند. راهكارهاي عملي جهت مقابله با چنين افكار مزاحم شما مى ‏توانيد از دستورالعملهاى زير بهره‏ گيريد و اميدواريم به تدريج از شر آن رهايى يابيد: 1. اولين قدم براي شناخت وسواس و درمان آن، داشتن آرامش است. اساسا عامل اصلي وسواس اضطراب است. بنابراين سعي كنيد در همه حالات زندگي خصوصا در مواقع ظهور اين افکار آرامش خود را حفظ نمائيد 2. براي مقابله با وسواس فكري، بايد نسبت به آن بي اعتنا بود. اگر بتوانيد به افكاري كه به ذهنتان خطور مي‌كند بي ا‌عتنا باشيد و به آنها اهميت ندهيد، به تدريج از شر آنها رهايي خواهيد يافت. 3. منحرف ساختن فكر به سوي محاسبات ذهني يكي از مفيد ترين راه حلها است. لذا از آنجا كه معمولاً اين افكار در زمانهاي خاصي به سراغ شما مى‏ آيد، سعى كنيد با يك برنامه‏ريزى دقيق و حساب شده ذهن خود را به موضوعات مهم و جذاب ديگر مشغول سازيد و هيچ گاه بيكار نباشيد . 4. فرمان ايست؛ در منابع علمي جديد، براي متوقف كردن افكار وسواسي، علاوه بر درمانهاي دارويي و قبل از آن درمانها، از روشهاي خاصي استفاده مي شود كه مهمترين آنها روش توقيف فكر نام دارد؛ بدين ترتيب كه از بيمار خواسته مي شود كه به طور عمد افكار وسواسي خود را آزاد بگذارد و در اين بين ناگهان درمانگر با صداي بلند و بيزار كننده، فرياد مي زند : ايست !؟! به نظر مي رسد اين عمل جريان فكر وسواسي را متوقف مي كند .بنابراين هرگاه اين افكار به سراغتان آمد و متوجه شديد، وسط افكار به خود بگوييد: «بس است ديگر» و بدين وسيله رشته افكار مزاحم را قطع كرده و به سراغ مطلبى ديگر خواهيد رفت. 5. به مچ دستتان كش نازكى ببنديد و هر گاه این افكار به ذهنتان آمد و شما را رنج داد كش را بكشيد و رها كنيد. با احساس دردى شديد كه به شما دست مى ‏دهد، از آن افكار خارج خواهيد شد. 6. تغيير فكر و تصوير؛ با كمي تمرين انسان فرا مي گيرد كه چگونه تصويرهاي ذهني خود را دستكاري كند . اين مهارت را مي توان با تمرين تقويت كرد. لذا اگر تصوير هاي ذهني، شما را آزار مي دهد، تصويرها را به طرق مختلف تغيير شكل دهيد. به هر نحوي كه مي شود بر آن تصوير تسلط پيدا كنيد و آن را در مهار خود در آوريد. مثلا گاهي كه اين افكار به ذهن شما فشار آورد با پوزخندي در صدد تحقير آن فكر برآييد. فراموش نكنيد كه اين خود ما هستيم كه ميزان بزرگي يا كوچكي مشكل را تعيين مي كنيم. پس مي توانيم از كوه كاه بسازيم يا از كاه كوه . 7. ذكر اين نكته نيز لازم است كه غالبا افكار مشوش و آلوده از بازى‏هاى شيطان و وسوسه‏هاى نفس است كه هدف از آن سرگرم كردن انسان و باز داشتن او از توجه به عبادت خدا و انجام اعمال نيك است، و انسان بايد در برابر اين نوع افكار و هجوم آن بى اعتنا باشد و با پركردن فضاى قلب و سينه از ياد خداوند و ذكر او و تفكر در شگفتى‏هاى خلقت او، جايى خالى براى شيطنت شيطان در قلب خود باقى نگذارد. 8. كنترل حواس؛ گرچه ذهن انسان اين توانايي را دارد كه حتي بدون استفاده از حواس ظاهري افكاري را توليد كند ولي عمده آن چيزهايي كه انسان در مورد آن فكر مي كند اعم از چيزهاي خوب يا بد، داده هاي حواس ظاهري او است. لذا بايد مجاري ورودي ذهن را كه همان حواس ظاهري است كنترل كرد. يعني چشم، گوش، زبان و لامسه و... . قرآن در اين زمينه مي فرمايد: «ولا تقف ما ليس لك به علم ان السمع والبصر والفؤاد كل اولئك كان عنه مسؤولا؛ و هرگز آنچه را علم و اطمينان به آن نداري دنبال مكن كه (در پيشگاه حكم خدا) چشم و گوش و دل، همه مسؤولند (سوره مبارکه اسراء، آیه شریفه 36). بنابراين يكي از مهمترين راه هاي كنترل فكر، كنترل حواس ظاهري است. 9. بد نيست تأكيد شود كه اين گونه افكار يك بيماري تلقي مي شود و هرگز مورد مؤاخذه قرار نمي گيريد. به عبارت ديگر اگر اين افكاري كه بي‌اختيار به ذهنتان خطور مي‌كند شايد به ظاهر گناه آلود باشد، اما لازم نيست نگران باشيد و احساس گناه بكنيد. از اين نظر مطمئن باشيد. دليل آن هم غيراختياري بودن آن است و همين پرسش شما حكايت از آن مي كند كه در صدد حل آن بوده و ناخواسته به ذهنتان مي آيد. به قول يكي از بزرگان که فرموده بود : شايد انسان بتواند روزي سپري براي جو زمين اختراع كند تا هيچ شهابي به آن نخورد ولي هر گز نمي تواند كاري كند كه حتي فكر بد هم به ذهنش خطور نكند، مگر معصومين وكساني كه به مقام مخلصين رسيده باشند ( كه قطعا هيچ كدام از ما جزء اين دو گروه نيستيم). بنابراين شخصي كه وسواس فكري دارد و نمی تواند از چنگال آن رهایی یابد، نبايد سعي كند كه افكار وسوسه گونه را با فشار آوردن به ذهنش فراموش كند. چرا كه خود اين كار به مرور زمان باعث تضعيف اعصاب وتقويت اين افكار مي شود، بلكه سعي كند آنها را همچون آب رودخانه اي ببيند كه مي آيد و مي رود. در حديثى از امام صادق(ع) مى ‏خوانيم : ما من مؤمن الا و لقلبه اذنان فى جوفه : اذن ينفث فيها الوسواس الخناس ! و اذن ينفث فيها الملك ! فيؤيد الله المؤمن بالملك ، فذلك قوله و ايدهم بروح منه. هر مؤمنى قلبش دو گوش دارد ، گوشى كه در آن وسواس خناس (شيطان) مي دمد ، و گوشى كه فرشته در آن مى‏ دمد ، خداوند مؤمن را به وسيله فرشته تقويت مى ‏كند ، و اين همان است كه مى ‏فرمايد : و ايدهم بروح منه . در پايان ذكر اين نكته لازم و ضروري به نظر مي رسد كه رهايي از افكار مزاحم نياز به اراده و خواست شما دارد، پس با تمام توان و با توكل بر خداوند منان و به كار بستن راهكارهاي ارائه شده اقدام كنيد. موفق و پيروز باشيد. چشم به راه مكاتبات بعدي شما هستيم . نویسنده : حسین رضاییان

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#وسواس