از طرف صاحب كارم به زور مورد تجاوز قرار گرفتم ...


سؤال :

دخترم و 27 سالمه. متاسفانه از طرف صاحب كارم به زور مورد تجاوز قرار گرفتم؛ حدود 3 تا 4 مرتبه سکس، و موقعي كه اعتراض مي كردم تنها حرفش اين بود كه خودتم خواستي و الا هر طور شده از زير دستم فرار ميكردي و من شديداً ازش ترسيدم و به هيچكس نمي تونستم هيچي بگم. بالاخره تصميمم رو گرفتم و بطور ناگهاني محل كارم رو ترك كردم و تمام شماره تلفنايي كه ازم داشت رو از بين بردم. اي كاش ميمردم و اين بي آبرويي رو پيش خدا و بنده خدا نمي ديدم. خواهش مي كنم راهنماييم كنين.


جواب :

خواهر محترم، وضعيت شما و رنجي كه متحمل آن شده ايد را درك مي كنيم؛ حتماً اكنون نيز در وضعيتي دشوار به سر مي بريد، اما بايد خدا را شكر نمود كه در اين مدت توانسته ايد با اعتماد به نفس و توكل بر خداي مهربان، سلامت روان خود را حفظ نماييد و انشاالله پس از اين نيز خواهيد توانست با توكل بر خداي حكيم، به رشد و ترقي معنوي و روحي بپردازيد و براي آينده خود تصميم سازي نماييد، ما نيز در اين مسير در كنار شما بوده و تا آنجا كه در توان داشته باشيم در طي اين مسير شما را همراهي خواهيم كرد. خواهر ارجمند، در ادامه با شيوه حل مساله، به بررسي مساله شما مي پردازيم. در اين شيوه از حل مساله، به تمامي راه ها و شيوه هايي كه مي توان مساله را حل كرد، اشاره مي گردد و پس از آن فرد تصميم گيرنده (شما)، با بررسي دقيق همه راه حل ها، از ميان آنها راه حل هايي كه مناسب تر بوده و امكان عملي ساختن آنها وجود دارد را بر اساس اولويت انتخاب نموده و در مقام عمل نيز با مشورت و به ترتيب اولويت وارد عمل خواهد شد. بنابراين در ادامه به تمامي نكاتي كه مي تواند در حل مساله شما مفيد باشد اشاره خواهيم كرد و در نهايت تصميم گيري را بر عهده شما خواهيم گذاشت. اما قبل از آن به اين مساله اشاره مي كنم كه لطفا به يك پزشك متخصص زنان (خانم) با تجربه مراجعه نماييد و يك نظر نهايي راجع به وضعیت پرده بكارت خود بگيريد. 1. معمولا افراد پس از قرار گرفتن در يك موقعيت بسيار سخت و استرس زا، به شدت از لحاظ روحي دگرگون شده، كه اين مساله سبب تحمل فشارهاي رواني شديد، در وي مي گردد و در مواردي نيز فرد گرفتار اختلالي به نام «تنيدگي پس ضربه اي يا استرس پس از حادثه» مي گردد كه علائم بارز آن تجربه صحنه تجاوز در خواب يا بيداري به صورت تصاوير، افكار يا ادراكها بوده كه سبب ايجاد اختلال در زندگي فرد شده و فرد متحمل همه يا برخي از اين علائم، مشكل خواب، تحريك پذيري، مشكل در تمركز، از جاپريدن، ... مي گردد و فرد در تعاملات و ارتباطات اجتماعي، حرفه اي يا ... دچار مشكل و اختلال مي گردد. در اين صورت اولين اقدام جهت بازيابي سلامت، مراجعه به يك روانشناس مجرب (خانم) مي باشد. 2. مساله خطرناك ديگري كه برخي از افراد مورد تجاوز قرار گرفته با آن مواجه هستند، احساس پليدي و ناپاكي است كه به شدت به آن مشغوليت ذهني پيدا كرده و به مرور زمان دچار يك وسواس فكري مي شوند، به گونه اي كه خود را در افكار و تصاوير ناپاكي غرق مي بينند و در اثر اين احساس ناپاكي و پليدي، دست به اقدامات بي فايده و بعضاً خطرناك مي زنند، در حالي كه اينگونه نيست و خداي مهربان هرگز نظام اين عالم را به گونه اي قرار نداده است و خود نيز اينگونه برخورد نمي كند كه فردي بي گناه، به دليل گناه ديگران دچار ناپاكي و عذاب گردد و به همين دليل در كتاب خود فرموده است، «هيچ كس بار گناه ديگري را بر دوش نمي گيرد» (سوره نجم، آيه 37) 3. مساله مهم ديگري كه در چنين شرايطي ممكن است براي فرد پيش آيد، ياس و نااميدي مي باشد، كه اين از حربه هاي اصلي شيطان بوده، به گونه اي كه به شدت در دل فرد آسيب ديده وسوسه مي كند و عدل خداي حكيم را زير سوال برده و فرد را نسبت به خداي مهربان بدبين مي نمايد و آينده را در نظر او سياه و تاريك جلوه مي دهد. در چنين وضعيتي فرد بايد بداند، درست است كه دچار سانحه اي تلخ و بسيار زجر آور شده و صحيح است كه در وضعيت بغرنجي به سر مي برد ،اما چنين فردي در آخر دنيا و در انتهاي راه نيست، بلكه تا انسان زنده است، امكان جبران گذشته، پيشرفت، و حركت به سوي سعادت را دارد. 4. پرهيز از قرار گرفتن در وضعيتي مشابه آنچه پيش از اين براي شما رخ داده است، (يعني نبودن در مكانها يا زمانهايي كه ممكن است سبب شود با آن فرد يا افرادي شبيه به او مواجه شويد)، براي جبران گذشته، كاهش آسيب ها و ساختن آينده، چرا كه احتمال تكرار آن واقعه وجود دارد. 5. يكي از اقداماتي كه فرد در اين نوع حوادث بايد انجام دهد، ايجاد يك فضاي امن و بدست آوردن يك پشتوانه مي باشد، چرا كه ممكن است فرد يا افراد مذكور بخواهند دوباره با او رابطه داشته باشند و يا اينكه با گفتن ماجرا به ديگران پاي آنها را وسط كشيده و آنها نيز بخواهند با تهديد، با او رابطه داشته باشند، يا از او اخاذي كنند؛ اما در چنين شرايطي وجود يك مرد، كه محرم اسرار باشد و از او حمايت نمايد، مي تواند همه ماجرا را ختم به خير نمايد و تنها مردي كه اين ويژگي ها را دارد، پدر و شايد برادر بزرگ، مي باشد. البته طبيعي است كه گفتن اين مساله به پدر يا برادر بسيار سخت خواهد بود و چه بسا عكس العمل آنها آنقدر تند و خشن و سخت باشد كه حتي فكر كردن به آن شما را به وحشت اندازد، اما پس از آنكه آتش غضب او فروكش نمايد، او حامي خوبي براي شما خواهد بود. البته اگر گفتن راز شما به پدر يا برادرتان در اين حالت امكان پذير نمي باشد، مي توانيد اين گزينه را در گوشه ذهن خود داشته باشيد و در صورتي كه احساس خطر كرديد، با اين اقدام از خود محافظت نماييد. همچنين بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه اين مساله بايد در حد يك راز ميان شما و او باقي بماند و حتي اگر گمان مي كنيد مادرتان فرد راز نگه داري نيست، او را در جريان قرار ندهيد. 6. اقدام ديگري كه پيش روي شما قرار دارد، شكايت كردن از فرد يا افراد مذكور مي باشد، يعني به دادگاه رفته و يك شكواييه تنظيم نماييد و مراحل آن اعم از پزشك قانوني و ... را طي نموده و افراد مذكور را به سزاي عمل خويش برسانيد. 7. بحث ترميم پرده بكارت گزينه ديگري است كه مطرح مي باشد و ما جهت آگاهي شما اين بحث را مورد بررسي قرار مي دهيم. اول، از لحاظ فقهي اكثر مراجع عظام تقليد اين عمل را حرام مي دانند و فقط برخي از مراجع مي فرمايند، اگر انجام اين عمل براي دختر ضروري باشد، مي تواند انجام دهد. دوم، از لحاظ قانوني اين عمل جراحي مورد تاييد قانون نمي باشد، بنابراين انجام اين عمل هزينه مالي مشخصي نداشته و هر پزشكي طبق ميل خود هزينه مي گيرد و انجام اين عمل نيز به صورت پنهاني صورت مي گيرد. سوم، برخي پزشكان متخصص و يا پزشك قانوني در شرايط خاص مي توانند تشخيص دهند كه پرده بكارت يك دختر ترميم شده است. 8. راهكار ديگر اين است كه شما به زندگي روزمره و عادي خود بازگرديد؛ تحصيل، هنر، روابط فاميلي، ... و هرگاه كه خواستگاري برايتان آمد، با بررسي شرايط، نسبت به خواستگاري او پاسخ دهيد. در اين مورد نيز نكاتي مطرح مي باشد : - گفتن حقيقت، يعني اينكه شما باكره نيستيد، به خواستگار، لزومي ندارد. - فردي كه به دختر بودن و باكره بودن اهميت زيادي مي دهد و سوال مي كند، طبعا مورد مناسبي براي شما نخواهد بود و بهتر است كه با يك بهانه او را منصرف نماييد، اما اگر فردي، نسبت به مساله بكارت حساس نبود، بهتر است كه به خواستگاري او پاسخ مثبت دهيد. - طبق نظر برخي از مراجع عظام تقليد، اگر عقد بر مبناي باكره بودن باشد، و شوهر پس از عقد بفهمد كه دختر باكره نبوده است، شوهر حق فسخ عقد را دارد، اما اگر عقد بر مبناي بكارت نباشد، شوهر حق فسخ را ندارد. - برخي از مراجع عظام تقليد، مي فرمايند كه اگر شوهر صريحا بگويد يا عقد صريحا بر باكره بودن دختر دلالت كند، در اين صورت مي توان گفت كه عقد مبني بر بكارت بوده و اگر اين طور نباشد، عقد بر مبناي بكارت نمي باشد و شوهر حق فسخ ندارد (با توجه به متفاوت بودن نظر مراجع، شما در هر بخش از مساله بايد نظر مرجع خودتان را از دفتر ايشان سوال نماييد) 9. به هر ترتيب اگر شما خواستگاري داشتيد كه با در نظر گرفتن شرايط به او پاسخ مثبت داديد، پس از آن در هر مرحله اي از مراحل خواستگاري تا ازدواج كه احساس كرديد، امور به گونه اي دارد پيش مي رود كه ممكن است عدم بكارت شما، فاش شود، بهترين كار اين است كه با يك بهانه ازدواج را بر هم بزنيد، البته بدون فاش كردن راز خود، چرا كه به هر حال مطرح كردن يك گناه، تبعاتي منفي خواهد داشت، زيرا هم از لحاظ شرعي اعتراف به گناه در نزد غير خدا صحيح نمي باشد و هم اينكه ممكن است فرد مذكور پس از آگاهي از راز شما، بخواهد از شما سوء استفاده يا اخاذي نمايد. 10. نكته بسيار با اهميت ديگر آنكه آنچه اتفاق افتاده است، يك راز ميان شما و خداي خودتان است و نبايد آن را هيچ جايي حتي به بهترين و صميمي ترين دوستتان يا شوهر آينده تان، بازگو نماييد، چرا كه به هر حال مطرح كردن این اتفاق، تبعاتي منفي خواهد داشت، زيرا هم از لحاظ شرعي اعتراف به انجام عمل زشت و ناپسند در نزد غير خدا صحيح نمي باشد و هم اينكه ممكن است فرد مذكور پس از آگاهي از راز شما، بخواهد از شما سوء استفاده يا اخاذي نمايد.

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#سایر موارد ارتباط