می خواستم رابطه دوستی مان را كم كنم ولی ...


سؤال :

دوستي دارم كه يك سال از من كوچكتر است. ما در يك مدرسه بوديم و الان حدود يك سال و نيم است كه وارد دانشگاه شده و با من هم رشته اي است و در فواصل مختلف مياد كه من درس يادش بدم؛ به همين واسطه خيلي رابطه مان صميمي شده و تقريبا به هم وابسته شديم. چند باري می خواستم رابطه دوستی مان را كم كنم ولی او با عناوين مختلف كه چرا محل نمي ذاري و يا اگه كاري كردم ببخشيد، دوباره رابطه را زياد كرده. گاهی هم وقتي با هم هستيم رطوبتي از من خارج ميشه بدون اينكه كار حرامي انجام بديم نمي دونم چيه؟ من هم دوستش دارم.خواهشمندم راه كار عملي و مصداقي براي حل اين مسئله بفرماييد؟ ممنون.


جواب :

برادر گرامي، اهتمام شما به تطبيق رفتارها و انديشه هايتان با چارچوبهاي منطقي و محكم دين و دستاوردهاي درست روانشناختي، قابل تقدير است. ارتباط با شما را قدر مي دانيم. دوست خوبم؛ تفسير باريكتر از مو و تيزتر از شمشير بودن پل صراط همين است. گاهي فاصله محبت و شهوت، يك خط باريك است. عقل و ايمان حكم مي كند در مورد علاقه به دوستانتان بسيار مراقب باشيد. روح و جسم شما، امانتي است كه قرار است سالهاي سال شما را براي رسيدن به موفقيت ها و كمالات فراوان همراهي نمايد. يك روح پاك و غير وابسته به مخلوق، يك ذهن منطقي و آگاه و ايماني چون كوه، شما را به اوج خوشبختي خواهند رساند؛ لذتهاي مادي و معنوي اي كه لايق آنهاييد. دام هاي شيطان در اين آخرالزمان، غفلت و لذت طلبي، بسيار پيچيده تر و لطيف تر شده است. گاهي دو حس عاطفي و جنسي، به شكل ناخودآگاه با يكديگر تداخل مي كنند و ضربات سختي بر پيكرۀ روح و انديشۀ فرد وارد مي آورد؛ ضمن اينكه آيندۀ معنوي و مادي وي را تحت تاثير منفي خود قرار خواهد داد. در ادامه بيشتر در مورد رابطه دوستي و آسيبهاي افراط در آن با شما سخن مي گوييم. دوست گرامي، بدون ترديد انسان داراي يك سلسله نيازهاي مادي و غيرمادي است و رشد و كمال او نيز در گرو ارضاي صحيح و به موقع اين نيازهاست. يكي از مهمترين نيازهاي انسان، نيازهاي عاطفي است. عواطف انسان از بدو تولد تا پايان عمر بايد ارضا شود و الا دچار مشكل مي شود. نياز به محبت ورزيدن به ديگران و مورد محبت ديگران واقع شدن دقيقا يك نياز عاطفي است. اين نياز در طي مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگي شكل هاي مختلفي پيدا مي كند و در هر دوره اي به گونه اي متناسب با آن زمان بايد ارضا شود. در دوره نوزادي از طريق والدين به خصوص مادر با بوسيدن نوزاد، در آغوش گرفتن او و نگاه هاي محبت آميز مادر به او و با چسباندن او به خود نياز كودك ارضا مي شود. در اين دوره تأمين نيازهاي عاطفي كودك به اندازه نيازهاي فيزيولوژيكي مانند آب و غذا و پوشاك براي رشد نوزاد ضرورت دارد. در دوره كودكي تأمين اين نياز توسط اعضاي خانواده و همه كساني كه به نحوي با كودك ارتباط دارند تأمين مي شود. در دوره نوجواني از طريق دوستان و گروه همسالان و در دوره جواني از طريق دوستان، خويشاوندان و همسر به اين نياز پاسخ داده مي شود. روان شناسان علت وابستگي انسانها را به يكديگر همين نيازهاي عاطفي مي دانند. اگر اين نيازها از همان اول به طور صحيح و به موقع تأمين شود نوزاد، كودك و نوجوان وابستگي ايمن پيدا مي كند و الا وابستگي ناايمن و مرضي در او شكل مي گيرد، يعني در عين حال كه به ديگران وابسته است ولي احساس امنيت كافي نيز نمي كند و مستعد انواع اختلالات رواني مانند بيماري هاي اضطرابي، افسردگي و... مي شود و دير يا زود به دامن يكي از اين بيماري هاي رواني فرو مي غلتند. گفتني است اساس و پايه دوستي ها در سن نوجواني و جواني كه با جذبه و شور زيادي همراه است، غالبا بر مبناي عواطف و احساسات شكل مي گيرد و نه بر اساس منطق و عقل. مقدمه اين دوستي ممكن است جذابيت يك فرد از نظر ظاهري يا شخصيتي يا پاره اي از صفات اخلاقي باشد كه او را براي فرد ديگر دوست داشتني مي سازد كه توانسته در روح و روان او تأثير عميقي بگذارد و خلأ عاطفي اش را به وسيله آن پر كند. ماهيت اين دوستي گرچه در ابتدا دوستانه، پاك و بي شائبه است، ولي امكان آلوده شدن آن به مسايل ديگر وجود دارد. زماني كه اين علاقه به اوج خود مي رسد، آنها را دچار سرگرداني مي كند كه اكنون چه بايد بكنند. اين سرگرداني ممكن است با بعضي آثار مخرب ديگري همراه شود. لازم به ذكر است جواناني كه از روحيه عاطفي بيشتري برخوردارند و اجتماعي تر و خونگرم هستند تحت تأثير احساسات و عواطف ديگران بيشتر واقع مي شوند. علاقه و وابستگى به دوستان تا وقتى كه موجب اخلال در برنامه زندگى و كارى انسان، مزاحمت با حقوق والدين، مشغوليت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ايمان نگردد اشكالى ندارد، بلكه اگر در راستاى اصلاح و قوّت بخشيدن به اين امور باشد بسيار خوب و مفيد خواهد بود، البته بهترين سياست در اين مسائل، ميانه‏روى است و زياده‏روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشكلات ذكر شده خواهد گشت، در نتيجه اگر بخواهيد در اين مسأله در حد اعتدال رفتار نماييد درباره مشكلات آن فكر كنيد و سعى كنيد خود را قانع كنيد كه افراط در اين زمينه به ضرر روح و سلامت روان شماست. علاوه بر اين كه افراط در اين گونه دوستى‏ها گاهى اثر عكس مى‏گذارد و روابط دوست با انسان به جاى گرمى به سردى مى‏گرايد. زيرا افراط موجب به وجود آمدن توقع زياد مى‏گردد و ممكن است يك طرف نتواند پاسخگوي اين توقعات باشد. همچنين تذكر اين نكته ضروري است كه افراط در اينگونه وابستگي ها به زندگي آينده آنها به صورت جدي آسيب مي رساند زيرا با هزينه كردن عواطف بيش از حد معمول با دوستان، باعث مي شوند در آينده نتوانند روابط عاطفي و جنسي مطلوبي با همسر خود داشته باشند زيرا هر انساني داراي يك منبع محدودي از انرژي رواني است و همين طور كه توانايي جسماني او محدود است انرژي هاي رواني او نيز محدود است بنابراين بايد اين انرژي ها را به موقع، به تدريج و با احتياط هزينه كرد. يكي ديگر از آسيب هاي خطرناك وابستگي هاي افراطي، ضعيف شدن اراده و محدود شدن قدرت انتخاب است زيرا افراد وابسته در تصميم گيري هاي خود نيز به ديگران وابسته مي شوند و نمي توانند به موقع و به نحو صحيح تصميم بگيرند. پس در رابطه با مشكلى كه دوستي شما با آن مواجه است توجه به چند نكته الزامى است : 1- دوست و دوست يابى از نيارهاى واقعى زندگى است و داراى فلسفه خاصى است؛ اما آنچه مهم است اين است كه در اين راستا همچون ديگرجنبه‏هاى زندگى رعايت اعتدال لازم و ضرورى است. به عبارت ديگر علاقه به دوست، احساسى پاك و لطيف است، اما همواره بايد عواطف با تعقل همراه باشند. ولى به نظر مى‏رسد عقل و منطق اين مقدار ابراز علاقه را تاييد نكند. 2- انسان در برابر هر يك از نعمت‏هاى الهى - از جمله دوست خوب - همواره بايد بداند كه بالاخره روزى آن را از دست خواهد داد. بنابراين دل سپارى در برابر هر چيز بايد به گونه‏اى باشد كه فقدانش موجب آزار انسان نگردد. 3- سعى كنيد نسبت به دشوارى دورى از دوستان خونسرد باشيد. مسلما به تدريج رنج اين فراق كاهش خواهد يافت و عادى خواهد شد. 4- روابط اجتماعى خود را افزايش دهيد تا عمل جانشينى به طور عادى انجام گيرد. 5- با سوق دادن خود به مسايل معنوي مي توانيد از اين گذرگاه به راحتي عبور كنيد. 6- مي توانيد به صورت تدريجي از دوستان خود جدا شويد اين كار را مي توان با محدود كردن روابط، كم كردن ملاقات هاي يكديگر و در نهايت ترك رابطه انجام داد. 7- در صورت ترك دوستي، از امور و يا نشانه هايي كه شما را به ياد دوستتان مي اندازد اجتناب كنيد. 8- نكته مهم در صورت ترك رابطه اين است كه بايد جدايي به صورت غير ملموس و كاملا طبيعي اتفاق بيفتد و علت آن را حتي دوست شما نفهمد. 9- بدانيد دوستي هاي غير متعادل كه دربالا به آن اشاره شد انسان را از همه مسايل، اعم از اجتماعي ،اقتصادي ،تحصيلي و...عقب مي اندازد. 10- خداوند هر كس را به نحوي مي آزمايد و شايد آزمون شما تصميم گيري درباره همين مورد حساس باشد پس بدانيد نمرات بالا در امتحان باعث آرامش و شادي هميشگي درون و روان انسان خواهد شد. 11- افكار خود را كنترل كرده و اشتغالات ذهني مفيد براي خود فراهم كنيد. 12. حالت شما تا حدودى از مظاهر تجرد در جوانى است و اقدام به ازدواج، رابطه دوستي را به تعادل خواهد رساند. برادر محترم، همراهي با شما در عبور از ناملايمات و ابهامات زندگي، افتخاريست كه خداوند را برآن شاكريم. موفق باشید. منتظر مکاتبات بعدی شما هستیم.

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#حدود روابط