از دختری خوشم اومده


سؤال :

من از يه دختري خوشم اومده بهتر بگم عاشقش شدم مي خواستم بدونم اگه بهش ابراز علاقه کنم و زياد دور و ورش بپلکم البته اين رو بگم دختر از اقوام ما می باشد بد نيست؟


جواب :

برادر گرامي، جاي خوشحاليست که با جواني در ارتباطم که روح پاک او اتفاقي شيرين را تجربه کرده و ذهن منطقي اش درپي دوائيست که او را از اين درد جانکاه رهايي بخشد. از اينکه به ما اعتماد نموديد، متشکريم. برادر عزيز؛ دخترها، به پسراني تمايل دارند كه اهل رفتارهاي سبك و جلوه‌گري افراطي نباشند. خود شما دختري را كه دائم خود را در معرض شما قرار دهد، به عنوان همراه زندگي مشترك مي پذيريد؟ پس زيادي دور و ور او نپلكيد كه اين رفتار، او را از شما دور خواهد كرد، اگر او دختر لايق و باوقاري باشد. به راستي اين علاقه پرشور شما همان عشق آتشيني است که نويسندگان و شاعران در همه سرزمين‌ها و فرهنگ‌ها از آن ياد کرده‌اند و روان‌شناسان در بيان ويژگي‌هاي جواني آن را «عشق رمانتيک» ناميده‌اند. محبتي پاک و بي‌آلايش، آرامش برانداز و شور آفرين و هيجاني ويژه که آميزه‌اي از رنج و شادي، نگراني و اميد و شيدايي و شور را با خود دارد. عشق و محبت يكي از ويژگي‌هاي انسان سالم است. اگر عشق را از هستي بگيريم، چيزي جز نيستي نخواهد ماند. محبت، به همه رفتارها و انديشه هاي انسان معنا مي دهد و قادر است همه اتفاقات عالم را ترجمه کند. تاثير محبت تا آنجاست که امام مهربان ما، اما باقر (عليه السلام) مي فرمايند: «آيا دين چيزي جز محبت است؟» اگر به عقل مصلحت انديش که آينده‌اي روشن و بسامان را براي پسري در سن و سال شما در جامعه مي‌خواهد، ماجراي اين دلدادگي را بگويند، نصيحت و ملامت مي‌کند: که اي جوان خوب و پاک‌انديش! اگر عشق به يک دختر در مسير ازدواجي سالم و استوار قرار نگيرد، تو را در منجلاب هوس سرنگون مي‌کند و يا به وادي افسردگي و نوميدي فردي مي‌اندازد. چه دست نايافتني است پيوند همسري در اين سن کم و حتي سالهاي دراز و پرابهامي که در پيش داريد. بسياري از بزرگترها هم تجربه شيرين شوريدگي را در دوران جواني داشته‌اند. تجربه‌اي که نمي‌توان آن را با نثر و شعر و موسيقي و نقاشي که جلوه‌هاي بلند هنر انساني‌اند به تصوير کشيد. جانا حديث حسنت در داستان نگنجد رمزي ز راز عشقت در صد بيان نگنجد جولانگه جلالت در کوي دل نباشد جلوه گه جمالت در چشم و جان نگنجد در دل چو عشقت آمد سوداي جان نماند در جان چو مهرت افتد عشق رون نگنجد شمار زيادي از جوانان عاشق که چنين عشق پاک و گرمازايي دارند، به تدريج و با فاصله گرفتن از محبوب، نديدن او و تا اندازه‌اي جايگزين کردن ياد او با انديشه‌ها ديگر (البته مثبت و متعالي) و پرداختن به امور سازنده و سالم از قبيل درس، هنر، ورزش، خواندن متون عرفاني و حضور در مجالس مذهبي لذتبخش، از درماندگي و نااميدي درآمده‌اند و در سالهاي بعد در گنج‌خانه دلشان جايي کوچک و زيبا براي خاطره آن عشق فراهم ساخته‌اند. تا آنجا که توانسته‌اند از بيکاري دوري جسته‌اند تا ذهنشان، جولانگاه خيال محبوب نباشد. هر چيزي که ايشان را ياد معشوقه مي‌اندازد از خود دور مي‌کنند. شايد آنها هم فهميده‌اند اينکه كمتر از 5 درصد عشق هاي جوانان منجر به ازدواج و تشكيل خانواده در جواني و بزرگسالي مي شود، نشانه اشتباه بودن ادامه اين مسير است. آنها در تجربه‌هاي مشابه دقت کرده‌اند که تنها چيزي كه از اين جريان عايد دختر يا پسر جوان مي شود افت تحصيلي، افسردگي، تغيير مسير زندگي آينده خود و طرف مقابل و حتي گاهي خانواده‌هاست. اينان در عين اينکه از اعتماد به نفس خوبي برخوردارند، مي‌دانند که با ياري ديگران (بويژه بزرگترها) راه را با اطمينان و سرعت بيشتري مي‌پيمايند. گاهي آنقدر براي خود، احساسات طرف مقابل و خانواده‌ها ارزش قائل‌اند که از يکي از بزرگترها که به او نزديکتر است مي‌خواهند مراقب او باشد تا خلاف تصميمش انجام نشود. ارتباط خود با دوستان خوب همجنس را توسعه مي‌دهند تا جايگزين رابطه عاشقانه قبل گردد. اينان، صبورند، مي‌دانند عشق آتشفشاني جواني به اين راحتي از دل نمي‌رود، به خدا توکل دارند و به او اعتماد، امامان مهربان را به ياري مي‌طلبند و از زندگي مادي و معنوي خود لذت مي‌برند. اما اندکي از جوانان رنجور از عشق، شايد بدليل پيشينه تربيتي و بافت خانوادگي خود، نتوانسته‌اند از اين دوران گذار به سلامت عبور کنند. عدم وجود اعتماد بنفس کافي در اين افراد براي گذر از اين مرحله خطير و کنترل افکار و رفتارها و بدست گرفتن تقدير آينده باعث مي‌شود سالها بعد اينان را که نه به وصال محبوب و نه به بلنداي شادکامي و موفقيت رسيده‌اند ببيني که همچنان لنگ لنگان وادي زندگي را مي‌پيمايند و ناله سر‌مي‌دهند. اينان بارها از چاله يک عشق در آمده‌اند و در چاه عشقي ديگر افتاده‌اند. به اين نکته دقت نداشته‌اند، ازدواج قرارداد اجتماعي دوطرفه‌اي است كه به همراه خود تعهد، مسووليت‌هاي سنگين و پايبندي به بسياري از موارد را به دنبال دارد كه معمولا توانايي عمل به اين تعهدات به‌طور صحيح در جوانان يا جوانان كم‌سن وجود ندارد و بعد از يك تصميم‌گيري ناپخته و صرفا احساسي در انتخاب شريك زندگي، پس از مدتي زندگي مشترك، جوان متوجه اشتباه خود در تصميم‌گيري شده و تصميم به طلاق مي‌گيرد و يا با ادامه زندگي دچار مشكلات شديد خانوادگي مي‌شود. حال که فرصتها را از دست داده‌اند، به اين نتيجه رسيده‌اند ايجاد جدل در خانواده و مخالفت با نظر درست والدين و بي‌احترامي به آنها، از برکت زندگي‌شان کاسته است. چه دانستم که اين سودا، مرا زين سان کند مجنون دلم را دوزخي سازد، دو چشمم را کند جيحون چه دانستم که سيلابي، مرا ناگاه بربايد چو کشتي ام در اندازند، ميان غلزم پر خون زند موجي بر آن کشتي که تخته تخته بشکافد که هر تخته فروريزد ز گردشهاي گوناگون سوز و گداز جوانيتان را که سرشار از صفا و پاکي است ارج مي‌نهم و از خداوند مي‌خواهم با راهنمايي فرزانه‌اي دلسوز در گروه نخست قرار گيريد و از سرگرداني و پريشاني خاطر، رها شويد. پس: 1. تنها راه عاقلانه و شرعی که شما را به مقصود می رساند، خواستگاری از آن دختر بوسیلۀ والدینتان است، كه بعيد است با توجه به سن شما و شرايطتان، اين اتفاق با موافقت خانواده شماو آن دختر انجام پذيرد. 2. در امر ازدواج نبايد قبل از انتخاب، عاشق و دلباخته‏ي كسي شد (نه پسر نسبت به دختر و نه دختر نسبت به پسر) البته علاقه در حدّي كه انگيزه‏اي شود براي انتخاب اشكالي ندارد بلكه لازم است اما اگر اين علاقه تبديل به عشق شد مشكلات زيادي از جمله فقدان شناخت درست و واقع بينانه از طرف مقابل را به دنبال خواهد داشت ؛زیرا روح حاكم بر اين گونه احساسات و علاقه مندی ها، عشق‏ورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام مي‏فرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند. در حالي كه تصميم‏گيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. چنین علاقه مندی هایی راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور مي‏سازد و اجازه نمي‏دهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. 3- سؤال شما، نشان مي‌دهد به شدت اهل رعايت موازين شرعي، عرفي و عقلي هستيد. اين عالي است. به اين راه ادامه دهيد تا خداوند گشايشي در مشكلتان نمايد. 4- در روايات زيادي آمده است که از نگاه به نامحرم بپرهيزيد زيرا چه بسا يک لحظه نگاه به نامحرم، حزني طولاني و حسرتي زياد به دنبال داشته باشد. از اين سخن مي توان فهميد که گرچه نگاه کردن به نامحرم در ظاهر لذت بخش است ولي در باطن سبب حزن و ناراحتي و مشغوليت ذهني انسان مي رود و نتيجه اي جز تلخي و ناکامي ندارد. 5- انسان نسبت به جنس مخالف شديدا وسوسه مي شود و شايد هيچ وسوسه اي قوي تر از اين نباشد. اما حقيقت اين است که اين وسوسه ها اصلا واقعيت ندارند و اگر هم داشته باشند خيلي کم است. منظورم اين است که تصورات ذهني انسان نسبت به جنس مخالف (و به طور کلي به ماديات) اين مطلب را به انسان القا مي کند که ارتباط با آنها و در کنار آنها بودن چه قدر لذت بخش است، وي وقتي خود را به آنها مي رساند، مي بيند اصلا اين طور نيست و چيزي زيادي به دست نياورده است و آن چيزي که به دست آورده ارزش اين همه تلاش و انتظار را نداشته است. بايد به نعمت هاي پايدار دل بست نه به دنياي زودگذر. 6- ازدواج يک امر مقدسي است که در سرنوشت آدمي مؤثر است. پس نبايد با اين موضوع بسيار مهم، برخورد احساسي کنيم و تسليم احساساتمان شويم. بلکه بايد با آن کاملا عاقلانه کنار بياييم. عقل به ما مي گويد براي ازدواج دو راه بيشتر نداري، يا امکان آن برايت فراهم نيست و نمي تواني ازدواج کني، که در اين صورت بايد موقتا از آن چشم پوشي کني و از کارهايي که غريزه جنسي تو را تحريک مي کند بپرهيزي و تا امکان آن فراهم نشده صبور باشي، يا امکان آن فراهم است و از جهات سني، اقتصادي، خانوادگي، تحصيلي و غيره آمادگي آن را داري. 7- به احساس خود در آغاز جوانی نبايد اطمينان كنيد. جوان در اين سنین دچار خيالات بسيار قوي اي نسبت به جنس مخالف است و به تجربه ثابت شده عشق هايي كه در اين سن ايجاد مي شوند نه واقعي هستند و نه پايدار و بيشتر ناشي از غليان احساس هستند. بايد سعي كنيد از دلبستگي در اين سن پرهيز كنيد و به خودتان فرصت بدهيد تا قدري عاقلانه تر با مسايل مهم زندگي مانند ازدواج برخورد نماييد. ازدواج يكي از مهمترين حوادث زندگي انسان است و نقش مهمي در سرنوشت، سعادت و خوشبختي و همچنين ناكامي و شقاوت انسان دارد لذا بايد با دقت كافي همه جوانب مسأله مد نظر قرار گيرد و غفلت از هر بعدي از ابعاد اين مسأله مي تواند پيامدهاي ناگوار و جبران ناپذيري را به دنبال داشته باشد. حال بياييد تصور كنيم هردوي شما داري ويژگي‌هاي لازم براي تشكيل يك زندگي مشترك هستيد و امكان برپايي جلسه خواستگاري از سوي خانواده شما نيز وجود دارد؛ اما حقيقت اين است كه داشتن اين ويژگي‌ها همه ماجراي ازدواج نيست. ذهن منطقي شما به خوبي مي‌فهمد كه سن كم از جمله مشكلاتي است كه در اين راه وجود دارد. نه شما و نه آن دختر در غار زندگي نمي‌كنيد. هردوي شما قبل از رسيدن به سن ازدواج، سالها فرصت خواهيد داشت كه تعاملات اجتماعي داشته باشيد. خانواده دختر از كجا مطمئن باشند كه شما در طي اين سالها با وجود روحيه جواني، شما بر عشق خود پايدار خواهيد ماند؟ لطفا نگوييد كه عشقي كه اين سالها با من بوده چگونه از يادم برود يا جايگزين شود؟ چون تجربه نشان داده كه به راحتي اين اتفاق مي‌افتد. از كجا مي‌دانيد كه دختر نيز نسبت به شما نظر مساعد دارد؟ اگر هم موافق باشد مطمئنيد كه دختر در اين راه با شما خواهد بود؟ يا خواستگار بهتري نخواهد داشت؟ هرقدر هم كه او قول بدهد يا خانواده‌اش متعهد شوند، دل او كه در اختيار شما نيست. از اينها بگذريم؛ تصور كنيد امشب به خواستگاري ايشان رفتيد و قول او و خانواده‌اش را گرفتيد. هنوز كه نه شغلي داريد، نه تجربه‌اي در اداره زندگي و نه تحصيلات قابل توجهي. سربازي را هم اضافه كنيد. پس سالها تا تشكيل زندگي مشترك فاصله داريد. اين سالها را چگونه بايد گذراند؟ يكديگر را نبينيد و به هم فكر نكنيد؟ براي دو نفر كه تا اين حد يكديگر را دوست دارند،‌ چنين امكاني وجود دارد؟ توان اين را داريد شب‌ها و روزهايتان به ياد يكديگر بگذرد اما از ديدن هم يا حتي حرف زدن با هم، محروم باشيد؟ دوست خوبم، عشق انرژي رواني و عاطفي زيادي از عاشق و معشوق مي‌گيرد. اگر اين زجر ادامه يابد شما و ايشان دچار مشكلاتي خواهيد شد كه زندگيتان را با مشكلاتي مواجه خواهد نمود. در اولين نمودها اشتغال ذهني، باعث خواهد شد از تحصيلتان عقب بمانيد و اين يعني دور ماندن از موفقيت‌هايي كه آينده براي شما رقم زده است. چه كسي خواهان همراهي فردي شكست خورده خواهد بود؟ نگوييد كه عشق به او به من انرژي مضاعف خواهد داد، كه غالبا چنين اتفاقي نيفتاده است. حال اگر درطي اين سالها، با يكديگر باشيد چه اتفاقي خواهد افتاد؟ در قدم اول خانواده دختر اين اجازه را به شما نخواهند داد كه اينهمه سال، بدون اينكه تعهدي به عنوان همسر داشته باشيد، رفت و آمد نماييد. در قدم بعدي، نيازهاي عاطفي و جنسي شماست كه با وجود نزديك بودن به يكديگر به اوج خود مي‌رسند در حاليكه قادر به ارضاء آنها نيستيد و اگر باشيد عبور اين سالها باعث خواهد شد براي يكديگر تكراري شويد و هنگامي كه به سن مناسب ازدواج برسيد، نسبت به هم اين احساس كنوني را نخواهيد داشت. يكي از دلايل عاقبت به خير نشدن ازدواج بسياري از روابط دوستانه دختر و پسر، همين امر است. با همه آسيب‌ها و مشكلاتي كه توضيح داديم، اگر همچنان شور و هيجان عشق شما را رها نمي‌كند مي‌توانيد پدر و مادرتان را به صحبت با والدين دختر، تشويق نماييد تا در صورت موافقت آنها و دختر، قول او را به شما بدهند تا از اين جهت آرامش داشته باشيد. براي راضي كردن والدين مي‌توانيد ابتدا با يكي از آنها كه ارتباط بهتري با شما دارد، آغاز نماييد يا از فرد سومي كه با شما هم‌رأي و داراي نفوذ فكري بر والدينتان است استفاده نماييد. اما اين نكته را توجه نماييد كه طبق فرموده قرآن؛ دختران پاك براي پسران پاكند و پسران پاك، روزي دختران پاك خواهند بود. پاكي و طهارت روح و جسم خود را حفظ كنيد تا به مقصود خود برسيد. خداوند در قرآن وعده داده كه هركس اهل تقوا و پرهيزگاري باشد، براي او گشايشي در امور خواهد بود. پس در اين مدت كه به سرنوشت الهي خود برسيد، ايمان خود را حفظ كنيد و حدود شرعي و عرفي را رعايت نماييد. اميدواريم سرانجام شيريني براي اين ماجراي شما اتفاق بيفتد. برادر خوبم، ايمان و عمل صالح، تنها راهي است كه انسان را به منزلگاه موفقيت و سعادت مي‌رساند. باز هم با ما سخن بگوييد.

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#رابطه دختر و پسر، زن و مرد