نیاز به دوست


سؤال :

داشتن دوست، چقدر مهمه؟ آيا حتماً بايد يه دوست صميمي داشته باشيم؟ من دوست صميمي ندارم و نمي خوام داشته باشم چون هيچكس را از ديدگاه احاديث، شايسته دوست بودن و قابل اعتماد بودن نديدم حتي رازهامو با خانواده درمیان نمي گذارم، اين بده؟ اصلا هم از وضعيتم ناراحت نيستم. لطفا مشاوره بدهيد.


جواب :

پاسخ اجمالی: داشتن دوست یکی از نیازهای اصلی زندگی انسان است. انسان برای داشتن یک زندگی متعادل نیاز به دوست دارد. فردي كه از حمايت اجتماعي و دوستان خود برخوردار نيست و دچار تنهايي مزمن شده است، در خطر ابتلا به بيماري های قلبي عروقي قرار دارد و حتي در معرض ابتلا به افسردگي، اضطراب و روآوردن به اعتياد قرار مي گيرد. پاسخ تفصیلی: پرسشگر محترم، اينكه شما تمايلي به داشتن دوستي صميمي نداريد مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد، چرا كه دوستي نيازي ذاتي و اجتماعي است و هر شخص همواره اين نياز را احساس مي كند و از نداشتن دوست احساس ناراحتي مي كند و شما نيز تا حدودي نگران اين موضوع هستيد كه تصميم به مشاوره گرفته ايد. امروزه روان شناسان معتقدند انسان يك موجود زيستي، اجتماعي، معنوي و رواني است. به عبارت ديگر مي گويند يكي از ابعاد انسان سالم، بعد اجتماعي است. فرد سالم بايد بتواند در جامعه ارتباط برقرار كند و شبكه اجتماعي براي خود بسازد. اين شبكه اجتماعي كمك مي كند كه فرد بتواند از عهده چالش ها و مشكلات زندگي خود برآيد. امروزه نقش استرس در بروز بسياري از بيماري ها ثابت شده است و تحقيقات نشان داده آن چه باعث بروز بيماري مي شود خود استرس نيست بلكه استرس از طريق مجموعه اي از متغيرها تاثيرگذار است، يكي از اين متغيرها حمايت اجتماعي از فرد است. فردي كه از حمايت اجتماعي كافي برخوردار نيست و دچار تنهايي مزمن شده است، در خطر ابتلا به بيماري های قلبي عروقي قرار دارد و حتي در معرض ابتلا به افسردگي، اضطراب و روآوردن به اعتياد قرار مي گيرد. در مقابل هرچه حمايت شبكه اجتماعي از فرد قوي تر باشد، احتمال اين كه فرد به بيماري مبتلا شود كمتر مي شود و اگر هم دچار بيماري شد، سريع تر بهبود پيدا مي كند، گفته مي شود كساني كه حمايت اجتماعي كافي دارند معمولا استرس كمتري تجربه مي كنند و همين طور فردي كه دچار مشكلات اقتصادي شده است و شبكه اجتماعي قوي تري دارد، كمتر استرس تحمل مي كند زيرا در اين شبكه ياد مي گيرد چطور با استرس خود كنار بيايد. هم چنين تحقيقات ثابت كرده است افرادي كه حمايت اجتماعي كافي دريافت مي كنند، آمار مرگ و مير كمتري دارند، شايد بتوان گفت دوستي براي انسان مثل آفتاب است براي گل ها، همان طور كه گل ها براي رشد و نمو نياز به آفتاب دارند، انسان هم براي رسيدن به تكامل به دوست و حمايت اجتماعي نياز دارد. احساس تنهايي در همه افراد وجود دارد و تا حدي كه مزمن نشود مورد نياز انسان است. وقتي احساس تنهايي مي كنيم و فكر مي كنيم يك نياز ارضا نشده داريم كه بايد آن را برآورده كنيم طبيعي است كه از تنهايي لذت ببريم. اما زندگي منفعلانه و دست روي دست گذاشتن و انزواطلبي به سلامت روان صدمه مي زند. اصولا سه نوع تنهايي در روان شناسي تعريف شده است: «تنهايي موقعيتي» تنهايي است كه به علت تغيير مكان اتفاق افتاده و موقت است. در اين شرايط فرد نياز دارد شبكه اجتماعي خود را در محيط جديد بسازد و دوستان جديدي بيابد. گاه «تنهايي رشدي» رخ مي دهد يعني فرد در شبكه نياز به تنهايي دارد تا بتواند به رشد و استقلال برسد و «تنهايي دروني» هم زماني است كه انسان بعضي مهارت ها يا اعتماد به نفس كافي را ندارد. تنهايي لزوما براي افراد درون گرا مثبت نيست و تمايل به برقراري روابط اجتماعي در مورد همه انسان ها چه درون گرا چه برون گرا وجود دارد و تنهايي بيش از حد و مزمن نيز براي همه زيان بار است. براي مقابله با تنهايي گاه لازم است نوع تنهايي را شناسايي كنيم و نگذاريم تنهايي به انزواي شديد و مزمن تبديل شود. افزايش شبكه دوستان و مهارت هاي دوست يابي مي تواند در اين مورد بسيار كمك كننده باشد اما آن چه بسيار مهم است اين كه در اصلاح مشكلات رفتاري بايد باورهاي نادرستي را كه در مورد مشكل به وجود آمده است، عوض كنيم. اين باورهاي غلط باعث كاهش اعتماد به نفس و منفعلانه برخورد كردن وي با مشكل مي شود. اين شيوه باعث افسردگي و اعتياد مي شود زيرا فرد گمان مي كند دچار نقص شخصيت غيرقابل اصلاح شده است. بنابراين اولين گام اين است كه دريابيم احساس تنهايي نشانه يك نياز برآورده نشده است. نياز به يادگيري يك مهارت يا اصلاح رفتار يا تغيير باورهاي نادرست. بايد دانست همه انسان ها در مقاطعي از زندگي احساس تنهايي مي كنند اما برخي اجازه نمي دهند احساس تنهايي بر آن ها غلبه كند. در مباحث روان شناسي از دوست با اصطلاح «همسال» ياد مي شود. همسالان از جمله عواملي است كه بعد از خانواده در رشد، هدايت و اصلاح رفتارهاي اجتماعي بيشترين تأثر را دارد. اين عامل، اعتقادات، آداب و رسوم، رزشها و نيز زبان و فرهنگ را به ديگر افراد منتقل مي كند. همسالان را مي توان يك يك سازمان غير رسمي دانست كه معمولا از افراد هم سن و سال تشكيل شده است. همسالان به افرادي گفته مي شود كه در يك سطح رفتاري با يكديگر تعامل دارند و يا در چند صفت مشترك، همسانند. رسول خدا (صل الله عليه وآله): «انسان بر دين دوستش خواهد بود ، بنابراين هر يك از شما دقت كند كه با چه كسي دوست مي شود».[1] حضرت علي (عليه السلام) در مورد گرايش افراد به يكديگر چنين مي فرمايد:«روح و روان انسانها متفاوت و مختلف است پس هركدام به ديگري شبيه باشد به او نزديك مي شود، و البته مردم از نظر رواني به همسنخ خود تمايل بيشتري دارند».[2] حضرت علي ابن موسي الرضا نيز بياني روشن از دوستي دارند:«مردم را به وسیله دوستانشان بيازماييد؛ زيرا انسان تا صفتي همگون و مناسب روحیه خود را در ديگري نديده و آن را نپسندد با او طرح دوستي نمي ريزد».[3] بنابراين دوستي همسالان مبتني بر صفت يا صفات مشترك است. اهميت دوستي احساس تعلق و وابستگي به ديگر انسانها از اساسي ترين نيازهاي فردي است كه در زمينه هاي مختلفي از جمله روابط با همسالان بروز مي كند و بر رشد رواني، جسمي و اجتماعي فرد تأثير مي گذارد. فرهنگ همسالان از فرهنك اجتماع بزرگتر متأثر است، لكن همسالان واسطه هاي انتقال آداب و رسوم اجتماعي از نسلي به نسل ديگر محسوب مي شوند؛ زيرا معلومات كودكان درباره رفتارهاي اجتماعي و شكل ارتباط با ديگران بيشتر از طريق همسالان منتقل مي شود. دوستان از طريق معاشرت، با ارزشهاي گوناگوني آشنا شده و از راه تبادل ارزشها مسائل فراواني را ياد مي گيرند. آنها علاوه بر آنكه در بين خود آزادي بيشتري دارند در صورت داشتن زندگي سالم، كمبود محبت والدين را هم جبران كرده، از بروز مشكلات احتمالي جلوگيري مي كنند. آنچه در روابط همسالان اهميت دارد وابستگيهاي خاصي است كه بين آنان ايجاد مي شود. دوستان براي يكديگر تكيه گاهي هستند كه به هم احساس امنيت مي دهند. همسالان حكم درمانگران قابل اعتماد و سرمشقهاي رفتاري را براي يكديگر دارند. اين كنشهاي متقابل با دوستان باعث مي شود كه آنها احساسات و عقايد يكديگر را هرچه بيشتر درك كنندو در برابر آن حساس باشند. نقش دوستي در رشد كودك نقش خانواده و همسالان، با هم متفاوت است. گرچه رابطه كودك و والدين عميق تر و بادوام تر است، كنشهاي متقابل بين همسالان از آزادي و برابرنگري بيشتري برخوردار است كه مي تواند شالوده اي براي رشد صلاحيت و عدالت اجتماعي، استعداد، عشق ورزيدن و ... به شمار رود. بايد گفت رفتار كودكان بر اثر كنش متقابل همسالان بسيار زودتر از دوره نوجواني دستخوش تغيير مي شود. اين كنشهاي متقابل همسالان از عوامل مهم در رشد صلاحيت اجتماعي و شناختي كودكان به شمار مي رود. همسالان از راههاي منحصر بفرد و عمده اي در شكل گيري شخصيت، رفتار اجتماعي، ارزشها و نگرشهاي يكديگر دخالت دارند. كودكان از طريق سرمشق دهي اعمال قابل تقليد، تقويت يا تنبيه پاسخهاي خاص و ارزشيابي فعاليت هاي يكديگر بازخوردي كه به يكديگر مي دهند، در يكديگر تأثير مي گذارند. تأثير همسالان در رشد اجتماعي نياز به تعلق و وابستگي از اساسي ترين نيازهاي فرد است. همسالان علاوه بر اينكه اين نوع نياز را برطرف مي سازند، خود عامل مؤثري در رشد اجتماعي به شمار مي روند. گروه دوستان مهارتهاي مهمي را به يكديگر ياد مي دهند كه در توان بزرگسالان نيست. و اما با توجه به آموزه هاي دين مبين اسلام بايد ياد آوري كنم كه هدف زندگي انسان مومن قرب به خدا است و فلسفه دوستي از نظر اسلام همراهي در راه خدا است. دوست يعني كسي كه در مسير خدايي شدن با شما همراهي مي كند و رفيق راه است و كمك كار شما است. از طرفي نيز چون انسان فطرتا موجودي اجتماعي است، داشتن روابط اجتماعي - به ويژه شكل دوستي آن - يك ضرورت بي ترديد و انكارناپذير است و عقل و انديشه هر انساني وي را به داشتن چنين ارتباطي رهنمون مي گردد و توصيه هاي ديني نيز ما را به اين عمل ترغيب مي كند. آنگونه كه علي بن ابيطالب ( عليه السلام ) مي فرمايند: «فقد الاحبه غربه ؛ انسان بي دوست غريب است»[4] و يا در روايت ديگري امام معصوم (ع ) مي فرمايند: «التودد نصف العقل»[5] به هر حال افراد مردم گريز ناقص العقل تلقي شده اند چه تودد معادل نصف عقل و انديشه قرار داده شده است . بنابراين بايد در جلب دوستي كوشيد چه اسلام در بين مكاتب بيشترين توجه و اهتمام را به دوستي داده و دارد. درخت دوستي بنشان كه كام دل به بار آرد / نهال دشمني بركن كه رنج بي شمار آرد دوست ورفيق در شكل گيري شخصيت افراد نقش بسيار مهمي دارد؛ زيرا حالات و اقوال و افعال انسان به سرعت تحت تاثير همنشين قرار مي گيرد. فراوانند كساني كه بخاطر داشتن دوستان نا اهل و كم خرد دچار خسارتهاي جبران ناپذير شده اند و بالعكس, چه انسانهايي كه در اثر همنشيني با دوستان پاك و صادق و دانا از انحراف و فساد نجات يافته اند. دوست خوب مي تواند هم در دنيا و هم در آخرت يار و مددكار انسان باشد؛ چنانكه اهل جهنم از نبود آن در قيامت رنج مي برند و مي گويند : فما لنا من شافعين و لا صديق حميم.[6] امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند : منزلت دوست چندان والاست كه حتي دوزخيان نيز پيش از خويشاوند دلسوز و مهربان, از او كمك مي طلبند و او را صدا مي زنند. خداوند از زبان دوزخيان مي گويد : فما لنا من شافعين و لا صديق حميم ( ما را شفيعاني نيست و نه دوستي مهربان ) پس به خاطر نقش مهمي كه يك دوست در سرنوشت انسان دارد و موجبات سعادت يا شقاوت انسان را فراهم مي كند بايد در انتخاب آن كمال دقت نظر را به خرج داد. پيامبر اكرم ( صلي الله عليه واله ) در اهميت گزينش دوست خوب مي فرمايند : الرجل علي دين خليله , فلينظر احدكم من يخالل : انسان به دين دوستش است ؛ پس هر يك از شما بنگرد كه با چه كسي دوستي مي كند.[7] در پايان بايد اشاره كنم كه جدايي در اين دنيا معني و مفهوم دارد و جزو قوانين گريز ناپذير اين دنياست. جدايي از پدر، مادر، شهر، همسر، شهر و محله همگي ممكن الوقوع هستند.وليكن چه بسا دوستان خوبي كه در آخرت نيز با هم خواهند بود. و صرف اينكه بالاخره بايد جدا شد دليل منطقي براي تلاش نكردن در رابطه با يافتن دوستي مناسب نخواهد بود و با توجه به مزاياي داشتن دوست خوب بايد در اين راه اهتمام ورزيد. با توجه به مباحث بالا نتيجه مي گيريم كه تمايل شما به تنهايي در صورتي كه هميشگي باشد طبيعي و قابل توجيه نيست و مسلما دلايل رواني خاصي دارد. حال ما از شما پرسشگر محترم تقاضا داريم كه با مراجعه حضوري به يك مشاور دليل تمايل خود را پيدا كنيد و يا با تامل در مطالب بالا خود به كندو كاو ذهن و روان خود بپردازيد و پس از يافتن دليلي منطقي براي حل مشكل و آگاهي از راه حل ما از ما مشاوره بگيريد. *** ما براي رسيدن سريع به جواب مناسب، دلايل زير را مطرح مي كنيم که ممكن است يك يا چند مورد از آن ها دليل تمايل شما به تنهايي باشند: 1- افسردگي و عدم لذت بردن از شرايط و وضع موجود زندگي 2- عدم داشتن اعتماد به نفس 3- سابقه ي شكست در يك رابطه دوستي 4- داشتن باور هاي غلط درباره دوستي 5- عدم تجربه ي يك دوستي واقعي (تمايل به تنهايي نوعي مشكل پيشرونده است يعني اگر لذت يك رابطه دوستي را نچشيده باشيد، به مرور زمان بيشتر از تنهايي خود لذت خواهيد برد و تمايلتان به ارتباط كمتر خواهد شد. 6- عوامل محيطي 7- عوامل ژنتيكي و خانوادگي اگر همه اين عوامل در شما تا حدودي وجود دارند ممكن است با پيشرفت اين علائم به اختلال اضطراب اجتماعي مبتلا شويد و براي پيشگيري از آن باز به مشاوره بپردازيد. چشم به راه مكاتبات بعدي شما هستيم. موفق و پيروز باشيد.

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#سایر مباحث دوستی