وسواس فكري با محتواي توهين به اعتقادات مذهبي


سؤال :

من افكار مزاحم و آزار دهنده اي دارم كه تمام مقدساتم رو زير سوال برده و گاهي به اونا توهين مي كنه. اين افكار حتي يك دقيقه منو راحت نمي ذارن و باعث آزار من مي شوند. من به خاطر هجوم اين افكار زشت و آزار دهنده به ذهنم دچار كاهل نمازي و از طرف ديگه از بين رفتن حب اهل بيت در درونم شدم. اين مسئله تا جايي رسيده كه همين هفته دو شب پشت سر هم خواب مي ديدم دارم به اهل بیت بي احترامي مي كنم؛ روم سياهه از اين گفته ها و به خدا شرمم مي ياد دارم اين حرفا رو مي زنم ولي خدا ميدونه من تمام سعيمو مي كنم ولي نمي تونم اونا رو از خودم دور كنم. تو اين مدت هر كاري كردم بتونم از اطرافيانم كمك بگيرم اما خجالت مي كشم با اونا در اين مورد حرفي بزنم و يا حتي با مشاور صحبت كنم . خواهش مي كنم كمكم كنيد و منو راهنمايي كنيد.


جواب :

با سلام و سپاس از اينكه مركز ما را براي پاسخ و راهنمايي برگزيده ايد. پرسشگر گرامي؛ لازم است مشكلي كه شما مطرح فرموده ايد را از چهار جنبه مورد بررسي قرار دهيم : 1. جنبه مذهبي و شرعي و اينكه آيا بخاطر اين افكار، گناهي به شما تعلق مي گيرد يا نه؛ زيرا امكان دارد نگراني شما بخاطر تعلق احتمالي گناه براي داشتن اينگونه افكار باشد. 2. جنبه روانشناختي اين مشكل كه مراد از آن تحليل روانشناختي مشكل فوق است. 3. جنبه آسيب شناسي رواني مشكل فوق؛ بدين معني كه مشكل شما در كدام دسته از اختلالات رواني قرار مي گيرد و براي درمان آن بايد چه اقداماتي انجام داد. 4. جنبه مداخلات درماني براي حل مشكل فوق. *** 1. در مورد جنبه ديني مشكل، بايد عرض نمايم كه اولاً گناه و ثواب بر اعمال اختياري ما تعلق مي گيرد، نه آنچه كه خارج از اختيار ما است، و افكاري از اين دست كه ما در روانشناسي، نام «افكار وسواسي اجباري» بر آن مي نهيم، خارج از اراده و اختيار ما به ذهن وارد مي شوند و لذا گناه و يا هيچ اثر شرعي ديگر در قبال آنها به ما تعلق نمي گيرد، و بخاطر همين است كه وقتي شخصي به حضور پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و اله و سلّم مي آيد و مي گويد كه هنگام نماز توهين هاي بسيار زشتي نسبت به خدا در ذهن من مي آيد، كه بسيار ناراحتم مي كند، چكار كنم، پيامبر مي فرمايد : حساسيتي نسبت به آمد و رفت اين افكار نشان نده و خودت را بخاطر آنها سرزنش نكن، زيرا اين افكار را شيطان در دل تو خطور مي دهد تا ذهن تو را به آن ها مشغول سازد تا از ياد خدا باز بماني و لذا اينگونه افكار در حقيقت متعلق به شيطان است نه متعلق به تو، پس باكي از آن نداشته باش. *** 2. اما در تحليل روانشناختي مشكل شما بايد عرض نمايم كه، «كارل گوستاو يونگ» از روانشناسان برجسته و خدا باور است؛ ايشان در تحقيقات گسترده فرا فرهنگي كه در طي ساليان طولاني انجام داده به اين نتيجه رسيده است كه در سرشت انسان باكس هايي تعبيه شده است كه او نام آنها را كهن الگو و يا صور نخستين (Archetype) مي نامد. هر يك از اين صورتها نقش خاصي را در تكامل و يا انحطاط انسان بازي مي كنند؛ ايشان معتقد است كه كهن الگويي به نام سلف (self) درسرشت انسان وجود دارد كه نماينده خدا در وجود انسان است و او را بسوي خوبي ها فرا مي خواند و كهن الگويي به نام شادو (shado) وجود دارد كه نماينده شيطان در وجود انسان است و در بزنگاه هاي خاصي كه اوضاع بر وفق مراد او باشد انسان را بسوي امور ناخوشايند فرامي خواند. حال وقتي ما سخن گرانسنگ پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله و سلّم را با اين ديد نگاه كنيم در مي يابيم كه افكار منفي پيش گفته، مربوط به تلقينات شادو است و لذا منسوب به ما نيست و گناهي از اين جهت بر ما بار نمي شود. يونگ معتقد است كه اينگونه كارهاي شادو هميشه در سيستم رواني انسان وجود خواهد داشت و روش مقابله با اينگونه افكار اينست كه انسان به خاستگاه اين افكار كه دامان شادو است توجه داشته باشد و فقط همين توجه باعث مي شود كه اين گونه افكار از تاريكي ترسناك خارج شوند و انسان وقتي بداند كه اين افكار از كجا نشأت مي گيرد ديگر نگراني وي در قبال آنها بسيار كاهش مي يابد. *** 3. و اما در مورد آسيب شناسي مشكل فوق بايد عرض نمايم كه مشكل شما وسواس فكري است؛ توضيح اينكه وسواس از جمله اختلال هاي اضطرابي است يعني ريشه آن به اضطراب باز مي گردد و معادل انگليسي آن «obsession» است، ولي برخي معتقدند كه وسواس معادل خوبي براي اين واژه نيست زيرا نقطة مركزي در آنچه كه به نام وسواس مشهور است «گيردادن» است و بهتر است كه معادل واژة فوق را «گير دادن» بدانيم زيرا گير دادنِِ بيمارگونه و غير عادي، ويژگي مشترك تمام انواع و اقسام وسواس است. وسواس از نظر محتوا، در يك تقسيم بندي كلي به سه قسم تقسيم مي شود : - وسواس فكري كه محتوايش فكري است؛ در اين قسم شخص به گير دادن هاي فكر خود كه بصورت اجباري دائماً تكرار مي شوند و شخص را راحت نمي گذارند مبتلا مي شود. يعني يك فكر خاصي بدون اراده او و بصورت آزار دهنده اي در ذهن او تكرار مي شود و شخص را بيچاره مي سازد كه اگر فرد اقدام به درمان آن نكند اين اختلال پيشرفت كرده و حتي امكان دارد شخص را به حد جنون برساند. اين قسم خود به چندين دسته تقسيم مي شود مثل وسواس تكرار اعداد در ذهن و وسواس تكرار يك جمله در ذهن و... . - وسواس عملي كه محتوايش عمل است؛ در اين قسم شخص به طور ناخواسته مبادرت به تكرار يك عمل مي كند؛ مثلاً درب خانه را قفل مي‌كند و بعد از اينكه چند قدم از خانه دور شد دوباره باز مي‌گردد و قفل درب را باز بيني مي‌كند و دوباره بعد از چند ثانيه باز مي گردد و همين كار را تكرار مي كند؛ كه اين قسم نيز به دسته هاي مختلفي همانند وسواس دقت، وسواس شستشو و ... تقسيم مي شود. - وسواسي كه محتوايش فكري عملي است؛گاهي دو قسم ذكر شده، با هم تركيب شده و قسم سومي به نام وسواس فكري و عملي كه در اصطلاح روانشناسي OCD به آن می گویند ،Obsession Compulsion Disorder ، که به معني اختلال وسواس فكري و عملي مي باشد، درست مي كنند. در اين قسم شخصي كه دچار وسواس فكري است، براي رهايي از فشارهاي افكاري كه بصورت آزار دهنده اي در ذهن او تكرار مي‌شوند و دست از سر او بر نمي دارند، به تكرار يك عمل روي مي آورد تا آن فكر مزاحم دمي او را راحت بگذارد. مثلاً فكري در ذهن شخص كه به او مي گويد دستت نجس است، دائماً و به صورت آزار دهنده اي تكرار مي شود و شخص براي رهايي دست خود را مي شويد و چون دوباره آن فكر بطور ناخواسته اي تكرار مي شود شخص دوباره براي رهايي، شستن دست خود را تكرار مي كند و دائماً اين عمل تكرار مي شود. *** 4. در مورد درمان بايد عرض نمايم كه معمولاً وسواس يك مبناي زيست شناختي(biological) دارد؛ در اين صورت شخص مبتلا به وسواس و بويژه در نوع شديد آن، بايد ابتدا به يك متخصص اعصاب و روان (روان پزشك) مراجعه نمايد تا با شروع درمان بوسيله دارو تا حدي بتواند بر خود مسلط شود و بعد از آن مداخلات روان درماني و رفتار درماني براي بهبود وضعيت شخص مبتلا به وسواس شروع مي شود. تكنيك هاي »كنترل و توقف فكر» و «غرقه سازي»، بهترين و متداول ترين روش براي درمان انواع وسواس مي باشد، ولي همانطور كه گفته شد در وسواس هاي شديد ابتدا بايد درمان دارويي صورت پذيرد. براي مقابله با وسواس فكري تكنيك هايي مانند «بازداري انديشه»، «جابجايي انديشه» و «آموزش مواجهه صحيح با افكار مزاحم»، و «مقابله با تصاوير ذهني مزاحم» وجود دارد كه در صورت نياز به استفاده ازآنها بايد با مشاورين مراكز مشاوره تماس گرفت. زيرا حضور مشاور در اجراي اين تكنيك ها و دست كم آموزش آنها ضروري مي باشد. *** من در زير به برخي از تكنيك های درمانی اشاره مي كنم، اما اگر آنها را زير نظر يك مشاور رواندرمانگر پي گيري نماييد به مراتب بهتر و سريعتر به نتيجه خواهيد رسيد : 1. تكنيك اول استفاده ازتنش زدايي (ريلكسيشن) است؛ با توجه به اينكه ريشه نشخوار فكري، اضطراب است و تنش زدايي ضد اضطراب است، آموزش و بكارگيري اين تكنيك مي تواند در كاهش اضطراب و در نتيجه كاهش نشخوار فكري شما تأثير زيادي داشته باشد. پژوهشگران در پژوهش هاي خود پيرامون اين تكنيك كاربردي كه در سايت هاي معتبر قابل رویت است، اثبات كرده اند كه بكار گيري اين تكنيك در بسياري از موقعيت هاي اضطراب زاي زندگي تأثير بسزايي در كاهش اضطراب دارد. اين محققان به حدود سي و پنج مشكلي كه با بكار گيري اين تكنيك برطرف مي شود اشاره كرده اند. شما مي توانيد با مراجعه به يكي از مراكز مشاوره و روان درماني نسبت به آموزش يكي از روش هاي آن اقدام نماييد. من در زير برخي از مشكلاتي كه با اين تكنيك مي توان برآنها غلبه كرد را بر مي شمارم : - سردرد ناشي از انقباض عضلات جمجمه، سردرد هاي مزمن تنشي به دليل تنش بيش از حد در عضلات اسكلتي سر و گردن آغاز مي شوند و آموزش تنش زدايي تدريجي در تقليل سردرد تنشي اثر غير قابل انكاري دارد. - ميگرن كه به عنوان ضربان يك جانبة سر درد (فقط در يك قسمت از سر) كه از درون و يا اطراف چشم ها آغاز مي شود تعريف شده و اغلب بوسيلة يك بو، دل بهم خوردگي، تهوع و ... برانگيخته مي‌شود و گاهي توأم با روان بي اشتهايي، حالت تهوع، استفراغ، كج خلقي، حساسيت و اختلال بينايي است. البته بيماراني كه تمرين منظم خانگي داشته اند رضايت خيلي بيشتري از كاهش سردردها داشته اند. - تقليل اضطراب و درمان انواع هراس ها مانند هراس از گربه و ...؛ حساسيت زدايي نظام دار يكي از اصلي ترين شيوه هاي درمانگري در انواع هراس است و تنش زدايي يكي از مولفه هاي اصلي اين روش به حساب مي آيد. - با كاهش اضطراب به دنبال تنش زدايي، بخاطر كم شدن دفاع هاي ايمني بدن كه در حالت اضطراب به راه مي افتند، تحمل ما در تحمل تنيدگی ها افزايش مي يابد. - تقليل رگه هاي اضطرابي و تظاهرات اضطرابي زنان باردار - درمان اضطراب امتحان - تقليل اضطراب كودكاني كه در مدرسه دچار اضطراب مفرط شده اند. - تقليل عوامل اضطرابي شخصيت مانند، تنش عصبي، ضعف من، اضطراب پارانويا گونه، نداشتن تصوير روشن از خود و ... - درمان فشار خون، آرامش با افزايش سرم k+در خون رابطه مثبت و معني دار دارد و k+ نيز با سلامت رواني رابطة مثبتي دارد و تنش زدايي با كاستن از ضربان قلب، باعث افزايش اين سرم در خون مي شود. - درمان بي خوابي و اختلال هاي مربوط به خواب؛ تنش زدايي بدني به اين افراد كمك مي كند كه بسرعت بخواب روند. - روش مقابله اي در بيماران مبتلا به سرطان و نيز تقليل برانگيختگي اين بيماران هنگام شيمي درماني - درمان و پيشگيري از عود و رشد بيماري هاي روان- تني - بهبود بيماريهاي تني روان‌زاد - كاهش ناراحتي هاو تنيدگي‌هاي ناشي از بيماريهاي قلب و عروق - تقويت حافظه ( بهبود فرآيند ضبط، باز شناسي، و اندوزش اطلاعات) - تغيير و تقليل رگه هاي اضطرابي شخصيت - كنترل و غلبه بر لكنت زبان - تقليل حملات صرع - بهبود كودكان مبتلا به فزون كنشي - درمان بيماران مبتلا به آسم - تقليل دردهاي مربوط به قاعدگي - كاهش اسپاسم هاي عضلاني در بيماران مبتلا به فلج مغزي - بهبود تمرين هاي ورزشي و دستيابي به استعدادهاي كامل خود در ورزش - بهبود عملكردهاي اجرايي و فعاليت هاي شغلي - افزايش اعتماد به نفس در برخوردهاي اجتماعي 2. دومين راهكار پيشنهادي ما در خصوص مشكل تان استفاده از «تكنيك انحراف فكر» است؛ اين تكنيك به اين صورت انجام مي پذيرد كه يك كش دور مچ خود بيندازيد و وقتي چنين فكري به ذهنتان آمد اين كش را گرفته و رها كنيد و سپس يك عدد پيچيده مثل 958354 را در ذهن خود مجسم كنيد و هفت تا هفت تا از آن كم كنيد تا به كوچكترين عدد غير قابل تقسيم برسيد. اين تكنيك بخاطر اينست كه مكانيزم ذهن طوري است كه در يك آن نمي تواند به دو نقطه توجه كند و وقتي شما توجه جدي خود را به عدد فوق جلب مي كنيد توجه ذهن از آن موضوع قبلي برگردانده مي شود و تدريجاً مي آموزد كه مديريت افكار را خود بعهده بگيرد و به افكار مزاحم اجازه حضور ندهد. 3. پيشنهاد ديگر ما استفاده از «تكنيك تأخير فكر» است؛ يعني شما براي آمدن اينگونه فكرها به ذهنتان وقتي تعيين كنيد و وقتي اين افكار خواستند به ذهنتان وارد شوند به آنها بگوييد كه بروند و در فلان ساعتي كه به آنها اختصاص داده ايد بيايند و تدريجاً با گذشت ايام، اين ساعات را محدود تر كنيد. فلسفه اين تكنيك بر اينست كه شما سازنده افكارتان هستيد و بنابراين ارباب و صاحب اختيار آنها محسوب مي شويد و در واقع آنها نوكر شما هستند و شما صاحب اختيار آنها مي باشيد؛ ولي در وسواس فكري آنها تبديل به ارباب مي شوند و جاي شما را مي گيرند و شما به نوكري آنها در مي آييد و آنها به راحتي به شما امر و نهي مي كنند كه اين امري بسیار منفي و مشمئز كننده و به دور از عزت و غيرت انساني است! و لذا ما با اين تكنيك مي خواهيم شما را به جايگاه اصلي خويش برگردانيم و دوباره شما را اختيار دار و رئيس افكارتان كنيم تا آنها طبق اراده و ميل شما و با اجازه شما بيايند و بروند، نه اينكه هر وقت دلشان خواست بيايند و هر وقت دلشان خواست بروند. هدف اصلي ما آموزش مديريت افكار تان به شما است. تا با قاطعيت تمام به مديريت آنها بپردازيد و به آنها بگوييد كه ذهن من طويله نيست كه سرتان را بيندازيد پايين و بدون اجازه بياييد و برويد، بلکه ذهن من ستاد فرماندهي است كه همه چيز آن روي نظم و نظام است و حتي پشه هم براي پريدن در آن بايد از من مجوز بگيرد! 4. سومين پيشنهاد ما در اين خصوص استفاده از تكنيك «توقف فكر» است؛ يعني وقتي شما قدرت كافي در كنترل و مديريت افكار خود پيدا كرديد مي توانيد به راحتي دستور توقف به آنها بدهيد و با ضرب مهر ورود ممنوع بر روي آنها، براي هميشه آنها را از ورود به ذهنتان محروم سازيد. 5. تكنيك ديگر «تکنیک تبديل فكر» است؛ يعني وقتي اين افكار به ذهنتان مي آيد به يك قدم قبل از آمدن اين فكر به ذهنتان فكر كنيد به اين معني كه به اين فكر كنيد كه به چه چيزي فكر مي كرديد كه اين فكر به ذهنتان آمد و وقتي آن را پيدا كرديد دو باره به اين فكر كنيد كه چه چيزي اين فكر را به ذهنتان آورد و همين طور سلسله وار عمل نماييد و در مورد فكري قبل از فكر ديگر فكر كنيد، تا به سرچشمه نهايي برسيد؛ به زودي خواهيد ديد كه استفاده از اين روش، قدرت مديريتي زيادي به شما براي كنترل افكارتان مي دهد. 6. از جمله كارهايي كه شما مي توانيد براي رهايي از وسواس‌تان به آن متوسل شويد مشغول كردن خودتان به كارهاي اجتماعي و ورزش و تفريحات جمعي است؛ تا آنجا كه مي‌توانيد از تنهايي بپرهيزيد و خود را به كارهاي مختلف مشغول كنيد تا افكار وسواسي فرصت پيدا نكنند كه به ذهن شما وارد شوند. 7. از آنجا كه معمولاً افكار مزاحم در تنهايي به ذهن افراد وارد مي شود، حتي المقدور از ماندن در مكان هاي خلوت به مدت زياد اجتناب كنيد و حتي سعي كنيد مطالعات خود را در كتابخانه های عمومي انجام دهيد. 8. با كارهاي مختلف به تقويت ارادة خود بپردازيد تا بتوانيد به برخي از كارهايي كه بصورت اجباري انجام مي دهيد يك نه بزرگ بگوييد. 9. هميشه اين ذكر را با توجه به معني آن بر زبان و قلب خود جاري كنيد : «بِسم الله و بِالله، تَوكَلتُ علي الله، اعوذُ بِالله السميعُ العليم مِن الشيطانِ الرجيم». 10. «توجه برگرداني فعال»؛ به صورت ارادي به چيزي توجه كنيد كه مثبت است. پژوهش ها نشان داده اند، افرادي كه از اين شيوه استفاده مي‌كنند، طول مدت افسردگي آنها خيلي كمتر از كساني است كه از شيوه‌ مقابله‌ با نشخوار فكري استفاده مي‌كنند. 11. با در پيش گرفتن فعاليت ذهني ديگري موقتاً از آن حالت كناره گيري كنيد. شما مي‌توانيد به بازي هاي فكري بپردازيد. تلويزيون ببينيد. يك فايل صوتي بشنويد كه مستلزم به كارگيري فكر شماست. تلفن را برداريد و به دوستان و فاميل زنگ بزنيد. خلاصه فقط ذهنتان را بي دليل و يا با هر چيز كوچكي مشغول به هرچيزي كنيد غير از آن فكر منفي. 12. قلم و كاغذ به دست گيريد و همگي افكار منفي خود را بنويسيد؛ نوشتن بار سنگين افكار را سبك كرده و گاه با خواندن نوشته ها ممكن است شما را به خنده يا شگفتي از افكار غيرمنطقي خود وادارد. در عين حال وقتي فكرتان را نوشتيد راحت تر مي‌توانيد آن را بررسي كنيد و خطاهايش را شناسايي نماييد. 13. دست زدن به يك فعاليت؛ افراد در حالت افسردگي حوصله‌ هيچ كاري ندارند و دچار نوعي كندي و ركود هستند. با دست زدن به يك فعاليت كه شما را در حالت برانگيختگي قرار دهد مي‌توانيد از حالت نشخوار فكري فاصله بگيريد. ورزش، فعاليت هاي اجتماعي، پرهيز از تنهايي، پرهيز جدي از بيكاري، سرزدن به خويشان و دوستان، تعمير و به اصطلاح ور رفتن با وسايلي كه علاقه به تعمير آنها داريد، ساختن وسايل الكترونيكي ساده، همه و همه از فعاليتهايي هستند كه مي توانند از انحراف فكر شما به سوي افكار نشخواري جلوگيري نمايند. 15. هرگاه احساس تنهايي كرديد، با ديگران ارتباط برقرار كنيد. 16. ارتباط خود را با افراد با نشاط و شاد و اجتماعي بيشتر كنيد و از گوشه گيري و تنهایی بپرهيزيد. 17. اوقات فراغت خود را به ورزش مخصوصاً ورزش هاي دسته جمعي ، مطالعه، كارهاي هنري و ... اختصاص دهید. 18. براي اوقات شبانه روز خود جدولي تهيه كنيد و كارها و فعاليت هاي شبانه روزي خود را در آن يادداشت نموده و سعي نماييد كه زمان خالي نداشته باشيد. البته برنامه هاي تدوين شده بايد متناسب با توانايي هاي جسمي و رواني شما باشد. اين جمله ي طلايي را بياد داشته باشيد كه: «وسواس از فكر زائد ناشي مي شود و فكر زائد مال وقت زائد است» لذا با مشغول كردن خود به فعاليتهاي مختلف وقت زائد براي خود باقي نگذاريد. 19. تقويت اعتماد به نفس و توجه شديد به ارزش ها؛ هر قدر اعتماد به نفس بيشتر شود، اضطراب هاي ناشي از وسواس هاي فكري كاهش مي يابد. 20. غير منطقي بودن اين افكار را به خود يادآوري كنيد و سعي كنيد ذهن خود را به امر ديگري متمركز كنيد؛ البته استفاده از جملات مثبت جايگزين هم موثر است. 21. اگر در محيط هاي خاصي دچار اين افكار مي شويد، سعي كنيد از اين محيط ها دوري كنيد. 22. به افكار مزاحم توجه نكنيد و نسبت به آنها بي اعتنا باشيد. 23. عجولانه تصميم نگيريد، زيرا ممكن شكست بخوريد و شكست هم زمينه وسواس را بيشتر مي كند. 24. هنگام تصميم گيري ها ترديد نكنيد. 25. و بايد بدانيد درمان وسواس فكري نياز به حوصله و صبر و پشتكار شما دارد و در مواقعي هم نياز به يك مشاور و روان شناس مي باشد كه بهبودي شما را تسريع كند. *** نکته پایانی : اگر اين حالت در شما بسيار قوي است و واقعاً با تكنيك هاي ياد شده از پس آن بر نمي آييد؛ ابتدا به يك متخصص اعصاب و روان (روانپزشك) مراجعه نماييد تا وي با تجويز چند قرص ساده به كنترل اضطراب شما بپردازد و بعد از يكي دو هفته كه از مصرف قرص ها گذشت و شما اندكي برخود مسلط شديد راهكارهاي گفته شده را پي گيري نماييد تا درمان كامل گردد. نویسنده : غلامرضا مهرانفر

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#وسواس