کدام یک، شرع یا عرف؟


سؤال :

اگر انساني كه در اجتماع زندگي مي كند ما بين شرع و عرف ناچار بشود يكي را انتخاب كند به نظر شما كدام يك ر ا بايد انتخاب كند مثلا صيغه از نظر شرع جايز است ولي در خيلي از جوامع بشري كاري بر خلاف شئونات اجتماعي است و اگر انجام دهد از اجتماع رانده و يا ترك مي شود در حالي كه آن اجتماع مسلمان هم هستند؟


جواب :

دوست عزيز، خوشحاليم با جواني در ارتباطيم كه دقت‌هاي منطقي و مراقبت‌هاي ديني خود را در موقعيت‌هاي مختلف از دست نمي‌هد. اعتماد مكررتان به اين نهاد را قدر مي‌دانيم. در پاسخ به سوالتان ابتدا بايد به اين نكته توجه نماييد كه وظيفه فرد مسلمان، عمل به دستورات دين است؛ دين كه براي كوچكترين رفتارها نيز داراي حكم و نظر است و گاه با احكام اخلاقي، اين دقت را به حداكثر مي‌رساند. پس هنگاميكه حكم شرعي وجود دارد، حكم ظاهري عقل و عرف بي‌اعتبارند. البته اين نكته را نيز بايد توجه داشت كه تمام احكام عقل، منطقي و معقول است (هرچند عقل كم‌توان بشر در بسياري موارد به درك اين معنا نرسد) و در بسياري موضوعات، عرف را نيز مي‌پذيرد اما به اين نكته بايد توجه كرد كه عرف و عقل، آنگاه مورد اعتناست كه امضاء دين پاي آن باشد. حال به سوال شما مي‌پردازيم. براشت شما كاملا درست است. اين تنافي بين واقعيت جامعه و حكم دين در اين موضوع وجود دارد. البته خوب است بدانيد كه با توجه به درك نادرست از اين حكم، اجراي ناقص و عدم توجه به شرايط آن در جامعه، دين را ساكت نگاه نمي‌دارد، بلكه خوف افتادن مومن به گرفتاريهاي رواني و جسمي و تبعات منفي اجتماعي براي او، باعث شده است كه دين دستور دقت بيشتر و توصيه (و نه حكم) به عدم انجام آن دهد. مگر شرايط بسيار حاد كه آسيب‌هاي بزرگتري را درپي داشته باد؛ آنهم با رعايت شرايطي كه تاوان اجتماعي آن را به حداقل برساند. چرا كه دين براي سلامت (رواني و جسمي) و آبروي مومن ارزش زيادي قائل است. خوب است كمي بيشتر در اين موضوع با شما سخن گوييم: بحث ازدواج موقت نيز از بحث‌ها چالش برانگيزيست که حساسيت آن فراتر از اين سالهاست و به زمان معصومين بزرگوار (عليهم السلام) مي‌رسد. بيانات مختلف و گاه به ظاهر متفاوت ايشان، ذهني آشنا با مباني عقلي و نقلي دين را مي‌طلبد تا به جمع بندي مناسب و احصاء شرايط و محدوديت‌ها بينجامد. گفتنی است که اصل ازدواج موقت درجای خود لازم وستودنی است اما ازدواج موقت همانند هر قانون مترقی دیگر نیازمند فرهنگ سازی است وراهکار های اجرایی خاصی لازم دارد . ازدواج موقت از یک طرف چون مورد سوء استفاده های قرار گرفته و از سوی دیگر همانند هر قانون اسلامی دیگر از ناحیه دشمنان دین مورد هجمه واقع شده و تفسیر های منفی و ناروایی بران صورت گرفته است در جامعه اسلامی به طور مطلوب ترویج نشده است و گرنه اصل ازدواج موقت مشکلی ندارد چرا که بـررسـي و مـطالعه اي دقيق در اطراف مسائل حقوقي اسلام , اين حقيقت را روشن مي سازد ,كه قوانين اسلام بر پايه نيازمنديهاي انسان در تمام شوون مختلف زندگي , وضع شده است و تناسب مستقيم با احتياجات بشر دارد . احـكـام درخشان اسلام در عين اصالت و درستي , جوابگوي خواسته هاي طبيعي و فطري بشر در ادوار زندگي است . يكي از نيرومندترين غرايز در وجود انسان، غريزه جنسي است. اين غريزه به منظور توليد مثل و تكثير نسل افراد در انسان آفريده شده است . تـشـریـع قانون ازدواج در اسلام به منظور هدايت اين غريزه اصيل در مجراي صحيح و ارضاي آن بطور شايسته است . امـا چـون ازدواج دائم در عـيـن حال كه در جلوگيري ازآلودگيها و نگهداري عفت انسان نقش مؤثري به عهده دارد , در تمام شرايط نمي تواند پاسخگوي تمايلات جنسي انسان باشد . از ايـن رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشريع شده است تا با استفاده از آن به خواسته هاي جنسي در تمام شرايط پاسخ مثبت داده شود . ازدواج موقت در حقوق اسلام ازدواج موقت و دائم در بيشتر احكام با هم يكسانند و در قسمتي اختلاف دارند . آنـچـه در مرحله اول , اين دو را از يكديگر ممتاز مي سازد يكي اين است كه درازدواج موقت زن و مـرد تـصـميم مي گيرند به طور موقت با هم ازدواج كنند و پس ازپايان مدت اگر مايل باشند با قرارداد ثانوي طبق شرايطي كه در كتابهاي فقهي ذكرشده است پيمان ازدواج را تمديد مي كنند . ديـگـر آنكه ازدواج موقت از لحاظ شرايط , آزادي بيشتري در بردارد از جمله مخارج زن بر مرد در ايـن ازدواج لازم نيست مگر در ضمن عقد با يكديگر قرارداد كنند و نيز زن و مرد بدون قرارداد در متن عقد , از يكديگر ارث نمي برند. فرزندي كه در اين ازدواج بوجود مي آيد با فرزند ازدواج دائم يكسان است و هيچگونه تفاوتي با هم ندارند در ساير آثار حقوقي اين دو نوع ازدواج نيز يكسان مي باشند مثلا در هر دو , مهر وجود دارد و نيز در هر دو ازدواج انسان نمي تواند با مادر و دخـتـر همسر خويش ازدواج كند و آنها با او محرمند و همانطور كه درازدواج دائم زن بايد پس از طلاق عده نگهدارد در اين ازدواج نيز پس از پايان مدت بايد عده نگهدارد با اين تفاوت كه عده زن دائم سـه نـوبـت عـادت ماهانه يا سه ماه ( در پاره اي از موارد ) مي باشد و عده زن غير دائم دو نوبت يا چهل و پنج روزاست. فلسفه ازدواج موقت ازدواج دائم نمي تواند بـه تـنـهائي پاسخگوي تمايلات جنسي انسان باشد زيرا در زندگي ضرورتهايي براي بيشتر مردان پـيـش مـي آيـد كه معمولا براي مدتي امكان بهره برداري جنسي از همسر خويش از آنان سلب مي گردد بدون ترديد , در اين مدت غريزه جنسي , آنان را در بحران شديدي قرار مي دهد كه اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممكن است آلودگيهايي پيش آيد . موضوع ديگري كه جدا بايد مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد مساله جواناني است كه به سن بلوغ مي رسند . ايـنـان بـا رسـيدن به اين سن , در آستانه بيدار شدن غريزه جنسي گام مي گذارند و معمولا هم نمي توانند به زودي ازدواج كنند . در اين سالهاست كه جوانان به راههاي حرام مي افتند. برتراند راسل مي نويسد در دنياي امروز ضرورتها و مشكلات اجتماعي و اقتصادي بر خلاف تدبير و مـيـل مـا ازدواج جوانان را به تأخير افكنده است زيرا در صد يا دويست سال پيش مثلا يك دانشجو تـحـصـيلات خود را هيجده و بيست سالگي خاتمه مي داد و در آغاز فشار غريزه يااوائل بلوغ براي ازدواج آمـاده بـود و بـسـيار اندك بودند كسانيكه تا سي و يا چهل سالگي براي رشته هاي علمي و تخصصي , زحمت مي كشيدند . امـا در عـصر حاضر دانشجويان تازه بعد از بيست سالگي وارد رشته هاي تخصصي علمي و صنعتي مـي شوند و پس از فراغت از تحصيل مدتي نيز در جستجوي وسيله تامين معاش برمي آيند معمولا پس از سي و پنج سالگي قادر به ازدواج و تاسيس خانواده خواهند بود . پس جوانان امروز مدتي طولاني را در فاصله ميان بلوغ و ازدواج كه بخشي بسيار حساس و دوران نمو جنسي و طغيان غريزه و صعوبت مقاومت در برابر هوي و هوس و ظواهر فريبنده زندگي است , مي گذارنند . مـا نبايد اين بخش حساس را از حساب عمر و يا نظام اجتماع بشري ساقط كنيم و اگر ما بخواهيم حـسـابـي بـراي اين بخش طولاني و حساس عمر باز نكنيم و فكري در اين باره ننماييم نتيجه آن شـيـوع فساد و بي اعتنايي نسبت به بهداشت , نسل , اخلاق , درميان مردان و زنان اجتماع خواهد بود . پس چـه بايد كرد؟ برتراند راسل دربرابر اين سؤال مي گويد: راه صحيح براي حل اين مشكل ايـن اسـت كه قوانين مدني براي اين بخش حساس از عمر يكنوع ازدواج موقتي را براي دختران و پسران روا دارند كه موجب تحميل بار مشكلات زندگي عائلي و ازدواج دائم نباشد و در عين حال ايشان را از مفاسد مختلف و اعمال نامشروع و تحمل رنج روحي بار گناه و تخلف از اصول و قوانين و نـيـز از امـراض گـونـاگون محفوظ دارد اين نوع ازدواج در اصطلاح راسل ازدواج بدون فرزند نـامـيـده مـي شـود آيـا در ايـن شـرايـط كـه استفاده از ازدواج دائم امكان پذير نيست با طغيان غريزه جنسي چه بايد كرد ؟ آيا در اين زمينه ها بايد رياضت كشيد و رهبانيت اختيار كرد؟ و آيا همه جـوانان حاضرند تحمل كنند و عفت و پاكي خويش را حفظ كنند ؟ يا بايدفكر ديگري كرد ؟در اين جـا دو راه پیش روی ماست. يـكي اينكه جوانان را بخود واگذاريم تا پسران ودختران با هم روابط نـامـشروع برقرار سازند و آن همه مفاسد و عواقب وخيم راناديده بگيريم آيا اين راه , راه صحيحي است ؟ آيا اين دختران و پسران پس از اين همه روابط نامشروع در دوران ازدواج دائم خويش , ديگر مـرد زنـدگـي و زن خانواده خواهند بود ؟راه ديگر اينكه ازدواج موقت را براي آنان تجويز كنيم تا بدين وسيله به غريزه جنسي خود پاسخ مشروع بدهند و بتوانند خويش را حفظ كنند . بي شك راه صحيح همين راه دوم است چرا كه در غير اين صورت جوانان راهي براي ارضاي شهوت خود ندارند ودست به هرگونه بي عفتي و گناه خواهند زد بهترين شاهد ما آمار فساد و بي عفتي است كه در جرائد و مجلات به چشم مي خورد: يكي از مجله هاي آمريكا به نام ويسپرد مي نويسد: شـمـاره اطفال غير قانوني به ده ميليون مي رسد و در فرانسه از هر صد كودك هفت نفر آنها غير مشروع مي باشد. بـسـيـار تـأسـف انـگيز است كه عده اي در پندار خويش از همين راهها مشكلات جوانان رادر بحران هاي مذكور حل كرده و ارزشهاي اخلاقي آنان را به كلي از نظر دورمي دارند . ايـنـان تـجـويز مي كنند كه جوانان در گناه و بي عفتيها فرو روند اما اجازه نمي دهند كه از قانون عـالـي ازدواج مـوقـت اسـتـفاده كنند به يقين قضاوتهاي بيجا و ايرادهايي هم كه كرده اند از آنجا سـرچـشـمه مي گيرد كه اين مسأله مهم (ازدواج موقت) را از ديدگاه مذهب مطالعه ننموده و آن چنانكه بايد و شايد از نظر حقوق واجتماعي آن را ارزيابي نكرده اند . لذا بجاست که اهم ادله موافقین ازدواج موقت را یاد آور شویم. ادله‏ي موافقين ازدواج موقت 1) عده‏اي از موافقين معتقدند كه در اجتماعي كه دسترسي به ازدواج دائم روز به روز مشكل‏تر مي‏شود، ازدواج موقت راهكار مناسبي است تا افراد بتوانند در كنار يكديگر به آرامش برسند و بدين ترتيب متعه مانع رواج فساد و فحشاء مي‏شود. 2. اگر اين نوع ازدواج در غياب نكاح دائم تجويز نشود افراد براي ارضاء روحي و جنسي خويش به روابط آزاد و نامشروع روي مي‏آورند و بديهي است كه اين روابط آزاد از هيچ انضباط و نظم و تعهدي نمي‏تواند برخوردار باشد. در حالي كه نكاح منقطع براي طرفين تعهد و مسؤوليت ايجاد مي‏كند. بفرض زن از زوج مي‏تواند طلب نفقه كند يا اين كه مشخص كند اگر فرزندي حاصل شد، تكليف او چگونه باشد. كه هر يك از اين مسؤوليت‏ها مي‏تواند ضمانت قانوني داشته باشد. اما در مقابل تصور كنيد اگر اين ضوابط موجود نباشد، فرزندي كه حاصل مي‏شود تكليف‏اش چيست؟ در اينجا مرد مي‏تواند اين فرزند را به مرد ديگري نسبت دهد و از پذيرفتن مسؤوليت او شانه خالي كند. به همين جهت است كه در كشورهاي پيشرفته‏ي دنيا كانونهائي وجود دارد تا چنين فرزنداني را سرپرستي كند. آيا اين وضع را مي‏پسنديد؟ 3. كساني كه نمي‏توانند بار مسؤوليت پيمان دائم را بر دوش بكشند، عقد منقطع بهترين راه براي ارضاء جنسي آن‏ها است. 4. دختر و پسري كه مي‏خواهند با يكديگر ازدواج نمايند، لازم است كه هر چه بيشتر و بهتر با خصوصيات يكديگر آشنا شوند در همين راستا نكاح منقطع مي‏تواند يك دوره‏ي آزمايشي براي ازدواج دائم باشد كه افراد سنتي و مذهبي خيلي خوب از اين نهاد مي‏توانند استفاده كنند. اين نوع ازدواج موقت در بين مسيحيان آمريكا نيز مورد توجه قرار گرفته است. (سید رضي شيرازي، بن بستهاي اجتماعي، صفحه‏ 15) دوست گرامی؛ شما نیز به عنوان جوانی که سالها در این جامعه زندگی کرده اید به این مسأله اذعان می کنید که اگر به غرايز طبيعي انسان، به صورت صحيحي پاسخ گفته نشود، براي اشباع آنها متوجه راه‏هاي انحرافي خواهد شد؛ زيرا اين حقيقت قابل انكار نيست كه غرايز طبيعي را نمي‏توان از بين برد و فرضاً هم بتوانيم از بين ببريم، چنين اقدامي عاقلانه نيست و به نوعي، مبارزه با قانون آفرينش است. بنابراين راه صحيح آن است كه آنها را از طريق معقولي اشباع نموده و از آنها در مسير سازندگي و کمال بهره‏برداري كنيم. از سویی راه صحیح و مناسب ارضای غریزه سرکش جنسی ازدواج است. اكنون اين مسأله پيش مي‏آيد كه در بسياري از شرايط و محيط‏ها، افرادي به دلایل مختلف موجّه یا غیر موجّه قادر به ازدواج دائم نيستند. اين موضوع به خصوص در عصر حاضر به شكل حادتري رخ نموده است؛ چرا كه سن ازدوج، بر اثر طولاني شدن دوره تحصيل و مسائل پيچيده اجتماعي، بالا رفته و كمتر جواني مي‏تواند در سن پايين ـ يعني در داغ‏ترين دوران غريزه جنسي ـ اقدام به ازدواج كند. با اين وضع، چه بايد كرد؟ آيا بايد مردم را به سركوب كردن اين غريزه (همانند رهبان‏ها و راهبه‏ها) تشويق كرد؟ يا اينكه آنان را در برابر بي‏بند و باري جنسي، آزاد گذاشت و شاهد صحنه‏هاي زننده بود؟ و يا آنكه راه سومي را در پيش بگيريم كه نه مشكلات ازدواج دائم را به بار آورَد و نه آن بي‏بند و باري جنسي را؟ ازدواج موقّت از نيازهاي ضروري جامعه اسلامي است که اگر در غياب نكاح دائم تجويز نشود، افراد براي ارضاي روحي و جنسي خويش به روابط آزاد و نامشروع روي مي‏آورند و بديهي است كه اين روابط آزاد از هيچ انضباط و نظم و تعهدي برخوردار نيست. عدم وضع و تبيين قوانين کارآمد و در نتيجه عدم اطلاع کافي از مسئوليت ها و احکام از دواج موقت به طوري که برخي فکر مي کنند با صرف خواندن يک صيغه کار تمام است ،باعث شده فرهنگ اجتماعي امروز جامعه ما هنوز پذيراي آن نباشد. از آنجا که مسلماً ازدواج موقّت از نظر هزينه و نيازهاي ديگر، همانند ازدواج دائم نيست و طبيعتاً براي اكثر جوانان قابل دسترسي خواهد بود،اگر بدون اتخاذ تدابير و قانونمندي‏هاي لازم صورت پذيرد، بي‏شك عوارض نامطلوب بهداشتي و روحي براي فرد و جامعه در بر خواهد داشت. عدم آشنايي با احکام ازدواج موقت و فراهم نبودن شرايط فرهنگي و اجتماعي جامعه امروز عوارضي را براي ازدواج موقت به دنبال دارد که ما در ادامه به آن اشاره مي نماييم. الف- پيامدهاو عوارض نامطلوب فرهنگي – اجتماعي 1- متاسفانه وضعيت فرهنگي کنوني جامعه به گونه اي است که غالبا مردم به کساني که مرتکب فحشا مي گردند با ديد اغماض نگاه مي کنند ولي کسي را که ازدواج موقت کرده فرد بي بند وباري تلقي مي کنند. درنتیجه متاسفانه ,اين مساله عاملي خواهد بود براي ايجاد سوءظن نسبت به كساني كه اين شيوه را انتخاب كرده‌اند و این باعث دشواریهایی در ازدواج دائمی آینده خواهد شد. 2- بروز برخي نابساماني‌هاي اجتماعي (مثلا بلاتكليفي اولادي كه از اين طريق به دنيا مي آيند ). 3- عدم پذيرش اين نوع ازدواج از سوي خانواده‌ها 4- ممکن است جوانان با عدم اطلاع مناسب از فلسفه چنين ازدواجی و با توجه به شرايط اقتصادی کنونی جامعه بخواهند از اين راهکار برای گريز از زير بار مسئوليت زندگی دائمی بهره جويند و در تشکيل خانواده(از طريق ازدواج دائم) كه ركن اصلي جامعه است سست شوند که این اتفاق برای کسانی که غرق ازدواج موقت شده اند، فراوان رخ داده است و این تهدید کانون مهم خانواده است. 5- ممکن است مردانی که زندگانی خود را بر پايه هوی و هوس زود گذر بنا نهادند بخواهند با متعه‌ای که با دادن مهر بسيار اندک انجام می‌دهند، پايشان را از گليم خود خارج نمايند و زندگی دائمی خود را به جهنمی سوزان و درگيری ها و نزاع ها تبديل کنند. 6- مواردي زیادی نيز ديده شده که زناني که به اصطلاح صيغه مي شوند داراي شوهر بوده و يا اينکه ممکن است در ميان دو ازدواج موقت، از نگه داشتن عده خودداري کرده باشند و این یعنی درگیر یک گناه کبیره شدن. 7- گاه نيز برخي از اين زنان سعي مي کنند از طرقي خود را به اين مردان بچسبانند و آنها را مجبور به ازدواج دايم نموده و يا از آنان اخاذي نمايندالبته در مواردی که طرفین یکدیگر را میپسندند، ازدواج دائم، اتفاق درستی است که می افتد. ب-عوارض ازدواج موقت (صيغه) از نظر پزشکی 1-احتمال بالای انتقال ايدز و بيماری‌های تناسلی 2-چرخه‌ي پنهان انتقال بيماری‌ها ,از جمله مسایل نگران کننده هستند؛ زیرا عموما شناخت بسيار کمی بين طرفين متقاضی ازدواج موقت وجود دارد به طوری که پيشينه‌ی بهداشتی و پزشکی فرد برای طرف مقابل نامشخص است. دوست خوبم، تنها کساني از ظهر عاشوراي دنيا به سلامت عبور خواهند کرد که اهل صبر و بصيرت باشند. باز هم با ما سخن بگوييد. عباسعلی هراتیان

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#ازدواج موقت