اسلام و انتخاب همسر


سؤال :

سلام عليكم خسته نباشيد مي خواستم بدانم اسلام چه شرايطي را براي انتخاب همسر به ما گفته؟


جواب :

پرسشگر گرامي! همسر گزيني و تشكيل خانواده مهم ترين رويداد زندگي در دوره جواني است و تا پايان عمر بر جريان حيات و سعادت فرد تاثير مستقيم مي گذارد. انتخاب درست همسر مي تواند تا پايان عمر فرد را با طعم خوشبختي در زندگي دنيوي و لذت سعادتمندي در آخرت آشنا كند، برعكس چنانچه فرد در انتخاب همسر خود دقت كافي را نكند و در اين زمينه دچار خطا شود به غير از بدبختي و تيره روزي چيز ديگري در انتظار او نخواهد بود، از اينرو با توجه به اهميت اين امر لازم است كه فرد تمام تلاش خودش را بكند تا انتخاب مناسبي داشته باشد چراكه اشتباه در اين امر مي تواند آسيب هاي زيادي را به دنبال داشته باشد وحتي زندگي فرد را براي مدتي تحت تاثير قرار دهد، پس انسان بايد به دور از احساسات زود گذر با چشماني باز به بررسي تمام جوانب امر بپردازد وتصميمي عاقلانه و درست بگيرد .اولين گام براي انتخاب همسر شناخت دقيق ملاكهاي همسر مناسب كه در زير به بررسي آن مي پردازيم: از ديدگاه اسلام برخي از اين موارد لازم و ضروري است و به هيچ وجه قابل اغماض نيستند، اين شرايط را مي توان به عنوان ملاك هاي مطلق دانست كه در همه شرايط زماني ومكاني، براي يك همسر مناسب ضروري است. اما برخي ديگر در مواردي قابل اغماض هستند، بنابراين معيارهايي كه در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود دو نوع است . الف . آنهايي كه ركن و اساس اند و براي يك زندگي سعادتمندانه حتما لازم اند.(شرايط لازم ومطلق كه چشم پوشي از آن تحت هيچ شرايطي نبايد صورت پذيرد) ب . آنهايي كه شرط كمال هستند و براي بهتر و كاملتر شدن زندگي اند و بيشتر به سليقه و موقعيت افراد بستگي دارد. الف: شرايط لازم ومطلق 1.ايمان و دين دار بودن فرد ايمان و باورهاي صحيح مهم ترين ويژگي همسر مناسب است، زيرا انساني كه دين ندارد هيچ ندارد. انسان بي دين در حقيقت مرده ي متحرك است و كسي كه پاي بند به دين (كه اصلي ترين مسأله زندگي است) نباشد هيچ تضميني وجود ندارد كه پاي بند به رعايت حقوق همسر و زندگي مشترك باشد. انسان ديندار هرگز نمي تواند با همسر بي دين كنار بيايد و با هم زندگي سعادتمندانه اي داشته باشند .روايت شده شخصي درباره انتخاب همسر با رسول خدا (صل الله و عليه و آله) مشورت كرد، آن حضرت فرمود: «انكِحْ و عليكَ بِذاتِ الدّينَ» ازدواج كن ولي بر تو باد كه با زن دين‏دار ازدواج كني. در روايات متعدد آمده كه هدفتان در ازدواج، مال و زيبايي نباشد، بلكه ايمان و پاكدامني همسر را هدف اصلي قرار دهيد. پيامبر (صل الله و عليه و آله) فرمود: «هرگاه كسي با بانويي به خاطر ثروتش ازدواج كند، خداوند او را به همان ثروت واگذارد (واز بهره‏هاي ديگر محروم سازد) و كسي كه با زني براي جمالش ازدواج كند، امور ناپسندي از او ببيند، و هر كس به خاطر دينش با او ازدواج كند، خدا او را محروم نكند.» از ديدگاه آلپورت روان شناس غربي باور هاي ديني از جمله ارزش هايي است كه ساير ويژگي هاي انسان در پرتو آن شكل مي گيرد و در واقع آنچه كه به زندگي انسان معنا وجهت مي دهد اعتقاد و باورديني است، حال اگر در زندگي فردي ايمان ودين جايگاهي نداشت، زندگي او خالي از معيار وملاكي است كه بتواند براساس آن زندگي خود را معنا ببخشد. از اينرو در قرآن و متون ديني ايمان و دين مداري يكي از اساسي ترين معيارهاي ازدواج محسوب شده است.(بقره 221) براساس مضمون اين آيه،ازدواج با افراد بي ايمان، فرد را از سعادت اخروي باز مي دارد، بنابراين چنين ازدواجي نبايد صورت پذيرد. 2 . اخلاق نيك منظور داشتن صفات و خلق و خوهاي پسنديده در نظر عقل و شرع و رفتارها و تعاملات مناسب در زندگي ،سازگاري و مدارا با افراد است. اساس زندگي زناشويي، تفاهم وهمكاري است كه اين امور فقط در پرتو حسن اخلاق فراهم مي شود. امام علي(عليه السلام) مي‏فرمايد: «بِحُسْنِ الاَْخْلاقِ يَطيبُ الْعَيْشُ» با خوش اخلاقي ، زندگي نيكو و مطلوب مي‏گردد. ملكات فاضله و اخلاق كريمه است كه باعث نشاط و شادابي در زندگي شده و دشواريها را برطرف و اضطرابها و نگراني‏ها را از بين مي‏برد و بداخلاقي جسم و روح انسان را فرسوده مي‏كند و عامل مهم پيري زودرس است؛ ازاينرو پيامبر گرامي اسلام(صل الله و عليه و آله) پيوسته در دعا چنين مي‏فرمود: «اَللّهُمَّ اِنّي اَعُوذُبِكَ... مِنْ زَوْجَةٍ تُشيبُني قَبْلَ اَوانِ مَشيبي»؛ خدايا! به تو پناه مي‏برم از همسري كه قبل از رسيدن پيري، پيرم كند. زندگي مشترك زناشويي، داراي فراز و نشيب هايي است كه برخورد صحيح با آن نياز به روحيه‏اي قوي و اخلاقي پسنديده دارد. زن و مرد اگر از اين مزيّت، بهره‏اي نداشته باشند، نمي‏توانند با تفاهم و همكاري متقابل بر مشكلات زندگي چيره شده، بار سنگين آن را به مقصد برسانند. چنانچه هر يك از طرفين از اخلاقي نيكو و رفتاري شايسته برخوردار نباشد، طرف ديگر هر چند خوش اخلاق هم باشد، زندگي به كامش تلخ خواهد شد. از آنجا كه اصلاح صفات ناپسند، در صورت ريشه‏دار بودن آنها، نياز به تلاش طاقت‏فرسا و زماني طولاني دارد، بايد از همان ابتدا به صفات اخلاقي همسر توجّه كرد، تا در سايه انتخاب همسري خوش‏اخلاق، زندگي سعادتمندانه‏اي پي ‏ريزي شود. حسين بن بشار واسطي به امام رضا(عليه السلام) نامه نوشت كه يكي از بستگانم خواستار ازدواج با من است، ولي بداخلاق است؛ حضرت فرمود: اگر اخلاقش بد است، با وي ازدواج نكن. بنابراين، خوش اخلاقي همسر، نقش مؤثري در زندگي انسان دارد و بايد مورد توجه كامل قرار گيرد؛ زيرا آنچه مايه سازش و تحكيم روابط است، حسن خلق است، نه امور مادي، مانند ثروت و زيبايي. 3. تقوا برخورداري از تقوا در حدي كه فرد از گناهاني مانند زنا وشراب خواري پرهيز كند و به طورعلني و آشكار مرتكب گناه نشود. اين ملاك نيز مطلق است ودر صورتي كه روشن شود فرد مورد نظر فاقد چنين تقوايي است ، برگزيدن او مناسب نخواهد بود 4.سلامت جسماني ورواني اين شرط جزءشرايط لازم يك همسر مناسب است، بنابراين چنانچه به بيماري جسمي لا علاج يا بيماري شديد رواني دچار باشد، انتخاب او به عنوان همسر، كاركردها واهداف مورد نظر ازدواج را تامين نمي كند، به همين جهت، فقها در مواردي از نقصان جسماني ورواني، ازدواج راقابل فسخ مي دانند. 5. شرافت و اصالت خانوادگي منظور از آن نجابت و پاكي خانواده است زيرا ازدواج دختر و پسر تنها پيوند و تركيب دو فرد نيست بلكه پيوند دو خانواده است و نمي توان گفت من مي خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كاري به خانواده و فاميلش ندارم، زيرا اين فرد شاخه اي است از اين خانواده و از ريشه هاي همان درخت خانواده تغذيه كرده است و صفات اخلاقي، روحي عقل و جسمي آن خانواده را از راه وراثت و محيط و عادات به اين فرد منتقل كرده است .پيامبر (صل الله و عليه و آله) در حديثي مي فرمايند : «إيّاكم و خَضْراءَالدِّمنِ، قيلَ: يا رسول اللَّه و ما خَضراءُ الدِّمَنِ؟ قال: المَرأة الحَسناءُ في مَنبِت السُّوءِ» ؛ از خضراء الدمن (گياه روييده در ميان كثافات) بپرهيزيد. گفته شد: اي رسول خدا! خضراءالدمن چيست؟ فرمود: زن زيبارويي كه در خانواده‏اي فاسد رشد كرده است. امام صادق(عليه السلام) به ابراهيم كرخي فرمود: «با دختري ازدواج كن كه از 1 ـ خانواده اصيل و نيك باشد 2ـ داراي اخلاق خوب باشد 3ـ در او آمادگي براي فرزند دار شدن باشد 4 ـ شوهرش را در امور دنيا و آخرت ياري كند.» 6. عقل در واقع همان نور افكني است كه جاده زندگي را روشن مي كند و بايد زن و شوهر براي اداره ي زندگي و تربيت فرزندان از نيروي عقل و فهم مجهز برخوردار باشند و رشد عقلي كافي پيدا كرده باشند همان طور كه ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و كم عقل نهي فرموده اند.امير مؤمنان علي(عليه السلام) فرمود: «ايّاكُم و تزويجَ الحَمقاء، فانَّ صُحْبَتَها بَلاءٌ و ولَدَها ضِياعٌ»؛ از ازدواج با زنان كم عقل دوري كنيد، چرا كه همنشيني با آنها بلا است، و فرزندان آنها دچار تباهي است. هم چنين امام صادق(عليه السلام) مي‏فرمايد: «ايّاكم و تزويج الحَمقاء فَانَّ صُحبَتَها بَلاءٌ و ولدها ضياع»؛ بپرهيزيد از ازدواج با «احمق»! زيرا، مصاحبت و زندگي با او بلاست و فرزندانش نيز تباه مي‏شوند. ملاك هاي غير ضروري منظور ازاين ملاك ها،ملاك هايي است كه رعايت آن لازم نيست اما به هر مقدار اين ملاك ها رعايت شود موجب سازگاري بيشتر همسران مي شود. اين ملاك ها ركن اساسي نيستند و بدون آنها نيز زندگي قابل قبول ممكن است. 1.تناسب فرهنگي از آنجا كه يكي از تناسب هايي كه بايد مورد توجه دختر و پسر قرار گيرد تناسب فرهنگي است يعني اگر از دو فرهنگ متفاوتي باشند كه ممكن است به تعارض منجر شود و پايه هاي زندگي مشترك را سست كند، بهتر آن است كه از آن صرف نظر كرد. اين موضوع و تشخيص آن بستگي به اندكي تحقيق و بررسي و آشنايي بيشتر با سطح فرهنگي فرد مورد نظر دارد و مي توان آن را در جلسات گفتگو و رفت و آمد روشن كرد. 2. زيبايي بين زيبايي، به ويژه زيبايي زن، و افزايش جاذبه جنسي ارتباط معناداري وجود دارد، اما با وجود اهميتي كه عنصر زيبايي دارد، نمي توان آن را معياري ضروري به شمار آورد؛ چرا كه اگر فرد حتي با زيباترين دختر دنيا ازدواج كند، بعد از مدتي اين زيبايي براي وي عادي مي شود و ديگر آن جلوة اوليه را نخواهد داشت. جذابيت ظاهري گستره اي بيش از سال هاي نخست زندگي مشترك را در بر نمي گيرد. ضمن اين كه زيبايى يك معيار و اندازه معين و قانون استاندارد ندارد بلكه تا حدودى به سليقه افراد بستگى دارد. حتى ممكن است فردى در نظر كسى زيبا باشد و در نظر ديگرى زشت. نكتة مهمي كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه هر چند زيبايي معياري ضروري به حساب نمي‌آيد، ولي طرفين در مجموع بايد از لحاظ زيبايي و قيافة ظاهري مورد پسند يكديگر باشند و براي همديگر جذابيت داشته باشند. در هر صورت زيبايي و تناسب ظاهري در حفظ و تقويت عفت و ايمان تأثير دارد؛ زيرا اگر همسر فرد از حد نصاب كافي براي زيبايي برخوردار باشد، چشم و فكر و عمل وي متوجه ديگران نخواهد شد و حسرت زيبايان بيگانه را نخواهد خورد و خداي ناكرده به همسرش خيانت نخواهد كرد. 3. تحصيلات ميزان تحصيلات را نمي توان به مثابة عامل اصلي و معيار ضروري در انتخاب همسر در نظر گرفت؛ زيرا برخورداري از سطوح عالي تحصيلاتي همواره مستلزم برخورداري از سطوح عالي بينش و نگرش نيست. ضمن اين كه افزايش سطح معلومات گاه تنزل سطح اخلاقي افراد را به همراه مي آورد. (غرور علمي، حسادت، حق ناپذيري، مجادله و ...). البته معمولاً تحصيلات بالا با فهم و شعور و درك بالاي افراد از زندگي همراه است مخصوصاً وقتي كه افراد گرفتار غرور و خودپسندي و ديگر صفات مذموم اخلاقي نشوند. بنابراين مي‌توان تحصيلات بالا را به عنوان يك امتياز به حساب آورد. لذا معمولاً توصيه مي‌شود كه تناسب تحصيلي طرفين رعايت شود. يعني ازدواج يك فرد بي‌سواد و يا داراي تحصيلات كم با فردي كه تحصيلات بالايي دارد توصيه نمي‌شود. اما در هر صورت اين معيار را نمي‌توان معياري ضروري به حساب آورد. 4.همساني اجتماعي همساني اجتماعي كه مي تواند در قالب وحدت نژادي، قومي، طبقة اجتماعي، محل سكونت و ... تصور شود، به نزديك تر شدن افق فكري زوجين و سازگاري بيشتر آنها منجر مي گردد. ولي معياري اصلي نيست زيرا: همساني دختر و پسر در معيارهاي اساسي، تأثير اختلاف اجتماعي را تا حدود بسياري كاهش مي دهد. در آنجا كه دو طرف از لحاظ معيارهاي اساسي انتخاب همسر هماهنگ نباشند، صرف اشتراك اجتماعي مشكلي را حل نمي كند و بر عكس در موقعيت هايي كه همسران از جهت معيارهاي اصلي، همسان باشند، ناهماهنگي اجتماعي تأثيري جدي بر تزلزل خانواده نخواهد داشت. اسلام هماهنگي اجتماعي همسران را به عنوان عاملي ضروري در نظر نگرفته و حتي در مواردي آن را ناديده گرفته است. مثل تأكيد پيامبر (صل الله و عليه و آله) به ازدواج زينب بنت جحش با زيد بن حارثه، و يا ازدواج بعضي از ائمه (عليهم السلام) با كنيزاني كه به ظاهر شأن اجتماعي پاييني داشتند ولي مقام و منزلت معنوي آن بانوان باعث شد كه لايق مقام مادري معصومين‌(عليهم السلام) باشند. 5. سن دختران از لحاظ زيستي چند سال زودتر از پسران به بلوغ جنسي مي‌رسند، همان گونه كه زنان زودتر از مردان قابليت باروري را از دست مي‌دهند و تمايلات جنسي در مردان ديرتر از زنان فروكش مي‌كند. از اين رو، دختران بايد چند سال زودتر از پسران ازدواج كنند تا از اوايل دوره اي كه هيجانات جنسي و قابليت باروري در آنها بروز مي‌كند، شوهردار باشند و در آخر دوره نيز تقريباً همزمان با شوهران خود از فعاليت هاي جنسي فاصله گيرند. علاوه بر اين، خانم‌ها به خاطر سختي‌هاي دوران بارداري، زايمان، شيردهي و مشكلات تربيت فرزندان معمولاً زودتر از مردان شكسته مي‌شوند. ضمن اين كه تقريباً در همه جوامع مردان مسئول اصلي تأمين مخارج مالي خانواده‌اند؛ و اين باعث مي‌شود تا زماني كه از جهت اقتصادي آمادگي تأمين و اداره خانواده را نداشته باشند، نتوانند ازدواج كنند، اما از ناحيه دختران اين الزام اقتصادي وجود ندارد و آنها مي‌توانند پس از بلوغ ازدواج كنند. بر اساس نكات فوق بهتر است سن مرد آماده براي ازدواج از سن زن چند سالي بيشتر باشد. اما چنانچه زوجين از جهت معيارهاي اصلي انتخاب همسر، مثل اخلاق و ايمان داراي هماهنگي لازم باشند، و با آگاهي از پيامدهاي ناهمساني سني ازدواج كنند، صرف ناهمساني سني نمي‌تواند زمينه ساز اختلاف و ناسازگاري شود. به عبارت ديگر تفاوت سني بين دختر و پسر، يكي از معيارهاي ضروري به حساب نمي‌آيد به ياد داشته باشيد گل بي خار خداست، بنابراين در انتخاب همسر واقع نگر باشيد و نقاط ضعف و قوت فرد مورد نظر را در كنار يكديگر بررسي كنيد وسپس از ويژگي هاي او معدل گيري كنيد و با دقت بررسي كنيد كه آيا با اين معدل فرد مورد نظر مي تواندهمسر مناسبي براي شما باشديا نه. براي اينكه بتوانيد به يك تصميم صحيح و عاقلانه اي برسيد بهتر است با افراد مورد اعتماد خويش، والدين، يا اقوام نزديك دلسوز و عاقل و داراي تجربه مشورت كرده و با دقت كافي تصميم مناسبي اتخاذ فرماييد. منبع: خانواده از نگرش اسلام و روان شناسي؛ محمد رضا سالاري فر زهرا محمدی

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#معیارهای انتخاب همسر