دارم ديوونه ميشم


سؤال :

من ديپلم دارم چند وقتی است كه عاشق و دلباخته دختري شدم كه خودش هم خبرنداره تازه چند ماه ديگه بايد خدمت سربازي بروم روم هم نميشه به خانواده ام بگم_اگه مي تونيدكمكم كنيد آخه دارم ديوونه ميشم.


جواب :

گفتي كه ترا شوم مدار انديشه دل خوش كن و بر صبر گمار انديشه كو صبر و چه دل كانچه دلش مي‌خوانند يك قطره خونست و هزار انديشه برادر گرامي، جاي خوشحاليست كه با جواني در ارتباطيم كه روح پاك او اتفاقي شيرين را تجربه كرده و ذهن منطقي اش درپي دوائيست كه او را از اين درد جانكاه رهايي بخشد. از اينكه صادقانه سوال خود را مطرح نموديد، متشكريم، اما اي كاش در مورد خودتان، خانواده خودتان و آن دختر و شرايطتان بيشتر توضيح مي‌داديد، تا ما بتوانيم بهتر شما را راهنمايي كنيم؛ مثلا: از كجا با اين دختر آشنا شديد؟ چقدر مي‌شناسيدش؟ آيا او تمام ويژگي‌هاي يك همسر خوب را دارد؟در موردش تحقيق كرديد يا فقط عاشقش شديد؟ فكر مي‌كنيد اگر خانواده خودتان از اين موضوع باخبر شوند با ازدواج شما موافقت كنند؟ خانواده دختر چي؟ولي با توجه به برداشتي كه از سوال شما داريم مطالبي را خدمت شما تقديم مي كنيم؛ دوست عزيز بايد بگوييم كه به راستي اين علاقه پرشور شما همان عشق آتشيني است كه نويسندگان و شاعران در همه سرزمين‌ها و فرهنگ‌ها از آن ياد كرده‌اند و روان‌شناسان در بيان ويژگي‌هاي نوجواني آن را «عشق رمانتيك» ناميده‌اند. محبتي پاك و بي‌آلايش، آرامش برانداز و شور آفرين و هيجاني ويژه كه آميزه‌اي از رنج و شادي، نگراني و اميد و شيدايي و شور را با خود دارد. دانشجوي عزيز، عشق و محبت يكي از ويژگي‌هاي انسان سالم است. اگر عشق را از هستي بگيريم، چيزي جز نيستي نخواهد ماند. محبت، به همه رفتارها و انديشه هاي انسان معنا مي دهد و قادر است همه اتفاقات عالم را ترجمه كند. تاثير محبت تا آنجاست كه امام مهربان ما، امام باقر (عليه السلام) مي فرمايند: «آيا دين چيزي جز محبت است؟» اگر به عقل مصلحت انديش كه آينده‌اي روشن و بسامان را براي شما در جامعه مي‌خواهد، ماجراي اين دلدادگي را بگويند، نصيحت و ملامت مي‌كند: كه اي جوان خوب و پاك‌انديش! اگر عشق به يك دختر يا يك پسر در مسير ازدواجي سالم و استوار قرار نگيرد، تو را در منجلاب هوس سرنگون مي‌كند و يا به وادي افسردگي و نوميدي فردي مي‌اندازد. شمار زيادي از نوجوانان يا جوانان عاشق كه چنين عشق پاك و گرمازايي دارند، به تدريج و با فاصله گرفتن از محبوب، نديدن او و تا اندازه‌اي جايگزين كردن ياد او با انديشه‌ها ديگر (البته مثبت و متعالي) و پرداختن به امور سازنده و سالم از قبيل درس، هنر، ورزش، خواندن متون عرفاني و حضور در مجالس مذهبي لذتبخش، از درماندگي و نااميدي درآمده‌اند و در سالهاي بعد در گنج‌خانه دلشان جايي كوچك و زيبا براي خاطره آن عشق فراهم ساخته‌اند. تا آنجا كه توانسته‌اند از بيكاري دوري جسته‌اند تا ذهنشان، جولانگاه خيال محبوب نباشد. هر چيزي كه ايشان را ياد معشوقه مي‌اندازد از خود دور مي‌كنند. شايد آنها هم فهميده‌اند اينكه كمتر از 5 درصد عشق هاي نوجوانان و جوانان منجر به ازدواج و تشكيل خانواده در جواني و بزرگسالي مي شود، نشانه اشتباه بودن ادامه اين مسير است. آنها در تجربه‌هاي مشابه دقت كرده‌اند كه تنها چيزي كه از اين جريان عايد دختر يا پسر نوجوان مي شود افت تحصيلي، افسردگي، تغيير مسير زندگي آينده خود و طرف مقابل و حتي گاهي خانواده‌هاست. اينان در عين اينكه از اعتماد به نفس خوبي برخوردارند، مي‌دانند كه با ياري ديگران (بويژه بزرگترها) راه را با اطمينان و سرعت بيشتري مي‌پيمايند. گاهي آنقدر براي خود، احساسات طرف مقابل و خانواده‌ها ارزش قائل‌اند كه از يكي از بزرگترها كه به او نزديكتر است مي‌خواهند مراقب او باشد تا خلاف تصميمش انجام نشود. ارتباط خود با دوستان خوب همجنس را توسعه مي‌دهند تا جايگزين رابطه عاشقانه قبل گردد. اينان، صبورند، مي‌دانند عشق آتشفشاني نوجواني به اين راحتي از دل نمي‌رود، به خدا توكل دارند و به او اعتماد، امامان مهربان را به ياري مي‌طلبند و از زندگي مادي و معنوي خود لذت مي‌برند. اما اندكي از نوجوانان و جوانان رنجور از عشق، شايد بدليل پيشينه تربيتي و بافت خانوادگي خود، نتوانسته‌اند از اين دوران گذار به سلامت عبور كنند. عدم وجود اعتماد بنفس كافي در اين افراد براي گذر از اين مرحله خطير و كنترل افكار و رفتارها و بدست گرفتن تقدير آينده باعث مي‌شود سالها بعد اينان را كه نه به وصال محبوب و نه به بلنداي شادكامي و موفقيت رسيده‌اند ببيني كه همچنان لنگ لنگان وادي زندگي را مي‌پيمايند و ناله سر‌مي‌دهند. اينان بارها از چاله يك عشق در آمده‌اند و در چاه عشقي ديگر افتاده‌اند. به اين نكته دقت نداشته‌اند، ازدواج قرارداد اجتماعي دوطرفه‌اي است كه به همراه خود تعهد، مسووليت‌هاي سنگين و پايبندي به بسياري از موارد را به دنبال دارد كه معمولا توانايي عمل به اين تعهدات به‌طور صحيح در نوجوانان يا جوانان كم‌سن وجود ندارد و بعد از يك تصميم‌گيري ناپخته و صرفا احساسي در انتخاب شريك زندگي، پس از مدتي زندگي مشترك، جوان متوجه اشتباه خود در تصميم‌گيري شده و تصميم به طلاق مي‌گيرد و يا با ادامه زندگي دچار مشكلات شديد خانوادگي مي‌شود. حال كه فرصتها را از دست داده‌اند، به اين نتيجه رسيده‌اند ايجاد جدل در خانواده و مخالفت با نظر درست والدين و بي‌احترامي به آنها، از بركت زندگي‌شان كاسته است. چه دانستم كه اين سودا، مرا زين سان كند مجنون دلم را دوزخي سازد، دو چشمم را كند جيحون چه دانستم كه سيلابي، مرا ناگاه بربايد چو كشتي ام در اندازند، ميان غلزم پر خون زند موجي بر آن كشتي كه تخته تخته بشكافد كه هر تخته فروريزد ز گردشهاي گوناگون سوز و گدازتان را كه سرشار از صفا و پاكي است ارج مي‌نهيم و از خداوند مي‌خواهيم با راهنمايي فرزانه‌اي دلسوز در گروه نخست قرار گيريد و از سرگرداني و پريشاني خاطر، رها شويد. پس دوست عزيز: 1. تنها راه عاقلانه و شرعي كه شما را به مقصود مي رساند، ازدواج است كه اين اتفاق با موافقت خانواده شما و معشوقتان انجام مي‌پذيرد. 2. در امر ازدواج نبايد قبل از انتخاب، عاشق و دلباخته‏ي كسي شد (نه پسر نسبت به دختر و نه دختر نسبت به پسر) البته علاقه در حدّي كه انگيزه‏اي شود براي انتخاب اشكالي ندارد بلكه لازم است. اما اگر اين علاقه تبديل به عشق شد مشكلات زيادي از جمله فقدان شناخت درست و واقع بينانه از طرف مقابل را به دنبال خواهد داشت؛ زيرا روح حاكم بر اين گونه احساسات و علاقه مندي ها، عشق‏ورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام مي‏فرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند. در حالي كه تصميم‏گيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. چنين علاقه مندي هايي راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور مي‏سازد و اجازه نمي‏دهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. 3- انسان نسبت به جنس مخالف شديدا وسوسه مي شود و شايد هيچ وسوسه اي قوي تر از اين نباشد. اما حقيقت اين است كه اين وسوسه ها سطحي و گذرا است. يعني تصورات ذهني انسان نسبت به جنس مخالف(و به طور كلي به ماديات) اين مطلب را به انسان القا مي كند كه ارتباط با آنها و در كنار آنها بودن چه قدر لذت بخش است، وي وقتي خود را به آنها مي رساند، مي بيند اصلا اين طور نيست و چيزي زيادي به دست نياورده است و آن چيزي كه به دست آورده ارزش اين همه ناراحتي، تلاش و انتظار را نداشته است. بايد به نعمت هاي پايدار دل بست نه به دنياي زودگذر. 6- ازدواج يك امر مقدسي است كه در سرنوشت آدمي مؤثر است. پس نبايد با اين موضوع بسيار مهم، برخورد احساسي كنيم و تسليم احساساتمان شويم. بلكه بايد با آن كاملا عاقلانه كنار بياييم. عقل به ما مي گويد براي ازدواج دو راه بيشتر نداري، يا امكان آن برايت فراهم نيست و نمي تواني ازدواج كني، كه در اين صورت بايد موقتا از آن چشم پوشي كني و از كارهايي كه غريزه جنسي تو را تحريك مي كند بپرهيزي و تا امكان آن فراهم نشده صبور باشي،آيه قرآن هم در اين مورد مي فرمايد: (وليستعفف الذين لايجدون نكاحا) يا امكان آن فراهم است و از جهات سني، اقتصادي، خانوادگي، تحصيلي و غيره آمادگي آن را داري، از راه خودش يعني خواستگاري توسط والدين و بزرگترها اقدام كن. 7- به احساس خود در سنين نوجواني و آغاز جواني نبايد خيلي اطمينان كنيد. به تجربه ثابت شده عشق هايي كه در اين سن ايجاد مي شوند نه واقعي هستند و نه پايدار و بيشتر ناشي از غليان احساس هستند. بايد سعي كنيد از دلبستگي در اين سن پرهيز كنيد و به خودتان فرصت بدهيد تا قدري عاقلانه تر با مسايل مهم زندگي مانند ازدواج برخورد نماييد. ازدواج يكي از مهمترين حوادث زندگي انسان است و نقش مهمي در سرنوشت، سعادت و خوشبختي و همچنين ناكامي و شقاوت انسان دارد لذا بايد با دقت كافي همه جوانب مسأله مد نظر قرار گيرد و غفلت از هر بعدي از ابعاد اين مسأله مي تواند پيامدهاي ناگوار و جبران ناپذيري را به دنبال داشته باشد. اي جوان دوست داشتني اگر به اين نتيجه رسيديد كه فعلا شرايط ازدواج شما فراهم نيست يا اين دختر شرايط لازم در مورد يك همسر خوب را ندارد يا به هر دليلي تصميم گرفتيد او را فراموش كنيد به نكات زير توجه كنيد: زدست ديده و دل هر دو فرياد كه هر چه ديده بيند دل كند ياد بسازم خنجري نيشش ز فولاد زنم بر ديده تا دل گردد آزاد گفتني است نيازهاي عاطفي و غرايز ديگر در ايام جواني، آدمي را به سوي «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مي‏دهد كه البته اين يك امر طبيعي و غريزي است و كمتر مي‏توان راهي براي گريز از آن پيدا كرد. آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلاني بر احساسات و پرهيز از مخاطراتي است كه ممكن است فرد را به گرفتاري‏هاي مختلف روحي و جسمي دچار سازد. حال چه بايد كرد؟ 1. قبول كنيد كه فراموش كردن فردي كه انسان به او علاقه دارد و دائم ياد او در ذهنش تداعي مي شود، كاري سخت و دشوار است. انسان مثل كامپيوتر يا آدم آهني نيست كه با تغيير يك برنامه، رفتارش تغيير كند. انسان موجودي است پر از عواطف و احساسات و همين احساسات و عواطف هستند كه گاهي اوقات او را در تصميم گيري ها و اجراي برنامه هايش با مشكل مواجه مي سازند. بسياري از اوقات فرد از لحاظ عقلي و منطقي به تصميمي مي رسد، ولي به راحتي نمي تواند آن تصميم را عملي كند. مثلا اگر شما خودتان به اين نتيجه رسيده ايد كه بايد اين فرد را فراموش كنيد اما اجراي اين تصميم برايتان مشكل است؛ ولي مطمئن باشيد كه اين كار شدني است و هرگز غير ممكن نيست. گمان نكنيد كه در صورت فراموشي او دنيا به آخر مي رسد(علاوه بر اينكه دختر خوب كم نيست باز هم پيدا مي شود و براي خدا هم كاري ندارد كه بهتر از اين را نصيبتان كند). طبيعتاً در مدتي هم كه او را فراموش كنيد كاملا بر خودتان و فكر و ذهنتان مسلط مي‌شويد و بهتر مي‌توانيد در مورد آينده تان تصميم بگيريد. البته انجام كارهاي مهم و بزرگ بدون تحمل سختي‌ها و مشكلات امكان‌پذير نيست، اما ديري نمي‌پايد كه شهد شيرين پيروزي و موفقيت، خستگي را از تن انسان بيرون مي‌كند. 2. فراموشي فردي كه به او علاقه داشته ايد و دائماً فكر و ذكرتان ياد او بوده است، و به قول خودتان اگر يك روز نبينيدش مريض مي شويد(البته ما اين حرف شما را جدي نمي گيريم چون به شما باور داريم كه مي توانيد بر خودتان مسلط شويد و با توكل به خدا هر كار مورد رضاي او را انجام دهيد) نياز به زمان دارد. نبايد از خودتان انتظار داشته باشيد به راحتي بتوانيد ياد او را از صفحه ذهنتان پاك كنيد. اما حتما مي توانيد، پس عجله نكنيد و مأيوس هم نشويد. يكي از مصاديق صبر و شكيبايي، صبر در سختي هاست. پس بر خودتان مسلط باشيد و باور داشته باشيد كه با توكل بر خدا مي توانيد اين راه را طي كنيد. 3. واقعيت اين است كه، عشق و علاقه زياد به دختري كه به حسب ظاهر نمي توانيد و شرايط مهيا نيست كه با ازدواج كنيد اين علاقه به او چه سودي براي شما دارد؟ مسلما نه تنها سودي ندارد بلكه باعث مي شود فرصت هاي عالي را براي ساختن آينده اي واقعي، از دست بدهيد. 4. هرگونه ارتباط را با فرد مذكور قطع كنيد. (ملاقات‏هاي رو در رو و ..). 5. اگر امكان ديدن او را داريد، از نگاه كردن به او يا حرف زدن با او جدّا قطع كنيد باز هم تذكر مي‏دهيم نگاه خود را كنترل كنيد اگر ما فقط به يك آيه قرآن، «قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم...»، (نور، آيه 30( كه زنان و مردان را از نگاه كردن به يكديگر نهي مي‏كند عمل مي‏كرديم هرگز اسير اين مشكلات نمي‏شديم. 6. از فكر كردن به او و ازدواج تخيّلي با او اجتناب كنيد و هرگاه فكر او به ذهن شما خطور كرد بلا فاصله خود را به فكر ديگري و كار ديگري مشغول كنيد. 7. سعي كنيد حساسيت مثبت خود را نسبت به او از بين ببريد. 8. به خودتان تلقين كنيد كه «من مي‌توانم راهي را كه انتخاب كرده‌ام بپيمايم». 9. هرچه بيشتر درباره ازدواج موفق، شرايط و امكانات و معيارهاي لازم در انتخاب همسر تفكر و مطالعه كنيد و زود تصميم گيري نكنيد(در صورت تمايل اين معيارها را مي توانيد در مكاتبات بعدي از ما بخواهيد) 10. با افراد با تجربه، دلسوز و مورد اعتمادتان (بويژه والدين) در اين مورد مشورت كنيد و از تجارب آنها (موفقيت ها و شكست هاي آنها) استفاده كنيد. مطمئنا شكست ها و يا عدم موفقيت هاي آنان را مي توانيد فراروي خود قرار دهيد تا شما تجربه نكنيد تا دچار حسرت و خسران شويد. 11. يكي از نعمت هاي خداوند به انسان فراموشي است شايد خودتان هم ديده باشيد كه بستگان نزديك شخصي از دنيا مي روند در روزهاي اول او فكر مي كند كه ديگر دنيا برايش غير قابل تحمل است ولي به مرور زمان ممكن است روزها بگذرد ولي حتي براي چند ثانيه هم، يادي از آن مرحوم نكند.شما چه بخواهيد و چه نخواهيد بعد از مدتي ايشان را فراموش خواهيد كرد والان تنها كاري كه مي توانيد بكنيد اين است كه سرعت اين كار را افزايش دهيد تا از ضررهاي روحي رواني ومادي اين افكار بكاهيد. 12. هرگاه فكر او به ذهنتان آمد، موضوع يا موضوعات مختلفى را در ذهن يا در دفترچه يادداشت خود داشته باشيد، به سراغ آن‏ها برويد و درباره‏ آن‏ها فكر كنيد. 13. هرگاه متوجه شديد ذهنتان ناخودآگاه به ياد او مشغول شده است، به خود چنين تلقين كنيد و بگوئيد «بس است» و سراغ كار مفيد ديگري برويد. بدين ترتيب تغيير حالت به وجود آمده، فضاى ذهنى‏تان را تغيير خواهد داد. 14. با توجه و تمركز روي مسائل معنوي به ويژه نماز و شركت در مراسم مذهبي به خود آرامش دهيد. 15. در اولين فرصت كه شرايط حداقلي براي ازدواج را پيدا كرديد، با خانواده خود صحبت كنيد و بگوييد كه نمي‌خواهيد خداي نكرده به گناه بيفتيد. 16.اگر خداوند فرد مناسبي را روزيتان نمود، ازدواج كنيد و عواطف و علاقه خود را در جهت صحيح هزينه كنيد. 17. روابط اجتماعي و دوستانه بيشتري با همسن و سالان خود برقرار كنيد. 18. هر روز حداقل ده دقيقه قرآن (با توجه به معنا و ترجمه آن) تلاوت كنيد. 19. با افراد مومن، موفق، با نشاط و اهل كار و فعاليت طرح دوستي بريزيد كه نقش بسيار زيادي در تقويت ايمان و اراده شما دارند. 20. سعي كنيد از بيكاري اجتناب كنيد و خود را با موضوعات مورد علاقه مشغول كنيد. مسائلي مانند مناجات با خدا، مطالعه، ورزش، كارهاي گروهي، كارهاي هنري و ... . 21. سعي كنيد از قرار گرفتن در تنهايي اجتناب كنيد مگر در مواقع ضروري. زيرا هنگام تنهايي آن فرد بيشتر در ذهن شما مجسم مي شود و ذهن و دل شما را به خود مشغول مي كند. 22. با مطالعه درباره خداوند و اولياي الهي محبت به خداوند و اوليائش را در خود تقويت كنيد زيرا كمال واقعي انسان با عشق به خداوند و كمالات معنوي تأمين مي شود و عشق ورزيدن به امور ديگر همه زودگذر و موقتي است. 23.همواره از خداوند بخواهيد كه آنچه موجب خوشبختي و سعادت شماست نصيب و روزي شما كند و آنچه كه خداوند براي شما مقدر فرمود به آن راضي باشيد كه سعادت شما در همان نهفته است و خير و صلاح شما در آن قرار دارد. 24. توكل به خدا و توسل به ائمۀ اطهار (عليهم السلام) را فراموش نكنيد. دوست خوبم، در پايان شاخه گلي از گلستان نبوي پيش كش شما مي كنيم: پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «آنچه از دنيا نصيب تو باشد، اگر ناتوان هم باشى، به تو مى رسد و آنچه به زيان تو باشد، به زور نمى توانى آن را از خود دور كنى. هركس به آنچه از دستش رفته اميد نداشته باشد، آسوده است و هر كس به آنچه خداوند روزى اش كرده، خرسند باشد، شادمان مى گردد.» (شيخ صدوق، الامالى، ص 225 و 393) برادر خوبم، ايمان واقعي به خدا و عمل صالح، تنها راهي است كه انسان را به منزلگاه موفقيت و سعادت مي‌رساند. سید عباس ساطوریان

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#عشق حقیقی و عشق مجازی