خود کشی


سؤال :

تو رو قرآن بگيد اين زندگي لعنتي پر از مشکل، به چه دردي ميخوره؟ من جوونم اما دوست دارم خودکشی کنم ولی چرا خودكشي گناهه؟ چرا؟


جواب :

از مكاتبه تان با ما، كه نشانگر اعتماد شما به اين مركز است خرسنديم و خوشحاليم مخاطبمان فردي است كه در مواجهه با دغدغه هاي ذهني اش، اقدام به مشاوره خواهي مي كند. اين را بدانيد كه يكي از نشانه هاي افراد عاقل و پويا، كسب آگاهي در زمينه هاي مورد نياز است. به خاطر اين فهم زيبا به شما تبريك مي گوييم و اميدواريم راهنماي خوبي برايتان باشيم. پرسشگر گرامی؛ اگر شما موضوعی که باعث این افکار منفی در شما شده است را دقیق بیان می کردید، پاسخ ما نیز دقیق تر می بود، چرا که داشتن اطلاعات دست و دقیق از مراجع و مشکلش از بایسته های امر مشاوره و راهنمایی است. وقتی سوالی کلی مطرح گردد پاسخ نیز لاجرم کلی خواهد بود. با این وصف اگر پاسخ سوال، برایتان قانع کننده نبود، در مکاتبات بعدی، اطلاعات بیشتری درباره مشکلتان در اختیار ما بگذارید و پاسخ کامل تر را دریافت کنید. احساسات شما را درك مي كنيم؛ چون يكي از خصوصيات جوان، کم تحملی و عجله داشتن در رسيدن به اهدافش است و وقتي با شكستی مواجه مي شود به زمين و زمان ايراد مي گيرد؛ که البته با گذر زمان و کسب تجربه و افزایش آگاهی ها، این ویژگی جای خود را به افزایش صبر و تحمل و واقع بینی می دهد. گفتيد «اين زندگي لعنتي به چه درد مي خورد!» اولا مي گوييم اين زندگي و اسباب آن را خداوند براي بشر خلق كرده، پس هيچ گاه نمي تواند لعنتي باشد، زيرا لعنت، يعني از رحمت خدا دور بودن ، در حاليكه اگر يك لحظه رحمت خداوند از روي زندگي بشر برداشته شود هستي از هم مي پاشد؛ ثانيا همین قرآن که در نوشته تان به آن قسم خوردید به ما می گوید هدف از خلقت بشر، بندگي و عبادت خداست. وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُون (سوره ذاریات/ آیه 56). اين دنيا فاني است و دنياي ابدي در انتظار ماست. ما به اين دنيا آمده ايم تا امتحان پس بدهيم و بندگی خود را ثابت کنیم. به سال هاي مدرسه برگرديد، روزهايي كه امتحاني در كلاس گرفته مي شد و عده اي از بچه ها مي گفتند آقا اين سوالات سخت است، آقا ما اين ها را نخوانديم و بلد نيستيم ، آقا اين سوالات را حذف كنيد و .... و بعضي از بچه ها هم آرام و بي سر و صدا به سوالات جواب مي دادند و در پايان هم نمره هاي قبولي از آن كساني بود كه به سوالات جواب داده بودند، نه كساني كه اعتراض مي كردند و مي گفتند سخت است و ما نمي توانيم و بلد نيستيم و در توانمان نيست و ... و چيزي نمي نوشتند و مردود مي شدند. صحبت هاي اشتباه ما واقعيت را عوض نمي كند و زماني فرا خواهد رسيد كه مي بينيم تمام فرصت هايمان را از دست داده ايم و نوبت تصحيح برگه هاست و هيچ اعتراضي هم وارد نيست و آنجا ديگر پشيماني سودي ندارد. پس چه زيباست اين فرصت ها را با تصورات اشتباهمان از دست ندهيم و راه درست را در پيش بگيريم، راهي كه پيامبران و امامان و اولياي الهي پيمودند و رستگار شدند. پرسشگر محترم؛ به دليل محدوديت درك انسان، پى بردن به اين كه چه چيزي واقعا موجب سعادت و يا سبب شقاوت و بدبختي او است آسان نيست. چه بسا چيزهايى كه انسان به آن دل بسته، ولى سرانجام بلاى جان و مايه اندوهش مى‏گردد؛ و چه بسيار اموري كه در نظر انسان ناگوار و ناخوشايند است و گاه مورد نفرت او است ولي باطن و سرانجام آن براي او خير و مبارك است ، قرآن كريم بر اين حقيقت ريشه ‏دار انگشت گذاشته و مي فرمايد : «وَ عَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ ؛ چه بسا چيزى را ناگوار بدانيد ولى در واقع مايه خير شما است و چه بسا به چيزى دل ببنديد كه در واقع برايتان زيانبار است».(سوره بقره/آیه 216). پس انسان به خودى خود توان شناخت خوبى‏ها و بدى‏ها آن هم در سطح كلان را ندارد چرا كه نه تنها توان ديدن زواياى پنهان يك كار را ندارد بلكه از آينده خود و آنچه را كه بدان دل بسته است،خبر ندارد. شما وقتي خداوند را داريد نگران چه هستيد! وظيفه شما تلاش است و تلاش است و تلاش. سر بند تمام امور هستي به دست خداست. يك مسلمان هيچ گاه نااميد نمي شود. نا اميدي از رحمت خداوند از بزرگترين گناهان است. زيرا معني اش اين است كه خدايا از دست تو هم ديگر كاري بر نمي آيد! او خير و صلاح ما را بهتر از هر كسي مي داند. ما موظف به انجام تكليف هستيم، نتيجه باخداست. وظيفه ما اين است كه براي هر كاري كه مي خواهيم شروع كنيم ابتدا با تفكر، تمام جوانب امر را بسنجيم و با صاحبنظران مشورت كنيم، احكام ديني مربوط به آن را بدانيم و به آن عمل كنيم و شرايط مطلوب را نيز فراهم كنيم و در نهايت با توكل به خدا اقدام به آن كار كنيم و نتيجه را به خدا واگذار كنيم. از دست انسان همين بر مي آيد و بس. اگر نتيجه به گونه اي رقم خورد كه باب ميل ما نبود نبايد از رحمت خدا نااميد شويم. دنيا محل آزمون و امتحان است و هر كسي به نوعي امتحان مي شود. يكي با رفاه، يكي با فقر، يكي با بيماري و ... مهم تلاش كردن و بي تابي نكردن و سر بلند بيرون آمدن از اين آزمون هاي الهي است. «وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشيْء مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوع وَ نَقْص مِّنَ الأَمْوَلِ وَ الأَنفُسِ وَ الثَّمَرَتِ وَ بَشرِ الصبرِينَ؛ قطعاً همة شما را با چيزي از ترس، گرسنگي، و زيان مالي و جاني، و كمبود ميوه ها، آزمايش مي كنيم و بشارت ده به استقامت كنندگان».(سوره بقره/آيه 155). خدا را شاكر باشيد كه به سن جوانی رسیده اید و خداوند تن و عقلی سالم در اختيارتان قرار داده است تا با آن بتوانيد فكر كنيد و تلاش كنيد و زندگي تان را بسازيد. افرادي كه تصميم به خودكشي مي گيرند تصور مي كنند كه با اين كار از مشكلات زندگي در اين دنيا رها مي شوند ، در حاليكه بدون هيچ شكي با خودكشي مشكلات خود را دو چندان خواهند كرد و فرصتي را كه خدا براي زندگي سعادتمند در اين دنيا و دنياي ابدي در اختيار آن ها قرار داده است را از خود مي گيرند و راه برگشتي هم ديگر نخواهند داشت و پشيماني نيز ديگر سودي نخواهد داشت و امکان توبه هم دیگر وجود ندارد، چون فرد با خودکشی، دستش از زندگی دنیا کوتاه می شود و نمی تواند از این گناهش توبه کند. فرد اگر بداند با خودكشي شرايط بسيار بدتر و وخيم تري از آنچه كه در آن قرار دارد، در انتظار اوست، آيا به فكر اين كار مي افتد؟ مسلماً نه؛ و ما به شما مي گوييم خودكشي مشكلات آدمی را در دنياي ابدي دو چندان خواهد كرد و به عذاب الهي گرفتار خواهد شد. پس بهتر است آدمي از فرصتي كه خداوند در اين دنيا در اختيارش قرار داده است به نحو احسن استفاده كند و هيچ گاه از رحمت او نااميد نشود و به دستورات او عمل كند و زندگي ابدي خود را با خودكشي نابود نكند.مثل اينگونه افراد مثل كسي است كه خاري به انگشتش رفته است و دردي در بدنش ايجاد شده و او به جاي اينكه خار را از دست جدا كند، دستش را از بدن جدا مي كند و در نتيجه دردش تسكين كه نمي يابد هيچ، دو چندان هم مي شود. پرسشگر محترم؛ هر مشكلي راه حلي دارد. در بسياري از مواقع انسان ها مشكلاتي كه به راحتي قابل حل هستند را به اشتباه براي خود بزرگ جلوه مي دهند و آن را لاينحل مي دانند. پس اين افکار مسموم و منفی را از خود دور كنيد و به جاي آن در برابر مشكلات مقاوم باشيد و تمام تلاشتان را براي حل آن ها بكنيد. ما نيز در كنارتان خواهيم بود. با نگاهي به تاريخ دنيا متوجه خواهيد شد كه بي تحركي و نا اميدي و فرار از مشكلات، هيچ مساله اي را تاكنون حل نكرده است و نمي كند. در مواجهه با مشكلات اگر تلاش نكنيد يا با چند شكست نا اميد شويد و زانوي غم بغل بگيريد و مدام بر طبل ناتواني بكوبيد هيچ گاه به مقصود خود نخواهيد رسيد و در آينده حسرت روزهايي را خواهيد خورد كه مي توانستيد براي ساختن زندگي زيباتر و بهتر تلاش كنيد و تلاش نكرديد.«وَ أَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى؛ براي انسان بهره اي جز سعي و كوشش او نيست».(سوره نجم/آيه 39 ). همواره به ياد داشته باشيد كه وجود مشكلات و ناكامي ها در زندگي افراد جامعه امري طبيعي است و تنها مختص شما نيست. چه بسا افرادي كه مشكلات بسيار بيشتر و بدتري از شما دارند و هيچ گاه این افکار را به ذهن خود راه نمی دهند و به رحمت خدا و آينده بهتر اميد دارند و بعد از شكست بر مي خيزند و با تلاش هاي خود زندگي خوبي را براي خود و خانواده شان فراهم مي كنند. مشكلات و ناراحتي ها در زندگي افراد به وجود مي آيد ولي لازم نيست شما به آن مشكلات يك صندلي هم تعارف كنيد و به آن ها بگوييد بفرماييد و با خيال راحت بنشينيد! وظيفه شما هنگام مواجهه با مشكلات و ناكامي ها تلاش در حد وسع و توان، جهت رفع آن ها است. امري كه زشت، مذموم و نكوهيده است، سستي، تلاش نكردن و تسليم شدن در برابر اين مشكلات است. در روانشناسي گفته شده است كه خشم بهتر از يأس و نوميدي است، از آنجا كه يأس آدمي را خموده و افسرده و نا اميد مي سازد تا جايي كه اقدام به هيچ كاري نمي كند و در برابر محيط اطرافش منفعل مي شود و عكس العملي نشان نمي دهد و تبديل به عنصري خنثي، بي فايده و بي اثر مي گردد، در حالي كه خشم (در معناي مثبت و کنترل شده که باعث آزار و تجاوز به حقوق دیگران نشود) حداقل فايده اي كه در اينگونه موارد دارد اين است كه آدمي را به فعاليت و تحرك وا ميدارد؛ فعاليتي كه اگر در جهت صحيح هدايت شود مفيد خواهد بود. پرسشگر گرامي آيا ما بيشتر دچار مصائب و مشكلات شده ايم يا انبياي الهي!؟ مسئوليت كداميك بيشتر است؟ امتحانات الهي سخت براي ما بيشتر اتفاق افتاده يا آنها!؟ آنها كه عزيز ترين مخلوقات الهي بودند و ما يك بنده عادي! آيا مي بايست آنها خودشان را مي كشتند؟! با چه ادعايي گلايه داريم زندگي خيلي سخت است و بايد به آن خاتمه داد؟ زندگي در اين چند روزه دنيا بدون مشكل نيست و اين سنتي است كه حتي خوبان عالم بيشتر از همه به آن مبتلا بوده و هستند. رسول خدا (صلوات الله عليه وآله) فرمودند هيچ پيامبري به اندازه من رنج نكشيد. آيا حادثه اي سخت تر از عاشورا رخ خواهد داد؟ آيا كسي به اندازه زينب كبري (سلام الله عليها) رنج خواهد كشيد؟ آن همه مصيبت ايشان را از اين باز نمي دارد كه اعلام نمايند من در كربلا جز زيبايي نديدم. شما هم با ما موافقيد كه اگر تمام عالم، محضر خداست و ما جز رفتار مورد رضاي او نداشته باشيم، هرچه بلا ببارد، جز زيبايي نيست. من و شما قطره اي از آن درياهاي بيكران نيستيم و مشكلاتمان ذره ايست در مقابل بينهايت بلايي كه ايشان را دربر گرفت. داستان عاشقانه عالم هميشه براي خوبان، شاه بيتي جز بلا ندارد: هركه در اين بزم مقربتر است، جام بلا بيشترش مي دهند. آدمهاي بزرگ، امتحانات بزرگي دارند. شايد او مي خواهد بگويد: «بنده من، تو را دوست دارم. تو را آزمودم كه بداني رهايت نكرده ام. تو را آزمودم تا با صبر خود در آن پيروز گردي و به من نزديكتر». لذت بخش نيست؟ اگر با ديگرانش بود ميلي، چرا ظرف مرا بشكست ليلي؟ شما نيز قطعا استعدادهاي متفاوت و فراواني داريد. بايد از جاي برخيزيد، همراه با توكلی آسماني، اراده اي پولادين داشته باشيد تا با بر همه سختيها پيروز شويد و با افزودن دانش و مهارتهاي خود، زمينه هاي نيل به موفقيت را ايجاد نماييد. گاهي خوب است سري به آسايشگاه ها بزنيد؛ مسن ترها شما را ياد نعمت جواني مي اندازند، بيماران بيمارستان شما را ياد نعمت سلامتي مي اندازند، كودكان استثنایی و دارای مشکل عقلی، شما را ياد عقلي مي اندازند كه خدا به شما هديه نموده است، نابينايان شما را ياد اين پنجره اي مي اندازند كه به همه زيبايي هاي عالم متصل مي كنند، ناشنوايان ...، معلولان ...، و ... پس داشته‌هاي شما كم نيست. خدا همه هستي را درخدمت شما خلق كرده است. همه هستي، منتظر يك ياعلي شماست كه از جاي بلندتان كند و عقل، عشق و ايمانتان را ابزاري قرار دهيد براي به خدمت گرفتن اين هستي و مشكلاتي كه برايتان به وجود آمده است را حل كنيد. ما مي گوييم كه شما مي توانيد. اين انتظار اشتباهي است كه ما هيچ كاري نكنيم و از خدا بخواهيم مشكلاتمان را حل كند. خداوند ياري گر كسي است كه سستي و تنبلي نمي كند و تمام توان و تلاشش را براي رسيدن به هدف به كار مي برد. ما مشكلاتمان را را خودمان بايد حل كنيم. البته ما مي توانيم از ديگران كمك و مشاوره بگيريم ولي مشكل ما نهايتا بايد با تلاش خودمان حل شود. *** اما چرا خودكشي گناه است؟ از ديدگاه اسلام، مالك همه چيز از جمله انسان، خداوند است و اوست كه حق تصرف در جهان و انسان را دارد. آن جا كه او رخصت دهد، مجاز و جايى كه او اذن ندهد، غيرمجاز است. از جمله موارد غیر مجاز، كشتن انسان است. در اين موضوع هيچ تفاوتى بين انتحار (خودكشي) و ديگر كشى نيست، چرا كه اين كار سلب حق حيات از خود و يا ديگرى است. خداى سبحان انسان را از اين امر بر حذر داشته، مى‏ فرمايد : «مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا؛ و آن كس كه انسانى را بدون اين كه قاتل باشد و يا در زمين فساد كند بكشد گويا همه مردم را كشته است». (سوره مائده/آيه 32). مرگ و حيات يك نفر، اگر چه مساوى با مرگ و حيات اجتماع نيست، اما شباهتى به آن دارد، از اين ‏رو در جايى كه اذن خداوند نيست، انجام دادن آن حرام و گناه است. در نگرش الهى، از آن جا كه خداوند خالق انسان است و تمام هستى او از خدا است، هيچ كسى نه حق كشتن ديگرى را دارد و نه حق كشتن خود را. اين بدان جهت است كه از ديدگاه اسلام و همه مكاتب الهى، حيات موهبتى الهى و حقى خدادادى است. از اين ‏رو هرگاه اين حق، وسيله‏ اى براى قتل نفوس ديگر يا باعث فساد در جامعه و بر هم زدن نظم شايسته حاكم بر جامعه شود و افرادى در صدد محاربه با نظام الهى برآيند، اين حق به نفع ديگران سلب مى ‏شود. (ر.ك: آيات 32 و 33 مائده - 178 و 179 و 217 بقره). به طور كلى مى ‏توان گفت : الف) حيات، موهبتى خداوندى است و حق حيات براى همه انسان‏ها تضمين شده است و همه دولت‏ها، جمعيت‏ها و افراد مكلف به حمايت و دفاع از اين حق‏اند و كشتن هيچ‏ كس بدون مجوز شرعى جايز نيست. ب) استفاده از هر وسيله ‏اى براى نابودى چشمه ‏سار حيات بشرى، اعم از كلى و جزئى، حرام است. ج) حفظ ادامه حيات بشرى، تا آنجا كه مشيت الهى تعلق گيرد، واجب است؛ خواه محافظت هر فردى بر حيات خود در مقابل تعدى ديگران و يا تعدى بر خويشتن (مانند خودكشى) باشد و يا محافظت او درباره حيات ديگران. نتيجه آن كه در نگرش الهى «حق حيات» عطاى الهى است كه مسؤولانه به انسان عطا شده است. پس بايد : - اولاً : در حفظ آن مراقب بود؛ چه اين كه «حيات» فقط «حق» افراد نيست بلكه حفظ آن، «تكليف» آنان نيز مى ‏باشد. - ثانيا : چون مالك اصلى اين حق خداوند متعال است، در مواردى كه اين عطاى الهى، باعث سوء استفاده افرادى واقع شود، از آنان سلب مى‏شود (مانند حكم قصاص، رجم يا اعدام كه خشونت‏هاى قانونى مى‏باشند). هم او كه «حيات» را داده است مى‏گويد : در اين موارد «بايد سلب نمود». با توجه به تحليل مذكور به يك آيه و دو حديث شريف درباره حرمت شديد «خودكشى» اشاره مى ‏شود: خداوند مى ‏فرمايد: «وَ لَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَارًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا؛ و خود را مكشيد زيرا خداوند به شما مهربان است و هر كس چنين كارى را از روى عداوت و ستم انجام بدهد، به زودى او را در آتش مى‏اندازيم و اين كار براى خدا آسان است»، (سوره نساء/آيات 29و30). گرچه برخى از مفسران احتمال داده ‏اند كه مقصود از «انفسكم» نفوس مردم اجتماع مى‏باشد. بنا بر آن معناى آيه چنين مى ‏شود كه «همديگر را از روى عداوت و ستم مكشيد» لكن اولاً، آيه شامل هرگونه قتل نفس مى‏ شود و به مقتضاى آيه 32 سوره «مائده» هر كس كه بى ‏گناهى را بكشد، مانند آن است كه همه انسان‏ها را كشته است. ثانياً امام صادق(ع) با استناد به همين آيه مى ‏فرمايند: «هر كس عمداً خودكشى كند، براى هميشه در آتش جهنم عذاب خواهد شد» «من قتل نفسه متعمدا فهو فى نار جهنم خالدا فيها قال الله عز وجل: «ولا تقتلوا انفسكم...»، (الحر العاملى (الشيخ) محمد بن الحسن، وسايل الشيعه، ج 19، بيروت، داراحياء التراث العربى، باب تحريم قتل الانسان نفسه، ص 13، ح 2 و 3). افزون بر اين، امام باقر(ع) نيز فرموده‏ اند: «مؤمن به هر بلايى مبتلا مى‏شود و با هر نوعى مرگ مى‏ميرد ولى خودكشى نمى ‏كند» «ان المؤمن يبتلى بكل بليه و يموت بكل ميته الا انه لايقتل نفسه»(همان). همان طور كه گفته شد قرآن كريم در مورد قتل نفس فرموده است : «مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا؛ هر كس نفسى را بدون قصاص و يا فساد در زمين كشت مثل اينست كه همه مردم را كشته است». بعضى از مفسران در توجيه اين آيه گفته‏ اند: كسى كه حاضر است شخصى را به ناحق بكشد انسان و انسانيت در نزد او بى‏ارزش است و اگر يك نفر را كشت مثل اين است كه همه انسان‏ها را كشته است. همه مفاسد و زيان‏هايى كه در كشتن ديگران هست در خودكشى نيز وجود دارد از جمله: 1- خودكشى نافرمانى و سرپيچى از دستور خدا است و كسى كه دستور خدا را ناديده انگارد و سرپيچى كند مستحق عذاب مى‏گردد. 2- خودكشى دليل بر عدم ايمان و ياس و نا اميد شدن از خدا مى‏باشد و ياس و نااميدى از خداوند از بزرگ‏ترين گناهان است كه گاهى در رتبه شرك و كفر قرار مي گيرد. 3- كسى كه دست به خودكشى زده همانند كسى كه ديگرى را كشته انسان و انسانيت در نظر او بى‏ ارزش شده است. از اين جهت بين خودكشى يا كشتن ديگران فرقى نيست و همان‏گونه كه هر كس ديگرى را كشت مستحق عقوبت و عذاب مى‏ گردد انسانى كه خودكشى كرده نيز مستحق عقوبت و عذاب الهى مى‏ گردد و اين با عدالت خدا هيچگونه منافاتى ندارد. 4- خودكشى گناهى كبيره است؛ اما اين كه عقوبت آن دقيقا چيست و آيا موجب عذاب ابدى است يا نه اطلاعى نداريم و چه بسا نسبت به افراد و شرايط آنها نيز مجازات‏هاى متفاوتى داشته باشد، اما به هر حال خودكشى عملى نادرست است كه نه دين بر آن صحه مى ‏گذارد و نه عقل و خرد انسانى. 5- در نظام‏ هاى حقوقى جهان نيز اساسا خودكشى نوعى بزهكارى و جرم تلقى مى‏شود، از اين‏ رو شخصى كه به خودكشى كننده در جهت انتحار كمك كند، شريك جرم شناخته شده و مجازات مى ‏شود و اين فرع بر جرم بودن خودكشى است.

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#خود کشی