علاقه به دختر همکلاسي


سؤال :

سوال من درباره ازدواجه. من 27 سالمه و به يك خانم كه همكلاسيم هم هست علاقمند شدم. خانم خوبيه از نظر حجاب و دين هم كامله ولي اين وسط يه مشكلي دارم و اون هم اينكه دانشجو هستم و بيكار و از طرفي هم چون به ايشون علاقه دارم نميخوام از دستش بدم. قضيه رو هم با خانوادم درميون نذاشتم چون خانوادم ميگن اول برو سركار بعد زن بگير. الان موندم چيكار كنم. آيا برم و با اين خانوم حضوري صحبت كنم و درد دلم رو بهش بگم يا اينكه ... نميدونم. لطفا راهنماييم كنيد. با تشكر


جواب :

در خصوص مسئله‌اي كه مطرح نموده‌ايد به چند نكته اشاره مي‌كنم : 1. شايد بتوان گفت كه مهم‌ترين رويداد زندگي ما كه چگونگي آن تا حد زيادي به نگرش‌ها و رفتارهاي ما بستگي دارد، رويداد ازدواج است. ازدواج و انتخاب همسر مسئله اي است كه اگر عاقلانه، با احتياط و به دور از شتاب و هيجان‌زدگي انجام شود و فرد (چه دختر و چه پسر) همسر مناسب و متناسب خود را به درستي گزينش كند، موجب گشوده شدن فرصت‌هاي پرشماري براي آرامش، عشق، معنويت و لذت‌جويي حلال براي جسم و جان او مي‌شود و اگر خداي ناكرده انتخابي نادرست و از روي هيجان‌زدگي اتفاق افتد، ممكن است بسياري از فرصت‌هاي خوب زندگي او تباه شده و در حسرت يك زندگي مطلوب، همواره تلخ كام بماند يا طعم گزنده جدايي را بچشد و يا سردي و نامهرباني يك زندگي ناشاد و پرتنش را در همه عمر تجربه كند. 2. براي يك انتخاب مطلوب و رضايت‌بخش كه آرامش و صميميت و شادكامي را به دنبال داشته باشد، توجه به جوانب گوناگون موضوع ازدواج بسيار حائز اهميت است. هرگونه بي‌اعتنايي يا سهل‌انگاري مي‌تواند پيامد‌هاي تلخي را در پي‌داشته باشد. بدون ترديد، يك انتخاب درست، مبتني بر شناخت كافي از كسي است كه مي‌خواهيم او را انتخاب كنيم. براي شناخت كافي و مطلوب، نيازمند داشتن معيارها و ملاك‌هاي روشن و تصريح شده براي خود هستيم و رسيدن به اين ملاك‌ها، متوقف بر يك خود‌شناسي كارآمد و كامل است. تا وقتي به روشني نمي‌داني اهدافت در زندگي، باورهايت نسبت به موضوعات مهم زندگي، ارزش‌هايت، نيازها، ويژگي‌‏هاي شخصيتي، علايق و سلايق و انتظاراتت از همسر آينده چيست، يقينا نخواهي توانست فردي را انتخاب كني كه بتواند تو را به خواسته هايت نزديك كرده و در كنار او احساس آرامش و اطمينان خاطر داشته باشي. شور بختانه بايد گفت كه اغلب دختران و پسران عليرغم پندارشان، در واقع، نمي دانند به دنبال چه هستند و بايد چه چيزي يا چه كسي را براي رسيدن به خواسته‌هاشان برگزينند! و اصلا بسياري نمي‌دانند كه هدفشان در زندگي و يا ازدواج چيست؟ اما پس از انتخاب و مسدود شدن راه بازگشت، آهسته آهسته پي‌ مي‌برند كه چه مي‌خواسته‌اند و چه چيز را به دست آورده‌اند! رشد سرسام‌آور طلاق و بدتر از آن، طلاق عاطفي در جامعه ما، ريشه اصليش را بايد در همين سهل‌انگاري و بي‌توجهي به مسأله مهم و سرنوشت‌ساز انتخاب همسر جستجو كرد. براي رسيدن به يك معرفت مطلوب از خود و يافتن معيارهاي واقعي، نيازمند مديريت هيجان‌ها و احساسات هستيم. بايد عينك دلبستگي‌ها و علاقه‌هاي عاطفي را از چشم‌ها برداشته و با واقع‌بيني و جامع‌نگري به همه مسايلي كه برايمان اهميت دارد و چارچوب يك زندگي سعادتمندانه و رضايت‌بخش را فراهم مي‌آورد بنگريم و بينديشيم. موضوع خودشناسي و كشف معيارها و ملاك‌هاي شخصي براي انتخاب، بايد الزاما پيش از آغاز گفتگو با گزینه های همسري صورت گيرد. 3. يكي از مسايل مهم و قابل‌توجه در مسأله انتخاب همسر، كه پيش‌بيني كننده مهمي در موفقيت يا عدم موفقيت يك ازدواج به شمار مي‌رود، اين است كه زن و مرد از لحاظ جنبه‌هاي مختلف شخصيتي، خانوادگي و اجتماعي، همگن و مشابه باشند. تناسب و تشابه زوجين كه در ادبيات ديني از آن با تعبير كفويت نام برده شده است، موجب مي‌شود همسران علاوه بر درك بهتر و شناخت كامل‌تر از ويژگي‌هاي يكديگر بتوانند به گونه مناسب‌تري به انتظارات هم پاسخ گفته و تفاوت‌هاي فاحش در زمينه‌هاي گوناگون ديني، تحصيلاتي، خلق‌وخو، اقتصادي... به عاملي براي دلخوري، سوءتفاهم و تنش در روابط آنها تبديل نشود. بديهي است كه دو نفري كه از جنبه‌هاي گوناگون به هم نزديك‌ترند بهتر و پوياتر مي‌توانند ارزش‌ها، انتظارات، علايق، حساسيت‌هاي مثبت و منفي يكديگر را درك كرده و در برابر آن واكنشي به هنگام و متناسب داشته باشند. بي‌توجهي اكثر مردم نسبت اين مسأله مهم و سرنوشت‌ساز چيزي از اهميت وتأثير‌گذاري آن نمي‌كاهد بلكه تنها موجب مي‌شود در زندگي مشترك به بسياري از خواسته‌ها و اهداف خود نرسند. آمار بالاي طلاق و بدتر از آن جدايي عاطفي در ميان خانواده‌ها گوياي اين حقيقت است كه بيش‌تر خانواده‌ها براي اين رويداد مهم، استراتژي و راهبردهاي لازم و مطلوب را آماده نمي‌كنند. متأسفانه بسياري از دختران و پسران نه تنها فاقد ملاك‌هاي روشن و برآمده از تفكر و تأمل و مشاورت هستند، كه تلاش كافي و مورد نياز براي شناخت كانديداي ازدواج با خودشان را هم انجام نمي دهند. البته بايد توجه داشته باشيم كه تناسب و كفويت كامل و صد در صد ميان زوجين هرگز در ابتداي آشنايي و شايد تا آخر زندگي به وجود نمي‌آيد زيرا زن و مرد به خاطر تفاوت‌هايي كه از لحاظ بيولوژيكی، فيزيولوژيكی، جسمي، روان‌شناختي، سبك تربيتي والدين، ميزان و كيفيت آموخته‌ها و نيز تجارب پرشمار دوران كودكي و نوجواني دارند، داراي علايق انتظارات و نگرش‌هاي متفاوتي هستند، اما هر چه اين تفاوت‌ها كم‌تر باشد به تعامل بهتر و پوياتر آنها كمك بيشتري كرده و اين امكان را براي آنها فراهم مي كند كه با تكيه بر مشتركات و تشابه‌ها، راه‌هايي را جهت سازگاري و واكنش بهتر در برابر تفاوت‌ها اتخاذ كنند. ازدواج موفق و رضايت‌بخش همانند تندرستي و سلامت بدني است. همان‌گونه كه اكثر مردم از شيوه صحيح تغذيه، خواب، فعاليت بدني... غفلت كرده و توصيه‌هاي پزشكان و متخصصين امر را به هيچ مي‌انگارند و همين مسأله موجب ابتلا بسياري از آنان به انواع بيماري هاي قلبي- عروقي، ديابت، سرطان، فشارخون ... شده و مي‌شود و در اين ميان اقليتي از مردم به اين امور اهميت مي‌دهند، در ازدواج نيز، اقليتي از خانواده‌ها و دختران و پسران، به ملاك‌هاي درست و حقيقي بها داده و كوشش لازم را براي يك انتخاب مطلوب به كار مي‌گيرند. 4. پسران و دختراني كه در دام دلبستگي‌هاي نيرومند پيش از ازدواج مي‌افتند و از دريچه‌ آن به ازدواج وارد مي‌شوند، اغلب با ديدن برخي خصوصيات ظاهري و رفتاري از طرف مقابل، گمان مي‌برند كه همين خصوصيات يراي يك زندگي رضايت‌بخش كافي است. مثلا، برخي دختران شيفته استقلال يا غرور پسر و برخي دلداده قد و قامت يا شوخ طبعي و... او مي‌شوند و تمامي شخصيت او را با همين يك يا چند خصوصيت براي خود تحليل كرده و مي‌پندارند كه شخصيتش ايده آل و كامل است و مي‌توانند در كنار او به آرامش دست يافته و خوشبخت شوند. پسران اغلب، يا دلشده اندام زيبا و روي فريبا و يا فريفته متانت و تكبر و يا حتي حجاب نيكوي دختر مي‌شوند و مي‌پندارند كه همين يك يا چند خصلت زيبا، نشانگر شخصيت كامل و زيباي اوست؛ اما حقيقت اين است، كه نه هر آنچه ما در بادي امر، زيبا و ارزشمند تصور مي‌كنيم واقعا زيباست و نه يك يا چند خصلت زيبا مي‌تواند دليل بر شخصيت مطلوب فرد باشد. به قول كارل يونگ، اكثر ما آدم‌ها براي آنكه وارد اجتماع شويم و مقبوليت اجتماعي پيدا كنيم، به طور هشيار و يا ناهشيار، به خود ماسك مي‌زنيم و چهره‌اي ديگرپسند از خود به نمايش مي‌گذاريم؛ ديگران ما را با اين ماسك مي‌شناسند، امّا شخصيت واقعي ما همواره پنهان مي‌ماند، جز براي كسي كه براي تمامي عمر، شريك زندگي ما خواهد بود. بنابر اين عاقلانه و حكيمانه است كه تا از متناسب بودن مجموعه ويژگي‌هاي شخصيتي و خانوادگي فرد مورد نظر اطمينان حاصل نكرده‌ايد و مطمئن نشده‌ايد كه موانعي براي ازدواج شما با او وجود ندارد، اجازه پديد آمدن دلبستگي و نيروگرفتن آن را به خود ندهيد. زيرا وقتي دلبستگي پيدا شد، هرچه دلبستگي نيرومندتر مي‌شود هم‌پاي آن، قضاوت عقلاني و مبتني بر شناخت واقع‌بينانه دشوار و گاه ناممكن مي‌گردد. دلبستگي، رفته‌رفته موجب پيدايش اضطراب‌جدايي، بي‌قراري و افسردگي مي‌شود. اين حالات آزاردهنده هنگامي كه به محبوب دسترسي نباشد و به خصوص اگر در كنار ما باشد و هر روز او را ببينيم، وضعيت رواني فرد را آشفته‌تر مي‌كند. اكنون كه به هر علت به آن خانم علاقه‌مند شده‌ايد، مسلما انكار، سركوب و يا پنهان كردن اين علاقه و دلبستگي كار درست و سودمندي نيست،زيرا وقتي دلبستگي شكل مي‌گيرد ممكن است به دنبال آن، تعارض‌هاي عاطفي و شناختي هم پيدا شوند و شرايط آزاردهنده‌اي را به وجود آورند كه گويا در مورد شما چنين مسأله‌اي رخ داده است. تعارض‌ها وقتي پديد آمدند، بايد به گونه درستي حل وفصل شوند و گرنه آرامش خاطر را از ما مي‌گيرند. از اين‌رو هر گونه تعلل در اين خصوص عاقلانه به نظر نمي‌رسد. زيرا ممكن است دست‌دست كردن شما موجب شود كه در اين ميان خواستگار ديگري مطرح شود و فرصت از شما گرفته شده و حسرت آن برايتان بماند. از سوي ديگر ممكن است خانم ازدواج كرده و يا در آستانه ازدواج باشد و يا به هر علت نخواهد با شما ازدواج كند و تعلل شما باعث ماندن در حالت تعارض بشود. بهترين شيوه اين است كه از دختر مورد نظر خواستگاري كنيد. خواستگاري، به شيوه صحيح، موضوع دلبستگي را در مسيري طبيعي و منطقي قرار مي‌دهد. براي اين كار مي‌توانيد يكي از استادان متأهل و نسبتا بزرگسال خودتان را واسطه قرار داده و از ايشان بخواهيد نظر خانم درباره ازدواج با شما را جويا شده و در صورت امكان وسيله آشنايي خانواده‌هاي شما شود. هم‌چنين مي‌توانيد خيلي مؤدبانه و به دور از هيجان‌زدگي از دختر خانم بخواهيد كه شماره پدرش را به شما بدهد تا از طريق خانواده موضوع خواستگاري را پي‌گيري كنيد. راه ديگر اين است كه از خواهر يا مادر خودتان بخواهيد در صورت امكان به دانشگاه آمده و با دخترخانم صحبت كنند. خواستگاري از خود دختر بدون اطلاع خانواده، در بسياري از مواقع موجب سوءتفاهم شده و ممكن است به سرانجام خوبي منتهي نشود. علاوه بر اينكه خواستگاري از طريق خانواده دختر، شأن و آبروي او را بهتر حفظ مي‌كند. بسيار ديده‌ايم كه خواستگاري پسر از خود دختر، موجب شده كه اين امر براي دختر دلبستگي ايجاد كرده و ذهن او را بي‌جهت درگير مسأله‌اي نموده كه سرانجامش روشن نيست. وقتي موضوع را با خانواده دختر در ميان بگذاريد، كم‌كم همه جوانب موضوع براي طرفين روشن شده و اگر صلاحيت و تناسب لازم را در شما بيابند مطمئنا با برخي كاستي‌ها (و از جمله نداشتن شغل) كنار آمده و به شما فرصت خواهند داد آن‌ها را برطرف كنيد. خانواده‌هاي اصيل و فهيم بيش از هر چيز به شخصيت سالم، اخلاق و ايمان فرد اهميت داده و به او فرصت خواهند داد شرايط لازم مانند اشتغال، اتمام تحصيلات، ... را فراهم كند. بنابراين به نظر مي‌رسد كه مسأله اشتغال در آغاز كار چندان مهم نباشد. آنچه مهم است توانايي، همت و اراده لازم براي به عهده گرفتن مسئوليت همسري و تلاش براي فراهم كردن زمينه‌هاي ضروري ايفاي اين نقش، از جمله شغل مناسب است. نكته ديگري كه تذكر آن را لازم مي‌دانم اين است كه هرگز مسأله علاقه‌ خودتان را با دوستان و هم‌كلاسي‌هايتان در ميان نگذاريد. اين كار ممكن است موجب شود كه اين مسأله سرزبان‌ها افتاده و حرف و حديث‌هاي نادرستي را بزايد و يا برخي با پيشنهادهاي نادرست مسير منطقي و عاقلانه را منحرف كنند. از آنجا كه در جامعه ما خانواده نقش مهمي در شكل‌گيري و موفقيت ازدواج جوانان و به خصوص دختران دارند، هرگونه گفتگو و قراري ميان دختر و پسر بايد از طريق خانواده و يا با اطلاع آنها انجام شود. موفق باشید. باز هم با ما سخن بگویید.

عکس مشاور
مشاور: پرسمان نهاد رهبری

email info@ezdevaj.org

کلید واژه ها:


#رابطه دختر و پسر، زن و مرد