احساس بیهودگی می کنم


سؤال :

سلام؛ چند سالي است فكرم خوب كار نمي كنه. حرفي براي گفتن ندارم. حس مي كنم اسير افكار ناخواسته اي هستم كه مرا محاصره كرده اند و توان زندگي را از من گرفته اند. نمي دانم چگونه از اثر تحقيرهاي مادرم كه سال ها پيش اتفاق افتاده خلاص شوم. احساس بيهودگي مي كنم. تفكر لازم براي زندگي خوب را ندارم. خيلي حساس و شكننده ام. اهل مطالعه هستم؛ در صورت لزوم كتاب معرفي كنيد. سطح انرژي ام چند سالي است پايين آمده، آن هم به خاطر تاثيرات سوئي است كه مادرم در نوجواني روی من گذاشته. نمي دانم چگونه مي توانم بر این مشکل غلبه كنم. كمك كنيد.


جواب :

با سلام و سپاس از اينكه مركز ما را براي پاسخ و راهنمايي برگزيده ايد. پرسشگر گرامي؛ شما به خوبي مي دانيد با غم و غصّه، اظهار ضعف و افسردگى، نااميدى و بى حركت بودن هيچ مشكلى حل نمى شود. بايد توجه داشت كه زندگى مجموعه‏اى از شادى ها، رنج ها، كامروايى ها ناكامى ها، تلخى ها، شيرينى و خلاصه ميدان جنگى است كه هركس در آن سهمى از پيروزى و شكست دارد. آرى همه اينها به انحاى گوناگون در زندگى هر فرد وجود دارد و در ايام جوانى و دوران تحصيل اين فشارها شديدتر است. اما چه بايد كرد؟ نكته مهم و اساسى نحوه برخورد انسان با اين مسائل است. در اين رابطه دو گونه برخورد مى ‏توان داشت : 1- واكنش انفعالى؛ در برخورد انفعالى، انسان همواره مشكلات را بزرگ مى ‏بيند. در اكثر صحنه‏ها خود را شكست خورده مى ‏پندارد. على‏رغم اين كه از خود انتظاراتى بيش از حد دارد در گشودن راه و گام نهادن به سوى هدف، خود را ناتوان مى ‏بيند. امكانات، توانمندى‏ها و موفقيت‏هاى خويش را فراموش مى ‏كند. كم كم احساس يأس، ضعف و سستى در او فزونى گرفته و خود را بيمار مى ‏پندارد. 2- واكنش فعال؛ در برخورد فعال، انسان به مقايسه معقول و منطقى بين خواسته‏ها و توانمندى‏ها و شكست‏ها و پيروزى‏ها مى ‏پردازد. توقع از خويش را با واقعيات و توانايى‏هاى فردى و شرايط محيطى و اجتماعى تنظيم مى ‏كند و با جديت، نشاط و روحيه بالا به فعاليت و تلاش مى ‏پردازد. هجوم و فشار سختى ها، بى محبتى ها، بى اعتنايى و احساس تنهايى، گاهى ممكن است هر انسانى را دچار غم و اندوه نمايد و او را در جاده هاى بى علامت و بدون تابلوی راهنماى زندگى، سرگردان و متحير سازد، مخصوصاً جوان و نوجوانى كه هنوز كوچه، پس كوچه هاى زندگى پر پيچ و خم امروزى را طى نكرده و با فراز ونشيب هاى آن آشنا نيست، ولى انسان انديشه ورز و جوانى مثل شما كه اراده كرده است راه درست زندگى كردن رابشناسد و با تفكر و انديشه خويش و مشورت با افراد آگاه و دل سوز، دروازه اصلى و خروجى شهر غم و غصه را جست و جو مى كند، حتما آن را مي يابد و اوج مى گيرد. پس بيايید مشكلات خودتان را ريشه يابى كنيد. با برنامه اى جهت دار و حقيقت ياب جلو برويد. خيال نكنيد كه نمى توانيد. خودتان را دست كم نگيريد. خودتان را باور كند و اعتماد به نفس داشته باشيد. ممكن است سؤال كنيد از كجا شروع كنم ؟ راه عملى و مجرّب براى كشف علل مشكلات و راه حل آن، فرضيه سازى و طرح سؤال و يافتن پاسخ آن است؛ بنابراين، سؤالاتى طرح كنيد و خود به آن ها پاسخ دهيد. به اين سؤالات توجه كنید : ناراحتى من از چيست ؟ برا ي چه غصّه مى خورم ؟ چرا تنهايم ؟ چرا سطح انرژي ام پايين آمده ؟ ببينيد آيا نشانه ها و حالات مختلف زير در مورد شما صدق مي كند : الف) از جهت رفتار : بدون نيرو، خميده، بدون تنش، كندي حركات، ناآرامي، اضطراب عصبي، ساييدن دست ها به يكديگر، و حالت چهره اين افراد : غمگين، نگران، آويزان بودن گوشه هاي دهان، چين هاي عميق، بي حالتي يا متغيّر و تنيده بودن چهره، شيوه حرف زدن آهسته، يكنواخت و كند، كاهش عمومي فعاليت تا حد بُهت زدگي، تغييرات اندك در سطح فعاليت و وجود مشكلات زياد در حلّ مسائل زندگي روزمره. ب) از جهت هيجاني : احساس كوفتگي، ناتواني، غمگيني، نااميدي، فقدان رهاشدگي، تنهايي، گناه كاري، خشم، اضطراب و نگراني و بي احساسي يا احساس فاصله در برابر جهان پيرامون. ج) از جهت زيستي (طبيعي) : ناآرامي دروني، تحريك پذيري احساس آرامش در خلال روز، حساسيت نسبت به تغييرات جوّي، كاهش اشتها و وزن، دردها و ناراحتي هاي نباتي، سنگيني سر، دردهاي معدوي، اختلال هاي هضمي، فشار خون و كمبود آهن. د) از جنبه شناختي : داشتن بازخورد (ديدگاه و برداشت) منفي نسبت به خود (شخص خود، استعدادها و ظاهر خود) و نسبت به آينده (مثل تصور يك راه بن بست و يك آينده تاريك)، بدبيني و انتقاد از خود، عدم اطمينان نسبت به خود، خودْبيمارپنداري، فقدان تخيّل، كندي فكر، مشكلات تمركز، نشخوار فكري ادواري، انتظار تنبيه و فاجعه، افكار هذياني مانند ارتكاب گناه، بي كفايتي، سطح خواسته هاي نامنعطف، افكار منفي درباره زندگي بي نتيجه و بي هدف و افكار خودكشي. ه) از جنبه انگيزشي : انتظار شكست، كناره گيري و اجتناب از مسئوليت هاي خود، احساس فقدان كنترل و ناتواني، احساس فزوني خواسته هاي ديگران، فقدان تمايل به پيشرفت، و كناره گيري تا حدّ ميل به خودكشي يا افزايش وابستگي به ديگران. اگر اين حالات در مورد شما صدق مي كند ممكن است شما نشانه هايي از اختلال افسردگي را داشته باشيد؛ البته افسردگي درجات مختلفي دارد و اين تشخيص قطعي نيست. خوب است بدانيد از جمله عوامل رفتاري اي كه مي تواند موجب بروز اين اختلال شود عبارت اند از : عدم برنامه ريزي صحيح براي زندگي و پراكنده كاري، شركت نكردن در اجتماعات و مراسم گروهي، عدم كوشش در جهت دوست يابي، از دست دادن فرصت هاي طلايي، كم كاري و كُندكاري و پرخوابي كه ناشي از تنبلي مفرط است و قطع رابطه با دوستان و آشنايان و خويشاوندان و... . شما بايد از افكار خود آگاه باشيد؛ به افكار خود توجه كنيد، بدون آن كه در مورد آنها قضاوت كنيد يا در مورد صحّت آنها نگران باشيد. آيا شما به طور دائم، خود را دست كم مي گيريد؟ راجع به اشتباهتان با ناراحتي صحبت مي كنيد؟ يا تصوّر مي كنيد كه مصيبت و گرفتاري در كمين شماست؟ آگاه شدن از اين گونه افكار مي تواند از ميزان تحريف فكر (كه به طور كلي، حاصل افسردگي است) بكاهد. با ديگران ارتباط برقرار كنيد؛ اگر براي مدت طولاني اي تنها باشيد و با مشكلات خود، مشغله ذهني داشته باشيد، ناراحتي شما تداوم خواهد يافت. در كنار ديگران بودن، توجه شما را از افسردگي منحرف مي كند. براي انجام دادن كارهاي لذت بخش حتما از افراد ديگر نيز دعوت كنيد. رفتن دسته جمعي به سينما، تئاتر، ورزشگاه، شنا، و... لذت بيشتري به شما مي دهد. ارتباط با اعضاي خانواده و دوستان صميمي به عنوان گروه هاي حمايتگر كه شما را درك مي كنند، تأثير به سزايي بر شما مي گذارد. موقعيتهاي زير ممكن است شما را در برابر اين وضعيتتان آسيب پذير سازند، كه نبايد اصلاً به آن توجه كنيد : 1. احساس تنهايي و تصور اينكه كسي به او توجه نمي كند. 2. مشكل دانستن كارها و ترس از انتقاد، تمسخر و طرد شدن از سوي ديگران 3. احساس شكست روش هايي وجود دارند كه مي توان براي برطرف ساختن افسردگي از آنها استفاده كرد. اين روشها عبارتند از «تغيير رفتار» و «مقابله با افكار منفي». تغيير رفتار : كساني كه افسرده هستند، اغلب انجام فعاليت هاي شادي آور را كنار مي گذارند؛ اين درحالي است كه اين فعاليت ها مي توانند براي مدت كوتاهي احساس بهتري در آنها بوجود آورند. به عنوان مثال، اينگونه افراد از رفتن به بيرون از منزل ، انجام فعاليت هاي معمول ورزشي، ديدن دوستان و يا شركت در سخنراني ها اجتناب مي كنند. خود را به انجام دوباره اين كارها تشويق كنيد. فعاليت، روحيه را تقويت مي كند؛ در نتيجه، مي توانيد كارها را بهتر از آنچه تصور مي كرديد انجام دهيد. به عنوان مثال، اگر از رفتن به سينما يا شنا كردن لذت مي بريد، سعي كنيد با اين قبيل كارها آغاز كنيد. هر گونه فعاليتي براي شما مفيد خواهد بود، اما فعاليت هاي شادي آور و ورزش هاي فيزيكي در رفع افسردگي موثرتر هستند. توصيه هاي زير را براي تغيير دادن رفتار خود در پيش بگيريد ، در اين صورت سطح انرژي پايين شما هم ارتقا خواهد يافت : - وظايف و كارهايتان را به بخش هاي كوچكتر و قابل مديريت تقسيم كنيد. با اين كار مي توانيد كارها را به خوبي دوراني كه افسرده نبوديد، انجام دهيد. - از كارهاي آسان تر آغاز كنيد و به تدريج به سمت كارهاي دشوارتر برويد؛ اين كار به شما كمك مي كند كه بار ديگر اعتماد به نفس خود را بدست آوريد. - واقع بين باشيد و براي انجام كارهاي كوچك نيز وقت بيشتري به خود بدهيد. - به خود اجازه دهيد تا براي آنچه بدست مي آوريد احساس خوشحالي كنيد و براي هر دستاوردي به خود پاداش دهيد. - گذراندن زمان با افراد دلسوز و ياري رسان بسيار مهم است. منزوي ساختن خود، افسردگي را افزايش مي دهد، در حالي كه حمايت هاي اجتماعي به تقويت روحيه كمك مي كنند. - كساني را بيابيد كه مي توانيد صادقانه در خصوص احساس هايتان با آن صحبت كنيد، اما سعي كنيد تمام وقت آنها را نگيريد. تغيير دادن افكار منفي : ميان افكار منفي و اختلال عاطفي رابطه اي وجود دارد كه مي تواند ما را در مقابل افسردگي آسيب پذير كند. اگر نسبت به هيچيك از افكار منفي خاص، آگاهي نداريد و نسبت به دليل افسردگي خود سردرگم شده ايد، صحبت كردن با ديگران مي تواند برايتان مفيد باشد. يك مشاور آموزش ديده مي تواند شما را در درك مفهوم افسردگي و يافتن مناسب ترين و موثرترين روش ها براي مقابله با افسردگي كمك كند. روش هاي متفاوتي براي مقابله با افكار منفي وجود دارد. يكي از اين روشها استفاده از رويكرد شناختي رفتاري است كه راه هاي زير را شامل مي شود : - افزايش آگاهي نسبت به افكار منفي - تشخيص اينكه برداشت شما از موقعيت ها ممكن است از روي تعصب يا تحت تاثير افسردگي صورت گيرد. - يادگيري روش مقابله با افكار منفي و برقراري توازن بيشتر ميان اين افكار. افكار منفي خود را به طور اتوماتيك باور نكنيد؛ هر چند كه ممكن است اين افكار در آن لحظه بسيار قوي باشند. با ارزيابي ساير توجيهات، بدترين نتيجه گيري ممكن به يكي از چند ارزيابي احتمالي شما در خصوص موقعيت تان تبديل خواهد شد. اين كار به شما امكان مي دهد كه تك تك توجيهات و ارزيابي ها را بررسي كنيد و ببينيد كه هر يك از آنها تا چه اندازه درست هستند. همچنين مي توانيد با افراد ديگر صحبت كنيد و از آنها بخواهيد كه شما را در ايجاد يك چشم انداز متعادل براي ارزيابي هاي احتمالي نسبت به موقعيت موجود كمك كنند.و اگر روحيه ضعيف و افكار منفي در شما همچنان ادامه دارند يا اين افكار آنقدر قوي هستند كه در مقابل آنها احساس ناتواني مي كنيد. اما اگر فرد قابل اعتمادي نمي يابيد كه شما را در يافتن دليل افسردگي كمك كند؛ اگر روحيه ضعيف در زندگي، كار و روابط شما اختلال ايجاد كرده است؛ اگر احساس نااميدي مي كنيد يا افكاري مانند خودكشي به ذهن شما خطور مي كند. در اين صورت حتما نيازمند كمك ديگران هستيد و بايد با پزشك، مشاوران و متخصصان در اين زمينه مشورت و از آنها در خواست كمك كنيد. چون فرموده بوديد كه اهل مطالعه هستيد من دو كتاب به شما معرفي مي كنم و فكر مي كنم كه اگر اين دو كتاب را تهيه و مطالعه بفرماييد تغييراتي مثبت در شما رخ دهد : 1- «از حال بد به حال خوب»/ دكتر ديويد برنز/ ترجمه مهدي قراچه داغي/ نشر آسيم. 2- «رضايت از زندگي»/ دكتر عباس پسنديده/ انتشارات موسسه علمي و فرهنگي دارالحديث. موفق باشید. باز هم با ما مکاتبه کنید.

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#افسردگی